مقدم: فرهنگ باید از لحاظ اقتصادی روی پای خود بایستد

محمود مقدم اداره ارشاد دماوند

به گزارش تارود به نقل از هفته نامه ره آورد، در اداره ارشاد مهمان مقدم رییس این اداره بودیم و از او پیرامون مسائل فرهنگی سوالات مختلفی پرسیدیم. او از لزوم نگاه متفاوت به عرصه اقتصاد فرهنگی گفت و اعتقاد داشت که باید به سمت و سویی برویم که محصولات تولید شده در عرصه فرهنگی خود درآمدزا باشد. بخشی ازاین گفتگو را در این صفحه مطالعه می کنید.

  • چرا ریاست ارشاد دماوند را انتخاب کردید؟

ریاست یعنی در  راس خدمتگزاری قرار گفتن. به دلیل دغدغه فرهنگی با توجه به فعالیت سازمان و تعلق خاطر به زادگاهم، مسئولیت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی را انتخاب کردم که مدت زمانی  بتوانم برای فرهنگ و هنر شهرستان خدمت رسانی کنم.

  • با مشکلات دماوند آشنا بودید. الان مشکلات با آنچه تصور شما بود چقدر نزدیک است؟

با همه ی فعالیت های فرهنگی که از قبل در شهر دماوند داشتم ،شناختم به نقاط قوت و ضعف فرهنگ شهرستان به صورت کلی بود اما اکنون با نگاه اجرایی و گستره ی دماوند، برخی مشکلات  فرهنگی بسیار زیر بنایی و برخی به شدت آسیب زا هستند.

  • مشکلات پیش روی شما چیست؟ آنها را تشریح کنید.

مشکلات فرهنگی در شهرستان کمبود بودجه فرهنگی و کمبود مکان های فرهنگی هنری، ضعف مدیریت کلان فرهنگ شهرستان و نقص تربیت فرهنگ عمومی است. مهاجرت های غیر کارشناسی ، عوارض دستاوردهای تکنولوژی و دنیای غرب و … نیز بر این مشکلات افزوده می شود.لازمه ی ارائه مشکلات فرهنگی شهرستان نیاز به چندین جلسه و گفتمان و ارائه اطلاعات لازم فرهنگی است که در این مصاحبه نمی گنجد.

  • با مشکلات موجود افق و برنامه های شما چیست؟

از جمله برنامه های بنده که در روز معارفه هم بیان کردم این بود که «با توجه به کمبود بودجه، با یکدست کردن برنامه ها و ایجاد مشارکت بین دستگاه ها بتوانیم محصولات فرهنگی را با کیفیت بالاتر تولید کنیم. محصولاتی که بتواند به رشد و تعالی فرهنگ شهرستان کمک کند.»

  • یکی از راهکارهارا فرمودید که مشارکت مردمی و مسئولین است. آیا فکر نمی کنید یک بخشی از تحرک و پویایی، اقتصادی شدن فعالیت های فرهنگی است. بهتر نیست به سمتی برویم که فعالیت های فرهنگی خود درآمدزا باشد؟

بله دقیقا درست است. پیشنهاد بنده در مورد مشارکت مردمی ادارات و نهادها درامور فرهنگی از ناحیه وظیفه حمایتی دستگاه حاکمیت بود. اما آنچه متاسفانه تا بحال در این خطه اتفا ق نیفتاده اقتصادی کردن فعالیت های فرهنگی است.

بنده در دیدارهای متعدد که با انجمن های فرهنگی هنری داشتم به اقتصادی کردن فعالیت های فرهنگی بسیار تاکید کردم ؛چرا که شایسته هنرمند نیست که گوشه نگاهش به حمایت دولت باشد. البته دولت که وظیفه دارد در بحث حمایت اهل فرهنگ و هنر فضای استفاده از محصولات فرهنگی را به گونه ای آماده سازد تا در سبد خانوار شهروندان قرار گیرد یا فضایی را همچون بازار هنرمندان ، نگارخانه، آمفی تئاتر، فروشگاه و .. ایجاد نماید تا اهل فرهنگ و هنر بتوانند با عرضه محصولات فرهنگی و هنری در زمینه های ادبیات، هنرهای، هنرهای تجسمی، موسیقی ، عکس و فیلم به خود کفایی اقتصادی برسند . وقتی تولید و عرضه زیاد شود خلاقیت که خمیر مایه هنر است بیشتر شکوفا می شود و به تبع آن موجب توسعه محتوای فرهنگی و هنری در زمینه های مختلف می شود.

  • به نظرتان نباید اقتصادی کردن فرهنگ را از یک جایی شروع کنیم. امسال یک گام جلو برویم و هر سال گامی جلوتر.

برای پویا شدن امر فرهنگ و هنر و توسعه آن، شروع این امر ضروری است. لازمه ی این کار وارد شدن محصولات فرهنگی در سبد خانوار است. بطورمثال کتاب، مطبوعات، فیلم، موسیقی، محصولات متعدد هنرهای تجسمی، خوشنویسی و … در اقلام خرید خانواده های شهرستان قرار بگیرد. از طرفی هم، هنرمندان با توجه به پیشینه شهرستان دماوند، ذائقه مردم، ارزش های دینی و سنت های ایران، زیبایی های طبیعت، جاذبه های گردشگری و … محصولات را با استفاده از قدرت و خلاقیت هایش ایجاد کنند تا قابل عرضه و مورد تقاضای شهروندان قرار گیرد. البته این به این معنا نیست که همه ی محصولات به فروش برسد چه اینکه همین اتفاق در محصولات غیر فرهنگی – هنری اتفاق می افتد.

از سوی دیگر هم تولید محصولات فرهنگی و هنری محدود به شهرستان باشد باید چشم انداز اهل فرهنگ و هنر انتشار محصولات در سطح استان و کشور باشد و الا آن شکوفایی مورد انتظار محقق نمی شود.

  • فرهنگ عمومی حلقه مفقوده و اصلی جامعه امروز است. در این زمینه کجای نقشه راه قرار دارید و وضع موجود را از حیث متولی امور فرهنگی چگونه ارزیابی می کنید؟

فرهنگ عمومی یک از مهمترین موضوعات فرهنگی جامعه بشری بخصوص جامعه اسلامی می باشد. بحمداله با تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگ و پس از آن ایجاد شوراهای فرهنگی عمومی استان و شهرستان ها و … در نظام مهندسی اسلامی شکل سازمانی و ترتیب قانونی و متولی خاصی پیدا کرد. اما انتقاد مورد توجه نوع عملکرد شوراهای فرهنگ عمومی از ابتدا تاکنون هست که تعریف جامع و کاملی از فرهنگ عمومی و تعیین زیر شاخه ها و مصادیق آن بصورت کارشناسی صورت نگرفته است از طرفی هم برای برخی دستگاه های اجرایی ضرورت التزام به مصوبات شورای فرهنگ عمومی روشن نشده در حالی که شورای فرهنگ عمومی با توجه به اعضای آن از بالاترین نهاد فرهنگی یک منطقه محسوب می شود. صرف نظر از این موضوع مشکل اصلی در امور کارشناسی نحوه ی اجرایی کردن امور فرهنگی در سطح شهرستان است. مصرف فرهنگی (میزان مطالعه کتاب، مطبوعات، اینترنت، شبکه های تلویزیون، مراجعه به سینما و تئاتر، برنامه های موسیقی، فیلم و ورزش و …) و امور فرهنگی در روابط درون خانوادگی ، اقتصاد خانوار ،اعطای صدقات، کارنیک و انتشار کار نیک، شرکت در امور مذهبی ، تعهد بر قول و قرار، تعهد به محیط زیست و …) راهکارهایی را می طلبد که با تغییر نسل و توسعه تکنولوژی سازگار و به روز باشد که ما به شدت در این مسئله ضعف داریم.

  • سطح مشارکت عمومی مردم در شورای فرهنگ عمومی چه میزان است؟ و چه راهکارهایی برای توسعه آن دارید؟

سطح مشارکت مردم در فعالیت های فرهنگ عمومی و شورای فرهنگ عمومی بسیار ناچیز است. شاید به دلیل عدم توجه دبیرخانه شورا به این مساله بوده است. اما راهکاری که می توان برای آن دید، بهره مندی از مشورت شورا یاری ها یا شوراهای شهر  و روستا و انجمن ها و کانون های تخصصی فرهنگ است. همینطور دسته بندی قشرهای مختلف و استفاده از مفاخر فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی در کار  گروه تخصصی شورای فرهنگ عمومی است.

  • به عنوان متولی امور فرهنگی چالش های دهه آینده شهرستان را چه می دانید؟

گفتن چالش های آینده شهرستان در زمینه فرهنگ را باید از کارگروه مشورتی فرهیختگان و کارشناسان شنید. اما از نگاه بنده : چالش های آینده دماوند با نگاه به وضع موجود و استقرار این وضعیت، عدم یکپارچگی فرهنگ شهروندی به دلیل مهاجر پذیری، بی  برنامگی در سطح شهرستان و به تبع آن نفوذ فرهنگ های گوناگون در تربیت فرهنگ بومی شهرستان، رکود فعالیت های هنری و فرهنگی به دلیل عدم در نظر گرفتن فضاهای فرهنگی در مهندسی شهری خصوصاً در مسکن مهر و مناطق و شهرک های جدید التاسیس و به دنبال آن سردرگمی خانواده ها، گسترش فعالیت های غیر مجاز هنری در بین اقشار جامعه.

  • شما یک مدیر بومی هستید و این امر سطح توقع را بالا برده است. به دیگر سخن عملکرد شما و امثال شما معیار است، پس وظیفه ای سنگین دارید؛ نظرتان چیست؟

مسلماً وقتی یک مسئول بومی در مدیریت اداری قرار می گیرد، دسترسی شهروندان به او راحت تر و به دلیل بومی بودن ارتباط برقرار کردن شهروندان و بیان مسائل با وی آسان تراست. از طرف علاوه بر احساس و وظیفه قانونی و شرعی خویش مسئول بومی برای حفظ شان شهروندی خویش ، اعتلای زادگاه و وطنش تمام سعی خود را برای خروجی بهتر و تکریم ارباب رجوع انجام می دهد.

  • آیا شما معتقد هستید که مدیرفعلی جایگزین خود را تربیت کند و با ثبات مدیریت نظام برنامه محور حاکم شود و هر کس فقط به دنبال ارائه کارهای مقطعی نباشد؟

در نگاه سیستمی یکی از وظایف مدیر فعلی تربیت نیرو برای آینده و مدیریت پس از خود است؛ اما چیزی که در خارج اتفاق می افتد وابسته به عوامل سیاسی اجتماعی دیگری است که باید آنها همسو با این نگاه شود. تنها در این صورت است که یک نهاد دولتی می تواند از برنامه هایی که برای رسیدن به اهداف کوتاه مدت و بلند مدتش که در افق چشم انداز دیده را انجام دهد و الا دستخوش برنامه های کوتاه و پروژه های مقطعی می شود که جز آمار و گزارش هیچ خروجی دیگری ندارد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا