فرهنگ سیاسی یا سیاست فرهنگی

شیوا امیری-فرهنگ یکی از مهمترین مقولاتی است که همواره مورد توجه مقام معظم رهبری قرار گرفته، تا جایی که ایشان همواره در بیانات خود، رخنه فرهنگی را از مهمترین تهدیدات متوجه کشور برشمردند. در این میان جناح های سیاسی همواره به جای ان که حافظ ارزش های فرهنگی باشند، از فرهنگ به عنوان ابزاری در جهت تامین اهداف حزبی و جناحی خود استفاده کرده اند.
در سال های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، حکومت طاغوت، فرهنگ را تا اندازه ای تنزل بخشیده بود که فعالیت های فرهنگی عملا به ترویج فحشا و منکر بدل شدند، چرا که دستگاه حاکمه معتقد بود، برای جهانی شدن و توسعه در عرصه بین المللی باید جامعه را با ارزش های فرهنگی غرب بزک کرد و در نتیجه تعداد کافه، قمار خانه و کاباره ها از تعداد کتاب فروشی ها در سطح کشور بیشتر بود، مراکزی مانند، تیاتر، سینما و تلویزیون هم که مهمترین نهاد های مروج فرهنگ بودند،به جای آن که ارزش های ملی و مذهبی جامعه ایرانی را بازتاب دهند، منفعلانه قدم در مسیری می گذاشتند که امپریالیسم بین المللی برای آن ها تعریف کرده بود.
اما پیروزی انقلاب اسلامی بر همگان ثابت کرد که نهضت حضرت روح الله بیش از آن که اقدامی سیاسی باشد، فرهنگی است، چرا که ایشان با یادآوری ارزش های ناب اسلامی که به بخش انکار ناپذیر فرهنگ ملی ایرانیان بدل شده بود، اذهان مردم و به ویژه جوانان را روشن کردند و با صلابتی مثال زدنی کاخ پوشالی حکومت محمد رضا را ویران ساختند. اما در سال های ابتدایی نظام نوپای اسلامی، سخنان امام که مروج فرهنگ اصیل اسلامی بودند نه تنها جامعه ایران، بلکه مرز های جغرافیایی ایران را نیز درنوردید وملت هایی آزاده را هم مشتاق و شیفته فرهنگ ایران اسلامی کرد تا جایی که تعابیری مانند صدور انقلاب اسلامی به سایر کشور ها مطرح شد. اما ازسویی در حوزه فرهنگ شاهد حضور افرادی هم بودیم که به جای آن که همپای ارزش های فرهنگی جامعه گام بردارند، یا همیشه یک قدم عقب تر از ولی فقیه زمان خود گام بر می داشتند و یا با حرکاتی عجولانه و غیر منطقی یک قدم جلو تر بودند که این گونه مسایل چالش هایی را در حوزه فرهنگ ایجاد می کرد.
در سال های بعد با ارتقاع تکنولوژی های ارتباطی،به ویژه در حوزه رسانه، غرب راه های نفوذ را برای ترویج فرهنگ مورد نظر خود توسعه داد، حضور بروز ماهواره ها و گسترش آن در بین شهروندان ایرانی و متعاقب آن تاسیس رسانه های فارسی زبان، زنگ خطری بود برای ارزش های فرهنگی جامعه ایرانی و به این سبب در مقاطع زمانی مختلف یکی از موضوعاتی بود که بیانات مقام معظم رهبری را به خود اختصاص می داد.
با رویکار آمدن اصلاحات در سال 76 و رویکرد منفعلانه دولت، نسبت به مسایل فرهنگی و تدابیر وزیر ارشاد وقت که امروز در دامان شبکه های انگلیسی جای خوش کرده، هشدار های مقام معظم رهبری مبنی بر رخنه فرهنگی با بی توجهی مسولان به تهدیدی جدی تبدیل و ارزش های فرهنگی از نگاه طبقه ای از جامعه به تعریفی غربی از آزادی محدود شد، از جهتی دیگر جناح های منتقد دولت اصلاحات نیز با استعانت از منویات رهبر انقلاب ، سیاستگذاری های فرهنگی دولت را مورد انتقاد قرار می دادند که نتیجه روشنگری های آن ها عدم استقبال مردم در انتخابات سال 84 به رویکرد اصلاح طلبان بود. اما با رویکار آمدن دولت نهم، فرهنگ به جای آن که محیط بر سیاست شود، به دستمایه ای برای سیاست بدل شد و همین امر، به بروز واکنش هایی از سوی اصحاب فرهنگ بدل شد، در واقع در دولت نهم، فرهنگ، همچنان مظلومانه به مثابه ابزاری در اختیار سیاست قرار گرفته و عملا کارکرد خود را از دست داد، همین بی توجهی به جایگاه فرهنگ در جامعه به فتنه 88 منجر شد که اگر حضور مردم و تدابیر رهبری نبود، خساراتی جبران ناپذیر کشور را در بر می گرفت، در دولت دهم نیز سیاست های سلبی در حوزه فرهنگ و استفاده ابزاری به اصحاب فرهنگ بیشتر به حرکاتی نمادین منتهی شد که حتی صدای انتقاد برخی از گروه های موافق سیاس های دولت را هم بلند کرد.
از سال 92 وپس از پیروزی دولت روحانی نیز مساله فرهنگ به عنوانی مهم در جامعه تبدیل شد، دولت تدبیر و امید کمتر به فرهنگ پرداخته و این در حالی است که مقام معظم رهبری کمتر از شش ماه قبل در بخشی از فرمایشات خود، رخنه فرهنگی را از مهمترین تهدیدات دنیای امروز علیه جمهوری اسلامی ایران قلمداد کردند و افسران جنگ نرم را که حافظان واقعی ارزش های فرهنگی هستند را به مقابله و تهدید زدایی در این زمینه فراخواندند.
با توجه به عنوان دولت یازدهم که تدبیر و امید می باشد تنها باید امیدوار بود که سیاستگذاری های فرهنگی دولت در راستای منافع ملی و اهداف عالی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران حرکت کند و صراحت و شفافیت جایگزین مصلحت اندیشی های سیاسی و جناحی شود. در حوزه فرهنگ سکوت جایز نیست.
انتهای پیام/