چند نكته با منتخبان شوراهاي اسلامي
به گزارش تارود به نقل از ره آورد با روی کار آمدن اعضای دور جدید شوراها، چند نكته تقديم مي گردد:
يك. شوراهاي اسلامي شهر و روستا، نقش تصميم سازي را ايفا نمي كنند بلكه بيشتر نقش تصميم گيري و اجرا را دارند. به عبارتي به نوعي شده اند، هيئت مديره شهرداري! كه مديرعاملي را به نام شهردار يا دهيار برمي گزينند و گاه و بيگاه، درست و نادرست از وي استنطاق مي كنند و به گونه اي در امور اجرايي دخالت
مي نمايند. اين يعني «شورا» از نقش اصلي خود كه «مشورتي» است دور شده و تبديل به «شوراي اجرايي» گرديده است. ضمن اينكه شورا محدود به شهرداري و دهداري شده، نه شهر و روستا! البته بخش مهمي از اين نقص به قانون برمي گردد و قسمتي هم به فراهم شدن زيرساخت هاي مغزافزاري و نرم افزاري آن؛ يعني تصحيح ديدگاه و نگاه مردم و مسئولان به شوراهاي اسلامي.
دو. مشكل آنگاه افزايش مي يابد كه تعصبات محلي، عشيره اي، فاميلي از يك سو و حزبي و جناحي از سوي ديگر انتظارات و توقعات خاصي را از منتخبان ايجاد مي كند و همين مي شود كه اعضاي شورا به ورطه ي ملاحظات و رودربايستي هايي مي افتند كه اصلاً به مصلحت شهرها و روستاهايشان نيست. عده اي از ما شوراي شهر را مثل يك شركت سهامي مي دانيم، كه يك نفر از فلان محل، دو نفر از محل ديگر، يك نفر از بالابلوك، يك نفر از پايين بلوك حتماً بايد حضور داشته باشد. آن وقت است كه «تك رأي» دادن مكرر آن هم در يك صندوق كه اساساً يك كار نادرست است مي شود رويه و هنجار. حالا شما تصور مي كنيد چنين عضوي مي تواند قدمي برخلاف انتظارات نا به جاي رأي دهندگان خود بردارد؟!! مثلاً يك عضو شورا اهل محلات مركزي دماوند يا آبسرد يا كيلان نمي تواند به محلات حاشيه و حومه بپردازد و بلافاصله متهم به خيانت در آراء مي شود، يا اگر عضو ديگري در شهر آبعلي و رودهن به حومه و شهرك هاي اقماري توجه كند، گويا گناه نابخشودني را مرتكب شده است.
بهر حال انتظار مي رود اعضاي شوراهاي شهر و روستا اينك كه به صحن شورا راه يافته اند با يك نگاه همه جانبه و برنامه اي تصميمات خود را عادلانه اتخاذ نمايند.
سه. دو ماه تا آغاز فعاليت شوراهاي جديد مانده است. اعضاي جديد شوراها به ويژه در شهرها كه عموماً اعضاي تازه راه يافته هستند، بايد فرصت پيش آمده ي دو ماهه را مغتنم بشمارند و با مطالعه و بررسي دقيق فعاليت هاي انجام شده و تشكيل جلسات منظم و هدفمند، با خروجي هاي روشن، دستاوردهاي مناسبي را براي يك شروع قوي و كارآمد داشته باشند. از جمله حضور داوطلبانه در جلسات و كميسيون هاي شوراي كنوني و ارتباط گيري با اعضاي قبلي شوراهاي اسلامي و مطالعه ي دقيق طرح هاي جامع و هادي شهرها و روستاها و نيز كندوكاو در نقاط قوت و ضعف عملكردي شوراهاي گذشته و حال.
چهار. تركيب جديد شوراهاي كنوني و حضور جوانان در صحن شوراها – بويژه در شهرها- اين نويد را مي دهد كه هواي تازه و فضاي جديدي را در تغيير و تحول شاهد خواهيم بود. البته تفاوت بين نسلي و جديد الورود بودن اكثر اعضا، نگراني هايي را هم دامن مي زند كه لازمه ي آن ارتباط نزديك منتخبان و تشريك مساعي با يكديگر براي يافتن نقاط مشترك و افتراق همديگر و تلاش براي نزديك سازي ديدگاه ها از همين قبيل است. بي اعتنايي به برخي كساني كه نان خود را در اختلاف و افتراق اعضاي شورا دارند.
زمزمه هايي شنيده مي شود مبني بر عدم توفيق شوراهاي كنوني كه لازم است اعضاي شوراهاي جديد بي توجه به اين سخنان راه و روش مطلوب را با استفاده از خرد جمعي بيابند و از مبتلا شدن به حواشي به شدت پرهيز كنند.
پنج. اين يك پيشنهاد است و البته تصميم با شوراهاي جديد است در شهرها. موضوع انتخاب شهردار؛ زمان كنوني، زمان تسويه حساب نيست. در شرايط كنوني تداوم كار شهرداران موجود – چنانچه ضعف قابل توجهي نداشته باشند – به نفع شهرها و تداوم خدمت آنان است. عجله و شتاب در تعويض شهرداران چندان به مصلحت نيست. بايد بگذاريم برنامه ي سال 92 كه مصوب شوراي قبل است و مجري آن شهردار كنوني است، كماكان با همين شهرداران ادامه يابد. اين مهم به باور ما با تدبير و آينده نگري سازگارتر است.
