اولاً- نقطه تضمین آرامش و امنیت نظام و مردم است که در حساس ترین مواقع بحرانی تصمیمات درست و به هنگام او ضامن بقاء نظام است، چنانچه در خردادماه 68 پس از رحلت امام راحل با انتخاب مقام معظم رهبری اتفاق افتاد.
ثانیاً- جلوه تام مردم سالاری دینی است که دو انتخاب در او اتفاق می افتد. یکی انتخاب نمایندگان خبرگان توسط مردم و دوم تشخیص و معرفی و انتخاب رهبری توسط نمایندگان مردم. اگر ولایت فقیه را جلوه روشن اسلامیت نظام بدانیم و از سویی حضور مردم را جلوه بارز جمهوریت، این ترکیب زیبا را در خبرگان با نمود بیشتری مشاهده می کنیم.
لذا طبیعی است که دشمن در پروژه ی نفوذ خود، چشم طمع ویژه به این جایگاه داشته باشد. از این رو درصدد برنامه ریزی دقیق برای این انتخابات مهم است. مواردی که ذیلاً می آید بر اساس اخبار و تحلیل هایی است که در شبکه های خارجی و محافل داخلی پیاده نظام دشمن به چشم می خورد. آنها در این تحلیل و جلسات نکات ذیل را مطرح کرده و می کنند:
یک. مجلس خبرگان آینده، مجلسی حساس و سرنوشت ساز است. چرا که از سال 1394 تا 1402 در متن تصمیم گیری ها حضور خواهد داشت. آنها در جلسات خود گفته اند: رهبر انقلاب اینک 76 ساله اند و در طول هشت سال دیگر به مرز 84 سالگی خواهند رسید. لذا در این مجلس ما باید یک اقلیت «حرف بزن» و فعال داشته باشیم تا بتوانیم در مجلس آينده حضور قوی خود را بروز دهیم.
دو. گفته اند آنچه در مجلس آینده خبرگان باید به آن بپردازیم این مسایل است:
1- شورای افتاء (فتوی) در مسائل حکومتی در تراز مجمع تشخیص مصلحت نظام
2- شورای رهبری با شعار جلوگیری از استبداد. آنها با زرنگی خاص خود می گویند درباره رهبری فرزانه خیالمان راحت است اما برای آينده باید فکری کرد.
3- نظارت بر رهبری و نهادهای زیرمجموعه ی رهبری
4- زمان دار شدن مدت زعامت و رهبری با همان استدلال که در شورای رهبری آورده اند.
این حرفها ظاهری دموکراتیک و زیبا دارد اما در پس پرده ی آن لایه های پنهانی نهفته است که در جای خود باید به آن پرداخته شود.
مثلاً شورای رهبری اصولاً خلاف قانون اساسی است. چون در قانون اساسی تصریح به رهبری واحد شده است. لازمه این حرف تغییر قانون اساسی است که قطعاً جزء پروژه های آينده ی آنان است.
یا موضوع نظارت بر رهبری که بارها توسط رهبر فرزانه ی انقلاب مورد تاکید واقع شده و هم اکنون نیز کمیسیونی به همین عنوان در خبرگان وجود دارد.
البته پاسخگویی به این شبهات را به فرصت دیگری موکول می کنیم.
سه. طرح موضوعاتی مثل جوانگرایی خبرگان! توسط شخصیت هایی مثل آقای هاشمی رفسنجانی! جالب است بدانیم که وقتی ایشان در آستانه ی 80 سالگی کاندیدای ریاست جمهوری شدند، شعارشان این بود باید با تجربه ها و نسل اولی ها به میدان بیایند تا دچار آزمون و خطا نشویم. عجیب است که ایشان جوانگرایی را در سمت مدیریت های اجرایی مذموم می دانند اما درباره خبرگان که اتفاقاً جایگاه شیخوخیت، مشورت و تجربه است قائل به جوانگرایی شده اند! قربان روم خدا را، یک بام و دو هوا را!
موضوع جوانگرایی آدرس غلط در انتخابات خبرگان برای بدست آوردن کرسی های بیشتر است. همه می دانیم مجلس خبرگان اول که رهبر عزیز انقلاب را انتخاب کرد، برخوردار از حضور بزرگانی چون حضرات آیات فاضل لنکرانی، جوادی آملی، مشکینی، مظاهری و … بود که در آستانه ی مرجعیت بودند. لذا جوانگرایی ملاک اصلی نیست، بلکه تجربه، پختگی و شیخوخیت در این موضوع مهم است.
چهار. گروهی در جلسات خود گفته اند ما در مجلس آینده باید این شعارها را مطرح کنیم تا در انتخابات آينده مجلس که احتمالاً موضوع انتخاب رهبری مطرح خواهد شد بتوانیم میوه های خود را برداشت کنیم. یکی از این راهها قداست زدایی از مجلس خبرگان و عرفی کردن این نهاد مقدس و سوق دادن آن به سمت دو موضوع است:
اولاً در استان های بزرگ موضوع قومیت ها، شرق و غرب استان را بزرگ جلوه دهیم. مثلاً فلان شخص کاندیدایی برخاسته از شرق استان!
ثانیاً رقابت خبرگان را در حد رقابت های حزبی و جناحی تنزل دهیم و لیست و فهرست جناحی بدهیم.
در حالی که بطور منطقی نهاد تشخیص کاندیداهای اصلح در سطح کشور، نهادی مثل جامعه ی مدرسین است که در حال حاضر نمایندگی از تفکرات مختلف هم حضور دارند و در موضوعی مثل تشخیص و معرفی مصادیق مراجع اظهار نظر می کنند. طبیعی است یکی از اهداف آنان در کوتاه مدت خدشه وارد کردن به جایگاه جامعه مدرسین و در میان مدت تلاش برای بروز انشعاب در جامعه مدرسین حوزه ی علمیه قم است.
قطعاً انتظار واقعی از نهاد مقدس شورای نگهبان، حرکت در سیر قانون و کوتاه نیامدن از شاخص های تعیین شده در متن قانون و عدم توجه به فشارها، جوسازی ها و شایعه پراکنی هاست. امیدواریم شاهد انتخابات باشکوه و دشمن شکن خبرگان باشیم.
انشاءالله در فرصتی دیگر به این مهم خواهیم پرداخت.
انتهای پیام/
