پنجهکِشی بیفرهنگی سرخابیها بر اخلاق جامعه
از دو روز قبل جنگ جدید دو باشگاه کلید خورد و «بیانیه» رمز بلوای جدید بود. بیانیههایی که ابتدا به اتهامزنی متقابل بابت فشار به فدراسیون و جامعه داوری و بردهای مشکوک همراه بود اما درنهایت ادبیات بیانیهها، ادبیات اراذل را هم درنوردید.

به گزارش تارود به نقل از تسنیم، سالهاست دربی سرخابیهای تهران از تب و تاب منطقی افتاده است و دیگر این بازی توان فرو نشاندن عطش میلیونها هوادار داخلی و خارجی خود را ندارد زیرا دیگر رغبتی برای پیگیری این بازی از سوی هواداران نمانده و هیاهوی این بازی صرفا به لفاضی و بعضا فحاشی ارکان دو تیم در هفته قبل و بعد بازی خلاصه میشود.
استقلال و پرسپولیس سالهاست که دیگر برای بالا بردن کیفیت بازی خود تیری در کمان ندارند و صرفا با خرید بازیکنانی که چند صباحی در تیمهای دیگر خوش درخشیدهاند سعی در همراه کردن هواداران با تیم به اصطلاح کهکشانی خود دارند و تجربه هم ثابت کرده که این ستارهها معمولا فروغ چندانی در این تیمها ندارند و پس از شناساندن خود به مشتریان خارجی که معمولا هم اعراب شیخنشین هستند، قید تعصب و غیرت به لباسشان را میزنند. بازیهای بیروح، مجادلاتی زرگری صرفا برای فضاسازی رسانهای بین تمام ارکان باشگاهها از آبدارچی تا مدیرعامل، بروز مسائل اخلاقی، حیف و میل بیتالمال و مواردی دیگر به جای پرداختن به مسائل ریشهای مانند تیمداری، بازیکنسازی و فرهنگسازی باعث شد دو تیم مطرح ایرانی در سطح آسیا، امروز به بلایی مبتلا شوند که از جذب هزار هوادار در ورزشگاهها عاجز باشند و در جذب تماشاگر هم، بازی را به حریفان ذرهبینی عرب واگذار کنند.
پولهای بیحساب و کتاب، آزادی عمل غیرقابل تصور بازیکنان و فوتبالیها، موجسواری بر رسانهها، کیفیت پایین بازی و دلایلی دیگر کار را به جایی رسانده که این روزها اگر به مردم بگویند در صورت حضور در استادیومها و تماشای بازی، هدایای آنچنان نقدی عایدتان میشود هم میلی برای حضور در ورزشگاه ندارند. به همین دلیل است که وقتی فدراسیون و پیشکسوت و مسئولان باشگاهها کاری برای جذاب کردن مسابقات لیگ مخصوصا دربی پایتخت نمیکنند، این وظیفه بر عهده سایت و روزنامههای این دو باشگاه گذاشته میشود تا بازهم به جای تهییج و تحریک منطقی هواداران، شروع جنگی بیسابقه در روزهای اخیر کردهاند و استفاده از رکیکترین الفاظ برای تحقیر و تضعیف و تکفیر رقیب را برای خود مجاز شمردهاند.
معمولا هفته منتهی به برگزاری مسابقه بین تیمهای استقلال و پرسپولیس با آغاز کریهای تند بازیکنان دو تیم آغاز میشد و انعکاس مصاحبهها در مطبوعات بازار دربی را داغتر میکرد؛ دستور ممنوعیت مصاحبه بازیکنان درباره دربی امسال تاحدودی این امید را ایجاد کرد که خبری از دعوای رسانهای بازیکنان نیست اما مدیران دو باشگاه در هفتههای اخیر چنان جنگی را برای دربی آغاز کردند که تمام بازیکنان دو تیم در یک دهه گذشته میتوانند با کمال قدرت سر خود را بالا گرفته و ادعا کنند که اصلا کاری نکردهاند.
اما این تمام ماجرا نبود و از دو روز قبل شیوه جدید جنگ بین دو باشگاه کلید خورد و «بیانیه» رمز بلوای جدید بود. بیانیههایی که ابتدا به اتهامزنی متقابل بابت فشار به فدراسیون و جامعه داوری و بردهای همراه با اشتباهات داوری همراه بود اما به ناگاه و در کمال حیرت و تعجب، الفاظ و ادبیات بیانیهها، بدترین ادبیات رایج بین اراذل و اوباش را هم درنوردید. کار به جایی رسید که پایگاه خبری یکی از این دو باشگاه به اصطلاح فرهنگی برای محکوم کردن طرف مقابل از اصطلاحاتی چون، گند بالا آوردن، بدکارگی!!!، سر سگ جوشاندن و مواردی دیگر در بیانیه اخیر خود استفاده کرده است تا به زعم خود، کار تیم مقابل و بازیکنانش را برای دربی جمعه یکسره کرده باشد؛ تیم حریف هم با انتشار جوابیهای، پس از توضیحات مبسوط در این زمینه، اعلام میکند که برای حفظ حرمتها پاسخی به این بیانیه نمیدهد.
فرهنگ و اخلاق زمان زیادی است که از ورزش یا حداقل از فوتبال ایران رخت بسته است؛ دیگر نمیتوان ایران را دارای بهترین و ایرانیان را بهترین تماشاگران فوتبال آسیا و جهان دانست. الان افراد بالغ هم تحمل شنیدن الفاظ رکیک داخل ورزشگاهها را ندارند، دیگر نمیتوان باقریها، عزیزیها و مهدویکیاها را در ورزشگاهها دید و آنها را به عنوان الگو به کودکان معرفی کرد؛ دیگر نمیتوان اشک غیرت بازیکنان را پس از باخت تیمها دید و همه اینها ناشی از کمکاری باشگاههای مثلا فرهنگی است که تمام هم و غم خود را در برد و باخت میبینند و کاری به فرهنگ ندارند.
آقایانی که در باشگاه خود توانایی کنترل رفتوآمد و ظواهر چند جوانک را ندارند چگونه میخواهند جمعیت نوجوان و نونهال کشور را به الگوگیری از آنها امیدوار کند. معاونان فرهنگی باشگاهها مخصوصا پرسپولیس و استقلال در قبال هنجارشکنیهای بازیکنان خود چه پاسخی دارند؟ مسئولان این دو تیم چگونه حاضر شدند برای تبرئه خود، اجازه انتشار چنین بیانیههای سراسر توهین و فحاشی را بدهند؟ آقایانی که ادعای حرفهای شدن دارند و هر از چندگاهی با یکی از تیمهای اروپایی خواهرخوانده، برادرخوانده یا پسرخاله میشوند آیا نمیدانند رعایت اصول اخلاقی حتی در آن تیمهایی که هیچ خط و ربطی با اسلام ندارند، جزو شاکله پایداری تیم و باشگاه است؟
تنها چند روز تا برگزاری دربی هفتادوهشتم سرخابیها باقی مانده است و اگر مسئولان این تیمها جلوی این بیانیهها را نگیرند آتش این سخنان دامن هواداران در روز مسابقه را خواهد گرفت و دربی با هر نتیجهای که تمام شود سطح آسیبها به ورزشگاه آزادی بیشتر از سالهای گذشته خواهد بود. البته در این بین نمیتوان از شعارهای هوادراران در روز بازی نیز گذشت که با ادامه وضع موجود معلوم نیست این شعارها چه رنگ و بویی داشته باشد اما میتوان حدس زد که حتماً تندتر خواهد بود و البته معلوم نیست پس از نواختهشدن سوت پایان بازی سطح درگیری بین هواداران دو تیم چه میزان خواهد بود.