پایان غم انگیز دوستی خیابانی

شب از نیمه گذشته بود، عقربه ساعت یک بامداد را نشان می داد چشمان مادر به در خانه دوخته شده بود و بی صبرانه آمدن دخترش را لحظه شماری می کرد.

به گزارش تارود به نقل ازخراسان،  شب از نیمه گذشته بود، عقربه ساعت یک بامداد را نشان می داد چشمان مادر به در خانه دوخته شده بود و بی صبرانه آمدن دخترش را لحظه شماری می کرد. اما خبری از او نبود ماجرا را به برادرانش خبر داد و دایی های دختر لباس تجسس در شهر پوشیدند و ماجرایی خطرناک کلید خورد ماجرایی که به آدم ربایی، ضرب و شتم پسر، فرار دایی ها و صدور دستور قضایی منجر می شود. آشنایی خیابانی دختر و پسر جوان از ۵ ماه قبل در یکی از خیابان های مشهد شروع شد. آشنایی و دوستی خیابانی که به دور از چشم خانواده ها انجام گرفته بود و از سوی آن ها نظارتی صورت نمی گرفت. تا این که یک روز تصمیم گرفتند برای شام به شاندیز بروند آن ها تنها نرفتند ۳ دختر و ۳ پسر هم همراه آن ها به شاندیز رفتند آخر شب به مشهد برگشتند و هیچ کدام هنوز به خانه نرفته بودند و در خیابان های قاسم آباد با حیرانی قدم می زدند. چشمان خانواده دختر که خیابان های متعددی را در جست وجوی او گشته بودند آن ها را شکار کرد. به ادعای شاکی دایی های عصبانی با خودرو جلو آن ها پیچیدند و با نثار مشت و لگد پسر را سوار خودرو کردند و در زیرزمین منزلی قدیمی از او با اذیت و آزار تا ضرب و شتم پذیرایی کردند. دوستان پسر جوان ماجرا را به پلیس خبر دادند و پای پلیس به ماجرا باز شد و ماجرا با دستگیری پسر جوان در آن شب خاتمه یافت. دوستی خیابانی به پایان رسید. اما از فردای آن روز خانواده پسر شکایت کردند و پرونده در دستور کار قاضی صادقی (شعبه ۲۰۴ دادسرای مشهد) قرار گرفت. ماموران کلانتری فیاض بخش برای دستگیری دایی ها وارد کار شدند ولی آن ها فرار کرده بودند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا