نوجوانی یا دوران طلایی زندگی

وبلاگ صندوقچه نوشت:

در قرن پنجم قبل از میلاد سقرا ط آنان را علاقه مند به تجملات ، با رفتاری غیر مودبانه وقدرت طلبانه معرفی می کردو معتقد بود :« به بزرگترها احترام نمی کنند ، به جای ورزش وفعالیت به وراجی وپر حرفی مشغول شده اند ، نافرمانند ودر کار های منزل مشارکتی نمی کنند و…از معلمین خود اطاعت نمی کنند .»[1]

افلاطون این دوره را به دوره ی شراب زدگی روان تشبیه می کرد وآنان را از خوردن شراب منع می کرد و معتقد بود :«نباید آتش روی آتش ریخت.»[2] ارسطو معتقد بود که

1. آلنسون وایت ، (1375):روان شناسی بلوغ وتربیت جنسی کودکان ونوجوانان،ترجمه:قائمی وشاهلویی ،ص: 10
2. مایسن ،پاوول هنری وهمکاران (1372)رشد وشخصیت کودک ،ترجمه: یاسایی مهشید،نشر مرکز ، چاپ چهارم ،ص:531

نوجوانی

آنان :« پر شور وآتشی مزاجند وآماده اند که خود را به دست غرایز بسپارند .(کیل 1975)»[1]

در متون اسلامی با دو دید به این دوره پراخته شده است دید اول جنب های مثبت مانند داشتن قلب رقیق ،گرایش به کار خیر ودید دیگر دید منفی مانند نادانی ودیوانگی.[2]

شاعران پارسی گوی نیز در آثار خویش گردونه ی سخن را گاه بدین سوی چرخانده اند . به عنوان مثال : «نظامی گنجوی آن را دوران خواستن های دل ، مولف قابوس نامه آن را دوران سر کشی ، هوس بازی ،تحقیر پیران ،لطافت طبع وعاشقی می نامد ،سعدی آن را دوران دمدمی مزاج بودن ، سرکشی هوس بازی وپیوند های زود گذر می شمارد . نویسندگان معاصر نیز نوجوانی را با تعابیری چون موج ناغنوده ، اخگر نهفته به خاکستر ، سرگشته به طوفان ، شیر پر غرور ونظایر آن وصف کره اند.»[3]

در میان دانشمندان تعلیم وتربیت غرب اهمیت دوره ی نوجوانی به گونه های متفاوت بیان شده است روسو از این دوره به عنوان «تولد ثانوی » تعبیر می کند واین دوره را جزیی از روان شناسی کودک نمی شمارد . « ج.استان لی هال این دوره را با قدری احساسات توصیف کرده است، او آن را دوران طوفان شدید ونیز دوران توانایی های فوق العاده جسمانی ،عقلی وعاطفی می دانست .»[4]

او معتقد است در این دو.ره یک جهش ناگهانی رخ می دهد.

پیاژه به بررسی هوش در دوره ای مختلف پرداخته وعتقد است در این دوره هوش شکل انتزاعی به خود می گیرد اوسن 15 سالگی را مرحله ی تعادل این دوره معرفی می نماید .وی معتقد است در دوره ی قبل از نوجوانی ساخت ذهنی کودک به صورت عینی ودر حدی محدود بر اساس عملیات منطق عینی عمل می کند ولی در این دوره که دوره ی استقرار هوش انتزاعی است نه تنها واقعیت ها به صورت بارز تر وآسان تری در معرض عملیات ذهنی قرار می گیرد ، بلکه واقعیات جزیی از ممکن را تشکیل می دهند.به اعتقاد او این دوره اوج تفکر متافیزیکی و اوج پرواز فکری انسان از واقعیت های محسوس است وهمچنین اندیشه های متافیزیکی در این دوره شیوع قابل توجهی دارند.[5]

والن معتقد است: در این دوره نوجوان در وضع بحرانی قرار دارد ودستگاه روانی با بزرگترین تشویش روبرو است واشتغالاتش مربوط به شخصیت است. وی نیز به حالت متافیزیک نوجوان توجه دارد.

گزل در این دوره به حالت «تضاد وگرفتگی » با محیط اشاره کرده ومعتقد است در سن 14تا 16 سالگی این حالت تضاد وگرفتگی شکل بهتری پیدا می کند . به نظر او سن شکفته شدن نوجوان همین سن‌است ودر این دوره است که نوجوان متوجه امورمذهبی‌هنری‌وعقلانی می‌شود .

فروید به این دوره از دید جنسی نگریسته ومعتقد است در این دو.ره دستگاه تناسلی در حد کافی رشد کرده است ونواحی شهوت زا شکل متمرکز به خود گرفته اندوالبته عشق نیز متوجه جنس مخالف می گردد .« تعدادی از پزشکان برجسته ونظریه پردازان روان کاوی ،نوجوانی را وضعیتی می دانند که نوجوان در آن وضعیت دچار اختلال روانی است.(فروید 1969 ودیگران )[6]

اریکسون پنجمین مرحله از مراحل رشد را دوره نوجوانی یعنی از 12 تا18 سالگی می داند وبحران این دوره به نظر وی احساس هویت در مقابل بی هویتی وبحران نقش است. به این معنا که این دوره برزخی است بین کودکی وبزرگسالی که نوجوان باید در آن خود خویش را باز شناسی نماید . اگر در این امر موفق شد احساس هویت لازم را پیدا ممی نمایدواگر نا موفق بماند دچار آشفتگی نقش وبحران هویت می شود . وی به نقش گروه همسالان در رشد روانی –اجتماعی ، این دوره تاکید می نماید.[7]

کهلبرگ که در زمینه رشد اخلاقی تحقیقات قابل توجهی دارد ، معتقد است در این دوره فرد به طور کور کورانه ای قرار داد اجتماعی را می پذیرد واز عیب جویی وانتقاد نسبت به قرار داد وقوانین اخلاقی پرهیز می کند . وی معتقد است رفتاردرست از نظر نوجوان وظیفه ای است که گروه به عهده ی فرد می گذارد.

آلپورت این دوره را بسیار حساس وتعیین کننده می داند ومعتقد است :نوجوان در این دوره در جست وجوی هویت یا کیستی خویش است.به عقیدهی او« مهمترین جنبه ی این جست وجوی هویت تعریف هدف زندگی است .»[8]

یونگ دوران بلوغ را نوعی تولد روانی می داندوآن را «زمان مسائل ،تعارض ها وانطباق های بی شمار می داند ،دنیای واقعی از نوجوان توقعاتی دارد که نمی توان با رفتار وتخیلات دوره ی کودکی پاسخگوی آن ها بود .»[9]

راجرز آن را نقشه ی پیش ساخته ای می داند که در ساختمان روانی وژنتیک فرد نهفته است.

روان شناسان فیز یولوژیک نیز این دوره را ،دوره ی فعال شدن «غدد درونی »می دانند.[10]

«سازمان بهداشت جهانی دوره ی نوجوانی را از 10 تا 15 سالگی ودوره جوانی را 16 تا 25 سالگی تخمین زده است.»[11]

دوره ی نوجوانی مرز های سنی مشخصی ندارد،اما تقریبا از 12 سالگی شروع وتا آخرین سال های دهه ی دوم زندگی ادامه خواهد یافتدر این دروره نوجوان نه دیگر کودک است ونه هنوز به درستی پا در دنیای بزرگسالی گذاشته است. از مهمترین اتفاقاتی که در این دوره رخ می دهد رسیدن به تغییر وتحولات دوران بلوغ است که معیار مسئولیت کیفری بر اساس نظر غالب فقهاست.حس استقلال طلبی در این دوره اوج می گیرد،که دشواری هایی را برای مدیریت خانواده به دنبال خواهد داشت وموضع گیری نوجوانان را در مقابل مدیر خانواده در پی خواهد داشت .«غالب نوجوانان به دلیل افزایش حس استقلال با والدین خود در تضاد دایمی هستند .»[12]

تجزیه وتحلیل رفتار 623خانواده در تهران نشان داد که فرزندان رفتار والدین خود را کاملا قبول ندارند وحتی مایل نیستند که همان رفتار را به فرزندان خود منتقل کنند . در این وضعیت نا همگون که والدین ، نوجوانان را نا سازگار می پندارند ونوجوان هم والدین خود را قبول ندارند، امکان وقوع بسیاری از حوادث نا گوار برای نوجوان می رود»[13] در چنین شرایطی روان شناسان بهترین راه مقابله با این موضوع را کنار آمدن با نوجوان می دانند ومشارکت دادن نوجوان در مدیریت خانواده ومورد مشورت قرار گرفتن نوجوان از توصیه های مهم پیشوایان دینی در این خصوص است.

1. همان:18
2. ر.ک.محمدی ری شهری ،میزان الحکمه ،واژه شباب
3. معتمدی ،زهرا، مقاله، (پیوند شماره167 )ص: 45
4. مایسن ،پاوول هنری وهمکاران (1372)رشد وشخصیت کودک ،ترجمه: یاسایی مهشید،نشر مرکز ، چاپ چهارم،ص:531
5 ر.ک .محمود منصور (؟)،روان شناسی ژنتیک ،نشر ترمه ،چاپ ششم ،،صص:113-118
6. مایسن ،پاوول هنری وهمکاران (1372)رشد وشخصیت کودک ،ترجمه: یاسایی مهشید،نشر مرکز ، چاپ چهارم،ص:: 531
7. ر.ک. بیلر رابرت ، (1388)کاربرد روانشناسی در آموزش ،ترجمه پروین کدیور،ص::113
8. دو آن شولتس ،(1361)روان شناسی کمال ،ترجمه :خوش دل ،گیتی،نشر نو ،چاپ پنجم،ص::31
9. همان: 174
10. ر.ک.روحانی علی(1369) ، فیز یولوژی اعصاب وغدد،انتشارات سمت ،چاپ دوم ،ص112
11. اکبری ،ابوالقاسم(1381) ،مشکلات جوانی ونوجوانی،چاپ اول،ص: 4
12. بیلر رابرت ، (1388)کاربرد روانشناسی در آموزش ،ترجمه پروین کدیور،ص:186
13. رور نامه ی جوان 18/11/88 (نمی خواهم تکرار شما باشم )

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا