نماز عید فطر به امامت آیت‌الله جوادی آملی در دماوند اقامه شد

نماز عید فطر در حسینیه محله احمدآباد دماوند به امامت حضرت آیت‌الله عبدالله جوادی آملی اقامه شد.

N

به گزارش پایگاه خبری تارود، مرجع عالی‌مقام، حضرت آیت‌الله عبدالله جوادی آملی، در خطبه‌های نماز عید سعید فطر که با حضور مردم دماوند در حسینیه محله احمدآباد دماوند برگزار شد، به موضوعاتی نظیر مذاکرات هسته‌ای و مباحث اخلاقی و دینی پرداختند که برخی مهم‌ترین محورهای سخنان ایشان به شرح زیر است:

*روز عید فطر از ایام‌الله است که جایزه یک ماهه را ذات اقدس اله به بندگان خاصه خود مرحمت می‌کند و که امیدواریم بهترین جایزی که خدای سبحان به همه مسلمانان و به شما بزرگواران عطا می‌کند، ایمان کامل، حسن عاقبت، خیر دنیا و آخرت باشد.

*مرحوم ابن‌بابویه قمی از وجود مبارک امام صادق (ع) نقل کرد که آن حضرت از پدران گرامی به نقل از امیرالمؤمنین نقل کرده‌اند امیرالمؤمنین (ع) در روز عید فطر خطبه‌ای خواندند و این مطالب را در آن خطبه بیان کردند.

*از این خطبه معلوم می‌شود ماه مبارک رمضان ماهی است برای تعلیم برنامه زندگی سالانه؛ حضرت در آن خطبه فرمودند شما چند کار را در نظر داشته باشید؛ وقتی از منزل برای نماز به مصلی می‌روید، حالت بر خواستن از قبر را که وجود ذات مقدس الله مشرف می‌شوید را در نظر بگیرید که تازه زنده شدید. ماه مبارک رمضان برای احیاست. اینکه گفته‌اند لیالی قدر را زنده نگه‌دارید، یعنی زنده شوید. آنکه گفت تو لیله‌القدری برو تا لیله‌القبری شوی یعنی مبارک رمضان برای این است که مردگان را زنده کند و آن‌ها که حیات گیاهی و حیوانی دارند بالا بیایند و انسان شوند.

*وقتی نور پیامبر آن قدرت را دارد که یک چوب را نالان کند، نالان نشنویم. آیا کنار ستون حنانه (ناله کننده) نماز خوانده‌اید؟ حضرت قبل از درست کردن منبر با تکیه‌ بر این ستون، سخنرانی می‌کرد و وقتی دیدند حضرت خسته می‌شوند، منبری تهیه کردند تا حضرت بنشینند و همین‌که ستون فهمید حضرت از او هجرت می‌کند به فراغ حضرت دچار شد و ناله‌اش کرد و همه اهل مسجد شنیدند که ستون ضجه می‌زند و وجود مبارک رسول برگشت و این ستون را بغل کرد و آرام کرد والان یک هزار و 400 سال این ستون معروف به حنانه است.

*شب قدر که شب احیا برای رسیدن ما به حیات انسانی است. حضرت امیرالمؤمنین فرمودند:  «در روز عید وقتی از منزل حرکت می‌کنید و به مصلی می‌رسید این مطلب را در ذهن داشته باشید که گویا از قبر درآمدید و تازه زنده شدید و وقتی در مصلی قرار گرفتید و نماز خواندید، شما عصاره کارتان در ماه مبارک رمضان را بررسی کنید و وقتی به محل کار و زندگی‌تان برمی‌گردید آن منظره را در ذهن بیاورید که ذات اقدس اله اعمال شما را بررسی کرده و جای شما را مشخص کرده که یا به بهشت می‌روی و یا به جهنم»

آیت الله جوادی آملی در نماز عید فطر دماوند

*عمل به تکلیف در ماه رمضان؛ معیار زندگی بهشتی یا جهنمی یکسال آینده

*اگر کسی در ماه مبارک رمضان اعمال روزانه و شبانه را انجام داد زنده از قبل برمی‌خیزد و در صحنه قیامت روسفید است و نامه‌اش را با دست راست می‌گیرد. وقتی وارد جامعه می‌شود، وارد بهشت می‌شود. محیط کار و زندگی‌اش بهشت است و اگر کسی وظایف ماه مبارک رمضان را انجام نداد وقتی از مصلی برمی‌گردد، گویا به جهنم برمی‌گردد و هیچ‌کس از او راضی نیست.

*این بیان نورانی علی‌بن‌ابیطالب که مرحوم ابن بابویه قمی از امام صادق (ع) و ایشان به نقل از پدرانشان فرمودند: «خاصیت شرکت نماز عید فطر این است که وقتی از نماز به محل کار برمی‌گردند، محل کار را بهشتی کنند»؛ در بهشت کسی بد کسی را نمی‌خواهد. و در سوره مبارکه حشر گفته‌شده که بعضی‌ها تمرین بهشتی بودند می‌کنند و بهشتی زندگی کنیم و می‌گویند: «خدایا آن توفیق و سلامت دل را به ما بده که ما بد کس و سقوط کسی را در دل نخواهیم».

*ابن بابویه قمی از وجود مبارک امام صادق و ایشان پدرانشان نقل می‌کنند که رسول خدا فرمودند: «أَنَا مَدِینَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِیٌّ باب‌ها» و در برخی نسوخ آمده که «أنا مدینة الحکمة و علی باب‌ها» و رسول فرمودند که من شهر حکمت هستم و حکمت بهشت است و من اکنون در بهشت هستم، چرا که در بهشت آزاری نیست و من به کسی آزاری نمی‌رسانم و بد کسی را نمی‌خواهم و پیام بهشتی آوردم و تو درب بهشت هستی علی.

*رمضان ماه کار است و عید فطر روز جایزه

*نماز عید فطر این خاصیت را دارد که اگر کسی توانست که بگوید که «روز عید است و مانده در این تدبیرم/ که دهم حاصل سی روزه و ساغر گیرم»، ماه رمضان ماه وصال و جایزه نیست، ماه کار است. جایزه را شب و روز عید فطر می‌دهند. حضرت فرمود «بین خود و بین خدای خود، حساب نماز عید فطر و سخنرانی بعد از نماز عید فطر را درست ارزیابی کنید که وقتی به جامعه بازگشتید، جامعه را بهشت کنید.»

*ابن‌بابویه قمی نقل کرده وقتی بهشتیان وارد بهشت می‌شوند، درب بهشت باز است، اما کسی بدون اجازه نمی‌تواند برود. درب جهنم همیشه بسته است با اینکه کسی قدرت بیرون آمدن ندارد، درب بسته است. باز بودن درب یک رفاهی روی دفاع است و بسته بودم دربی است بر روی درب. درب بهشت همیشه باز است. وقتی بهشتیان می‌خواهند وارد بهشت شوند، کوبه درب را به درب می‌زنند و صدای این کوبه درب یا علی است؛ زیرا صاحب بهشت علی (ع) است. حالا اگر کسی نتوانست مانند حضرت بهشتی باشد، چون بهشت درجاتی دارد، می‌تواند بخش ضعیفی از درجات بهشت را تحصیل کند.

آیت الله جوادی آملی در نماز عید فطر دماوند

*اگر مراکز دینی فعال بودند، میلیون‌ها پرونده در مراکز قضایی نداشتیم

*اینکه شما می‌بینید چند میلیون پرونده در مراکز قضایی است، برای این است که مساجد و مراکز دینی و حسینیه فعال نیست و بسیاری از این پرونده‌ها هم الفبای دین است و مشکلات عمیق حکمی و قرآنی نیست. دروغ گفتن، چک بی‌محل کشیدن، تخطئه نکردن، احتکار، گران‌فروشی، کم‌فروشی، فحش دادن و رعایت حقوق رعایت نکردن است. اگر ما نتوانیم با ورود به مساجد الفبای دین را حل کنیم، به مشکلات دین که نمی‌رسیم؛ فلان خطبه نهج‌البلاغه و فلان آیه پیچیده قرآن و معنای واحدیت و صمدیت را که از مردم سؤال نمی‌کنند و بار سنگین خواص علم است و از توده مردم همین مسائل ابتدایی را سؤال می‌کنند.

*فایده ماه مبارک رمضان و نماز عید و خطبه‌های عید این است که انسان بهشتی شود. اگر تابه‌حال در منزل زبان بدی داشته، دست بزن داشته، بهشتی زندگی کند. مبادا اهل کار و منزل را برنجاند و مبادا با عصبانیت برخورد کند. این وظیفه اصلی ما است که وقتی از نماز عید فطر برمی‌گردیم جامعه را بهشتی کنیم. وقتی خطبه‌های عید فطر و کلام اهل بیت (ع) نتواند جامعه را بهشتی کند، آنگاه توقع تمدن اساسی دشوار است.

*نان‌خور بودن کسی معیار وجوب زکات فطریه است، نه نان کسی را خوردن

*در خطبه دوم عید فطر شایسته است که احکام روز عید فطر گفته شود که غیر از نماز، مسئله زکات فطر مطرح است، زکات عید فطر همچون مسئله زکات مال واجب است. هر کسی که در طول سال بتواند خودش را تأمین کند، بر او واجب است که برای خود و برای همه کسانی که نان‌خور او هستند، نه نان او را بخورند؛ اگر شب عید کسی مهمانی داشت، فطریه آن مهمان بر او واجب نیست، مگر آنکه آن مهمان نانخور او محسوب بشود و عائله باشد.

*نان او را خوردن معیار نیست؛ نان‌خور عائله او بودن معیار است. کسی که عائله او کسی ولو یک شب یا یک روز باشد، منتها اول مغرب شب عید فطر (نه غروب)، جز عائله او یعنی نانخور او و نه نان او را بخورد، زکات فطریه او واجب است. بنابر این مهمانی که فقط افطار کسی را می‌خورد و نان‌خور او محسوب نمی‌شود فطریه او واجب نمی‌شود. قبولی اعمال و سلامتی او تا بعد را تأمین می‌کند و انشاالله هیچ کسی تا ظهر نباشد که زکات فطریه‌اش را نداده باشد. حتماً این کار واجب را انجام خواهیم داد.

آیت الله جوادی آملی در نماز عید فطر دماوند

*خدا بهترین خریدار اعمال است

*مطلب دوم آن است که ما یک ارتباط مستقیمی با ذات اقدس اله داریم. خدای سبحان به ما فرمود بالاخره شما عمر را صرف می‌کنید، کار می‌کنید. مالتان را صرف می‌کنید. با هرکس بخواهید معامله کند من یک آگهی مزایده می‌گذارم. این بیان نورانی را امام سجاد (ع) در دعای وداع ماه مبارک رمضان بیان کردند. برخی‌ها وقتی این دعای وداع را می‌خوانند زجه می‌زنند. گویا عزیزترین دوستانشان را ازدست‌داده‌اند. این دعای وداع این‌قدر تأثیر دارد.

*نکته لطیفی که وجود مبارک امام سجاد در این دعا مطرح کرده‌اند این است که «وَ أَنْتَ الَّذِی زِدْتَ فِی السَّوْمِ عَلَی نَفْسِکَ لِعِبَادِکَ یعنی خدایا هیچ کار تو شبیه ندارد» چرا که «لیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ؛ تو شریک نداری» و کار تو هم شریک ندارد. برای اینکه تو کاری کردی که زیر این آسمان کسی نکرد.

*در همه موارد یک آگهی مزایده داریم و یک آگهی مناقصه. آگهی مزایده برای فروشنده است. هر کسی یک زمینی، خانه‌ای را می‌خواهد بفروشد، آگهی مزایده می‌زند. که به هر کسی که بیشتر می‌فروشد مال او را بفروشد و آگهی مناقصه برای خریدار است که بخواهد چیزی را بخرد. می‌گوید هر که ارزان‌تر داد از او می‌خریم و این مناقصه برای خریدار است و مزایده برای فروشنده است. تو یک خریدار هستی که آگهی مزایده می‌زنی به همه اعلام کردی که جانتان، عمرتان، وقتتان و کارتان و هر چه هر مقدار می‌خرد، من بیشتر می‌خرم و «زِدْتَ فِی السّوْمِ یعنی خرید و فروش»

*استدلال‌های امام سجاد در دعای وداع در سوره بقره وجود دارد که خدا می‌فرماید به مردم گفتم آگه شما یک کار خیری در جای دیگه انجام بدهید من ده برابر شود، به شما می‌دهم. یک زمانی گفتی: شما هر کاری که کردی من بیشترش می‌کنم. در سوره بقره اندازه تعیین کردی گفتی من ده برابر می‌خرم. در همین سوذه گفتی من ٧٠٠ برابر می‌خرم. در همین سوره بازگفتی من ١٤٠٠ برابر می‌خرم. در همان سوره مجدد گفتی. در نهایت گفتی به‌قدری می‌خرم که به حساب در نمیاد. خدایا تو یک خریداری هستی که آگهی مزایده می‌زنی و کسی که با تو معامله کند ضرر نمی‌کند.

*مهم است که بدانیم مرگ پوسیدن نیست بلکه مرگ از پوست به در آمدن است. مرگ آخر خط نیست، بلکه مرگ معبر و پل است. یک بیان نورانی سیدشهداء در بحبوحه روز عاشورا که تیر مانند رگبار قطرات باران می‌آمد، داشتندکه عزیزان من دوستان من مرگ چاله و چاه نیست و انسان با مرگ نمی‌پوسد، بلکه مرگ از پوست به درآمدن است. مرگ «الْمُوْتُ إِلاّ قَنْطَرَةٌ» است. مرگ پلی است از این پل رد می‌شویم. تمام خبرها آن طرف آب است. اگر کسی باور کرد مرگ چاله نیست، درک می‌کند که همه خبرها برای آن طرف آب است.

*برخی‌ها از قدیمی‌ها کارها را طوری تنظیم می‌کردند که هیچ‌وقتی از شبانه‌روز خانه آن‌ها بدون قرآن نباشد. گاهی خودشان با قرآن بیدار بودند، گاهی پدرشان، گاهی مادرشان، گاهی دخترشان و گاهی پسرشان. سعی می‌کردند شبانه‌روز بالاخره نام خدا در این خانه باشد. یکی از جاهایی که دعا مستجاب است هنگام خواندن قرآن است. با این کتاب باشید زبانمان و چشممان را کنترل کنیم، فرشته‌ها بر ما صلوات می‌فرستند.
*خوب اگر به تعبیر حکیم سنایی «تو فرشته شوی آر جهد کنی از پی آنک/برگ توت است که گشت است به تدریج اطلس» که برگ توت تربیت شود به کرم ابریشم تبدیل می‌شود، وگرنه برگ توتی باقی می‌ماند و زباله می‌شد؛ حال آنکه کدام فرش، پارچه و پرده از پرنیان و اطلس و ابریشم خالص‌تر و گران‌تر است. اگر انسان به مدرسه و مکتب اهل‌بیت برود، فرشته می‌شود. چرا ما با رفتن به مکتب اهل‌بیت (ع) فرشته نشویم؟ انسانی که فرشته است زیر مجموعه او هم فرشته زندگی می‌کند. این‌ها مسائلی است که ماه مبارک رمضان به ما آموخت.

آیت الله جوادی آملی در نماز عید فطر دماوند

*مذاکرات به غربی‌ها فهماند که قلم می‌تواند جهان را اداره کند

*در این ماه مبارک رمضان دعای شما برادران و خواهران ایمانی مستجاب شد و در درجه اول ملت وفادار و فداکار ایران موفق شدند و در درجه دوم دولت با رهبری رهبر محترم و با همدلی بین مردم و مسئولان توانستند ایران اسلامی را در این مذاکرات سرفراز کنند. بارها گفته شده است و امیدواریم مسئولان آمریکایی به عقل بیایند و بهمن اگر یک مقدار قدشان بلند است، زیرا بر روی قبر 70 میلیون آدم بی‌گناهی ایستاده‌اند که در جنگ جهانی کشتند و بیشتر را همین غربی‌ها کشتند. این‌ها تمدنی، عدلی، عقلی، فضیلتی و نمودن و فرهنگی نیاوردند و نظیر ایران و ایرانی باتمدن و سابقه نیستند و قبل از کشف کریستف کلمب آن طرف آب بودند و خبری از آن‌ها نبود.

*در این مذاکرات کسانی که از مسجد و حسینیه‌ها به رهبری رهبر انقلاب و مراجع و علما و با دعای ملت حرکت کردند. این مذاکرات ما به غربی‌ها فهماند که با جنگ نمی‌شود جهان را اداره کرد و قلم است که جهان را اداره می‌کند و این را فهمیدند که به این مذاکره تن دادند. ان‌شاءالله خطوط قرمزی ایران اسلامی که مجلس نیز الزام کردند در این توافق رعایت شده باشد. اگر غربی‌ها به عقل بیایند این مذاکره پیام‌آور صلح در خاورمیانه باشد و به این جنگ‌های نیابتی که سالیان متمادی صدام را وادار کردند تا به کشورهای اسلامی حمله کنند و الآن نیز آل سعود را وادار کرده‌اند، به ملت مظلوم یمن ظلم کند، خاتمه دهند.

*قرآن و عترت مهم‌ترین عاملی که می‌تواند جهان را به عدل و صلح و عقل برساند. وگرنه این جنگ‌ها همیشه بود مرحوم کلینی نقل می‌کند که در یکی از این صحنه‌های نبرد آب مانعی بین بین وجود مبارک حضرت و ارتش اسلامی ایجاد شد که حضرت تنها و مشغول استراحت بود. یکی از دشمنان فرصت را مغتنم شمرد و آمد از این فرصت سوءاستفاده کند و شمشیر را بالای سر حضرت کشید و گفت چه کسی الآن تو را یاری می‌کند. حضرت فرمود: «بین شمشیر تو و گردن من، قدرت غیبی خدا فاصله است.»؛ او تا آمد شمشیر را پایین بیاورد و فشار آورد، شمشیر سر خورد و خودش یک طرف و شمشیر یک طرف دیگر افتاد. حضرت برخاست و گفت: «حالا چه کس تو را نجات می‌دهد؟» و بعد فرمودند:«برخیز و برو، بخشیدمت».

*این دین است که هم داخل خود را حفظ می‌کند و هم پیام صلح و دوستی برای جهانیان دارد و آن‌ها را به عقل و علم دعوت می‌کند و امیدواریم نه تنها  1 + 5 بلکه 2 + 5 و غیره و کلاً همه کشورهای غربی به عقل بیایند و به این جنگ‌های مستقیم و نیابتی خاتمه دهند و ثروت‌هایشان را صرف ساختن سلاح کشتار جمعی نکنند.

گزارش از: لیلی پارسی

عکس: شفقنا

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا