ناگفته هاي يک روحاني معتدل
حجت الاسلام و المسلمين ناصر نقويان گفت: فکر مي کنم همان تلقي که عموم مردم از ناصر نقويان در اين لباس دارند که او را نه آخوند سياسي مي بينند و نه يک طلبه جناحي، تلقي درستي است. خودم هم در همه اين سالها سعي کردم اين رويه ر ا حفظ کنم. ختمي که فرموديد يکي از آقايان پيامکي به من زد و عکس آن مراسم را براي من گذاشت و گفت:« درباره شما مي گويند که شما وابسته به جناح چپ شديد.» من درجواب نوشتم: وقتي پدرم فوت کردند آقاي خاتمي براي من متن تسليتي فرستادند.، ادب اقتضا مي کرد من محبت ايشان را پاسخ دهم.

وي افزود: منتها من نه به جناح ايشان و نه به جناح مقابل شان وابسته نيستم.بنده بعد از آن تاريخ، در مراسم ختم والد جناب حجت الاسلام آقاي محمدي که نماينده رهبري در اوقاف هستند نيز شرکت کردم. در رديفي که نشسته بوديم آيت الله مهدوي کني، حجت الاسلام رئيسي معاون قوه قضائيه،آقاي پناهيان، علي جنتي و ابوترابي هم حضور داشتند. توقع داشتيم دوستاني که عکس شرکت در مراسم ختم پدر خانم آقاي خاتمي را بزرگ نمايي مي کنند، اين را هم نشان بدهند.
وي در پاسخ به سئوال درباره شرکت در مجلس ختم پدرهمسر سيد محمد خاتمي اعلام کرد: عرض کردم که علت شرکت من، صرفا پاسخ گويي به محبتي بود که ايشان در فوت مرحوم پدرم داشتند و فکر نميکنم اين مقدار، براي طلبه شناخته شده اي مثل من، موضع تهمتي باشد.
نقويان درباره انتساب يک گفته به وي در اين باره که « من لب و لوچه ام براي حضور در بيت رهبري آب نمي افتد » افزود: يکي از انسانهاي دلسوز و فهيم که من نمي دانم کيست، اما هر کجا هست خدايا به سلامت دارش، آن بخش از سخنراني بنده که حدود يک ربع است را در يوتيوب وسايت آپارات گذاشته است و هر کس آن بخش را گوش کند، مشکلش حل مي شود.ضمن اينکه در همان سال بنده در سخنراني در حسينيه جماران عرض کردم:” حاضرم اگر بيست سال به عمرم باقي مانده باشد را با يک روز از عمر رهبري عوض کنم چون معلوم نيست با عدم حضور امثال من، کشور ضرري ببيند، اما نبود رهبري موجب اتفاقات هولناکي در اين کشور مي شود.حتي احتمال مي دهم در همين جوي هاي تهران، افراد قربت الي الله خون هم ديگر را بريزند” وي ادامه داد: منتها در کنار اين جمله، بنده اين حرف را هم زدم که من به سيستم اداره کشور ايرادات جدي دارم.اين کلمه واضح و روشن و شفافي است. چون اين انقلاب اسلامي براي فرد خاصي انجام نگرفته است. اين انقلاب بايد حفظ شود و هر چيزي که آفت اين انقلاب است، بايد کنار زده شود. آن چنان که امام خميني(ره) اين طور رفتار مي کرد و هر آفتي را که سر راه انقلاب احساس مي کرد، از سر راه بر مي داشت. ولو شخصيت مهمي که مي گفت او حاصل عمر است، اما وقتي يقين کرد که وجود او به انقلاب صدمه مي زند،او را برداشت.شايد برخي از جوانهاي امروز يادشان نباشد شعار «صلح با صدام معني ندارد»، « تا آخرين نفس، تا آخرين قطره و گلوله ايستاده ايم.»، « جنگ جنگ تا پيروزي»، «راه قدس از کربلا مي گذرد»،»و… همگي شعار امام راحل بود،ولي در يک لحظه خود و آبرويش را هم فدا کرد. چرا؟ چون اين انقلاب بايد بماند. يک جمله بالاتري از امام خميني(ره) در صحيفه نوراست که مي فرمايند:« اگر براي حفظ حکومت اسلامي لازم باشد، حتي امام زمان هم بايد فدا شود.»در انتهاي جنگ تحميلي هم گفت: «من آبروي خودم را با خدا معامله کردم. »
اين کارشناس مذهبي ادامه داد: اولا دعوت شدن يا نشدن به بيت رهبري دليلي بر رد يا قبول کسي نيست. در ثاني عشق و ارادت بنده به رهبري با رفتن يا نرفتن به بيت تغيير نمي يابد.سوم اين که در همين ايام چند بار در جلسات ديگري محضرشان حضور يافته و در ضمن اظهار مطالبي مورد تفقد ايشان قرار گرفته ام.
وي همچنين در پاسخ به اين سئوال که فکر مي کنيد دولت براي اينکه تيغ تندروي زياد نشود چه بايد بکند؟ افزود: من دغدغه اصلي ام اصل نظام است. خيلي کاري به اين دولت و آن دولت و اين مجلس و آن مجلس ندارم. اگر کسي دلش به حال اصل نظام و انقلاب مي سوزد، بايد خيلي زيرکانه تر عمل کند. بايد بداند کجا سکوت کند، کجا فرياد بزند.کجا بايد حامي باشد کجا خامي نکند احساس من اين است که بحث سر قدرت است نه سر انقلاب و خدا. اگر به اينجا رسيديم، خطر است. هر کس مي خواهد باشد. عمامه سرش باشد، يا لباس ديگري به تن داشته باشد، اگر به جايي برسيم که مردم احساس کنند کسي که کراوات مي زند درست مي گويد و آن که عمامه به سر دارد، انگيزه اش قدرت است آنروز بايد فرياد وااسلاماي ما بلند شود. در همين تاريخ کوتاه انقلاب نمونه هايي داشتيم. گاهي امام به کسي حکم مي داد که صورتش را مي تراشيد و اين کار طبق فتواي خود امام اشکال داشت، اما امام او را بهتر از ديگران مي ديد و بعضي از اين عزيزان در راه نظام و انقلاب به شهادت هم رسيدند.
نقويان تاکيد کرد: اين که تاثير مرجعيت اجتماعي روحانيت در ميان مردم کم شده نياز به تحقيق و تامل بيشتري دارد، اما چند نکته را هم نبايد فراموش کرد اول اينکه حضور در مراکز قدرت بالاخره اشتباهاتي را به همراه دارد.دوم اينکه ما انسان هستيم و اين تلقي در مردم اشتباه است که اگر کسي عمامه بر سر گذاشت، معصوم است.سوم هم اينکه اگر مرتکب اشتباهي شديم بايد با شجاعت تمام از مردم عذرخواهي کنيم. اين اعتراف به اشتباه مي تواند جايگاه ما را ارتقا بدهد. امام خميني(ره)با آن عظمتش حداقل 2 بار در تلويزيون از ملت عذرخواهي کرد. در وصيت نامه سياسي -الهي اش هم نوشت که من از مردم توقع دارم که مرا در قصور ها و تقصير ها ببخشند. اين به وجهه ما لطمه نمي زند. همچنان که دنيا دارد اين کار را مي کند.کسي اختلاس مي کند رسما از مردم عذرخواهي مي کنند. حتي نه يک عذرخواهي ساده،گاهي به قيمت تغيير يک دولت تمام مي شود.من حرفم اين است که اعتقاد و ايمان مردم بايد به اصل اين نظام باقي بماند نه اينکه باور مردم به نظام کم کم، کم شود.
اين سخنران مذهبي افزود: معقتدم ما در جامعه خودمان امير کبير هايي را خفه کرديم. شاه قجري رگ او را زد، ما رگ سخن و نظر اين امير کبيرها را بريديم.ما در اين کشور انسانهاي وارسته و صداقت پيشه اي داريم که دردمند و کاردان هستند، اما در گوشه اي بي صدا خفته يا خوابانده ايم و کار دست آنها نيست.
وي تصريح کرد: از مردم هم بپرسيد کلي مصداق براي شما مي آورند که کسي بدون هيچ تجربه و تخصصي شده مسئول فلان قسمت، چرا؟ چون از منصوبان فلاني است.در دوره قبلي، برخي از افراد و مديران کل، 60 تا 60 تا مديران شستا مي شدند، و بعضي از کاردانان 60 تا 60 تا از شستا کنار گذاشته مي شدند. امام علي (ع) در توصيه به مالک مي فرمايد: اولين حلقه دور و بر تو بايد منتقدان تو باشند.
نقويان افزود: به نظرم امروز بي بي سي و voa هم ما را سرگرم مي کنند. آنها هم ما را بازي مي دهند. يک اموري را بزرگ مي کنند تا ما گرفتار همين ها باشيم و از مساله اعتياد، دانشگاه ها و سرنوشت دخترها و پسرها، آموزش و پرورش، بيکاري، رشوه ها، اختلاسهاي ميلياردي، مديريتهاي ناکار آمد، رياکاريها، فقر، دروغ و….. و در يک کلمه ايماني که در حال کمرنگ شدن است غافل باشيم.