گفتگوی خواندنی با پیشکسوت منبت‌کاری مبل استیل

کمتر کس است که در این روزگار، گل و گیاه دست ساز را داخل خانه اش نداشته باشد. این طبیعت سبز بشر است که انس و الفتی دیرینه با گیاه و سبزینه دارد. گل و گیاه روئیده شده روی چوب، شاید به نوعی جای خالی طبیعت نداشته مان را پر می کند. منظورم منبت است، همان نقش برجسته های روی چوب.

منبت‌کاری در دماوند

واژه منبت در فرهنگ آنندراج به معنی «رویانده شده» یا «روییده» است. آنچه را بر روی چوب به شکل برجسته نقش می زنند و نقش روی هر شی دیگری غیر از چوب را حکاکی می گویند. سابقه منبت به درازای عمر انسان است. از وقتی که بشر فعالیت روی چوب را آغاز کرد،‌ از وقتی که با ابزار نوک تیز به چوب شکل می داد. حالا در این گزارش کوتاه، مجال آن نیست که به تاریخچه این رشته زیبای هنری بپردازیم، فقط می دانیم که منبت به شکل امروزی آن یعنی همین روییده شده های روی مبل و صندلی، قاب آیینه و کنسول و ساعت های دیواری، از کشور ایتالیا وارد ایران شده است. امروز دست ساخته های بچه های خودمان در سطح جهانی حرفی برای گفتن دارد و کیفیت کار هنرمندان ما، گامی جلوتر است؛ چرا که ما ایرانیان فرزند هنریم و هنر نزد ایرانیان است و بس!

به سراغ برخی از هنرمندان این منطقه رفتیم تا از زبان این بزرگواران، هنر صنعت منبت و منبت کاری و جایگاه و خوب و بد این هنر را بهتر بشناسیم. این گزارش کوتاه را تقدیم می کنم به همه علاقمندان و هنردوستان و کسانی که مایلند دست به مغار (1) شوند و در این وادی استعداد خود را بیازمایند. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

در شهرک گیلاوند، خلوت آقای حسین احمدزاده پیشکسوت منبت کاری را می شکنیم. در حال خوردن چای، کنجکاوانه نگاهی به داخل کارگاهش می اندازم، روی دیوار قفسه چوبی نصب شده که انباشته از کتاب است. می فهمم که اهل مطالعه و تفکر است. روی میز کارش تاج تختخوابی را با پیچ دستی بسته، در حالی که نیمی از آن منبت شده بود.

دیپلم ریاضی فیزیک است. 25 سال سابقه کار دارد. حیطه کاری اش مبل استیل است. در پاسخ به این سوال که علاقمندان چگونه و از چه راهی می توانند این هنر را بیاموزند، می گوید:« این شغل در دانشگاه های علمی و هنری صنایع دستی تدریس می شود. هر کس که می خواهد از طریق علمی به این رشته هنری تسلط یابد، باید وارد این دانشگاه ها بشود. دوستانی که به هر دلیلی نمی توانند، همان روال سنتی استاد شاگردی را طی کنند. در این روش با تجاربی که داریم، تقریبا یک سال زمان می برد تا هنرآموز به کار تسلط یابد. روال کار ما این طور است که ابتدا طرح را روی چوب می اندازیم و سپس آن را با مغار شکل می دهیم. یا به گونه ای دیگر، نمونه اصلی را توسط ماشین منبت تکثیر میکنیم و کار ماشین شده را پرداخت می کنیم.»

منبت‌کاری در دماوند

بازار فروش هنر صنعت منبت چگونه است؟

در روزگاری بسر می بریم که روال سنتی فروش دارد کم کم از رونق می افتد. حالا بهتر است از طریق اینترنت مبادرت به تبلیغ و فروش دست ساخته هامان بکنیم. این کار باعث می شود تا هنر ایرانی را بهتر معرفی کنیم و بازار وسیعتری را در اختیار بگیریم. اگرچه بازار سنتی ما هنوز جان دارد و نفس می کشد. در این روش، معمولاً تولید کننده بوسیله نمایشگاه های بازار  منطقه کمرد و جاجرود، دلاوران و یافت آباد کارش را می فروشد.

گاهی هم اداره صنایع دستی، نمایشگاه های سالیانه در منطقه برگزار می کند. و گاهی هم به صورت ادواری در شهرهای مختلف نمایشگاه های موقت ایجاد می شود. بهتر است هنرمندان حجم کمی تولیداتشان را کاهش دهند. کارها ظریف و کوچک در حد تابلو و ظروف کاربری و هنری باشد.

حرف آخر این هنرمند را هم شنیدیم که گله از سازمان ها و ارگانهای مرتبط با صنایع دستی داشت، اینکه هیچ حمایت عملی انجام نمی شود و تعداد هنرمندان به طور چشمگیری کاهش پیدا کرده است. از ایشان تشکر می کنیم و از حضورشان مرخص می شویم.

قرار بعدی ما کارگاه آقای عباس زنگنه واقع در شهرک فرهنگیان است. آقای عیسی سهرابی و مصطفی آریایی هم در جمع ما حضور پیدا می کنند. در محضر این بزرگواران هم چای می نوشیم و گپ و گفتی داریم.

آقای عیسی سهرابی، فوق دیپلم عربی دارد. سی سال تمام در مدارس راهنمایی  منطقه قرآن و عربی تدریس می کند. ایشان به همین میزان سابقه کار منبت دارد و جزو پیشکسوت های منطقه محسوب می شود. عباس زنگنه دیپلمه است. حدود 26 سال سابقه کار دارد. او نیز در این رشته صاحب نظر و هنرمند است. حیطه کاری اش از مبل استیل فراتر رفته، مجسمه و دکور منزل هم کار می کند. مصطفی آریایی هم دیپلم دارد و 15 سال است که در این رشته چکش می زند.

چه ابزاری برای این کار مناسب است؟

به کمک هم جواب را کامل می کنند. این کار نیاز به یک میز کار چوبی یا آهنی دارد. گیره ای از جنس فولاد یا آهن یا چدن تهیه کنند. یک چکش پلاستیکی (پلاستیک فشرده) و تعدادی مغار به شکلهای گوناگون، شفره و گیلویی و نیم یاز و تعدادی وسایل برقی از قبیل اره چکشی، فرز و دلر هم به مرور زمان تهیه بشود.

منبت‌کاری دماوند

چه صحبتی دارید با علاقمندانی که قرار است وارد این کار بشوند؟

آریایی: یادگیری منوط به استعداد و شم کاری هر هنرآموز دارد. شاید 6 ماه یا بیشتر طول بکشد. باید تلاش کرد و با همت و پشتکار وارد این رشته هنری شد. این هنر شاخه های زیادی دارد و سبک های مختلفی را هنرمندان تجربه کرده اند. مثل سبک اصفهانی و قمی یا سبک ایتالیایی یا مصری و …. .

سهرابی: درآمد این کار بستگی نسبی به فصل ها و مناسبت های سال هم دارد. بطور مثال در زمستان و به اصطلاح شب عید فروش بهتر است و درایام محرم میزان فروش به طرز قابل ملاحظه ای کاهش می یابد.

زنگنه هم نکته ای را از قول استادش می گوید که به نوبه خود جالب است. می گوید استادم دائم می گفت که در کارهای هنری از جمله منبت نفی نون بکنید. پرسیدیم نفی نون چیست؟ گفت که نون را از اول کلمات منفی بردارید. مثل نمی شه و نمی توانم. یا خود نون (درآمد) که اگر نگوییم کنارش بگذارید، حداقل برای یک هنرمند در درجه دوم اهمیت قرار دارد.

آریایی دوباره می گوید: «متاسفانه این هنر دقیق تعریف نشده،‌ معلوم نیست کار هنری است یا صنعتی یا فنی. وقتی صحبت از حمایت می شود صنایع دستی توپ را به زمین فنی حرفه ای می اندازد و فنی حرفه ای هم اینچنین می کند. بهتر است همه کمک کنند تا این کار رونق گذشته اش را بازیابد!» از این بزرگواران تشکر می کنیم و از ایشان جدا می شویم.

بلافاصله به گلدشت یا به زبان محلي، روستای کالدشت می روم. در چند کارگاه منبت کاری بسته است، ‌البته  در آن وقتی که من حضور دارم. زنگ کارگاه برادران عباسی را به صدا درمی آورم. مسعود عباسی و برادرش میلاد با روی خوش پذیرایم می شوند.

مسعود عباسی دیپلم دارد و 14 سال در این کار زحمت کشیده است. میلاد عباسی هم دیپلم دارد و به گفته خودش مدت 20 سال است که کار کلاف سازی و نجاری منبت می کند. می گوید که خودمان تولیدکننده هستیم، یعنی کار مبل استیل و قاب آینه را در کارگاه گلدشت نجاری و منبت می کنیم. سپس در شهرک صنعتی کمرد در نمایشگاه خودمان به معرض فروش می گذاریم.

مسعود در جواب سوال ما، اینکه چه حرفی برای نوآموزان دارید می گوید که بهتر است به روال استاد شاگردی این هنر را بیاموزند. در ابتدای کار فکر حقوق نباشند. بعد از آموزش با ابتکار و خلاقیت در کار، میزان دستمزد ماهیانه شان را بالا ببرند. به گفته ایشان، مدت یادگیری بستگی به میزان علاقه و استعداد دارد. با مبلغ یک میلیون تومان و شاید هم کمتر، می توان یک کارگاه را راه اندازی کرد و می توان تا مبلغ یک میلیون و ششصد تومان به طور متوسط در هر ماه درآمد داشت.

میلاد می گوید نجاری را به همان سبک استاد و شاگردی یاد گرفتم. البته هزینه راه اندازی کارگاه نجاری بیشتر از منبت کاری است،‌ چون در این کار ابزار گران قیمت تری بکار گرفته می شود.

میلاد حرفش را اینطور خاتمه می دهد که اکنون قیمت چوب که ماده اولیه کار ماست گران شده و وضعیت فروش زیاد جالب نیست، اگر اوضاع به حالت عادی برگردد و کار از رکورد خارج شود، خوب است و شغل راضی کننده ای است. از برادران عباسی هم تشکر می کنم و از ایشان جدا می شوم.

پایم به آیینه ورزان می رسد. جایی که روزگاری مهد منبت کاری در منطقه بوده، حالا هم تعدادی پیش کسوت و تجربه دیده در آنجا مشغول فعالیت هستند.

آقای علیرضا عابدینی در کارگاه حضور ندارد. اما موفق می شویم خدمت آقایان ولی الله احمدی، رضا غفاری و سید مجتبی کریمی برسیم.

آقای ولی الله احمد سیکل قدیم دارد و چهل و پنج سال سابقه کار. رضا غفاری هم تحصیلات ابتدایی و سی سال تمام سابقه کار هنری دارد. سید مجتبی کریمی با مدرک ابتدایی 25 سال تمام چکش می کوبد و نان حلال درمی آورد.

هر سه بزرگوار دایره فعالیتشان مبل استیل است و اگر سفارشی داشته باشند قاب آیینه کنسول را در ترکیب کارشان دارند، این بزرگواران مشتری خانگی و نمایشگاه های استیل فروش را، بازار فروش تولیدات خود معرفی می کنند.

منبت‌کاری دماوند

هر سه بزرگوار سفره دلشان را باز می کنند. از اوضاع تاسف بار بازار می نالند. آقای غفاری معتقد است که اگر شرایط فراهم باشد، منبت کاری بهترین شغل است. آقای احمدی از بازارهای خارجی که درایران باز شده گله مند است، اعتقاد دارد که باید واردات کارهای منبتی را ممنوع کرد و به تولیدات داخل بها بدهند. همچنین ورود دستگاه های منبت زن خارجی را مشکل دیگری می داند که باعث و بانی رکود شده است. در ادامه آقای غفاری اظهار می دارد که حجم قابل توجهی از خریداران، بین کار دست و ماشین امتیاز قائل نمی شوند. برایشان کیفیت کار مهم نیست. معضل دیگر کارگرهای افغانی است. کسانی که قیمت واقعی را در بازار می شکنند و چون هزینه زندگی شان کم است، با نازلترین قیمت کار می کنند و این باعث می شود کارگر ایرانی با این هزینه های سرسام آور  و تورم بازار، عملاً نتواند رقابت کند و مجبور است کار را تعطیل کند. معلوم نیست چه کسی به افغانیها مجوز می دهد که اینگونه تاخت و تاز می کنند.

آقای غفاری همچنین از مسئولین صنایع دستی عاجزانه می خواهد که همه هنرمندان را در یک مکان گردآورند و نکته و نظرهایشان را بشنوند. وام بدهند و نمایشگاه دائمی در مکان پرتردد ایجاد کنند. بالاخره به هر طریق با بسته ای، این هنر را از رکود خارج نمایند. از این هنرمندان هم تشکر می کنم و همه را به خدای بزرگ می سپارم.

اینجانب نویسنده این گزارش خود نیز از نزدیک دستی بر آتش دارم. مدت 25 سال است که در کار منبت، به صورت حرفه ای مشغولم. در این مدت با این هنر زندگی کرده ام. هر وقت احساس و خواسته های درونی ام را، بصورت طرحی روی چوب انداخته و آن را شکل می دهم، بدون اغراق لذت می برم و به معنای واقعی زندگی می کنم.

یک پیشنهاد

پیشنهادم به علاقمندان و دانش آموزان دبیرستانی است. در کنار تحصیل، در اوقات فراغت و نعطیلات تابستان، نزد استادان قابل این هنر بروید. این هنر به مکان وسیعی برای انجام کار نیاز ندارد، کافی است یک میز کار کوچک را زیر پله، روی بالکن یا گوشه ای از هر مکانی که امکانش هست، قرار بدهیم؛ با خرید وسایلی که هزینه آن روی هم به هفتصد هزار تومان هم نمی رسد، کار را شروع کنیم.

حرف آخر

این کار هم به موازات کارهای دیگر، بخاطر عدم برنامه ریزی کلان، عدم حمایت، مساله تحریم، واردات بی رویه و همچنین ورود دستگاه های منبت زن، حال و روز خوشی ندارد اما همه اینها دلیل نمی شود که ما این هنر را نیاموزیم، در کنار تحصیل یا شغل دیگر، برای امرار معاش و ارضای حس هنری بکار نگیریم. بها دادن به صنایع دستی و صنعت گردشگری، از طرف دولت و مردم می تواند کشور را از اقتصاد تک محصولی «فروش نفت» نجات دهد و از وابستگی ما به کشورهای سلطه گر بکاهد.

پیشنهادی دیگر

از مسئولین صنایع دستی منطقه تشکر می نمایم و پیشنهادی که ای کاش یک نمایشگاه دائمی صنایع مختلف دستی ایجاد می شد تا صاحبان حرف مختلف، از جمله منبت کاران عزیز دست ساخته هایشان را در آن به معرض نمایش می گذاشتند و با آثار چشم نواز، چشم دل مسافران گردشگر را روشن نمایند.

پی نوشت:
(1) وسیله ای مانند پیچ گوشتی که نوک آن فولادی و دسته آن چوبی یا پلاستیک فشرده است که برای سوراخ کاری و خالی نمودن چوب و غیره بکار می رود.

گزارش: عزیز سهرابی

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا