معنای گل در زبان دُماوندی

حلق و گلو و گل به زبان دماوندیوبلاگ پستو  در مطلبی با عنوان  دُماوندی رَ پاس بَداریم! نوشت:

از این پس به جای واژه های تکراری و کسل کننده “گلو” و “حلق”

از واژه کوتاه و زیبای “گل” استفاده کنید

پس نگویید پزشک گوش و حلق بینی گفت: بیمار دچار گلو درد شده است.

بگویید: پزشک گوش و گَل و بینی گفت: بیمار دچار گَلَ درد شده است.

 

از این پس به جای واژه معمولی و تکراری “فشار” از واژه رسا و خوش آهنگ “خوشال” استفاده کنید.

 

پس نگویید استرس سبب شده بود فشار زیادی به او وارد آید

بگویید: استرس سبب شده بود، “خوشال” زیادی به او وارد آید

 

گَل و مشتقات آن:

گَل بند: گلوبند

گَل هم: روی هم، دسته جمعی

گَل افتائن: به کسی تحمیل شدن، گردن کسی افتادن

گَل بیتن: معالجه گلو درد توسط زنان گلوگیر

گل بَگلی: با هم و گروهی خواندن.

 

گَل مجازا به معنی “سر” هم استفاده می شود

مانند: گل روبار: سر رودخانه (که به اختصار گلروبار هم گفته می شود).

 

عبارات پیشنهادی:

گل تا گلی: به جای سرتاسری

گَل بزنگاه: به جای سربزنگاه

خوشال سنج: به جای فشار سنج!

 

ضرب المثل:

قبا بعد از عید باسه “گَل” منار خُبه!

انتهای پیام/

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا