سینما و تخریب حجاب

با توجه به موضع قبل که در مورد سینمای بی حجاب که پرداختن سینما و بعضی از فیلمسازان به ترویج بی حجابی در فیلمها و تلقی نوعی از تفکر در مورد حجاب در این موضوع میپردازیم به تخریب حجاب از سوی سینما که در فیلمهای خود از موضوعات و یا اشخاصی استفاده می کنند و یا از بانوان محجبه در نقشهایی استفاده میکنند که موجب تخریب حجاب و وهن بانوان محجبه می شود .به موارد زیر دقت کنید :

تخریب حجاب

۱: كارهاى ضد ارزشى محجّبه‏ ها

مثال اول : دختر چادرى در یكى از جشنهاى ملى مشغول نواختن موسیقى است. دور تا دور سالن را پرچم ایران و پرچمهاى (یا مهدى ادركنى) و (السلام علیك یا على بن ابى طالب) پوشانده است. از جمله میهمانان جلسه، چند نفر مرد هستند كه از ظاهر مذهبى‏ شان معلوم است كه از مسئولان نظام هستند. در تمام مدتى هم كه موسیقى نواخته مى‏ شود، این میهمانان سرهایشان را پایین انداخته‏ اند.

مثال دوم:دخترى محجّبه مشغول آموختن گیتار از یك پسر نامحرم است. این دختر به قدرى مقید به حفظ حجاب است كه وقتى چادر از سرش به سمت پایین مى ‏لغزد، گیتار را در بین هوا و زمین رها مى‏ كند تا مانع افتادن چادر سرش بشود.

هر بیننده ساده‏ اى متوجّه تضاد در رفتار این شخص مى ‏شود؛ چرا كه او از طرفى تقید شدید به حفظ حجاب دارد و از طرف دیگر به یادگیرى گیتار – كه یكى از وسایل لهو و لعب است – از یك مرد نامحرم اقدام مى‏ كند. و از سوى دیگر حجاب را مانع آموزش هنر معرفى مى‏ كند.

این القاء در ذهن مخاطب پیامدهایی دارد به عنوان نمونه :

الف. بدین سان حرمت چادر و شخص چادرى در این نوع صحنه‏ ها شكسته مى‏ شود.

ب. در این صحنه‏ ها، منكرات یاد شده به خاطر قرین شدن با افراد متدین قبح خود را از دست مى‏ دهند.

ج. این صحنه‏ ها توجیهى براى اعمال افرادى مى ‏شود كه اهل این گونه مسائل هستند.

د. صحنه‏ هاى یاد شده، مذهبی هایى را كه در مسیر خود سست هستند به سوى محرّمات مى‏ كشاند.

۲. بى‏ فایده نشان دادن حجاب‏

در برخى از فیلمها، نوع بكارگیرى چادر در طراحى لباس بانوان باعث مى‏ شود تا چادر به لحاظ تأثیرش در كیفیت حجاب، وسیله ‏اى بى‏ فایده جلوه كند، به عنوان مثال: در برخى از فیلمها از بازیگر خواسته مى‏ شود تا چادر را صرفا از سر آویزان كند و بازیگران نیز چادر را در پشت سر مانند شنل رها مى ‏كنند و یا آن را صرفاً دور كمر مى ‏بندند.

در مواردى دیگر هم گرچه در ابتداى صحنه چادر به درستى روى سر بازیگر قرار دارد، اما هر از چند گاهى از سر او سُر مى‏ خورد و پایین مى‏ افتد. در این مواقع، بازیگر بدون اعتنا به پایین افتادن چادر، به نقش آفرینى خود ادامه مى‏ دهد؛ به گونه ‏اى كه انگار نه انگار چیزى از حجابش كم شده است.

این نوع برخوردها با مسئله حجاب، به مرور زمان چادر را به وسیله ‏اى تشریفاتى تبدیل مى‏ كند كه بود و نبود آن هیچ تأثیرى در كیفیت حجاب ندارد؛ به گونه ‏اى كه دیگر فقط در مراسمهاى خاصّ از چادر استفاده خواهد شد.

۳. تلقین دست و پا گیر بودن حجاب‏

در برخى از فیلمها، سعى بر آن است كه حجاب وسیله‏ اى دست و پاگیر نمایش داده شود. برخى از این  صحنه ها خنده ‏دار و مضحك هم مى‏ نمایند. همانند زنى كه مقدار زیادى میوه و سبزى خرید نموده و هر دو دستش را پر كرده است. او سعى دارد با این حال چادرش را هم با كمك دندان نگهدارد.

این فیلمها زنانى را نمایش مى‏ دهند كه چادر مانع فعالیتهاى اجتماعى آنها است؛ همچون خانم پلیسى كه چادرى است؛ ولى وقتى مى‏خواهد به تعقیب مجرم بپردازد، به خاطر دست و پاگیر بودن چادر، این كار را بدون آن انجام مى ‏دهد.

این قسم از فیلمها، این تصور را در اذهان بینندگان به وجود مى ‏آورند كه «چادر با جامعه مدرن و زندگى شلوغ شهر نشینى كه امروزه رواج دارد، سازگار نیست».

بى‏ رغبتى بانوان به چادر نیز پیامد تخریبى دیگر این فیلمها است.

۴. اعمال خشونت از جانب محجّبه ‏ها

حجاب زنان بازیگر در فیلمها، یك ماهیت طیف گونه دارد. هر چه در طراحى لباس یك هنرپیشه، این طیف رنگ بیش‏ترى به خود بگیرد، انتظار بینندگان از آن شخصیت در جهت دینى‏تر شدن رفتارهایش بیش‏تر مى ‏شود؛ چون آنها حجاب حداكثرى داشتن یك شخصیت را نمودى از كمال دیندارى او مى‏ دانند. حال اگر بازیگرى با وجود داشتن حجاب حداكثرى، اعمالى مانند ظلم و خشونت را كه خلاف آموزه‏ هاى دینى است انجام دهد، بینندگان یك نوع ناهمخوانى در شخصیت او خواهند یافت.

این صحنه‏ ها از طرفى باعث ایجاد تردید در صحّت گفتار متدینین مى‏ شود؛ به گونه‏ اى كه بینندگان آموزه‏ هاى اسلامى را تنها لقلقه‏ اى در دهان متدینین خواهند دانست و از طرف دیگر، صحنه ‏هاى یاد شده در مخاطبانش شك و تردیدى نسبت به توانمندى آموزه‏ هاى اسلامى در پرورش و اعتلاى روح بشر به وجود مى‏ آورد.

به عنوان نمونه، در فیلم (زندان زنان) در شخصیت ‏پردازى رئیس زندان، او را فردى كاملاً محجّبه و در عین حال تندخو مشاهده مى‏كنیم. از نمونه‏ هاى خشونت او در این فیلم مى‏ توان به مجبور كردن زندانیان به ماندن در حیاط زندان در هواى سرد و زیر بارش برف اشاره كرد. در حالى كه در بین این زندانیان، زنان پیر و كودكان خردسال هم هستند؛ كودكانى كه به علت سنّ كمشان به همراه مادران خود در زندان زندگى مى‏ كنند.

او (رئیس زندان) اعتراضهاى منطقى زندانى را با گفتن «این مقرّرات من است» نادیده مى‏گیرد. و یا زمانى كه مى‏خواهد سر و سامانى به وضع زندان بدهد، با گفتن جمله «من وقت زیادى براى تلف كردن ندارم»، چهره‏اى بسیار تند و خشن از خود در ذهن مخاطب ایجاد مى‏كند.‌»

آیا بكار بردن تعبیر «جانورهاى داخل بند» بر عدم حرمت زندانیان در نزد او دلالت نمى‏ كند؟ به این ترتیب سازندگان این فیلم با صحنه‏ هاى یاد شده و ده‏ ها صحنه دیگر سعى مى ‏كنند ظالمانه بودن رفتار این فرد محجّبه را به تصویر بكشند.

به تصویر كشیدن ظلم هاى این شخص محجّبه و عدم تفكیك بین آموزه‏ هاى اسلامى و سلایق شخصى او، باعث مى‏ شود تا تنفّر بینندگان از رفتار و شخصیت این زن، منجر به تنفّر از اسلام و آموزه‏ هاى آن و داشتن چادر به عنوان پوشش اسلامى شود.

۵. دادن نقش افراد محجّبه به بازیگران زشت

یكى دیگر از روشها كه بكارگیرى آن آثار منفى‏ اى بر حجاب دارد، دادن نقش افراد محجّبه به بازیگران زشت است، مثلاً: در فیلمى كه همه شخصیت هاى زن آن آرایش كرده و اغلب بدحجاب هستند، تنها فرد محجّبه بین آنها یك زن زشت‏رو است. البته تذكر این مطلب لازم است كه منظور ما این نیست كه به منظور جذّاب سازى چهره افراد محجّبه، آنها را به گونه‏اى گریم كنند كه این بار قیافه آرایش كرده آنها با شخصیت مذهبى ‏شان سازگار نباشد؛ بلكه منظور آن است كه اگر آنها را مانند سایر هنرپیشگان با آرایشهاى حرام زیبا نمى ‏كنند، لااقل با گذاشتن خال و زگیل هاى زشت روى صورت این بازیگران، چهره آنها را وقیح ‏تر نكنند. ویا به عمد بازیگرانى را كه نسبتاً قیافه نازیبایى دارند براى این نقش انتخاب نكنند.

زشتى زن چادرى – در فضایى كه توصیف شد – به صورت ناخودآگاه جلوه چادر را هم زشت مى‏كند. و دیدن این فیلم باعث مى‏شود كه بانوان احساس كنند در صورت به سر كردن چادر، قیافه زشتى پیدا خواهند كرد.

۶. استفاده از چادر براى تلقین وحشت

دیده شده است كه در گروهى از فیلمها، براى به وجود آوردن یك صحنه وحشتناك، از زنانى با چادر مشكى استفاده مى‏ شود. مسلّم است كه این دسته از بازیگران، در واقع وحشتناك نیستند، ولى بر اساس موضوع و اجراى فیلم، گروهى از تماشاگران، آنها را وحشتناك مى‏ پندارند و نهایتاً در پایان فیلم متوجه مى‏ شوند كه آنان نه تنها وحشتناك نبوده، بلكه بسیار هم مهربان ‏اند.

بعد از مشاهده این نوع از فیلمها، كودكان با یاد آورى آن صحنه‏ ها، از زنان چادرى كه در كوچه و خیابان مى‏ بینند وحشت خواهند كرد.

آسیب دیگر این صحنه ‏ها، نفرتى است كه از همان دوران كودكى در ذهن بچه‏ ها نسبت به چادر به وجود مى‏ آید.

۷. استفاده از زنان محجّبه براى بازى در نقش‌هاى منفى‏

بازى كردن زنان محجّبه در نقشهایى همچون (زندان‏بان) و یا (مأموران اجراى حدود) كه از لحاظ اجتماعى جلوه منفى‏ اى دارند، روش دیگرى است كه در جامعه تأثیر نامطلوبى بر حجاب خواهد گذاشت.

این گونه از صحنه ‏ها باعث مى‏ شوند تا مردم در محیط واقعى زندگیشان هم با دیدن زن چادرى، سریعاً به یاد مأموران عذاب بیفتند. همان گونه كه زنى با شنل سفید، براى آنها به یاد آورنده نقش فرشته است.

نمونه هایی از مواردی است که میتوان به عنوان قدمهای منفی و همچنین پیامدهای منفی در عرصه فرهنگ داشته باشد از طرف سینما ، نام برد .

فرآوری شده از مقاله حجاب و سینما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا