سیا طرح بمب هسته ای را به ایران داده بود!

جان رایزن، در فصل نهم کتاب خود از عملیات های خرابکارانه سیا در برنامه هسته ای ایران نوشته است.

به گزارش تارود به نقل از افکارنیوز، به نقل از وبسایت کرایپتوم (وبسایتی که افشاگری های اسنودن و مقامات بلندپایه آمریکا بر روی آن منتشر می شود)؛ جان رایزن، در فصل نهم کتاب خود از عملیات های خرابکارانه سیا در برنامه هسته ای ایران نوشته است.
در فصل نهم کتاب آمده است: او احتمالا قبلا هم بارها این کار را انجام داده بود. برخلاف دوران جنگ سرد که ارتباطات مخفی کار بسیار سختی به شمار می رفت، در سال ۲۰۰۴، به واسطه تکنولوژی مدرن این کار یعنی ارتباطات مخفی ممکن شده بود و امری بسیار معمول به شمار می رفت. بنابراین، افسر سیا که مسئول رسیدگی ارتباطات با آژانس های جاسوسی در ایران بود، فکر نمی کرد که باید دوباره بعد از آخرین دانلود این کار را انجام دهد.
بنابراین او با یک دستور ساده مجموعه داده های سری را به یکی از عوامل ایرانی در شبکه جاسوسی سیا، فرستاد. اما این بار او اشتباه کرد و این داده ها را برای یکی از عوامل ایرانی شبکه جاسوسی کل فرستاده بود؛ داده هایی که می توانست که جاسوسی های سیا را در کل ایران شناسایی کند. عوامل سیا بعدها متوجه شدند شخص ایرانی که داده ها برایش ارسال شده بود، یک جاسوس دو جانبه بوده است و وی داده ها را سریعا در اختیار مسئولان امنیتی ایران قرار داده است.درنتیجه مسئولان ایرانی نیز این توانایی را به دست آوردند که به سرعت شبکه عوامل سیا را در ایران شناسایی و جمع آوری کنند.
این فاجعه جاسوسی هیچگاه در مطبوعات و رسانه ها گزارش نشد و این چنین بود که مهم ترین پروژه سیا در جمع آوری اطلاعات هسته ای ایران، کور رها شد.
درحقیقت در سال های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵، دولت بوش و مشاورانش اصرار داشتند که ایران به سرعت در حال دستیابی به سلاح هسته ای است و نیروهای اطلاعاتی آمریکا نتوانستند هیچ سند محکمی برای ادعاهای دولت بوش پیدا کنند. در بهار سال ۲۰۰۵، پورترگاس، رییس جدید سازمان سیا، به بوش اعلام کرد که واقعا نمی داند ایرانی ها چگونه در حال تبدیل شدن به قدرت هسته ای هستند.
در ادامه گزارش، جیمز رایزن، خبرنگار روزنامه نیویورک تایمز، مدعی شده است که یک دانشمند روس، نقشه های هسته ای آمریکا را برای ایران لو داده است و این داستانی است که قدمت آن به زمان کلینتون باز می گردد. داستان آنجایی جالب می شود که ظاهرا سیا، طرح یک بمب هسته ای را به این دانشمند روس می دهد تا به نمایندگان ایران در مقر آژانس بین المللی انرژی اتمی در وین بفروشد یا در بهترین حالت به آنها تحویل دهد! به نظر می رسد سیا، با این اقدام به ایران برای حل آخرین موانع خود برای رسیدن به تکنولوژی هسته ای کمک کرد.
مامور روس منصوب شده سیا، که خود را دانشمندی بیکار معرفی می کند، طرح بمب اتمی خود را به بالاترین قیمت به ایرانی ها پیشنهاد می دهد. ایرانی ها که ارزش طرح را تشخیص می دهند و با سرعت آنها را به مافوق خود در تهران تحویل می دهند.
پیش از این مرد روس از این اقدام سیا عصبی شده بود. افسر ارشد سیا برای آرام کردن به او گفته بود این ماموریت فقط یک ماموریت ساده برای جمع آوری اطلاعات از محل اختفای برنامه هسته ایران است و نه یک فعالیت غیرقانونی برای دادن بمب هسته ای به ایران. او مدعی شده بود که ایرانی ها پیش از اینکه این طرح به دست آنها برسد، به این تکنولوژی دست یافته اند.
دانشمند روس نیز سرانجام گرچه با اکراه موافقت کرد اما همچنان به سیا و اقدامات او مشکوک بود.
پس از آن او شروع کرد به ارسال پیام هایی به نمایندگان و دیپلمات های ایرانی مستقر در آژانس. او در ایمیل های خود توضیح می دهد که علاقه زیادی به ایران دارد و تنها احتیاج به یک نفر دارد که طرح های او را بشنود. پیغام هایی که شوخی جذابی بودند و هیچگاه پاسخ داده نشد. سپس او در کنفرانس های علمی ایالات متحده آمریکا که با حضور دانشمندان ایرانی آمریکایی بر گزار می شد شرکت کرد. این کنفرانس ها گاهی برای دانشمندانی که از ایران می آمدند جذاب بود و بنابراین نقطه تماس خوبی می توانست باشد. سرانجام نیز در یک کنفرانس موفق به ملاقات با یکی از برجسته ترین اساتید ایرانی فیزیک می شود. ارتباطات دانشمندان روس و ایرانی چندان غیرمعمول نبود و این همان چیزی بود که سیا بر روی آن حساب باز کرده بود.
در ایمیل هایی که بین او و پروفسور برجسته ایرانی رد و بدل می شود او توضیح می دهد که طرح بسیار مهمی دارد که می خواهد آن را ارائه کند. پس از کمی تاخیر فرد ایرانی در یک پیام محتاط به از او می پرسد که چه چیزی در سر دارد و بعد از آن بود که دانشمند روس قلابی سیا، به دفتر نماینده ایران در وین ارجاع داده می شود.
او سرانجام تصمیم می گیرد طرح بمب هسته ای خود را به همراه نامه ای از خود به ایرانی ها تحویل می دهد. او بعدها یک کپی از این نامه را در اختیار سیا قرار می دهد. در قسمتی از نامه او تصمیم می گیرد تا قسمتی از حقیقت را به ایرانی ها بگوید تا خودشان نسبت به رفع نواقص طرح اقدام کنند. درنهایت مامور روس سیا، بعد از چند روز رفت و آمد علیرغم برنامه ریزی سیا برای دیدار او مقامات عالی رتبه ایران که به وین آمده بودند، موفق به دیدن مقام های ایرانی نمی شود و طرح خود را درون صندوق پست دفتر ایران می گذارد و می رود. در حقیقت مامور روس سیا بدون آنکه دیده شود، و بدون ملاقات رو در رو با ایرانی ها یا بدون آنکه توسط نیروهای اطلاعاتی اتریش و از همه مهم تر ایران دستگیر شود، به آمریکا فرار کرد.
همچنین در قسمتی از این کتاب به وضوح به همکاری اطلاعاتی سیا و همچنین نیروهای موساد اشاره شده است. در یکی از طرح ها قرار بود که یک دستگاه پالس الکترومغناطیسی به ایران قاچاق شده و در کنار خطوط انتقال قدرت حمل برق تاسیسات هسته ای کار گذاشته شود. عوامل موساد وظیفه قاچاق این دستگاه را بر عهده می گیرند اما پس از مدتی سیا متوجه می شود این کار شدنی نیست؛ چرا که دستگاه بسیار بزرگ است و احتیاج به کامیون های بزرگی دارد و علاوه بر این این کامیون باید برای مدتی پارک می شد.
در روزهایی که بحث بین المللی جلوگیری از گسترش سلاح های هسته ای در تالار فتر مرکزی آژانس بین المللی انرژی اتمی در ایالات متحده آمریکا داغ بود. در این محل آمریکا اتهاماتی را علیه ایران و کره شمالی عنوان می کند و درنهایت نیز در سال ۲۰۰۵، محمد البرادعی به خاطر تلاش های گسترده خود، جایزه صلح نوبل را برنده می شود.