سفالگری، هنر پنجه های خاکی در دماوند

«در کار گِل و دست، آرامشی دارم که قابل بیان نیست. چرایی اش را نمی دانم، شاید برمی گردد به وجودم؛ وجود خاکی ام که خداوند خالق مرا با آن سرشت. از گِل برآمده ایم و به گِل می رویم. همین است که آدمی در کار گِل و خاک، در کار سفال و کوزه، احساسی دارد که با هیچ جنس مادی دیگر نداشته و ندارد.»
هر دو بزرگواری که محضرشان را درک کردیم، خانم فاطمه سامعی و آقای قدیری، همین مفهوم را در جواب سوالی که طرح کرده ام [«در حین کار چه احساسی دارید؟»] بیان می کنند.
شاید باورتان نشود همین نقش برجسته هایی که روی دیوارهای متروی تهران چشم ما را به خود می کشد، کار بچه های خودمان یا شبیه کار آنها باشد. آری، همین گوشه گیلاوند، حصار پایین!
در یک غروب بهاری، میهمان خانم سامعی و خواهر و شوهرخواهرش می شویم. هر سه مشغولند و با لباس گل گرفته پذیرایمان می شوند. با دیدن ما (من و آقای نجاری، جواهرساز) تکه های متعدد ماکت ارگ بم را با سلیقه خاصی کنار هم می گذارند. کنار هم می چینند تا یک شکل واحدی بشود که بتوانیم برای مخاطبان فهیم خود که هنر را می شناسند و کار دست را می فهمند، تصویری تهیه کنیم. با اجازه ایشان به سراغ کوره کوچکی می روم که تکه های خشت آتش دیده، درون آن چیده شده است. کوره و آنچه از دست ساخته هایشان درون آن است، به شکل خوشایندی داغ است. گویا ساعتی بیش نیست که آتش کوره را خاموش کرده اند. تصویری می گیرم و برمی گردم سراغ هنرمندان.
حالا کار ارگ آماده تصویربرداری است، گوشه ای از ارگ بم، یادگاری از تاریخ ایران. از هنرمندان می خواهم که فضا را تاریک کنند تا تصویر با سایه روشن دلپذیری جان بگیرد. تصویرهایی برمی دارم و صحبت های هنرمند سفالگر را ضبط می کنم.
خودتان را معرفی کنید و بفرمایید چگونه این هنر را آموختید؟
فاطمه سامعی هستم. دیپلم تجربی با 9 سال سابقه سفالگری. وقتی از صنایع دستی تقاضای استاد کرده بودیم آقای خرمی را معرفی کرده بودند. تعداد کارآموزان زیاد بود. به مدت دو سال پیش استاد شاگردی کردیم، چیزهای زیادی یاد گرفتیم. بیشتر آموزش دیده ها، به مرور زمان این کار را رها کردند. شاید در آن پول هنگفت ندیدند اما من ماندم و کار کردم و هنوز هم دوست دارم کار کنم.
مواد اولیه کارتان چیست؟
مهمترین ماده کار ما گِل است. گِلی که از خاک رس بدست می آید و در این محدوده ها یافت نمی شود. این گِل ها را بصورت آماده و بسته بندی از همدان می خریدیم. سیلیس و ماده ای به نام لویی نیز جزو مواد کار ماست.یکی دو سالی می شود که اینها را در جاجرود هم می فروشند.
مراحل کار سفالگری را برای ما می گویید.
وقتی سفارش می گیریم – عکس یا طرحی که از طرف مشتری می رسد- گل ها را پهن و تصاویر مورد نظر را روی آن اجرا می کنیم. هر ابعادی که مشتری بخواهد. گاه 3 متر یا 4 متر یا حتی سفارش به ابعاد 10 متر هم می رسد. سپس طبق طرح، برجستگی ها و فرورفتگی هایش را گام به گام بر روی گل ایجاد می کنیم.
چرا کار به صورت یکپارچه انجام نمی شود؟
اگر گل یک پارچه باشد، بعد از خشک شدن ترک برمی دارد و اینکه یک طرح بزرگ را نمی توان یکپارچه حمل و نقل کرد. یک طرح را به تکه های متعددی تقسیم می کنیم. گاهی یک کار در ابعاد بزرگ، متجاوز از صد قطعه می شود. هر یک را شماره گذاری می کنیم تا فراموش و کار جابجا نشود. آنگاه مثل یک پازل آن را طبق شماره کنار هم می چینیم.
گل اجرا شده چه سرنوشتی پیدا می کند؟
وقتی طرح روی قطعات اجرا شد، باید بماند تا خشک شود. گاه تا 15 روز طول می کشد که قطعات طرح، خشک و آماده چشیدن آتش گردد. قطعات خشک شده را درون کوره می گذاریم تا آتش ببیند و گل آتش دیده شود.
از کوره بیشتر برای ما بگویید.
کوره، یک تنور ایستاده است. اما بجای سر، از بغل باز می شود تا بتوانیم قطعات را براحتی درون آن قرار دهیم. کوره ما کوچک است و با سوخت گاز شهری آتش می دهد. باید درجه حرارت به 700 تا 1000 درجه برسد تا حرارت قابلی باشد. کوره های بزرگ این دما را از گاز شهری نمی توانند بگیرند، چون این سوخت این میزان دما را نمی دهد.

قطعات آتش دیده را چه می کنید؟
قطعات را تا 24 ساعت به حال خود رها می کنیم تا بماند و خنک شود. آنوقت قطعات سرد، شکل نهایی خود را یافته اند. آنها را بسته بندی می کنیم و برای مشتری می فرستیم. در واقع یک طرح بزرگ، در چند بسته برای مشتری ارسال می شود.
دست ساخته شما، کجاها مورد استفاده قرار می گیرد؟
معمولا در بیشتر ایستگاه های مترو یا گاهی در ایستگاه های بخصوصی این تابلوها هست. در ویلاها و استخرهایشان، نمای خانه ها و نمای حیاط و … چون آتش دیده است، آب و باران روی آن تاثیر ندارد. مثل کاشی و سرامیک استحکام دارد.
بازار فروش و درآمد ماهیانه چگونه است؟
معمولا سفارش می گیریم. در خیابان شیراز یک مغازه برای ما سفارش می گیرد. البته ما فعلاً فقط با همین یک سفارش دهنده کار می کنیم و جای دیگری بازار نداریم (می خندد). اگر ایشان زمانی بیاید که کار ما را نخواهد بخرد به مشکل می خوریم. ماهیانه 700 هزار تومان درآمد دارم. اگر بازار فروش بهتر باشد، درآمد هم بیشتر است.
به علاقمندان آموزش هم می دهید؟ شماره شما را درج بکنیم؟
البته، خیلی ها می آیند و در این کار دوام نمی آورند. کار اجرایی بر روی یک طرح، شاید یک هفته زمان ببرد که خسته کننده است و هر کس تحمل ندارد. به علاوه اینکه میزان دستمزد ما زیاد نیست. به کسی که آموزش می بیند نمی توانیم مزد بدهیم. باید مدتی را صبر کند. این مدت بستگی به علاقه و میزان فعالیت و دلدادگی اش به کار دارد. هر چند جوانان امروز از اول به دنبال پول هستند و شکیبایی ندارند، اما هر کسی که صبور باشد ما در خدمت او هستیم. شماره کارگاه ما 76342778 است.

از همکارانتان برای ما نمی گویید.
این خانم خواهر من و این آقا شوهرخواهر من است. وقتی مشغول شدم، به این دو نفر هم آموزش دادم. حالا دست به دست هم داده ایم و داریم طرح های سفارشی را اجرا می کنیم.
مشکلات شما چیست؟
مشکل ما بازار فروش است. هر کاری با تبلیغات جواب می دهد. چند بار با کارت و کاتالوگ یا سی دی خواستم تبلیغ کنم. دست تنها نمی شود.
باید چند مرد پای کار باشند و تبلیغ کنند. این شوهرخواهر من جای دیگری مشغول است و وقت ندارد. خیلی ها نمی دانند ما در اینجا چه کار می کنیم. همسایه ها هم مدت ها بعد فهمیدند. همه فکر می کنند ما در اینجا کاسه و بشقاب یا کوزه می سازیم.
می گویم:«من هم همین فکر را می کردم (همه می خندند). حالا واقعاً چرا کوزه نمی سازید؟
کمی فکر می کند، ابتدا نمی داند چه بگوید. خواهرش به کمکش می آید و می گوید:«کوزه چرخ می خواهد، ما چرخ نداریم.» خود خانم سامعی صادقانه اعتراف می کند که کوزه را بلد نیست، یعنی آموزش آن را ندیده است. می گوید: « ما از اول روی طرح های مختلف کار کرده ایم. کار ما البته سبک های مختلف هنری نیست، واقع گرا کار می کنیم. این طرح هم که حالا روی زمین پهن شده، به ابعاد یک در چهار متر اثری از ارگ بم است. همانجایی که زلزله آمد. این طرح دیروز به دست ما رسید و امروز اجرایش کردیم.
صحبت های خانم هنرمند که به اینجا رسید، دیگر سوال خاصی نداشتیم. فقط عرض تشکر بود و اینکه چند عکس دیگر از کارهای سابقشان گرفتیم و بعد از خداحافظی به اتفاق آقای نجاری از محل کارشان بیرون آمدیم.
به سراغ هنرمند دیگر رفتم. جوانی از اهالی محله فرامه دماوند. داخل زیرزمین کوچک خانه شان با او مشغول صحبت شدم. از همان اول مشخص بود که مشکل جا و محل کار دارد. این مساله را داخل صحبت هایش که به عنوان مشکل مطرح می کرد، بیان نمود.
خودتان را معرفی بفرمایید.
محمود قدیری هستم و لیسانس معماری دارم. از بیست و یک سالگی مشغول سفالگری هستم. این کار را خانمی به نام خاورنیان به من آموخت. به لطف حق ادامه دادم تا مهارت یافتم. مدتی در رودهن به معرفی خانم شیخی در روستای سادات محله آموزش می دادم.
مختصر راجع به تاریخچه این کار بگویید.
هر باستان شناسی که از راه می رسد، نظر متفاوتی روی وقت پیدایش و تاریخ این هنر دارد. یکی می گوید 3 هزار سال پیش و دیگری تاریخ 7 هزار ساله را شروع سفالگری می داند. همان سفالینه هایی که در تپه سیلک کاشان درآورده اند، یا در سیستان و بلوچستان؛ از کرمان هم سفالینه های زیادی به دست آمده است. خاستگاه این هنر هم همین جاهاست. امروزه در این شهرها، سفالگران ماهری کار می کنند. گاهی مهارت شان چنان است که بدون چرخ کارهای قشنگی خلق می کنند. در همدان هم بیشتر با چرخ دستی کوزه می سازند. در تهران استاد مهری آموزش می دهد، طرف های خاوران.
از ابزار و مواد این کار برای خوانندگان بگویید.
ابزار کار را خودمان بر حسب نیاز می سازیم. یا اگر کسی بخواهد می تواند در لوازم التحریرهای تهران آن را تهیه کند. ابزاری که گل رابرمی دارد، گل را نقش می زند و گل را اضافه می کند. مواد کار هم معمولا 30 درصد خاک رس است. خاک بالکیم که از مواد آتشفشانی بدست می آید و ماده ای بنام لویی. این لویی کار چسبندگی گل را بعهده دارد. حتماً شنیده اید که در قدیم در گل، کاه اضافه می کردند تا قدرت چسبندگی اش بیشتر شود. لویی کار کاه را انجام می دهد.
بازار فروش چگونه است؟
اگرچه استقبال کم است، اما راضی هستم. مردم با کار گل، زیاد آشنا نیستند. در ماه مبارک رمضان سال 90 وقتی در نمایشگاهی شرکت کردم، مردم به کارهایم با تعجب نگاه می کردند. فکر می کردند که چوب است، باور نمی کردند که سفال باشد. مردم با کار چوب بیشتر آشنا هستند. باید بیشتر تبلیغ شود. چون حمایت نمی شود، هر سال متراژ فروش ما کمتر می شود. من بیشتر وقت خود را در بازار می گذرانم، برای کار بازاریابی.
اگر کسی با خواندن این گزارش به سراغ شما بیاید، آموزش می دهید؟
بله، مشکلی نیست. اگرچه من مشکل جا و مکان آموزش دارم. اگر شرایط فراهم شود، در خدمت مشتاقان هستم. همه به این کار علاقه دارند. چون همه گل بازی را دوست دارند. تنها مشکل این است که خانواده ها، روی کار هنری حساب باز نمی کنند. بچه ها را برای سرگرمی می فرستند. کار هنر صنعت باید جدی گرفته شود. اگر بچه ها با این کارها آشنا شوند، دنبال کار خلاف عرف و ناپسند نمی روند. چه ایرادی دارد که دوشادوش درس خواندن، یک هنر یا فن خاص را دنبال کنند. تاکید می کنم این کار را خانواده ها به سه ماهه تابستان موکول نکنند. شماره تماس من 09194855490 است.
سفالگری چه مدت زمان می خواهد و چقدر سرمایه لازم دارد؟
این کار هیچ هزینه ای ندارد. اگر کسی واقعاً علاقه داشته باشد و بخواهد این هنر را بیاموزد من به او قول می دهم چند روزه حتی یک روزه آن را بیاموزد. یعنی در مدت یک روز همه آنچه را که لازم است می توانم به او انتقال دهم. باقی کار با خود فراگیر است که تلاش و تمرین بکند و تجارب خود را زیاد بکند.
فقط 15 هزار تومان
تاکید می کنم فقط با 15 هزار تومان می توان آن را راه اندازی کرد. تعجب ندارد، چون ابزار خاصی ندارد. بیشتر این مبلغ را برای خرید مواد اولیه یا همان گل بسته بندی شده باید هزینه کرد. همه می توانند استعداد خود را در این کار بیازمایند.
مشکلات شما چیست؟
مشکل بیشتر هنرمندها شبیه هم است. عدم حمایت دولت و عدم تبلیغ کار هنری و جدی نگرفتن هنر. اینکه مردم رغبت زیادی به خرید این کار ندارند و چون بیشتر از طبقه ضعیف و قشر کارگر هستند نمی توانند برای این کار هزینه کنند.
از آقای قدیری هنرمند زحمتکش تشکر می کنم. بعد از خداحافظی وقتی تنها می شوم در این اندیشه فرو می روم که هنر چندین هزار ساله ما را وقتی می توان با کمترین صرف وقت و کمترین هزینه آموخت، چرا نیاموزیم؟! چرا تجربه نکنیم؟! این یک هشدار است که داریم با فاصله گرفتن از هنرهای اصیل و مشاغل نیاکانمان تیشه به ریشه خود می زنیم، یعنی هویت تاریخی خود را. متاسفانه تمام هم و غم ما این است که بچه ها زبان خارجی و علم رایانه بیاموزند. اگرچه آموختن علوم روز خوب است اما یادمان باشد که روحیه جوانمردی، شادابی جسم و روان، تهذیب اخلاق و رفتار همه اینها در انجام ورزشهای سالم، تفریحات خوب و آموختن هنر بدست می آید. پس بیایید تا فرصت باقی است، فرزندانمان را دریابیم و در اولین فرصت دست آنها را در دست استاد قابلی بگذاریم… یا حق.
منبع: هفتهنامه رهآورد
انتهای پیام/

