سازمان غریبنواز
اگر کمی صفحات تاریخ 10سال اخیر یعنی از زمان ادغام دوسازمان میراث فرهنگی و ایرانگردی و جهانگردی را ورق بزنیم به راحتی مشاهده میکنیم که به جز یک مورد که آن هم نخستین رییس است تمام روسای این سازمان با حوزههای کاری آن غریبه هستند.

استعفای محمدعلی نجفی از ریاست سازمان میراث فرهنگی،گردشگری و صنایع دستی 5 ماه بعد از تصدی این پست با واکنشهای گوناگونی در سطح جامعه مواجه شد.این واکنشها با ابلاغ حکم جانشینی نجفی به محمد سلطانیفر عضو شورای شهر تهران توسط رییس جمهور روحانی شدت پیدا کرد به نحوی که نه تنها جوامع گوناگون مرتبط با این سازمان عریض و طویل از شبکه انجمنهای دوستدار میراث فرهنگی گرفته تا جامعه باستان شناسان و از رئیس فراکسیون تاریخ و توسعه گردشگری مجلس تا رییس پژوهشگاه سازمان همه و همه به انتقاد از این وضعیت پرداختند که قائم مقام باستان شناس سازمان نیز جدایی خود از این مجموعه را اعلام کرد.
شاه بیت تمامی این اعتراضها و انتقادات در انتخاب سلطانیفر به ریاست سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری توسط رییس دولت تدبیر و امید نیز عدم تخصص و سابقه وی در هیچکدام از زیرمجموعههای این سازمان بزرگ و پرحاشیه است. اعتراضی که در ابتدای امر بسیار محکمه پسند مینماید اما واقعیت چیز دیگری است زیرا این نوع انتصاب در این سازمان یک روال طبیعی است.
اگر کمی صفحات تاریخ 10سال اخیر یعنی از زمان ادغام دوسازمان میراث فرهنگی و ایرانگردی و جهانگردی را ورق بزنیم به راحتی مشاهده میکنیم که به جز یک مورد که آن هم نخستین رییس است تمام روسای این سازمان با حوزههای کاری آن غریبه هستند. برای اینکه با من هم نظر شوید نگاهی کوتاه به تاریخچه این سازمان در سالهای پس از انقلاب میاندازیم.
همانگونه که میدانید ساختار نظام اداری ایران با پیروزی انقلاب اسلامی با تغییرات گستردهای روبرو شد. دریکی از این تغییرات وزارت اطلاعات و جهانگردی که سیاستگذاری و هماهنگی امور جهانگردی و البته حفظ آثار تاریخی کشور را بر عهده داشت منحل شد و بخشی از وظایف آن از جمله موضوعات مورد نظر ابتدا در قالب «وزارت ارشاد ملی» و سپس «وزارت ارشاد اسلامی» سازمان دهی شد.
این وضعیت تا سال 1370 ادامه داشت و در این سال معاونت امور سیاحتی و زیارتی وزارت ارشاد اسلامی به سازمان ایرانگردی و جهانگردی تغییر نام داد. این درحالی بود که برای حفظ و نگهداری آثار تاریخی کشور نیز سازمان میراث فرهنگی تشکیل شده بود.
این وضعیت نیز تا سال 1382ادامه پیدا کرد تا اینکه دراین سال دو سازمان ذکر شده با تصویب نمایندگان مجلس شورای اسلامی از بدنه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جدا شدند تا با عنوان «سازمان میراث فرهنگی و گردشگری» زیر نظر ریاستجمهوری به فعالیت خود ادامه دهند.
سیدمحمد بهشتی شیرازی رییس سازمان منحل شده میراث فرهنگی فردی بود که برای اداره این سازمان جدید از سوی سیدمحمد خاتمی رییسجمهور وقت برگزیده شد تا نخستین رییس این سازمان فردی از بدنه آن باشد. البته دوران مدیریت بهشتی برسازمان دیری نپائید و او که در کارنامهاش ریاست گروه تخصصی معماری و شهرسازی فرهنگستان هنر ایران را نیز داشت جای خود را به سید حسین مرعشی فعال سیاسی نزدیک به رییس جمهور دولت سازندگی داد.
دوران حضور نماینده مردم کرمان در مجالس پنجم وششم شورای اسلامی در مسند سکانداری سازمان نیز همچون خلفش کوتاه بود و با پیروزی محمود احمدینژاد درانتخابات ریاست جمهوری وی نخستین فردی بود که از سمت خود برکنارشد. اسفندیار رحیم مشایی یار همیشگی رییس جمهور عدالت محور سکاندار بعدی میراث فرهنگی وگردشگری کشور بود که البته در کوتاه زمانی با پیوستن صنایع دستی به این مجموعه امپراطوریش بسیار بزرگتر از برخی وزارتخانههای کشور شد.
دوران ریاست این مهندس الکترونیک برسازمان همانگونه که طولانیترین دوران مدیریتی تاکنون بوده پرحاشیهترین آن ها نیز محسوب میشود. آبگیری سد سیوند، تخریب کتیبه هخامنشی خارک، ساخت مترو در زیر چهارباغ اصفهان، حراج سر سرباز هخامنشی و نصب دکلهای برق در حریم منظری آرامگاه حکیم توس از جمله معروفترین پروندههای دوران مدیریت مشائی برسازمان است.
با پایان دولت نخست احمدی نژاد، مشائی که مهمترین کار فرهنگی او پیش از این سمت مدیریت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران بود به پاستور رفت تا ابتدا در قامت معاون اول و سپس رییس دفتر به فعالیت درکنار یار همیشگی خود بپردازد. در این بین ریاست سازمان سه گانه میراث فرهنگی،صنایع دستی وگردشگری هم به همکار سابق وی در شهرداری تهران یعنی حمیدرضا بقایی رسید.
دوران تصدیگری این کارشناس ارشد جغرافیای سیاسی بر سازمان نیز حدود 22 ماه یعنی از تیرماه 1388 تا اردیبهشتماه 1390 به طول انجامید و پس از آن وی به معاونت اجرایی رئیس جمهور رفت تا سکان هدایت این سازمان به یک کارشناسی ارشد مدیریت صنعتی دانشگاه امام صادق(ع) یعنی روحالله احمدزاده کرمانی سپرده شود که تا پیش از این تنها سابقه استانداری فارس را در کارنامه داشت.
البته دوران ریاست پنجمین رییس سازمان نیز کوتاه بود و او پس از حدود 8 ماه نشستن بر این صندلی در نیمه دیماه 1390 استعفا داد تا میرحسن موسوی دیگر یار قدیمی مشائی وبقایی براین سمت تکیه زند. او نیز که پیش از دولتهای نهم و دهم بیشتر در مجموعههای اقتصادی از جمله شرکت شهرکهای صنعتی استان سمنان و سایپا یدک فعالیت داشت، تنها پس از 11 ماه به پاستور رفت و جای خود را به محمدشریف ملک زاده معاون اسبق گردشگری سازمان داد.
محمدشریف ملکزاده نیز که سابقه حضور در قوه قضائیه و دانشگاه آزاد را در کارنامه دارد و به گفته خود در رشته های مدیریتی درس خوانده تنها حدود هشت ماه یعنی از آذر 1391 تا مردادماه 1392سکان این مجموعه را در اختیار داشت و با تغییر دولت جای خود را محمدعلی نجفی داد.
درباره وی نیز که با مدرک کارشناسی ارشد ریاضی سوابق کاری متعددی چون وزارت فرهنگ و آموزش عالی و آموزش و پرورش دارد باید گفت که هرچند همان وزارت فرهنگ و آموزش عالی و البته دورهای معاونت آموزشی صدا و سیما نزدیکترین سمتهای او به مجموعه میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری بود اما سوابق مدیریتش باعث شد تا جوامع تخصصی چون باستان شناسان، ایکوموس و ایکوم ایران از این انتصاب حمایت کنند.
نجفی نیز در اولین سخنان خود پس از تصدی سازمان، وعده داد که هویت را به این سازمان باز خواهد گرداند و برهمین اساس مهدی حجت معمار اصلی سازمان را به عنوان معاون میراث فرهنگی و قائم مقام خود، سید محمد بهشتی شیرازی را به عنوان مشاور ارشد ریاست سازمان و جلیل گلشن را به عنوان رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی تعیین کرد.
اقداماتی که هرچند بسیار خوب جلوه میکردند اما با استعفای ناگهانی وی به دلیل بیماری قلبی و انتصاب مسعود سلطانیفر، عضو شورای شهر تهران و عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام به جای وی از سوی رییس جمهور که نه از نظر تحصیلاتی ارتباطی با سازمان دارد و نه سوابق اجرایی نجفی را داشت عقیم ماند.
حال باید دید که این انتصاب همان گونه که برخی از منتقدان گفتهاند از نوع انتصاب دوستانه دوران احمدینژاد است یا اینکه همان مختصر آشنایی سلطانیفر با این سازمان که ناشی از عضویت غیرموظف او در هیأت مدیره سازمان منطقه آزاد کیش است به دادش رسیده و او را همان گونه که خود مدعی شده «مدیر توسعه» سازمان خواهد ساخت.
کلام آخر اینکه هرچند سلطانیفر نیز نه از لحاظ تحصیلاتی و نه از منظر سابقه اجرایی قرابتی با سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری نداشته است اما این سازمان عادت به داشتن مدیران این گونه دارد و عملکرد دوران مدیریت در آن بسیار بیشتر از این دو اصل اساسی جلوه می کند.
منبع:فارس