زندگینامه نرگس آبیار سازنده شیار 143

طی سال‌های اخیر اكثر قهرمان‌های فیلم‌ها ما از تهران آمدند در حالی كه در طول جنگ عزیزان بسیاری از شهر و روستاها به مناطق جنگی رفتند و از خودشان رشادت نشان دادند، به همین دلیل پرداخت صرف به قهرمان‌هایی كه از تهران در جنگ حضور داشتند ممكن است باعث شود در حق سایر قهرمان‌ها اجحاف شود.


نرگس آبیار در سال ۱۳۴۹ به‌ دنیا آمد. او بیش از یک دهه به ‌صورت حرفه‌ای به داستان ‌نویسی در حوزه کودک و بعضا دفاع مقدس پرداخت. از برخی از آثار او در عرصه دفاع مقدس می‌توان به این آثار اشاره کرد: “چشم سوم” با موضوع عملیات والفجر مقدماتی، “نه روز بود، نه شب”درباره زندگی شهید حسن عباسپور،”شکفتن بر هامون” داستان زندگی شهید فرید تعریف، “فلسطین، از اشغال تا انتفاضه”، “کوه روی شانه‌های درخت”،”نادر”.

برخی دیگر از آثار آبیار عبارتند از: “پسر کرم به دوش و خندق بلا” نشر افق 86، “قهرمان قصه ی خل و چل” نشر سفیر اردهال 88، “داستان دو پنج ” نشر سفیر اردهال 88، “عروس آسمان” نشر دفتر فرهنگ اسلامی 79، داستان کوتاه ” وقت گل محمدی”، “شعرهای یک ماهی سیاه آسمون جل” نشر سفیر اردهال 1388، “افسانه چشمه لاغر مردنی” نشر تجسم خلاق 85، “عطر خون: براساس زندگی شهید حسین یوسفی” نشر قدیانی 1386، “نژادپرستی صهیونیسم” نشر قبله اول 83 ، “آیا می‌دانید که …؟” نشر قبله اول 83، “داستان دو خط” نشر پژوهه 78، “کوه روی شانه‌های درخت” نشر شاهد 82، “بگذار با تو بمانم، معرفی آثار بخش قطعه ادبی” نشر نماز 82، “قصه زنی که همه‌اش یاس‌های فلسفی داشت” نشر روزگار 81، “به کی می‌گن قهرمان: روایتی داستانی از زندگی شهید سیدعلی اندرزگو” نشر سوره مهر 88، “کلاه خود: برگرفته از زندگی شهید علی قزلباش” نشر شاهد 86 ، “زندگی غمبار یک بت خوشبخت” نشر سفیر اردهال 1388، “مجسمه نمکی ” نشر منادی تربیت 1385 ، “برای شبنم چه اتفاقی افتاد؟” نشر سروش 1385،”روی شانه‌های درخت”، “روزی روزگاری” نشر شباویز 85، و “دو خط موازی”،”عروس آسمان” دفتر نشر فرهنگ اسلامی 1379.

فیلم:
یک روز پس از دهمین روز: که با استقبال جهانی روبرو شد. این فیلم که در سی ‌و یکمین حضور بین‌المللی‌اش، موفق به دریافت جایزه ویژه (mention) از فستیوال فیلم اروپایی و سه جایزه بین المللی دیگر شد به روایت زندگی پیرمردی می‌پردازد که در ویرانه‌ها به سر می‌برد و به ‌شدت دلبسته شتری است که از آن تیمارداری می‌کند.

یک روز پس از دهمین روز: مستندی است که تا کنون در سی و سه جشنواره بین المللی حضور داشته است. از جمله جوایز این فیلم در جشنواره های جهانی می‌توان به جایزه بزرگ فیلم مستند جشنواره باتومی گرجستان، بهترین مستند کوتاه جشنواره اسماعیلیه مصر، جایزه موفقیت سینمایی جشنواره آزا یونان و بهترین مستندهمایش تصویر عاشورا اشاره کرد.

روز پایان: دومین ساخته مستند این فیلمساز است که چندی پیش جایزه‌ بهترین فیلم مستند جشنواره‌ سینما حقیقت 92 را دریافت کرد.

گفت‌وگو با نرگس آبیار كارگردان فیلم «شیار 143»

طی سال‌های اخیر اكثر قهرمان‌های فیلم‌ها ما از تهران آمدند در حالی كه در طول جنگ عزیزان بسیاری از شهر و روستاها به مناطق جنگی رفتند و از خودشان رشادت نشان دادند، به همین دلیل پرداخت صرف به قهرمان‌هایی كه از تهران در جنگ حضور داشتند ممكن است باعث شود در حق سایر قهرمان‌ها اجحاف شود.

سینمای جنگ اساساً یك سینمای مردانه است و كم پیش می‌آید كه زنی بخواهد شانسش را در زمینه فیلمسازی در این وادی امتحان كند آن هم در شرایطی كه حتی فیلمسازان مطرحی كه در این ژانر سال‌ها فعالیت می‌كردند به دلیل شرایط نامناسب برای كار و ریزش مخاطبان ترجیح می‌دهند كمتر كار كنند اما در این میان نرگس آبیار كه پیشتر به عنوان داستان‌نویس و مستند‌ساز نامش بر سر زبان بود و فیلم به نسبت موفق «اشیا از آنچه كه شما در آینه می‌بینید به شما نزدیك‌ترند» را در كارنامه هنری‌اش داشت فیلم «شیار143» را جلوی دوربین برد. اثری كه به اعتقاد بسیاری یك اثر تأثیر‌گذار محسوب می‌شد و بسیاری از منتقدان آن را تحسین كردند و در این میان ابراهیم حاتمی‌كیا به قدری تحت تأثیر این فیلم قرار گرفت كه فیلم سینمایی «چ» را به این فیلم و عواملش تقدیم كرد. به بهانه موفقیت «شیار 143» با نرگس آبیار به گفت‌و‌گو پرداختیم. در ادامه خواننده گفت‌وگوی جوان با این كارگردان سینما باشید. 

به نظر شما جشنواره فیلم فجر در شرایطی كه سینمای ما دچار ریزش شدید مخاطب شده است چه تأثیری می‌تواند در ارتقای وضعیت كنونی سینما داشته باشد و موجبات آشتی مخاطبان با این هنر شود؟

 

صددر‌صد جشنواره این قابلیت را دارد منتها نكته‌ای كه در این میان از اهمیت زیادی برخوردار است كیفیت و نوع برگزاری جشنواره است. برگزاری این جشنواره در واقع فرهنگسازی خوبی در مورد سینما ایجاد می‌كند و باعث می‌شود در فضای سالم و رقابتی مردم به تماشای آثار مختلف بنشینند و نقدهای خوبی را هم در این باره بخوانند و بشنوند. تردیدی نداشته باشید كه گسترش این جشنواره تأثیر بسیاری را در فراگیری فرهنگ سینما خواهد داشت و موجب آشتی مردم با سینما خواهد شد.

 

سطح فیلم‌های به نمایش درآمده در جشنواره را چطور دیدید؟

 

برای قضاوت در مورد سطح فیلم‌هایی كه در جشنواره به نمایش در می‌آید شما باید تمام آثار را با دقت ببینید و بعد در مورد كیفیت آن توضیح دهید در حالی كه امسال من به دلیل درگیری كه به واسطه پخش فیلم خودم در جشنواره داشتم این امكان را نداشتم تا همه فیلم‌ها را ببینم و بتوانم در مورد آنها به یك اجماع برسم اما خب در این میان 3-2 فیلم را دیدم كه از نظر من نمره قبولی گرفتند.

 

امسال در انتخاب و نمایش فیلم‌هایی كه در جشنواره فجر ارائه شد تنوع زیادی دیده می‌شد؛ به نظرتان این تنوع باعث سردرگمی مخاطبان می‌شود یا به بار كیفی جشنواره اضافه می‌كند؟

 

قطعاً به بار كیفی جشنواره اضافه می‌كند چون مخاطبان ما به این سطح از تنوع احتیاج دارند و این جشنواره به آنها فرصت می‌دهد تا با سبك و نوع‌های جدید فیلم آشنا شوند در هر حال به نظرم سطح كیفیت جشنواره امسال نسبت به سال‌های اخیر بالاتر بود و از این جهت ما شاهد نمایش آثار قابل دفاعی بودیم.

 

قبل از ساخت دومین فیلمتان (شیا‌ر 143) كه فیلمی متفاوت در ژانر دفاع مقدس است شما سال‌ها به عنوان نویسنده، محقق و البته مستند‌ساز فعالیت می‌كردید و از این جهت بسیاری انتظار داشتند تا از شما فیلمی اثر‌گذار ببینند؛ اتفاقی كه با این فیلم به خوبی محقق شد. بسیاری دوست دارند بدانند ایده این اثر چگونه شكل گرفت؟

 

همانطور كه خودتان هم در سؤالتان به این موضوع اشاره كردید من پیش از اینكه به فیلمسازی روی بیاورم به عنوان داستان نویس فعالیت می‌كردم و داستان‌های زیادی را هم در ژانر دفاع مقدس نوشتم. این موضوع باعث شد كه اشراف زیادی را نسبت به فضای جنگ داشته باشم چون برای نوشتن هر داستان تحقیقات زیادی را انجام می‌دادم و سعی می‌كردم با دانش كافی در مورد آن موضوع بنویسم. سال‌ها قبل كتابی را به عنوان «اختر و روزهای تلواسه» نوشته بودم كه كاراكتر زن این قصه شباهت زیادی را به « الفت» قصه شیار 143 داشت. در واقع من با پررنگ كردن شخصیت الفت و پرداخت به جزئیات فیلمنامه این كار را نوشتم.

 

اما تا آنجایی كه من به خاطر دارم كتاب «اختر و روزهای تلواسه» داستان مردانه‌ای‌ است و شخصیت زن آن چندان پررنگ نیست؟

 

خیلی خوب است كه شما این كتاب را خوانده اید چون می‌توانم در مورد آن راحت‌تر با شما صحبت كنم. حق با شماست آن كتاب برخلاف شیار 143 قصه مردانه‌ای دارد و در آن ما پیش از اینكه در مورد كاراكتر زن قصه‌مان صحبت كنیم در مورد رزمندگان مرد و عملیات جنگی حرف می‌زنیم اما خب یكی از وظایف داستان‌نویس این است كه به جزئیات پر و بال بدهد. با اینكه شخصیت آن زن در داستان ما چندان پررنگ نبود اما حس كردم قابلیت پرداخت دارد و به همین خاطر با محوریت قرار دادن آن فیلمنامه شیار 143 را نوشتم.

 

ادبیات و فیلم همواره با یكدیگر ارتباط گسترده‌ای دارند و هرگاه نقش ادبیات در فیلمسازی پررنگ می‌شود ما شاهد اتفاقات خوبی هستیم.

 

همین طور است ادبیات به عنوان مادر هنر‌ها هر وقت حضورش پررنگ می‌شود اثر‌گذاری بیشتری دارد. مدتی قبل در مصاحبه‌ای كه با یكی از نشریات داشتم به این موضوع اشاره كردم كه با وجود ساخت دو فیلم سینمایی اما هنوز خودم را داستان‌نویس می‌دانم چراكه بر این باورم یك نویسنده اشراف بیشتری به مقولات هنری دارد از طرفی تجربیات من در زمینه داستان‌نویسی و پژوهش به مراتب بیشتر از فیلمسازی است.

 

جدا از موضوعاتی كه شما به آن اشاره كردید نكته‌ای كه می‌توان اشاره كرد بحث ضعف فیلمنامه و قصه گویی است؛ از این جهت حضور داستان‌نویس‌هایی نظیر شما كه با مقوله قصه‌گویی آشنایی دارند غنیمت به شمار می‌رود.

 

شما به من لطف دارید. در هر حال بحث ضعف فیلمنامه یكی از نكاتی است كه سال‌هاست در مورد آن صحبت می‌شود و از این جهت فیلمسازان معمولاً در پرداخت قصه‌ها با مشكل مواجه می‌شوند.

 

شما در روایت قصه‌تان به سراغ تعلیق رفتید؛ نكته‌ای كه شاید به مذاق مخاطبان خاص و منتقدین خوش آید اما به همان نسبت ممكن است مخاطب عام آن را پس بزند؟

 

وقتی كه این فرم قصه‌گویی را برای فیلمم انتخاب كردم می‌دانستم كه ممكن است این نقد به فیلمم وارد شود اما ریسك آن را پذیرفتم چراكه بر این باور بودم كه این فرم‌روایی به فیلم من كمك بیشتری می‌كند. شاید به قول شما روایت تعلیق‌گونه فیلم مخاطب را در ابتدا گیج و خسته كند اما بعد از 30 دقیقه آهسته آهسته به چرایی‌هایی كه در ابتدای فیلم برایش به وجود آمده پی می‌برد.

 

یكی از خصوصیات فیلم شما این است كه در آن از شلوغی و شعار‌زدگی پرهیز و سعی كردید همه چیز را واقع‌گرایانه و همانطور كه هست به نمایش در آورید. به نظر می‌رسد در نهایت همین خصوصیات هم باعث دیده شدن این اثر شد؟

 

این موضوعی كه شما به آن اشاره می‌كنید نكته‌ای بود كه برای من از اهمیت زیادی برخوردار بود و تمام تلاشم را به كار می‌بستم تا در نگارش فیلمنامه و سپس به تصویر كشیدنش آن را مدنظر قرار دهم؛ چراكه بر این باور بودم هر گونه اغراق در این زمینه باعث می‌شود كه این كار حس باور پذیری‌اش را از دست بدهد. مخاطب امروز به شدت احتیاج به شنیدن قصه ملموس و باورپذیر دارد در نهایت فكر می‌كنم این موضوع به دل مخاطب هم نشست چون حس می‌كرد قصه‌ای نظیر آن را جایی شنیده یا برای یكی از اطرافیانش رخ داده است و از این جهت توانسته با آن ارتباط برقرار كند، در هر حال اغراق به كارهایی نظیر این اثر ضربه می‌زند.

 

شما این نكته را در موسیقی فیلم هم لحاظ كردید و موسیقی را به سمت فضای حماسی نبردید.

 

در انتخاب موسیقی این فیلم دقت زیادی داشتم چراكه می‌خواستم موسیقی از بحث حماسی و اغراق به دور باشد و فیلم را بیشتر به سمت فضای واقع گرایانه ببرد به همین خاطر موسیقی این فیلم بسیار افكتیو است و از این جهت حتی در انتخاب موسیقی پایانی فیلم به سراغ لالایی رفتم تا به رئال بودن كار لطمه‌ای وارد نكند.

 

برای من فرار شما از شعار و اغراق در ساخت «شیار 143» بسیار جالب توجه است.

 

در طول سال‌های اخیر ما شاهد ریزش مخاطبان در ژانر دفاع مقدس بودیم. بخشی از این موضوع به این خاطر است كه این ژانر مخاطبان سابق خودش را به دلیل اغراق‌های زیادی كه در این فضا انجام می‌شده است از دست داده در حالی كه به نظر من دفاع مقدس و حوادثی كه ما در طول هشت سال دفاع مقدس پشت سر گذاشتیم به قدری اعجاز گونه بوده و در آن احساس باشكوهی قرار داشت كه در روایت آن احتیاج به هیچ گونه اغراق بیشتری نیست. متأسفانه ما عادت كرده‌ایم در روایت این سبك قصه‌ها به سمت سفید یا سیاه‌نمایی بیش از اندازه برویم و آدم‌ها را تك بعدی به تصویر بكشیم در حالی كه اگر اجازه می‌دادیم تا آدم‌های قصه‌مان به همان شكلی كه هستند دیده شوند قطعاً اثر‌گذاری بیشتری داشتند. در هر حال من در فیلم شیار 143 سعی كردم پرهیز از اغراق را در تمام اركان اصل قرار دهم.

البته پرهیز از اغراق باعث نشده كه شما به مفاهیم دینی حتی آنهایی كه نماد بیرونی بیشتری دارند نپردازید. به طور مثال در بسیاری از صحنه‌های این فیلم و حتی فیلم قبلی‌تان «اشیا از آنچه كه در آینه می‌بینید به شما نزدیك‌ترند» تصاویری از اذان گفتن و نماز خواندن را نشان دادید.

پرهیز از شعار‌زدگی و اغراق به معنای این نیست كه شما از نشان دادن جلوه‌های مفاهیم دینی پرهیز كنید بلكه به آن معنا است كه شما استفاده درست و بجایی از این موضوع داشته باشید به گونه‌ای كه مخاطب این نمادها را جزئی از زندگی روزمره قهرمان قصه‌اش فرض كند و آن را چندان از زندگی خودش هم به دور نبیند. فراموش نكنید ما در یك كشور اسلامی زندگی می‌كنیم و اكثر مردم ما باور‌های غنی مذهبی دارند و از دیدن تصاویر مربوط به نماز خواندن، دعا و اذان نه تنها تعجب نمی‌كنند بلكه به خوبی آن را می‌پذیرند و با آن ارتباط برقرار می‌كنند منتها به شرطی كه استفاده درست و مناسبی از آن شده باشد.

استفاده درست و بجا از مفاهیم دینی و ارزش‌هایی نظیر دفاع مقدس و حتی پیروزی انقلاب اسلامی ظاهراً به حلقه مفقوده تولیدات فرهنگی ما بدل شده است؛ چراكه اكثر آثاری كه در این فضا تولید می‌شود از مخاطب چندانی برخوردار نیست.

بله، متأسفانه این موضوع آفت محصولات فرهنگی ما به شمار می‌رود و برخی از متولیان این عرصه با اتخاذ سیاست‌های نادرست معمولاً دست به سفارش كارهایی در این حیطه می‌زنند كه صرفاً جهت از سر باز كنی است و در جذب مخاطب بسیار ضعیف عمل می‌كنند و بسیاری از آثاری از این دست هرگز مخاطب انبوه پیدا نمی‌كنندو تنها ما در این زمینه شاهد از دست رفتن سرمایه ملی هستیم.

اما ظاهراً در مقابل هر‌گاه بخش خصوصی در این زمینه وارد عمل می‌شود كارنامه قابل قبول‌تری را ارائه می‌دهد و می‌تواند مخاطبان را تا حدی با خود همراه كند.

همین طور است. این نكته شاید در ظاهر برای عده‌ای كم اهمیت به نظر برسد اما یك واقعیت مهم است كه نمی‌توان از كنار آن ساده گذشت و نسبت به آن بی‌تفاوت بود. در هر حال ما باید الگوهای فرهنگ‌سازی مان را در این وادی در سطح كلان قرار دهیم و اجازه دهیم با تزریق نگاه‌های جدید كارهای اثر‌گذار و مخاطب‌پسند ارائه شود. فراموش نكنید كارهایی از این دست بدون مخاطب معنایی ندارد.

شما كه تا این حد روی روایت قصه جدید در این وادی تأكید دارید پس چرا خودتان در انتخاب خط قصه اصلی‌تان در این فیلم سراغ سوژه تكراری رفتید و قصه زنی را انتخاب كردید كه در انتظار فرزندش است، در حالی كه می‌توانستید سراغ یك سوژه متفاوت‌تر بروید؟

در قصه اثر‌گذار بیشتر از آنكه انتخاب سوژه مهم باشد، پرداخت آن مهم است. وقتی موضوع این كار را با عده‌ای حتی در ابتدا بازیگران فیلم مطرح می‌كردم آنها هم به موضوع تكراری بودن سوژه و حتی ترس از شعار‌زده بودن آن اشاره می‌كردند اما وقتی فیلمنامه كار را می‌خواندند نظرشان تا حدی تغییر می‌كرد و در حین كار این گارد بازتر می‌شد و بعدها هم با تماشای این فیلم در جشنواره متوجه شدند كه این فیلم سعی كرده از فضای تكراری و شعار‌زده پرهیز كند و از این نظر، بسیار از حضور در این كار خوشحال شدند.

برای روایت قهرمان اصلی فیلمتان كه یك مادر شهید است، شما دوربین را به خارج از تهران بردید؛ عمدی در این كار بوده است؟ در حالی كه كار كردن در تهران برای فیلمساز و تیمش به مراتب راحت‌تر از كار در شهرستان است.

طی سال‌های اخیر اكثر قهرمان‌های فیلم‌ها ما از تهران آمدند در حالی كه در طول جنگ عزیزان بسیاری از شهر و روستاها به مناطق جنگی رفتند و از خودشان رشادت نشان دادند، به همین دلیل پرداخت صرف به قهرمان‌هایی كه از تهران در جنگ حضور داشتند ممكن است باعث شود در حق سایر قهرمان‌ها اجحاف شود. از طرفی من خودم در یزد به دنیا آمده و بزرگ شدم و پدر و برادرانم در جنگ حضور داشتند، به همین جهت دوست داشتم قصه‌ای كه روایت می‌كنم در شهری غیر از تهران باشد و به همین دلیل سختی‌های حاصل از این كار را هم پذیرفتم.

شما در فیلمتان دست به ریسك بزرگی زدید و بازیگرانتان با لهجه صحبت می‌كردند، این در حالی است كه اگر در كاری لهجه خوب از آب در نیاید مخاطب آن را پس می‌زند. برای ادای درست لهجه‌ها در این كار چه تدبیری را اتخاذ كردید؟

اینكه می‌گویند اگر لهجه در كاری درست از آب در‌نیاید باعث می‌شود مخاطب آن را پس بزند كاملاً درست است من خودم وقتی این فیلم را زمان جشنواره در سینما آزادی دیدم از كیفیت پخش صدای این كار بسیار ناراضی بودم چراكه حس می‌كردم این موضوع با توجه به لهجه‌دار بودن فیلممان به آن لطمه می‌زند اما خوشبختانه مردم با وجود همه مشكلات با فیلم ارتباط برقرار كردند. در هر حال از آنجایی كه من دوست داشتم قصه فیلم باور‌پذیر شود می‌خواستم كاراكترهایم در این اثر با توجه به مكانی كه در آن قرار دارند لهجه داشته باشند. خوشبختانه دوستی در طول كار كنار تیم بازیگری قرار داشت كه لهجه دوستان را روتوش می‌كرد و در این مورد ما از او تأیید می‌گرفتیم، خوشبختانه نتیجه كار هم به آنچه در ذهن داشتیم تا حد زیادی نزدیك شد.

با توجه به اینكه پدر و برادرهای شما تجربه حضور در جنگ را داشتند چقدر اطلاعاتشان را در مورد جنگ در اختیار شما قرار دادند؟

متأسفانه سال‌هاست كه پدرم را از دست داده‌ام اما مرحوم پدرم در زمان حیاتشان همیشه سعی می‌كردند اتفاقاتی كه در جنگ پشت سر گذاشتند را برای ما تعریف كنند. انصافا قصه‌گوی ماهری بودند و به اصطلاح دهن گرمی داشتند. وقتی از حكایت‌های جنگ برای من تعریف می‌كردند خودم را كاملاً در همان حال و هوا تصور می‌كردم به همین خاطر از دوران كودكی و نوجوانی به نوعی با اتفاقات جنگ آشنا بودم و بعد‌ها سعی كردم در داستان‌ها و مستندهایم از این قصه و حكایت‌ها بهره بگیرم.

فیلم از فضای مستند‌گونه‌ای برخوردار است البته با توجه به پیشینه شما در زمینه مستند‌سازی این موضوع چندان دور از ذهن به نظر نمی‌رسد اما نمی‌ترسید با پررنگ شدن این موضوع اثرتان از فضای سینمایی دور شود؟

راستش را بخواهید نه چون دقیقاً می‌دانستم كه در این فیلم چه چیزی می‌خواهم. من بارها و بارها این فیلم را در ذهنم ساخته بودم و برای پلان، پلان آن برنامه‌ریزی داشتم به همین خاطر هر جا كه حس می‌كردم در این زمینه دچار زیاده‌روی شده‌ام خودم خیلی زودتر پا پیش می‌گذاشتم و جلوی آن را می‌گرفتم.

شما سعی كردید در این فیلم جلوه‌های انسانی را به نوعی پررنگ كنید به همین خاطر به خوبی دو‌دلی و تردید یك مادر را به تصویر كشیدید. كمی در مورد كاراكتر الفت كه به نوعی شخصیت‌پردازی آن مانند حركت روی لبه تیغ بود صحبت كنید.

احتمالاً منظور شما از لبه تیغ حساس بودن این نقش بود چراكه ما به نوعی در این فیلم ایمان این مادر را و در واقع خواست مادی و معنوی‌اش را محك زدیم و نشان دادیم كه این زن چگونه در تردید‌ها و پالایش‌های ذهنی‌اش دست به كشف حقیقت ناب می‌زند و در نهایت به رستگاری می‌رسد.

شما شخصیت الفت را تدریجی برای مخاطب عیان كرده و بعد در ادامه با گذشته سال‌ها به نوعی در آن دگرگونی و پختگی را ایجاد می‌كنید كه از نظر بسیاری اثر‌گذار بوده است.

نهایت تلاش ما این بود كه بتوانیم اطلاعاتمان را به شكل آرام به مخاطب تزریق كنیم و از طرفی دیگر او را رفته رفته با كاراكتر الفت آشنا كنیم و بلوغ آن را بر مخاطب آشكار سازیم. اتفاقی كه در عالم واقعی هم رخ داد الفت آهسته آهسته در كنكاشی كه با خودش داشت توانست بر اثر اتفاقی كه برایش رخ داد به آن نگاهی كه باید در عرصه جنگ دست پیدا كند.

چه شد كه برای انتخاب نقش الفت سراغ مریلا زارعی رفتید؟

جنس بازی و توانایی‌ای كه من از ایشان سراغ داشتم باعث شد كه خانم زارعی اولین انتخاب من برای نقش الفت باشد، به همین خاطر در طول نگارش فیلمنامه توانایی ایشان را هم لحاظ می‌كردم زمانی هم كه به ایشان پیشنهاد بازی در این كار ر ا دادم ابتدا از قبول آن امتناع كردند چون فكر می‌كردند این قصه حرف تازه‌ای برای گفتن ندارد و فیلم‌های نظیر آن تاكنون ساخته شده اما وقتی جلساتی را با هم گذاشتیم و گفت‌وگوهایی را با هم در مورد مسائل مختلف كاراكتر الفت انجام دادیم نگاه ایشان به این موضوع تا حدی تغییر كرد و متوجه دغدغه‌مند بودن ما شدند و خلاصه بازی در این كار را پذیرفتند و آن بازی خیره‌كننده را ارائه دادند.

بسیاری این اثر را بهترین بازی مریلا زارعی می‌دانند.

از قدیم گفته‌اند هر چیزی كه از دل بر آید بر دل می‌نشیند. ایشان به قدری حس و حال معنوی را در حین ایفای این نقش در طول كار داشتند كه اصلا قابل توصیف نیست. خانم زارعی به شدت درگیر این نقش بودند و با این كاراكتر مقدس‌گونه رفتار می‌كردند. این نگاه معنوی ایشان به كل گروه هم منتقل شد و در نهایت هم نتیجه كار را به بهترین شكل گرفتند.

شما شیوه خاص خودتان را به لحاظ فرم روایی فیلم‌هایتان دارید، به طور مثال در روایت داستان‌هایتان معمولا به سراغ فضای‌های تلخ و حتی سیاه می‌روید اما در این میان تلاش می‌كنید تا امید را هم به نوعی به فضای قصه‌تان تزریق كنید.

به نكته خوبی اشاره كردید چراكه همواره سعی كردم در آثارم به نكات برگرفته از زندگی واقعی اشاره كنم و خب در این میان سیاهی و تلخی هم جزئی از زندگی تلخ ماست ولی از آنجایی كه همیشه سعی كرده‌ام از سیاه‌نمایی پرهیز و افراد را به آینده و زندگی پیش رو خوشبین كنم امید را هم به نوعی در روایت قصه‌ام می‌گنجانم تا از این طریق مخاطب صرفاً با جنبه تلخ زندگی آشنا نشود.

برخی فكر می‌كردند این فیلم صرفاً در سینمای مردمی با استقبال مواجه می‌شود اما منتقدان هم به این فیلم روی خوش نشان دادند. فكر می‌كردید این فیلم بتواند مورد توجه منتقدان و اصحاب رسانه قرار بگیرد و حتی افرادی نظیر ابراهیم حاتمی‌كیا در مورد آن اظهار‌نظر كنند؟

برای من موفقیت این فیلم در سینمای مردمی قابل پیش‌بینی بود. از همان روز اولی هم كه فیلم در سینمای مردمی پخش شد خوشبختانه ما شاهد استقبال مخاطبان بودیم اما در مورد برج میلاد چنین نگاهی نداشتم و فكر نمی‌كردم تا این حد مورد توجه قرار بگیرد اما خدا را شكر آنها به قدری به این كار روی خوش نشان دادند كه من شگفت‌زده شدم. در ادامه وقتی اظهار‌نظرهای آقای حاتمی‌كیا را هم شنیدم تحت تأثیر قرار گرفتم چون ایشان در زمینه ساخت فیلم جنگی به نوعی استاد و صاحب سبك هستند و محبت ایشان به نوعی مهر تأیید برای من و سایر عوامل «شیار 143» به شمار می‌رفت.

نكته جالب اینجاست كه شما در مصاحبه‌ای به این موضوع اشاره كردید كه به نظرتان «شیار 143» در شهرستان‌ها به فروش بهتری در قیاس با تهران دست پیدا می‌كند، علت این موضوع چیست؟

بی‌شك این موضوع به خاطر جنس قصه‌ای است كه در این فیلم وجود دارد هر چند نمایش این فیلم در جشنواره هم ثابت كرد كه تهرانی‌ها این فیلم را حسابی پسندیدند اما تجربه ثابت كرده این سبك فیلم‌ها معمولا با اقبال بیشتری در شهرستان‌ها در قیاس با تهران مواجه می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا