رقیه(س) بنت الحسین، همدم تنهایی بابا
رقیه جان! لبهای تشنهات را خاک پاشیدند و چشمان به اشک نشستهات را آشنای تازیانهها کردند اما با رفتنت در خرابه شام تا ابد همدم تنهایی بابا شدی.
سلام بانوی خردسال نینوا….
سلام بر تو و عاشورای بزرگی که در چشمهای کوچک تو خلاصه شده است. سلام بر تو که در خنکای لبخند پدرت رها بودی و پا به پای آبله، زخمهایش را به جستجو می نشستی..
فدای دلتنگیهایت می شوم. فدای گامهای کوچکت…. امان از آتشی که کوتاهتر از دامنت نیافت. امان از دیوارهای خرابه ایی که تکیه گاهی بهتر از تو پیدا نکرد…
شام غریبان، تو را خوب میشناسد؛ تو را که آن قدر پدر پدر کردی تا در روشنای حضورش به پرواز درآمدی و رفتی که رفتنت دل زینب(س) را پاره پاره کرد.
سلام بر تو؛ به آن زمان که در هیاهوی غبار و سوار، اشک و مشک و ستیغ و تیغ، حسین(ع) را در خلسه و خون و خاکستر رها دیدی.
با من بگو آیا آبله پاهایت خوب شدهاست؟ آیا هنوز هم بدنت از کبودی درد می کند؟
آه، رقیه! بالهای سوخته را طاقت سنگ نیست. لبهای تشنهات را خاک پاشیدند و چشمان به اشک نشستهات را آشنای تازیانهها کردند.
امان از آن اندیشه های پلید… امان از آن دست هایی که تو را گوشهگیر خرابه کرد و من بمیرم برای چشم های کوچکت که گریه خیز ماتم ها شده بود…
از عشق تو با پدر باخبرم…. چه کردی آن شب. دل زنان خرابه پاره پاره شد، همدم تنهایی بابا…
شیعیان در بزرگداشت شهدای کربلا، هر روز از دهه اول ماه محرم را مختص به یکی از بزرگان این نهضت جاویدان می دانند.
شب و روز سوم ماه محرم به یاد طفل سه ساله امام حسین (ع) عزاداری می کنند.
*دختر سه ساله امام حسین (ع) را بشناسیم
به گزارش تارود امام جمعه شهر آبسرد و حومه ابتدا به معرفی بانوی سه ساله کربلا اشاره کرد و افزود: نام مادر حضرت رقیه(س)، ام اسحاق است که پیش تر همسر امام حسن مجتبی(ع) بوده و پس از شهادت ایشان، به وصیت امام حسن(ع) به عقد امام حسین(ع) درآمد.
حجت الاسلام و المسلمین سیدˈاحمد میرشریفیˈ بیان کرد: حضرت رقیه(س) در مدت عمر کوتاه خود در دامان این بزرگواران، به ویژه پدر گرامیاش امام حسین(س) پرورش یافت و با وجود همان سن کم، به عنوان یکی از زیباترین اسطورههای ایثار و مقاومت در تاریخ معرفی شد.
وی ادامه داد: او در خانوادهای رشد یافت که همگی سیراب از زلال معرفت امام حسین(س) بودند و خانوادهای که از بزرگترین اسطورههای علم و ادب و معرفت و ایثار مانند زینب کبری(س)، اباالفضل العباس(ع)، علی بن الحسین (ع)، علی اکبر (ع) و… تشکیل شده بود.
این مسوول رقیه را به معنی بالا رفتن و ترقی گرفتن خواند و بیان کرد: در روایات آمده این اسم لقب حضرت بوده و نام اصلی ایشان فاطمه است، زیرا نام رقیه در شمار دختران امام حسین(ع) کمتر به چشم میخورد.
میرشریفی گفت: حضرت رقیه(س) در واقعه عاشورا حدود سه یا چهار سال سن داشت که بعد از شهادت امام حسین(ع) و یارانش در عصر عاشورا به همراه دیگر زنان بنی هاشم توسط سپاه یزید به اسیری رفت.
امام جمعه شهر آبسرد و حومه در ادامه با اشاره به حماسه حیا و عفت زنان کربلا افزود: در آیات و روایات بسیار از حیا و عفت سخن گفته شده که برگرفته از حالت نفسانی و فطرت آدمی است و نیازمند حفظ و تقویت می باشد که با توجه به جایگاه والای زنان و دختران کربلا می توان به این حقیقت دست یافت.
وی یکی از دستاوردهای عظیم واقعه کربلا را حفظ حرمت های انسانی و جایگاه عفا و حجاب عنوان کرد و گفت: کرامت انسانی زن، در سایه عفاف او تامین می شود و حجاب نیز یکی از احکام دینی است که برای حفظ و پاکدامنی زن و نیز حفظ جامعه از آلودگی های اخلاقی تشریع شده است که می توان این جایگاه را در نهضت عاشورا و زنان و دختران کاروان حسینی (ع) به عینه دید.
این مسوول بیان کرد: در روایات آمده امام حسین(ع) به خواهران خویش و به دخترش، فاطمه، توصیه فرمود که اگر من کشته شوم، گریبان چاک نزنید، صورت مخراشید و سخنان ناروا و نکوهیده مگویید؛ اینگونه حالات، در شان خاندان قهرمان آن حضرت نبود، به خصوص که چشم دشمن ناظر صحنه ها و رفتار آنان بود.
ˈعباس کیاماریˈ مداح و ذاکر اهل البیت (ع) اظهار کرد: امام صادق(ع) در احادیث و روایات فرموده اند اهل بیت را در خانه مخروبه ای نزدیک مسجد جامع دمشق با فاصله کمی از محل حکومت یزید جا دادند و چون آن خانه قابل سکونت نبود، در کتب و روایات از آن تعبیر به خرابه شده است.
وی ادامه داد: شیخ صدوق در کتاب امالی و سید ابن طاووس در لهوف نوشته اند خانه خرابه ای که در آن اهل بیت را جا داده بودند، از گرمای روز و سرمای شب در امان نبودند، تا جایی که پس از مدتی، صورت دختران و زنان و کودکان پوست انداخت.
مداح اهل البیت (ع) خاطرنشان کرد: یکی از آن دختران، طفل سه ساله ای بود که رقیه(س) نام داشت؛ این دختر به شدت عاشق حضرت حسین (ع) بود و امام هم به شدت به او علاقه داشت به حدی که رقیه (س) شب و روز در آن خانه خرابه که اهل البیت را جا داده بودند، گریه می کرد و بهانه پدر را می گرفت.
وی بیان کرد: این بی تابی به حدی رسید که یک شب، خواب پدر را دید و وقتی بیدار شد، شروع به گریه کرد هر چه خواستند او را ساکت کنند، نشد، به حدی که زنان و دختران دیگر اختیار از دستشان رفت و از گریه و حال او به گریه افتادند.
کیاماری با اشاره به نوشته های تاریخی و منتخب تریهی، گفت: زنان و دیگر دختران با گریه او لطمه به صورت می زدند، خاک خرابه را به سر می ریختند و مو پریشان می کردند و این همه ضجه و ناله یزید را از خواب بیدار کرد.
وی ادامه داد: یزید که از بی تابی رقیه (س) باخبر شد، دستور داد سر پدر را برایش ببرند تا با دیدن چهره پدر آرام شود و در این هنگام سر را در طبقی که روپوشی رویش انداخته بودند، آوردند و پیش طفل سه ساله گذاشتند.
ذاکر اهل البیت (ع) همانگونه که اشک در چشمانش حقله زده بود، گفت: رقیه در حال گریه و ناله گفت من طعام نمی خواستم، من پدر می خواستم و آنان گفتند پدر آمده است؛ وقتی روپوش را برداشت، سر بریده را دید، با آن دستان کوچک سر را برداشت و به سینه گرفت و مرتب می گفت پدر، چه کسی محاسنت را به خون سرت خضاب کرده است؟ چه کسی رگهایت را برید؟ چه کسی مرا به این کودکی یتیم کرد؟ پدر چه کسی به فریاد یتیمان برسد؟ چه کسی از این زنان غصه دار پرستاری کند؟ چه کسی از این زنان شهید داده و اسیر دلجویی کند؟ چه کسی به فریاد این چشم های گریان برسد؟ پدر، کدام دست موهای پریشان این بچه ها را نوازش کند؟ پدر، پس از تو تکیه گاه ما کیست؟ وای بر حال زار ما، وای بر غربت ما، پدر، ای کاش برایت بمیرم. پدر، ای کاش پیش از این کور شده بودم و این منظره را نمی دیدم.
کیاماری خاطرنشان کرد: بعد از سخن گفتن، لب بر لب پدر گذاشت، چنان گریه کرد که غش نمود ولی وقتی او را حرکت دادند، دیدند از دنیا رفته است.
در روایات آماده وقتی غساله خواست او را غسل دهد دست از کار کشید و گفت تا نگویید چه بر سر این طفل آمده او را نمی شویم. این طفل به مانند بانویی شکسته شده و بدنش کبود است.
حضرت را در همان خرابه به خاک سپردند و بر حال زار خود گریستند و حالا مزار او مامن عاشقان و دلسوختگان است.
بریز شهد عاطفه جام رقیه است
آوای مهر جان کلام رقیه است
جانسوز و کفر سوز و روان سوز و ظلم سوز
در گوشه خرابه کلام رقیه است
منبع:ایرنا