در صدر اسلام چه کسی در حصر بوده است؟
عبدالله بن ابی تا لحظه مرگ در حصر بود و پس از مرگ رسول خدا به درخواست فرزند وی، پیراهن خود را به او داد تا بر عبدالله بپوشاند و بر پیکر وی نماز خواند، ولی به جای دعا، وی را نفرین کرد و آتش جهنم را برای او طلب نمود.
به گزارش تارود به نقل از ره به ری اگر بخواهیم منصفانه در خصوص حکم سران فتنه 88 سخن بگوییم ، باید اقرار کرد که اگر بنا بر محاکمه بود ، امروز باید همسران و خانواده های سران فتنه بر سر مزار موسوی و کروبی فاتحه خوانده و چندمین سالگرد آنها را برگزار می کردند.
ضد انقلاب که اوضاع کشور را ملتهب می پسندد و به صلاح خود می بیند ، این مسیر را در رسانه های خود در پیش گرفته است که : اصلا مگر می شود که یکی را در حصر نگه داشت ؟ و تاکید می کنند که بیایید محاکمه کنید سران فتنه را و اگر بی گناه اند آزادشان کنید.
تمام شبهه رسانه های ضد انقلاب هم این است که تا کنون در اسلام چه کسی رفع حصر شده که سران فتنه را رفع حصر می کنید؟
اخیرا نیز یکی از مخاطبین عزیز “ره به ری” این سوال را مطرح کرده بود که اگر دوران امام خمینی (ره) را فاکتور بگیریم ، مگر در صدر اسلام هم کسی را حصر کرده اند که حالا نظام اسلامی سران فتنه را حصر کرده است؟

در ادامه پاسخ این شبهه مهم و قابل توجه را مشاهده می کنید:
یکی از فتنه گران جامعه مدینه النبی(ص)، عبدالله بن ابی بود که همواره موجبات آزار پیامبر را فراهم میکرد. گاه تصمیم به اخراج پیامبر از مدینه میگرفت، گاه نقشه قتل او را میکشید و گاه در برابر دستوراتش ایستادگی میکرد. سوره منافقون و آیات بسیار دیگری که در مذمت منافقان نازل شده اشاره به رفتار و کردار او دارد. فرزندش، حباب، از پیامبر اجازه خواست تا اگر چارهای جز کشتن او نیست خودش سر پدرش را نزد پیامبر بیاورد؛ ولی پیامبر نپذیرفت و از او خواست که همچنان با او نیکی و خوشرفتاری کند. بنابراین پیامبر توسط فرزندش او را در کنترل قرار داد. پس از مرگ وی، رسول خدا به درخواست حباب، پیراهن خود را به او داد تا بر عبدالله بپوشاند و بر پیکر وی نماز خواند؛ ولی به جای دعا، وی را نفرین کرد و آتش جهنم را برای او طلب نمود.(1)
پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) در مواجهه با دشمنانی که به کمتر از ساقط کردن حکومت و کشتار مسلمانان راضی نبودند، از اصل عدالت و انصاف عدول نمیکرد و پس از نقض پیمان از سوی مشرکان و فتح با عزت مکه به دست مسلمانان، همه آنها به جز تعداد محدودی مورد عفو و بخشش پیامبر قرار گرفتند. ایشان پس از ورود به مکه فرمود: امروز آنچه را که برادرم یوسف گفت من هم میگویم: «لا تثریب علیکم الیوم، یغفر الله لکم و هو ارحم الراحمین. اذهبوا فانتم الطلقا».(2)
اما پیامبر (صلی الله علیه وآله) دستور قتل چند نفر را صادر کرد و فرمود که آنها را هر کجا یافتند اگر چه بپرده کعبه خود را آویخته باشند ایشان را به قتل برسانند.

یکی از آن چند نفر، عبدالله بن سعد نام داشت که قبلا مسلمان شده بود و جزء نویسندگان وحى به حساب می رفت، ولى پس از چندى مرتد شد و به حال شرک برگشت و به نزد قریش رفت. او در مکه به سخن پراکنی علیه پیامبر و استهزاء رسول الله و قرآن میپرداخت. در الدر المنثور در ذیل این آیه «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى(3) از مستدرک حاکم از شرحبیل بن سعد روایت کرده که گفت: این آیه در باره عبد اللَّه بن ابى سرح نازل شده، و این عبد اللَّه بعد از آنکه رسول خدا (ص) در سال فتح وارد مکه شد به عثمان برادر رضاعیش پناهنده شد، و عثمان او را در منزل خود پنهان کرد. (4)
در جریان جنگ تبوک ابوعامر به بهانه های مختلف توطئه کرده و عده ای از مسلمانان را در مسجدی نگه داشت که قرآن کریم نام آن را مسجد ضرار(5) گذاشت. وی که از عابدان مسيحى بود در قبيله خزرج نفوذ داشت. با هجرت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و گسترش و نفوذ اسلام، او به مخالفت با پيامبر پرداخت و نقش منافقانه در جنگ احد داشت. سرانجام به مكّه گريخت و از آنجا به روم رفت و از پادشاه روم براى براندازى اسلام كمك خواست. هنگام دعوت پيامبر براى نماز در مسجد ضرار، سه مسأله را مطرح كردند: عشق به نماز جماعت، عشق به ناتوانان و عشق به رهبر و نماز او که هر سه منافقانه بود.
منافقان همواره با فتنه گری و ایجاد عدم آرامش در بستر جامعه اسلامی زندگی می کنند. در برابر موسى، سامرى توطئه می كند، در برابر مسجد نبوى، مسجد اموى می سازند و در برابر على عليه السلام، قرآن بر نيزه می كنند. همان گونه كه گوساله سامرى را سوزاندند، مسجد منافقان را نيز می سوزانند تا درسى براى تاريخ در مقابله با فتنه گری باشد.(تفسیر نور، ج5 ص143)

اگر پیامبر اکرم بعد از فتح مکه، همه کفار حتی قاتل عموی خویش را بخشید، به خاطر اتمام حجت بود که همه کفار حاضر در مکه به اسلام گرویدند و دیگر جای انتقام گیری شخصی مطرح نبود. اما برخورد پیامبر(ص) و امیرالمومنین(ع) با فتنه گران داخل امت اسلامی روشن است.
بازنگری سیره پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله) به خوبی بیانگر این حقیقت است که بنیان حکومت ایشان عدالت، عطوفت و قاطعیت در مقابل دشمنان استوار ساخته است. ایشان به دنبال رستگاری جامعه انسانی در سایه توحید و قوانین الهی بود و در این راه از هیچ کوششی فروگزار نمیکرد.
1- عبدالله بن ابی – دانشنامه رشد
2- یوسف: 92؛ سیره ابن هشام، ج 4، ص 43 ـ 42، طبقات، ج 2، ص 135، 150
3-انعام: 93
4-الدر المنثور ج 3، ص 3
5- وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا وَتَفْرِیقًا بَینَ الْمُؤْمِنِینَ وَإِرْصَادًا لِمَنْ حَارَبَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَلَیحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلَّا الْحُسْنَى وَاللَّهُ یشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ«التوبة/107»
(گروهی دیگر از آنها) کسانی هستند که مسجدی ساختند برای زیان (به مسلمانان)، و (تقویت) کفر، و تفرقهافکنی میان مؤمنان، و کمینگاه برای کسی که از پیش با خدا و پیامبرش مبارزه کرده بود؛ آنها سوگند یاد میکنند که: «جز نیکی (و خدمت)، نظری نداشتهایم!» اما خداوند گواهی میدهد که آنها دروغگو هستند!
انتهای پیام/











