جشنواره فجر را با رسم شکل توضیح دهید

بی فرهنگی بزرگ ترین جشنواره هنری کشور آنقدر تعجب برانگیز شده که نیاز است مسئولین کمی تشریح مسئله کنند.
فجر یعنی طلوع و آغاز شدن. آغاز نقطه ای است که قبل از شروع آغازی نداشته و بعد شروع تبدیل به لحظه ای برای تغییر در جریانی متواتر است. دهه فجر یادآور دهه ای است که تغییر و دگرگونی عظیمی در فرهنگ، سیاست و تمامی عرصههای کشور ایران اسلامی رخ داده است. فرهنگ در این فجر بیشترین تغییرات را داشت زیرا پایه گذاری این انقلاب بر اساس فرهنگ و دین صورت گرفته است.
در بخشی از فرهنگ به نام هنر، این فجر به کمک آمد و هنری را که تماماً در خدمت ابتذال و انحرافات انسانی بود نجات داد. هنری که به جای رشد بخشیدن به فرهنگ و تفکر انسانی موجبات ذلتان را فراهم میساخت. این که این فجر و طلوع چه چیز را تغییر و تأثیر گذار خواهد بود همیشه مورد بحث و گفتگو بوده است. مسئله ای که در این میان کمتر به بحث کشیده میشود این است که آیا فجر و طلوع در هنربرای به دست آوردن شهرت و پول و اعتبار به میان آمد و یا روشنایی برای کمک به رشد و تعالی بشر؟ این سوالی است که گاها جوابش یا بهوسیله سفسطه گری به انحراف کشیده میشود و یا عده ای روشنفکر هنری جوابش را در قواعد غربی و تفکرات جست و جو میکنند.
درحالی که فجر ارمغان انقلاب اسلامی است و ریشه در دین اسلام دارد. اسلام هنر را وسیله ای برای سرعت بخشی به رشد و تعالی انسان میداند . هنر در اسلام جایگاه ویژه ای دارد که تاریخ آن را ثابت میکند و این نشان از دقت اسلام در فرصتها و تهدیدهای موجود در رشد و تعالی میدهد. در واقع هنر زبانی است که اگر در راستای تکامل روح انسان به کار گرفته شود انسان را به کمال خواهد رساند و در مقابل اگر در راستای بُعد دنیایی مورد استفاده قرار گیرد انسان را به تباهی خواهد کشاند.
شهید آوینی در توصیف زبان هنر مینویسد: «زبان هنر، زبان قرب و شهود است». «هنرمند رازدار خزاین غیب است و زبان او، زبان تمثیل و تمثل است. پس باید رمز و راز ظهور حقایق متعالی و کیفیت حضور و ظهور امر قدسی را در جهان بشناسد. او باید با بصیرت قلبی، راز تمثل حقایق ملکوتی را بیابد و این یافتن، به معنای علم پیدا کردن نیست. به زبان روان شناسی امروز، این یافتن، لزوماً با خودآگاهی نیست؛ بلکه روح هنرمند باید منزل نزول ملائکه ای شود که واسطه الهام رموز غیبی به قلوب و اذواق هستند. قلب هنرمند باید جلوه گاه حسن و بهاء حضرت حق باشد و آیینگی نیز بداند».

این تنها گوشه ای از تعریف زبان هنر از بعد دین است. حال اگر اسرار در استفاده از کلمه “فجر” برای بزرگترین گردهمایی، جشنواره و فستیوال هنری در کشور اسلامی ایران وجود دارد، باید جشنواره فجر را دوباره کشید!.
جشنواره فجری که امروز به نمایش گذاشته میشود آن چیز نیست که از فجر، آن هم فجر اسلامی، منعکس شده باشد بلکه بیشتر به دنیایی سیاه فکری و آلودگی سیاسی ذهنی شباهت دارد.
تمسخر مقاومت، توهین به ارگانهای نظامی، موجی جدید فمنیستی ، المانهای تکراری صیغه و متعه، القای مظلومیت شدید زنان ایرانی، محدودیتهای ساخت فیلم مستند از زندگی روحانیون،آموزش مصرف شیشه، روایت عشقهای چندضلعی و ارائه روایتی تلخ از وضعیت بغرنج اقتصادی مردم ایران تنها گوشه ای ازشاهکار های زبانهای بدبوی هنری این دوره از جشنواره فجر است.
متأسفانه ابر سنگین روشنفکری آسمان فرهنگ و هنر کشور، جلوی نوربخشی خورشید فجر انقلاب اسلامی را گرفته است. بعد از گذشته 36 سال از انقلاب فرهنگی در کشور، رییس اداره فرهنگ و ارشاد کشور متوجه حرام بودن خوانندگی زنان نیست و هنرمندان ما چشمشان به فرشهای رنگی خارجی است. هنرمندی که جایگاهش هدایت هنری جامعه است تبدیل به مدلی خوش رنگ و لعاب برای از بین بردن و قبح شکنی ارزشها شده است.دست دادن و روبوسی مرد و زن نامحرم ، وضعیت نامناسب پوشش هنرمندان خانم ، خوانندگی زنان و دیگر منکرات فجایعی است که قابل چشم پوشی نیست.
هنر و هنرمند اگر در اختیار رشد و تکامل جامعه نباشد موجب عقب ماندگی آن خواهد شد. عدم توجه هنر به جامعه دینی و آیین و سنتهای ارزشی جامعه و تاکید بر ضعفها و نقصها نه تنها کمکی به جامعه نخواهد داشت بلکه رنجها را افزون خواهد کرد. رنجهایی که اتفاقاً انسان امروز به دلیل دور شدن از حقیقت زندگی و غفلت از بعد روحانی خود به آن دچار شده است.
خلاصه آن چیزی که اسمش به فجر مزین شده است ظاهرش به محتوایش نمیخورد. این که چرا جشنواره فجر سر و ته ندارد قابل تامل است . خوب است مسئولان ، جشنواره فجر را با رسم شکل توضیح دهند.
حسین شفیعی
انتهای پیام/

