تهدید پدر شهید به مرگ
فضای خانه پر از هوای «شهید علیرضا مراد خانی» بود، پدر دردها و خس خس سینه شیمیایی اش را فراموش کرده بود و حنجره خسته اش می گفت : من فرزندم را تقدیم انقلاب اسلامی کردم ولی چرا…
فضای خانه پر از هوای «شهید علی رضا مراد خانی » بود، پدر دردها و خس خس سینه شیمیایی اش را فراموش کرده بود و حنجره خسته اش می گفت : من فرزندم را تقدیم انقلاب اسلامی کردم و حاضرم دو فرزند دیگرم را با افتخار تقدیم کنم! تمام لحظه هایی که با پدر شهید در حال گفت و گو بودیم اشک چشمان «مادر» شهید نیز با ما سخن می گفت، که بعد از گذشت ۲سال هنوز داغ فرزندش تازه است.

صبح روز ۲۲آذر ۹۰ خودروی حامل ۸ نفر از زندانیان ندامتگاه مرکزی کرج به همراه ۸ سرباز تحت امر فرزندم در اتوبان محمد شهر با برنامه ریزی قبلی و تصادف ساختگی دو خودروی زانتیا و پیکان ،متوقف می شود و فرد مسلحی که در نظر داشت یکی از زندانیان را فراری دهد وارد خودرو شده و پس از شلیک به سقف خودرو به پسرم می گوید سلاح را زمین بگذارد و فرزندم همین کار را انجام می دهد و فرد مسلح برای برداشتن سلاح اقدام میکند که پسرم حمله کرده اسلحه فرد مسلح را می گیرد که در این درگیری با شلیک مستقیم قاتل به قلب پسرم، او را به شهادت می رساند.
من برای مجازات عاملین شهادت فرزندم شکایتی نکردم ! نظام خود بر این امور مقدم است/ پرونده فرزندم وکیل می خواهد
*آقای مرادخانی شنیده ایم که بمدت ۴ ماه است روزه گرفتید و قصد دارید اعتصاب غذا کنید ، علت این اقدام شما چیست؟
بنده اعتقاد دارم که فرزندم در راه حفظ ارزشهای انقلاب اسلامی و پاسداری از قانون به شهادت رسیده و در یک اقدام برنامه ریزی شده مسلحانه و در حال انجام وظیفه به این درجه نائل شده است.
ما در همین راستا به خود می بالیم و برای ایستادن پای ارزش های انقلاب اسلامی حاضرم هر دو فرزند دیگرم را تقدیم این نظام و اسلام کنم. من روزه گرفتم بدلیل اینکه پرونده فرزند شهیدم وکیل می خواهد!

به نظر شما در یک جرم عمومی با این شرایط ”فراهم کردن زمینه فراری دادن یک محکوم و عملیات مسلحانه ” که طبق قانون از مصادیق جرایم سنگین می باشد و خود دستگاه قضایی اقدام به پیگیری و رسیدگی می کند،چرا باید دادگاه کیفری استان البرز این پرونده را تنها با عنوان یک قتل معمولی مورد رسیدگی قراردهند؟ که ما به این روند معترض شدیم.واکنون وکیل می خواهم و وکیلم ما خداست چون ما با خدا معامله کرده ایم !

به طرق مختلف برای در خواست عفو منزل ما رفت آمد می کنند، منجمله یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و نماینده حقوقی مجلس شورای اسلامی و حتی معاون دادستان هم به طریقی در خواست عفو داشته اند!
نکته دیگر اینکه حتی من و همسرم را تهدید به مرگ شده ایم و ما می ترسیم چون از کسانی که در روز روشن دست به اسلحه می برند و چنین عملیاتی را با بستن اتوبان انجام می دهند بعید نیست که ما را هم بکشند.
رونوشت نامه رییس مجلس شورای اسلامی به استانداری البرز به دست بنده رسید، ولی یک ماه است به استانداری نرسیده است!
*خواسته شما از مسئولین چیست؟
بنده نامه های متعددی به رییس قوه قضائیه آیت الله لاریجانی ارسال کردم مبنی بر اینکه این موضوع باید از جنبه عمومی پیگیری شود و… ولی ترتیب اثری داده نشد ! به نماینده های مردم کرج در مجلس شواری اسلامی نامه نگاری هایی نیز انجام دادم و تا حدودی پیگیری شدولی نتیجه ای در بر نداشت ، حتی در زمان حضور آیت الله کازرونی نماینده ولی فقیه در استان البرز نیز به خدمت ایشان رسیدم که ارجاع داده شدم به مراجع دیگر و تا به امروز نیز به نتیجه مشخصی نرسیدیم. نامه های متعددی به مراجع اعظام در قم ارسال کردم ولی پاسخی دریافت نکردم.
اما ابتدای این ماه ، نامه ای مجدد به آقای لاریجانی رییس محترم مجلس شورای اسلامی نوشتم که در صورت عدم پیگیری “اعتصاب غذا “خواهم کرد و سریعاً به نامه ام جوابیه ای ارسال شد خطاب به «استانداری البرز» که موضوع هرچه سریعتر رسیدگی شود ، به استانداری مراجعه کردم گفتند هنوز نامه به استانداری نرسیده است ! این در حالی است که ۲۰ روز است رونوشت نامه را بنده دریافت کرده ام!
رونوشت نامه را خودم به استانداری تحویل دادم و گفتند شنبه هفته جاری ۲۴ اسفند ماه در استانداری جلسه می گذارند و به این موضوع رسیدگی خواهند کرد! امیدوارم که اینطور باشد.
