تفاوت دیپلماسی پنهان با خیانت
حشمت الله فلاحت پیشه

دیپلماسی پنهان در همه کشورها مرسوم است، چرا که ابزارهایی است که کشورها در جهت تعیین منافع خودشان از آنها استفاده می کنند و پنهان کردن رفتارهای دیپلماتیک از معرض افکار عمومی به این بستگی دارد که منافع کشور چگونه تامین شود؛ گاهی اوقات دولت ها ناچارند برای تامین منافع ملی، از دیپلماسی پنهان بهره ببرند وقتی دیپلمات های کشوری از این شیوه استفاده می کنند حتما منفعت و مصلحتی در کار است و ممکن است مردم از این روند خوشحال هم بشوند.
گاهی برخی می خواهند از رفتارهای دیپلماتیک آشکار سو استفاده کنند که آشکار شدن این مسایل مضر است و اگر مردم کشورها به دیپلمات های خود اعتماد و اعتقاد داشته باشد و به آنها این امکان را بدهند که بر اساس منافع ملی کشور عمل کنند، دیپلمات ها هم راحت تر عمل می کنند بنابراین اگر از شیوه دیپلماسی پنهان استفاده شود، باید بر اساس منافع ملی باشد.
در اینجا این سوال به وجود میآید که آیا احتمال خیانت دیپلمات ها در صورت وجود دیپلماسی پنهان، وجود دارد یا نه؟ در هیچ نظامی خیانت چه به صورت پنهان و چه به صورت آشکارش پذیرفته نمی شود به نظر من رفتارهای دیپلماتیک به برآیندهای کار سیاسی بستگی دارد گاهی اوقات ممکن است یک دیپلمات نتواند کارهای سیاسی را به خوبی پیش ببرد، این ممکن است رفتار مناسبی نباشد، اما خیانت نیست.
هر گاه یک دیپلمات یک کشور را از فرصت های پیش رو محروم کند و این محرومیت بر نسل های آینده و ظرفیت های کشور تاثیر بگذارد، در ذهن مردم جلوه ای منفی دارد اما من نمی خواهم در این مورد عنوان خیانت را به کار ببرم چون خیانت تعریف و بار حقوقی خود را دارد.
منافع شخصی و گروهی و ارتباط آن با دیپلماسی پنهان نیز جایگاه خود را دارد؛ اگر در داخل منافع شخصی و گروهیمان تامین نشد، نباید دیگران را به خیانت متهم کنیم چرا که منافع ملی دارای تعریفی است که شورای عالی امنیت ملی درباره آن تصمیم می گیرد و نیروهای سیاسی هم باید در آن چارچوب حرکت کنند.