در حال حاضر 20 نفر از سرمایه داران بزرگ جذب بازار هنر شدهاند اما نظر به اینکه از ذات هنر اطلاعی ندارند به این نگاه میکنند که در کریستی کدام کار فروش میرود. در حالی که اگر پشت پردهها بیرون بیفتد آنها خواهند دید که کاری در کریستی فروش نرفته است. بلکه این کار به طور دروغین و برای اغفال این سرمایه داران خریداری شده است.
به گزارش تارود به نقل از شبکه اطلاع رسانی دانا، حراج کریستی برای اغلب هنردوستان نامی است آشنا، اما در این میان هنرمندان شناخت عمیقتری نسبت به این حراج دارند. این حراج سالانه دوبار توسط خانه حراج کریستی در دبی برگزار و عمدتا آثار هنرمندان معاصر کشورهای حوزه خاورمیانه در آن عرضه میشود.
روزهای برگزاری این حراج برای هنردوستان، هنرمندان و اهالی رسانه روزهای پرخبری است. حاشیههایی که این حراجها در پی دارند، هنرمندان شرکت کننده در حراج و قیمتهای نجومی تعیین شده برای آثار هنری، همه و همه اهالی این حوزه را کنجکاو میکند تا اخبار مرتبط با آن را پیگیری کنند و سر از چند و چون ماجرا درآورند. اما ظاهرا حراج بزرگ کریستی پشت پردههایی دارد هرکسی از وجود آن مطلع نیست. صادق تبریزی هنرمند نام آشنای کشورمان در خصوص پشت پردههای مافیایی این حراج افشاگریهایی کرده که در گزارش زیر خواهید خواند.
در کشور ما برخی هنرمندان را با عنوان هنرمندان حراج میشناسند. زیرا در بیشتر حراجهای معروف دنیا بخصوص حراج کریستی شرکت مستمر دارند و آثار خود را عرضه میکنند اما در این میان برخی معتقدند که نتیجه حراج کریستی و سایر حراجهایی از این دست این خواهد شد که کشور در طولانی مدت از آثار هنری هنرمندان معاصر خالی شود.
او در این خصوص معتقد است هیچ فرقی ندارد یک اثر هنری در کجای دنیا قرار بگیرد. یک اثر هنری در هرکجای دنیا که باشد باز هم اثر هنرمند ایرانی است و به نام ایران ثبت شده است. اینکه آثار هنری توسط حراج کریستی از کشور خارج میشود نباید برای شما مسئله باشد. حراج کریستی مسائل مهمتری در پی دارد که رسانهها باید پیگیر آن باشند.
تبریزی معتقد است افرادی از داخل کشور دستی برآتش این حراج دارند و کمکم این فضا دارد به سمت و سوی روابط ناسالم کشیده میشود. به گفته تبریزی درحال حاضر ما شخصی در کشور خود داریم که از طریق لابیهایی که در دسترس داشته موفق شده به حراج کریستی دست پیدا کند.
البته لازم است بدانید که آن زمان قرار بود کریستی در ایران حراجی برقرار کند نه در دبی اما به دلیل فراهم نبودن شرایط آنها به دبی رفتند و شعبه خود را در آنجا دایر کردند. با این وجود این فرد را به عنوان نماینده ایران در کریستی دبی به کار گرفتند که هم صاحب نظر باشد و هم کارها را انتخاب کند. اما این شخص از موقعیت خود به بدترین شکل ممکن سوء استفاده کرد و به جای اینکه روابط سالمی را میان دو کشور برقرار کند شروع به حذف هنرمندان اصیل و نامدار از کریستی کرد و کارهای نقاشان پیش پا افتاده را از آنها خرید و با آنها قراردادهای طولانی مدت بست. او از هرکدام از این هنرمندان 100 اثر خریداری میکند و برای هرکدام یک تا دو میلیون تومان قیمت میگذارد. بعد از اینکه با نقاش مورد نظر تسویه حسابش را انجام میدهد یکی از این آثار را به کریستی میبرد و به شکل تقلبی آن را میخرد. برای مثال کاری که در ایران 5 میلیون تومان هم قیمت ندارد را به قیمت 60 هزار دلار خریداری میکند.
این هنرمند ادامه داد: مجموعه دارانی که به حوزه هنر وارد شدهاند و سعی میکنند که مجموعهای برای خود جمع کنند اغفال میشوند و خیال میکنند که این نقاش موقعیت جهانی دارد و خرید از آنها یک سرمایه گذاری سودبخش خواهد بود. در حال حاضر 20 نفر از سرمایه داران بزرگ جذب بازار هنر شدهاند اما نظر به اینکه از ذات هنر اطلاعی ندارند به این نگاه میکنند که در کریستی کدام کار فروش میرود. در حالی که اگر پشت پردهها بیرون بیفتد آنها خواهند دید که کاری در کریستی فروش نرفته است. بلکه این کار به طور دروغین و برای اغفال این سرمایه داران خریداری شده است.
تبریزی افزود: کریستی بازار سالمی ندارد و در حال حاضر به یک دروغ بزرگ تبدیل شده است. این موضوعی است که وجود دارد و آن چیزی که برخیها را نگران کرده که رفته رفته آثار هنری از کشور خارج میشود اصلا وجود ندارد. البته این مافیا و این بازار سیاه در همه جای دنیا هست اما نه به این صورت زشتی که در کشور ما به راه افتاده است. این در حقیقت یک نوع کلاهبرداری و یک شانتاژ بزرگ است.
وی برای روشنتر کردن ماجرا تصریح کرد: بهتر است روشنتر صحبت کنم تا جای ابهامی برای کسی باقی نماند. ببینید روال در کریستی به این صورت است که خریدار یک اثر مشخص نیست. یعنی شما نمیدانید که کسی که این اثر را میخرد برای خودش خریداری کرده و یا نماینده کسی است. برخی هم اصلا تلفنی اثر خریداری میکنند. در نتیجه شما نمیتوانید هویت اصلی خریدار را مشخص کنید. شیوه شخصی که کریستی را به بازار سودی برای خود تبدیل کرده این است که یک نفر را به عنوان نماینده به حراج میفرستد بدون اینکه معلوم شود تابلو قرار است برای چه کسی خریده شود. این فرد اثر را میخرد و تابلو را هم تحویل میگیرد. اما کدام تابلو؟ تابلویی که خودشان به حراجی دادهاند. درصدی از آن مبلغ را به کریستی میدهند و بعد هم پول و تابلو به دست خودشان میرسد. اما منفعت این کار برایشان آنجا است که با این کار سرمایه داران و مجموعه داران را اغفال میکنند و اسم نقاش صاحب اثر را بولد میکنند. این نقاش همانی است که 100 تابلو او را هرکدام به قیمت 2 میلیون تومان خریدهاند و از این راه میتوانند به مجموعه داران اغفال شده به قیمت دانهای 60 هزار دلار بفروشند.
به این صورت پولی از جیب این فرد در نیامده و تنها پولی که از جیبش خارج شده 10 درصد پورسانتی است که به حراج داده است. البته چند هزار برابر آن را با این روش جبران میکند.
وی در پایان یکی دیگر از دروغهای کریستی را فاش کرد و گفت: حتما شما در جریان هستید که یکی از مجسمههای تناولی در کریستی 2 میلیون و 800 هزار دلار فروش رفت. این هم یکی از همان دروغهای بزرگ است که عوام را فریب داد. جریان از این قرار بود که یکی از بانک ها این مجسمه را به قیمت 150 میلیون تومان از تناولی میخرد و آن را به کریستی میفرستد. در جریان این اتفاق 2 نفر را هم برای بازارگرمی به حراج میفرستد. آن دو نفر شماره میگیرند و در زمان حراج دست بلند میکنند. نماینده موزه اسلیمی قطر هم خریدار این اثر بوده است.
این سه نفر با هم دست بلند میکنند اما نماینده اسلیمی خبر نداشته که این دو نفر نماینده فروشنده هستند. به این شکل قیمت این اثر تا 2 میلیون و 800 هزار دلار بالا میرود و در نهایت کار به نماینده موزه اسلیمی فروخته میشود. همه اینها گوشهای از هزاران حقهای است که در کریستی سوار میشود و کمتر کسی از آن باخبر است که البته هستند کسانی که برای افشاگری این افراد تلاش میکنند و در فکر رسوا کردن آنها هستند.
روی هم رفته این حراجیها باطن سالمی ندارند و بر مبنای اغفال ثروتمندانی شکل میگیرند که جذب این بازار شدهاند و میخواهند در این راه سرمایه گذاری کنند. امیدوارم به زودی دست این افراد از هنر کشورمان کوتاه شود و به زودی بتوانیم فضاهای هنری سالمی را تجربه کنیم.