اخلاص؛ راز توفیق “روح خدا”

کار برای خدا که باشد در استقبالش به ایران، 6 میلیون نفر میآیند و در بدرقه عزایش برای همراهی تا بهشت ابدی، 10 میلیون انسان با چشم گریان بر سر و سینه میزنند.

گذشت ربع قرن از ارتحال حضرت روح الله(ره) و بیش از نیم قرن از آغاز قیام خداییاش میگذرد، اما به راستی رمز توفیق و محبوبیت ایشان در قلوب میلیونها انسان بی قرار و حق طلب در اقصی نقاط عالم چیست؟!
اگر بخواهیم نظرخواهی در این باره داشته باشیم، به یقین به فهرستی بلندبالا دست خواهیم یافت، اما آن چه بسیاری از بزرگان و نزدیکان و یاران امام(ره) و در راس آنها مقام معظم رهبری بارها بدان اشاره و تاکید داشتهاند، ناظر به اخلاص والای امام(ره) در همه کارها و گفتههایشان است.
بیشک اخلاص یکی از مهمترین عوامل موفقیت امام(ره) بود؛ چه آن که بتشکن قرن ما در تمام مراتب چه در مقام گفتار و شنیدار و چه در عرصه عمل و تصمیمگیری، از روی اخلاص عمل میکرد.
تکیه کلام امام امت(ره) در بسیاری از سخنرانیهای خویش و توصیه موکد ایشان همین جمله کوتاه بود «برای خدا کار کنید».
اینکه همواره از اسلام سخن میگفت و از مصیبتهایی که بر اسلام و مسلمین وارد میشد، رنجیده خاطر میگشت، همهاش برای خدا و در مسیر رضای او بود و به راستی که خدایی عمل کردن و اخلاص در کارها سخت است، اما با کار کردن بر روی نفسِ سرکش امری است شدنی و لذتبخش!
علماء در تعریف اخلاص، آن را پاکیزه کردن عمل میگویند از اینکه در آن بهرهای برای غیر خدا باشد.
حرکت عظیم امام خمینی در پرتوی اخلاص والای ایشان، ترجمان همان آیه نورانی است که میفرماید: “… و خدا هر که دین او را یاری کند، یاری خواهد کرد.”
آری! وقتی کسی برای دین خدا قیام میکند و از آبرو و حیثیت و همه چیزش فداکارانه میگذرد، پروردگار نیز بر اساس همان عهد مقدس، بزرگترین یاریگرش خواهد بود و هم اوست که عزت میبخشد و آدمی را عزیز میکند و به راستی مگر درباره پیرجماران ما این گونه نبود.
کار برای خدا که باشد در استقبالش به ایران، 6 میلیون نفر میآیند و در بدرقه عزایش برای همراهی تا بهشت ابدی، 10 میلیون انسان با چشم گریان بر سر و سینه میزنند و بدین سان در خرداد گرم سال 68، محشری کوچک به پا میکنند؛ رکوردی که تاکنون تاریخ بشریت دیگر همانند آن را به چشم خود ندیده است!
حسن ختام این کلام را به خاطرهای شنیدنی از آیتالله ابراهیم امینی اختصاص میدهیم که در عین کوتاهی، مملو از درسها پندها برای همه ماست.
«پس از درگذشت آیتالله العظمی بروجردی همه فقها و علمای بزرگ قم جلسه استفتا داشتند؛ ولی حضرت امام(ره) چنین جلسهای نداشت. میدانستم که ایشان قبول نمیکنند. یک روز خدمت ایشان رسیدم و گفتم اگر اجازه بدهید عدهای از فقها و فضلا را دعوت کنم تا بعضی از شبها به منزل شما بیایند و مسائل و مشکل فقهی را با آنها در میان بگذارید تا بحث کنند و ورزیده شوند. البته منظور من همان جلسه استفتا بود؛ اما اسمش را نبردم تا مبادا امام(ره) قبول نکنند. پس از پایان یافتن حرفم، امام نگاهی به من کردند و فرمودند: آقای امینی! از شما چنین انتظاری نداشتم! منتظر بودم که به من بگویی: تو دیگر پیر شدهای و مرگت نزدیک شده، به فکر خدا و معاد باش و خودت را اصلاح کن و با نفس امارهات مبارزه کن!»
انتهای پیام/
منبع: خبرگزاری فارس