اختلافات سیاسی یک کشور را تا کجا پیش میبرد؟
سیاسیون در جمهوری اسلامی ایران این فرصت را دارند تا با نگاهی به سرنوشت کشورهای ذکر شده یا اختلافات خود را مدیریت و حل و فصل کرده به زمینه سازی برای اجرای سیاست اقتصاد مقاومتی بپردازند و یا اینکه با دمیدن در آتش اختلافات فرصت تاریخی دیگری را از دست ملت ایران بگیرند.

به گزارش تارود به نقل از افکارنیوز، در هفتهای که گذشت اوکراین به وضعیت سال ۲۰۰۵ بازگشت به این تفاوت که اینبار در راه برکناری یانوکویچ نزدیک به ۱۰۰ نفر کشته شدند و احتمال حمله نظامی روسیه به بخشهایی از اوکراین و درگیری این کشور در جنگ با همسایه قدرتنمدش دور از ذهن نیست.
تحولات اوکراین نشان داد هنگامی که سیاسیون نتوانند اختلافات خود را از راه گفتوگو و انتخابات حل کنند اختلافات موجود به سطح خیابانها کشیده میشود و آنچه رخ میدهد لزوماً قابل پیش بینی نخواهد بود.
اینک جمعیت قسمت شرقی اوکراین از تحولات رخ داده در کی یف به شدت ناراضیاند، حتی بخشی از انقلابیون نیز از اینکه تیموشنکوی متهم به فساد مالی بر سر قدرت بازگردد اعلام نارضایتی کرده هنگام سخنرانیاش میدان استقلال کییف را ترک کردند.
از سوی دیگر چنانچه روسیه تصمیم به دخالت نظامی در اوکراین بگیرد احتمالاً این کشور با خطر تجزیه روبرو میشود و همه اینها نتیجه فرایندی است که خواستار حل و فصل اختلافات در کف خیابان به جای محافل سیاسی شد. در چنین شرایطی گروههای سیاسی غرب گرا چگونه میتوانند ادعای پیروزی کنند در حالی که کشور را به یک قدمی جنگ و تجزیه کشاندهاند و بر خلاف قانون اساسی رئیس جمهور قانونی را از قدرت برکنار کرده و یک مجرم را از زندان بیرون کشیده و به قدرت بازگرداندهاند؟
ونزوئلا : درگیری خیابانی
در قسمت دیگری از کره زمین تحولات اخیر در ونزوئلا نیز مواردی مشابه اوکراین را در رسانهها به نمایش گذاشته است. نیروهای غرب گرای مخالف مادورو اینبار در غیاب چاوز، قدرتمندتر از پیش اعتراضات و تظاهرات خود را برای ساقط کردن دولت قانونی نیکلاس مادورو سازماندهی میکنند. امید مخالفان این است که بدون کاریزمای هوگو چاوز جانشینش را از میدان به در کنند، امیدی که البته تاکنون جز درگیریهای خیابانی و گسترش خشونتها نتیجه دیگری برای ونزوئلا به دنبال نداشته است.
مصر ؛ بازگشت به دیکتاتوری
توسل به اغتشاشات خیابانی و کشاندن اختلافات سیاسی به سطح جامعه البته نتایج ویران کننده تری هم برای دیگر کشورها به دنبال داشته است.
مصر این روزها در حالی به دیکتاتوری نظامیان بازگشته که پس از سقوط حسنی مبارک برای نخستین بار در تاریخ این کشور یک غیر نظامی با رای ملت به ریاست جمهوری برگزیده شد، محمد مرسی این فرصت را داشت تا با استفاده از حمایتهای مردمی و وجهه مثبتی که در میان دیگر کشورها داشت به عنوان رئیس جمهور ملت مصر را به سمت آیندهای روشن رهبری کند اما به جای آن با بازگذاشتن دست سلفیها و اخوانیها در اداره امور موجبات نارضایتی گسترده سایر گروههای سیاسی از اخوان المسلمین را فراهم کرد تاجایی که در انقلابی دیگر خود به سرنوشت حسنی مبارک دچار شد و پشت میلههای قفسی آهنین به نظاره روند دادگاهش نشست.
ماجرای شهادت شیخ حسن شحاته روحانی برجسته شیعه در زمان زمامداری محمد مرسی نمونهای از بیتوجهی او به حقوق اقلیتهای مذهبی و قومی در مصر بود. درواقع محمد مرسی بیش از حد روی قدرت تودهای اخوان المسلمین و اتحاد استراتژیک با سلفیها حساب بازکرد و البته نتایج این اشتباه سیاسی برای وی و گروه اخوانیهای مصر فاجعه آمیز بود.
سوریه؛ جولان تکفیری های آدم کش
اما اسف بارترین نمونه عدم مدارای سیاسی در کشورهای منطقه را میتوان در سوریه مشاهده کرد. جایی که گروههای سیاسی مخالف بشار اسد و حزب بعث به جای تعقیب خواستههای سیاسی خود از راه مسالمت آمیز اسلحه بدست گرفتند و با شعار آزادی و دمکراسی کشور سوریه را به ویرانهای بدل کردند که حافظه انسانی نمونه آن را کمتر سراغ دارد.
بیش از یکصد هزار کشته، میلیونها آواره و باز شدن دست تروریستهای تکفیری در سوریه نمونهای از بیخردی سیاسی در میان نخبگان سوری است. پس از دوسال جنگ ویرانگر بشار اسد هنوز بر سر قدرت است و در سوی دیگر میدان این مخالفان هستند که به جان هم افتاده و یکدیگر را به نام داعش و جبه نصرت و ارتش آزاد قتل عام میکنند!
یمن و لیبی نیز با اندکی تفاوت وضع مشابهی دارند. در این میان تنها تونس بود که موفق شد ثبات نسبی خود پس از تحولات سیاسی گسترده را باز یابد تنها به این دلیل که سیاسیون این کشور تصمیم گرفتند به جای مدیریت اعتراضات در کف خیابان آن را در محافل سیاسی و با گفتوگو حل و فصل کنند. جنبش النهضه سعی کرد با الهام از سرنوشت اسف بار اخوان المسلمین در مصر فرصت مشارکت بیشتری به گروههای دیگر بدهد تا بدین وسیله کارآمدی قوه مجریه را افزایش و مخالفت معترضان را تا حدودی کاهش دهد. هرچند هنوز مخالفتهایی با دولت تونس وجود دارد اما نخبگان سیاسی تونس نشان دادند از سرنوشت دیگر کشورهای عربی منطقه درس گرفته و مانع از گسترش بحران خواهند شد.
در کشوری مانند ایران هر چند برخورداری از نعمت ولایت فقیه در حکومت داری همواره مانع از بروز اتفاقاتی مانند کشورهای ذکر شده است اما باید توجه داشت چنانچه گروههای سیاسی نتوانند اختلافات اساسی خود را با گفتوگو و از طرق مسالمت آمیز حل و فصل کنند ممکن است در برخی موارد آتش این اختلافات زندگی مردم عادی را تحت تاثیر قرار داده و این گروهها را از چشم مردم بیندازد.
نمونه برخی از رفتارها در اواخر کار دولت قبل و ایستادگی در مقابل تصمیمات مجلس فرصتهای تاریخی زیادی را از میان برد و باعث شد در شرایطی که جبهه استکبار برای تحریمهای بیشتر ایران برنامه ریزی میکرد مسئولان به جای تمرکز بر خنثی سازی توطئهها با علنی کردن اختلافات موجبات خوشحالی دشمنان و رسانههای بیگانه را فراهم کنند چنانچه رهبر معظم انقلاب صراحتاً خواستار توقف این اختلافات در میان مسئولان شد.
اکنون پرداختن به اقتصاد مقاومتی و در دستور کار قرار دادن رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اساسیترین وظیفه مسئولان در سه قوه کشور است. سیاسیون در جمهوری اسلامی ایران این فرصت را دارند تا با نگاهی به سرنوشت کشورهای ذکر شده یا اختلافات خود را مدیریت و حل و فصل کرده به زمینه سازی برای اجرای سیاست اقتصاد مقاومتی بپردازند و یا اینکه با دمیدن در آتش اختلافات فرصت تاریخی دیگری را از دست ملت ایران بگیرند و البته در این میان نباید فراموش کنند که ملت تمام موضع گیریها را به دقت رصد خواهد کرد.