آخرین وصیت یک شهید به پزشک معالجش

جانشین شهید دکتر رهنمون در بیمارستان صحرایی خاتم الانبیا(ص) در دوران دفاع مقدس گفت: برگزاری بزرگداشت شهدا میراث انقلاب را به نسلهای بعد منتقل میکند.
به گزارش تارود به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا، دکتر محمدکریم شهرزاد، دانشیار و فوق تخصص غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی است. او خدمات درمانی قابل توجهی را در طول دوران جنگ برای کمک به مجروحان انجام داد. وی همچنین جانشین شهید دکتر محمدعلی رهنمون در بیمارستان خاتم الانبیا(ص) و فاطمه زهرا(س) بوده و در عملیاتهای بسیاری شرکت کرده است. به همین منظور برای آشنایی بیشتر با وی گفتوگویی کردهایم که در ادامه میخوانید.
آقای دکتر شهرزاد در ابتدا از دلیل حضورتان در جبهه بگویید و اینکه چه شد جبهه را برای ارایه خدمات درمانی خود انتخاب کردید؟
شهرزاد: اگر بخواهیم جنگ ایران و عراق را با توجه به گستردگی، نوع جنگافزارهایی که در این جنگ علیه ما به کار بردند، حضور ابر قدرتهای شرقی و غربی و مواضع کشورهای منطقه در نظر بگیریم، میتوان آن را جنگ جهانی سوم نامید. چرا که در این جنگ برنامهریزیها دشمن طوری ساماندهی شده بود که مدت بسیار کوتاهی از پیروزی انقلاب اسلامی گذشته بود. در آن زمان نیروهای مسلح انسجام لازم را نداشتند و اشغالگران میخواستند از این فرصت برای ضربه زدن به اصل انقلاب استفاده کنند. این موضوع باعث شد مجموعهای به نام بسیج برای دفاع از کشور وارد صحنه شود؛ سپس به واسطه این سازمان تیمهای اضطراری که در آن مجموعهای از پزشکان هم حضور داشتند تشکیل شد. در آن زمان من استادیار دانشکده پزشکی اصفهان بودم که به عضویت بسیج در آمدم و داوطلب اعزام به مناطق جنگی شدم.
در طول مدت حضورتان در جبهه در چه عملیانی شرکت کردید و مهمترین آن کدام بود؟
شهرزاد: در مدت حضورم در عملیاتهای گوناگونی شرکت کردم که مهمترین آن عملیات خیبر و والفجر هشت نام داشت. سال 1362 نیز در عملیات خیبر، در بیمارستان صحرایی خاتم الانبیا(ص) بودم. در آن زمان پس از شهادت دکتر رهنمون که پیش از من ریاست این بیمارستان با ایشان بود دشمن حملات شیمیایی خود را شدت بخشید. آنها در ابتدا بیشتر از گازهای خردل استفاده میکردند و رزمندگان برای مقابله با این جنگ افزار از لحاظ پوششی و علمی آمادگی بیشتری داشتند؛ اما به تدریج تنوع این سلاحها بیشتر شد. جامعه پزشکی کشورمان نیز در این مورد تجربه محدودی داشت به طوری که حتی در کتابهای درسی و مورد مطالعهمان هم به این مسئله پرداخته نشده بود. به همین منظور تصمیم گرفتیم بیمارانی که وضعیت جسمی مناسبی ندارند را از بیماران دیگر تفکیک کنیم. وضعیت به قدری سخت بود که حتی ورزشگاه تختی اهواز را برای اقامتگاه زخمیها در نظر گرفتیم.
آقای شهرزاد پس از شهادت شهید رهنمون در بیمارستان خاتم الانبیا(ص) شما به عنوان جانشین وی انتخاب شدید. دلیل این انتخاب چه بود؟
شهرزاد: در زمان جنگ به دلیل استرس و حملات شدید، معمولاً افراد برای قبول کردن مسئولیتها نیاز به گذراندن دورههای آموزشی نداشتند، بنابراین پس از شهادت هر یک از آنها مسئولیتش به دیگری سپرده میشد. من هم پس از شهادت دکتر رهنمون رئیسِ بیمارستان خاتم الانبیا(ص) انتخاب شدم.
در طول مدت حضورتان در جبهه به جز بیمارستان خاتم الانبیا(ص) مسئولیت دیگری را هم بر عهده داشتید؟
شهرزاد: بله. رئیس بیمارستان صحرایی فاطمه زهرا(س) و مسئول اورژانس شیمیایی بیمارستان شهید بقایی شدم.
در صحبتهایتان به عملیات والفجر هشت اشاره کردید، درباره اتفاقات آن روز توضیح دهید.
شهرزاد: عملیات والفجر هشت در هشتم اسفند ماه 1364 اتفاق افتاد. آن روز را میتوان اوج استفاده دشمن از سلاحهای شیمایی نام برد. در آن زمان نیروهای دشمن از اروند عبور کرده و وارد فاو شده بودند. دشمن برای گرفتن فاو نزدیک به 80 پاتک زده بود. من در این عملیات در 40 کیلومتری آبادان و بیمارستان فاطمه زهرا(س) بودم. رژیم بعثی بعضی اوقات از گازهایی استفاده میکرد که ما اصلاً با نوع و ترکیب آن آشنایی نداشتیم و تنها با تجربیاتی که داشتیم از یک سری علایم بالینی غیر معمول کمک میگرفتیم و به مداوای مجروحان میپرداختیم. حدود ساعت نه صبح وقتی بیمارستان را با جنگافزارهای معمولی نظامی بمباران کردند، بلافاصله یک حمله سنگین دیگر با جنگافزارهای شیمیایی صورت گرفت و ترکشهای آن به اطراف بیمارستان فاطمه زهرا(س) اصابت کرد. دشمن قصد داشت با این حمله تلفات سنگینی را بر ما وارد کند، به همین دلیل ما مجبور به تخلیه بیمارستان شدیم و مجروحان را به منطقه دیگری انتقال دادیم.
استفاده دشمن از سلاحهای شیمیایی طبیعتاً بر روحیات رزمندگان تاثیرگذار بود. شما که از نزدیک با این بیماران برخورد داشتید؛ رفتارشان پس از این اتفاق چگونه بود؟
شهرزاد: وقتی دشمن شروع به استفاده از این سلاحها میکرد یک نوع شرایط خاص روحی در جبهه به وجود میآمد و به تدریج این فضا به سمت معمول شدن پیش رفت اما به مرور عراقیها شروع به استفاده از سمومی کردند که فلج کننده بود و اختلالات تنفسی به وجود میآورد. این حملهها باعث شده بود تعداد بسیار فراوانی از مجروحان شهید شوند. تاثیر گازهای شیمیایی بر رفتار افراد با توجه به نوع آنها کاملاً متفاوت بود؛ مثلا گاز خردل به سرعت وارد دستگاه گوارش و باعث تهوع، استفراغ، سوزش چشم و تورم صورت میشد و به مرور زمان بر گلبولهای سفید خون تاثیر میگذاشتند و اختلالات تنفسی را به وجود میآورد.
کدام یک از گازهای شیمایی استفاده شده در این جنگ بیشترین تلفات را داشت؟
شهرزاد: برخی از این گازهای شیمیایی مانند گازهای “سیانیر” با ایجاد وقفهای در زنجیره و انتقال الکترون در سطح سلول خفگی ایجاد میکرد که بسیار کشنده بود.
در آن زمان وضعیت بیمارستان خاتم الانبیا(ص) از لحاظ تامین تجهیزات چگونه بود؟
شهرزاد: بیمارستان خاتم الانبیاء(ص) از لحاظ استحکام، ساختاری بسیار ضعیف داشت و حملات بسیاری به آن صورت میگرفت. به خاطر دارم در حملات شیمیایی نیز شهید دکتر رهنمون خودش از پرونده بیماران شیمیایی که زحمات بسیاری هم برای جمعآوری آنها کشیده شده بود استفاده میکرد.
اگر خاطرهای از بیمارستان خاتم الانبیا(ص) و عملیات خیبر در ذهن دارید، بفرمایید:
شهرزاد: زمانی که در اورژانس بیمارستان بودم، یک جوان بسیجی با نام احمد به بیمارستان منتقل شد. او خونریزی شدیدی داشت و وقتی او را معاینه کردم احتمال دادم که به زودی به شهادت میرسد. به همین دلیل از او خواستم اگر وصیتی دارد به من بگوید؛ در حالی که به سختی صحبت میکرد، گفت: «من هیچ وصیتی ندارم. به امام سلام برسانید و به مردم بگویید و وحدتشان را حفظ کنند.» پس از مدت کوتاهی هم به شهادت رسید. آخرین جملههای احمد برای من بسیار ارزشمند بود چرا که او از همه تعلقات خود دل کنده و تنها به فکر وحدت مردم و ولایت بود.
شما در چه عملیاتی مجروح شدید؟ از اتفاقی که برایتان افتاد برایمان بگویید.
شهرزاد: در طول عملیاتهای مختلف دو بار مجروح شدم. ابتدا در بمباران عملیات خیبر یک ترکش به پایم اصابت کرد ولی این جراحت شدت فراوانی نداشت و به سرعت بهبود یافتم. پس از آن نیز در بمباران شیمیایی که در عملیات والفجر هشت شد دچار مشکلات گوارشی، تنفسی و به خصوص چشمی شدم. تعداد مجروحان در این بمباران به حدی فراوان بود که من را به دلیل وضعیتی که داشتم به اصفهان منتقل کردند و در آنجا در بیمارستان خورشید بستری شدم. پس از چند روز به دلیل آسیبی که به چشمم وارد شده بود به بیمارستان لبافینژاد تهران منتقل شدم. در آن زمان تمام بیمارستانها مملو از مجروحان جنگی بود. پس از گذشت 10 روز از بستری شدن در بیمارستان لبافینژاد نیز قادر به مداوای من نشدند و من را به همراه 15 نفر دیگر برای درمان به بیمارستان “ولینگتون” لندن اعزام و حدود 55 روز در آنجا بستری شدم.
از تلخترین خاطره خود در طول جنگ بگویید؟
شهرزاد: تلخترین خاطره من مربوط به حضورم در بیمارستان ولینگتون لندن میشود. وقتی به آنجا رفتیم یک تیم پزشکی تشکیل شد و آنها نمیدانستند که من پزشک هستم؛ در طول دوره درمان از ما پرسشهایی کردند که جنبه درمانی و پزشکی نداشت. آنها میخواستند یک سری اطلاعات درباره جنگافزارها، نوع و شرایط آنها به دست بیاورند که نقاب از چهره مدعیان حقوق بشر بر میداشت. نکته دیگر اینکه آنها علاقهای نداشتند که ما با رسانههای غربی مصاحبه کنیم و از کاربرد سلاحهای ممنوعه که خودشان و آلمانیها در ساخت آن نقش داشتند برایشان بگوییم که بعدها بعضی دادگاههای اروپایی آنها را محکوم کردند.
اعزام شما به انگلیس به لحاظ درمانی فایدهای هم برایتان داشت؟
شهرزاد: بله. چون ضایعات پوستی ما بسیار شدید بود در کشور خودمان کمبودها و مشکلات بسیاری به لحاظ تجهیزات پزشکی داشتیم، با انتقال به لندن از لحاظ تنفسی بهبود یافتیم.
در حال حاضر از وضعیت رسیدگی به مجروحان شیمیایی در کشور راضی هستید؟
شهرزاد: نظام مقدس ما در حد توانش به ایثارگران توجه میکند و بنا هم نیست که ما اجر همه کارهایی که انجام دادیم را در این دنیا بگیریم.
و کلام پایانی شما؟!
شهرزاد: وقتی به گذشته فکر میکنم میبینم که همان تحریمها و فشارها امروز به شکل دیگری نمایان شده و کشورمان در همان شرایط قرار دارد. در جواب اینکه امروز آمریکا ادعا میکند که ما را تحریم کرده است باید بگویم که ما از ابتدا در تحریم بودیم. آنها حتی در زمان جنگ نیز تمام امکانات را در اختیار دشمن ما قرار میدادند؛ در آن زمان عربستان صعودی و دلارهای نفتی در اختیار صدام بود و او از جنگافزارهای تمام کشورهای شرقی و غربی استفاده میکرد، همچنین از روسیه نیزتجهیزات جنگی وارد میکرد؛ در حالی که ما به طور کلی از نظر امکانات دارویی و ماسکهای ضدشیمیایی با آنها در شرایط نابرابری بودیم. همینطور بهتر است از این فرصتها گرامیداشت شهید رهنمون و سایر شهدا الگو معرفی و مسایل و رویدادهای آن روزها را یادآوری کنیم و از آنها درس بگیریم، چرا که در زمان حمله به خرمشهر امکانات بسیار محدودی داشتیم و امروز تبدیل به یک قدرت بزرگ منطقهای شدهایم.
برگزاری مراسمهای بزرگداشت اینچنینی در واقع بیان کننده این واقعیت است که باید تلاش کنیم راه شهدا را ادامه دهیم و میراثی را که با فداکاری و در یک شرایط مظلومانه و نابرابر به ما سپردند را به آیندگان انتقال دهیم. چرا که تجربیات دفاع مقدس و انتقال فرهنگ ایثار و شهادت به نسلهای جدید انقلاب و نسلهای سوم و چهارم مسئله بسیار مهمی است که باید توجه ویژهای به آن شود.
از همکاری شما سپاسگزاریم.
شهرزاد: خواهش میکنم. موفق باشید.
گرامیداشت شهید دکتر محمدعلی رهنمون با حضور دکتر محمد رئیسزاده، رئیس سازمان بسیج جامعه پزشکی کشور، مسئولان لشکری و کشوری در هفتم اسفند جاری در بیمارستان صحرایی امام حسین (ع) دارخوین اهواز برگزار میشود.
انتهای پیام/