آشنایی با طب اسلامی (1)؛ جایگاه هندسی علم طب اسلامی

دکتر جاوید حاج علی اکبری در سلسله سخنرانی های طب اسلامی در دماوند، مباحث لازم و ضروری را با زبانی ساده تر بیان کرده است که از این پس طی سلسله مطالبی تقدیم می گردد.
اشاره
نگاه عمیق و ژرف به انسان، به عنوان اشرف مخلوقات و توجه به وسعت روح و فراخنای وجود او از اصلی ترین امتیازات طب اسلامی بر طب جدید است. به همین جهت است که طب در نگاه حکمت قدیم، شاخه ای از حکمت و طبیب را حکیم می نامیدند. مطالعه و دقت در طب اسلامی ما را با جهانی جدید و ناشناخته و اتفاق هایی فراتر از آنچه به چشم می آید آشنا می سازد.
حکمت
علم طب را زیر مجموعه حکمت می دانستند و حکیم که یکی از اسماء و صفات الهی ست به کسی می گفتند که اشرافش به همه علوم باشد. خود کلمه حکمت از ریشه حَکَمَ به معنای محکم کردن است علمی که موجب استحکام و قوت روح انسان می شود، آنچه با برهان و دلیل همراه است وشک و شبهات در آن راه ندارد اصلاحا حکمت می گویند.
حکمت را تقسیم می کردند در حکمت الهی و طبیعی به دو قسم یکی حکمت عملی آنچه در عمل ما با آن سر و کار داریم و دیگری حکمت نظری.
حکمت عملی:
اول) تدبیر منزل؛ تدبیر منزل که علم گسترده ایست و مقام معظم رهبری اخیرا در بیاناتشان تاکید فرمودند بر ترویج سبک زندگی اسلامی و ما هم بر اساس سخنان این ولی الهی این جلسات را برگزار نمودیم .
دوم)تدبیر مدن؛ یعنی سیاست، سیاست گذاری کلان ، و اداره جامعه بر اساس حکمت ،همان چیزی که امروز انشاء الله در کشور ما زیر پوشش ولایت امیر المومنین (علیه السلام) بر اساس نظریه ولایت فقیه و اجرای احکام شریعت الهی در همه مناسبات اجتماعی در حال اجراست. این می شود تدبیر مدن ( در بخش اقتصاد، در بخش امور قضایی، امور اجرایی و مقننه) همه اینها بر اساس حکمت عملی.
سوم) تدبیر اخلاق
حکمت نظری:
حکمتی است که با عمل و اجرا سر و کار ندارد بلکه در حوزه نظر و در ارتباط با فهم و اندیشه است. حکمت نظری خودش به دو قسم تقسیم می شود:
اول) در رابطه با موجوداتی که مادی هستند (یعنی دارای بعد طول، عرض، عمق و زمان اند یا به عبارت دیگر دارای دو بعد هندسی و بعد زمانی می باشند) که اصطلاحا این علم را طبیعییات می گویند.
حکمت نظری در رابطه با وجود و هستی اشیاء بحث می کند وکاری به چیستی اشیاء ندارد.
دوم) بخش دوم حکمت نظری موضوعش موجوداتی است که بدون ماده هستند که اصطلاحا به آنها مجردات می گویند و در رابطه با حقایقی بحث می کند که معقول اند یعنی جسم ندارند ماده ندارند که به آنها ماوراء الطبیعه یا متافیزیک نیز می گویند.
حالا جایگاه هندسی علم طب در این اقسام حکمت کجاست؟
طبیعییات خودش تقسیم می شود به ریاضیات و امور طبیعیه:
اول ریاضیات: ریاضیات در مورد جسم بحث می کند چرا؟ چون ریاضیات جسم را در حالتی که ثابت است مورد مطالعه قرار می دهد یعنی به تغییراتی که در جسم صورت می گیرد کاری ندارد، ریاضیات بررسی ماده است از نظرگاه عددش که اصطلاحا به آن کم منفصل می گویند. اما خود ریاضیات تقسیم می شود به چند قسم: اول حساب است، حساب ماده را از نظر عددش مورد بررسی قرار می دهد.
دوم هندسه است کلمه هندسه معرب اَندَزِه است که وجود مبارک صادق آل محمد (علیه السلام) در روایتی فرمودند: یکی از اسماء خداوند تعالی مهندس است یعنی هر چیزی را به اندازه و حد خاصی ایجاد فرموده است که نفع و خاصیت را تمام بکند به گونه ای که اگر آن اندازه نباشد آن خاصیت و آن کیفیت و آن اثر از آن شئ پدید نمی آید البته این اسم در روایت آمده است گرچه بنده تا به حال در دعا ندیده ام. علم هندسه جسم را از نظر شکل ظاهری بررسی می کند که اصطلاحا به آن کم متصل می گویند.
هیئت و نجوم بخش سوم علم ریاضیات است که شئ و جسم را در کائنات مورد بررسی قرار می دهد مثلا رابطه کره زمین با کیهان با خورشید با سایر سیارات و تاثیرات اینها بر یکدیگر.
وجود مبارک امام باقر (علیه السلام) فرمودند: به شرق عالم بروید یا به غرب عالم بروید هیچ علم صحیحی را نمی یابید مگر اینکه از خانه ما اهل بیت (علیهم السلام) خارج شده باشد.
کما اینکه در بحث هیئت و نجوم نیز یک بخش عظیم( حدود 7 جلد ) از روایات اهل البیت (علیهم السلام) در کتاب شریف بحار الانوار در باب السماء و العالم است.
بخش چهارم ریاضیات، موسیقی است، موسیقی بررسی جسم مادی از نظر نظم، ترتیب و وزنش است.
اما بخش دوم حکمت ، امور طبیعیه است: بررسی ماده از نظر تغییراتی که در آن صورت می گیرد مانند شیمی و فیزیک و … .
مثلا اگر تغییرات رخ داده در جسم حیوان مورد بررسی قرار بگیرد اصطلاحا می گویند «علم الحیوان»که ما کتاب های فراوانی در علم الحیوان داریم کتاب شفای جناب بو علی سینا یک بخش اعظمش در شناخت حیوانات است از جمله عجائب و غرائبی که در عالم حیوانات است.
اگر تغییرات رخ داده در جسم نبات مورد بررسی قرار بگیرد اصطلاحا می گویند «علم النبات» که مشکات و منشاء اصلی این علوم از انبیاء عظام الهی و وحی ربانی بوده است.
در محراب بیت المقدس گیاهانی رویش می یافت که چون جناب سلیمان نبی (علیه السلام) زبان حیوانات را می دانستند این گیاهان با حضرت سخن می گفتند و تغییرات، تحولات و خواص خودشان را برای حضرت سلیمان (علیه السلام) بیان می کردند حضرت نیز ثبت می فرمودند و به حکماء عصر خودشان می آموختند از جمله اقلیدس و ارشمیدس که اینها حکما زمان سلیمان نبی (علیه السلام) هستند.
یا وجود مبارک حضرت لقمان در روایت هست که 4000 گیاه در خواب با ایشان سخن گفتند و خواص و آثارشان را به ایشان بیان کردند.
حال اگر تغییرات رخ داده در جسم انسان مورد بررسی قرار گیرد اینرا اصطلاحا علم طب می گویند. پس علم طب تغییرات و تحولات جسم را مورد بررسی قرار می دهد.
چند قسم جسم داریم:
1.جسم متکاثف ( جسم مادی یا بدن دنیایی) : همین جسم مادی و عنصری است که داریم ، همین جسد مرئی مادی که قابل رویئت است و علمی که عهده دار بررسی تغییرات و تحولات و پاسداشت تعادل و در صورت برهم خوردن تعادل اعادت و بازگرداندن این تعادل به این جسم است علم طب می گویند.
پس موضوع علم طب جسمانی (جسم متکاثف ؛ جسم مادی یا بدن دنیایی) است.
2.جسم لطیف: جسم است ( یعنی دارای ابعاد است، دارای شکل است مقدار دارد، اندازه دارد) تمام صفات و خصوصیات ظاهری که در جسم شما هست در این جسم لطیف هم هست اما بدون ماده که اصطلاحا جسم لطیف برزخی می گویند.
چون ماده ندارد در جایی هم نیست (مکان ندارد) همه جای بدن حضور دارد اما جایی را اشغال نمی کند ما معمولا در رویا و خواب این جسم لطیف برزخی را مشاهده می کنیم.چراکه آن جسم دست دارد، پا دارد، می خورد، می چشد، لمس می کند، مقدار دارد، اندازه دارد، شکل دارد، ابعاد ثلاثه دارد اما ماده ندارد.
انسان یک جسم دیگر هم دارد و آن جسم اخروی ست، جسم اخروی همان جسم برزخی ست که در لطافت شدید تر شده است آنقدر شدید و لطیف می شود که صفات انسان در آن جسم منعکس می شود مثلا اگر خدای نکرده فردی اهل اذیت و آزار و مکر و خدعه نسبت به بنده های خدا باشد این بدن آنقدر لطیف است که این صفات در آن متجسد و منعکس می شود و بدن در عالم آخرت به شکل مار و عقرب و … در می آید.
شما همین الان در همین عالم دنیا هم می بینید که بسیاری از حالات روحانی انسان مثلا ترس در جسم منعکس می شود و جسم این حالت را نشان می دهد.
آنقدر این بدن در عالم آخرت لطیف می شود که تمام صفات انسان در آن ظهور می کند در واقع این بدن اخروی به شکل صفات انسان است.
بنا براین جسد دنیوی مادی: هم صورت دارد هم ماده
جسد برزخی: که مقدار و اندازه و هندسه دارد بدون ماده
جسد اخروی: همان جسد برزخی ست که در لطافت از آن شدید تر است.
پس سه گونه جسم داریم جسم کثیف، جسم لطیف، جسم الطف.
حالا در طب یا پزشکی اسلامی در آینده خواهیم گفت که حتی آن حالات جسمانی مادی حتی غذاهایی که می خوریم بر بدن برزخی انسان اثر می گذارد در بدن اخروی انسان اثر می گذارد و اینطور نیست که اینها از هم متفارق و جدا باشند بلکه اینها یک حقیقت ممتد در طول هم هستند.
علمی که به جسم کثیف ( بدن دنیایی و مادی ) می پردازد و او را بررسی می کند از لحاظ عدالتش، کیفییاتش، تغییرات و تحولاتش، اصطلاحا طب جسدانی می گویند.
علمی که جسم لطیف و جسم الطف ( لطیف تر ) را مورد بررسی قرار می دهد اصطلاحا طب روحانی می گویند.
آنچه طب غربی را از طب اسلامی ما جدا می کند همین نکاتی ست که عرض شد یعنی به انسان با همه ابعاد و اطراف و طیف ها و مراتب وجودی اش نظر می کند.
علماء ما حکیم بودند یعنی انسان را همانند یک ماشین پیچیده مثل طب جدید و سایر علوم جدید مدرن غربی نگاه نمی کردند بلکه انسان را یک (عالم ) می دیدند یک عالم گسترده ای که باید در تمام طبقاتش تعادل و توازن برقرار باشد تا به سعادت برسد.
به عنوان نمونه شخصیتی همچون شیخ الرئیس ابو علی سینا که بزرگترین کتاب را در طب سنتی و اسلامی در باب بدن کثیف دنیوی نگاشته، همین شخصیت رساله ای به نام رساله الطیر (رساله پرنده) در باب بدن لطیف برزخی تالیف نموده است.
این جسم برزخی و جسم اخروی با جسم دنیوی یک رابطه ای دارد که انشاءالله در بحث طب به آن خواهیم رسید که هم حالات آن اجسام در این بدن ظهور دارد و هم حالات این بدن بر آن اجسام اثر می گذارد.
انتهای پیام/