گلاب افشانی بقعه بژم مشاء(امامزاده هاشم دماوند)
با حضور مسئولین و 200 خادم افتخاری با عطر خوش گلاب قمصر کاشان، امامزاده هاشم(ع) دماوند غبار روبی شد.
به گزارش تارود ، بيش از ۲۰۰ خادم افتخاري با گلاب قمصر كاشان و عطر كربلا اين صحن مقدس را گلاب شويي و عطرافشاني كردند.
فرماندار، سرپرست شهرداري دماوند، رييس ثبت احوال، مدير كميته امداد امام خميني(ره)، رييس اداره كار و امور اجتماعي و تعدادي از اعضاي هيأت امناي امامزادگان شهرستان دماوند، از جمله مسوولان و افراد حاضر در اين مراسم بودند.
رئیس اداره اوقاف شهرستان دماوند اظهار داشت: احترام به امامزادگان در حقیقت احترام به مذهب و تشیع است و دین تشیع مدیون سلاله پاک ائمه معصومین هستند.
حجت الاسلام زینلی افزود: برگزاری مراسم غبارروبی از امامزادگان به منظور احترام بیشتر به این عزیزان به صورت برنامه ریزی شده در طول ایام سال انجام می شود.
اين امامزاده در شمال غرب جاده هراز در مسير تهران به آمل در منطقه معروف به گردنه امامزاده هاشم قرار گرفته و فاصله آن تا شهر دماوند ۲۰ كيلومتر است، آن حضرت از نوادگان امام حسن مجتبي(ع) است.
اين بقعه با شماره ۶۱۷ جزء آثار ملي به ثبت رسيده است.
پيشينه تاريخي امامزاده هاشم «عليه السلام» يا گردنه ي بژم موشا
اين مقاله تحقيقي در سال 1380 به درخواست فرمانداري دماوند توسط محقق ارجمند جناب آقاي مسعود نصرتي تهيه ودر اختيار فرمانداري قرارداده شده بود.
انشاء ا… اداره اوقاف و امور خيريه و نيز فرمانداري همت نمايند اسنادو تحقيق و پژوهش هاي بدست آمده را در قالب كتابي منتشر نمايند.
موقعيت جغرافيايي گردنه ي « بژم موشا»
گردنه ي « بژم موشا» به بلندي 2750 متر مشرق به روستاي مشاء از روستاهاي توابع شهرستان دماوند بوده و در 7 كيلومتري شمال غربي شهر دماوندواقع شده است.
اين گردنه ما بين مشاء و پلور بر سر راه تهران به آمل واقع شده است و مرز استان تهران به مازندران بوده و اين دو استان را از يكديگر جدا مي سازد.البته اين گردنه در فرهنگ جغرافيايي جزو آبعلي شهرستان دماوند محسوب شده است.
وجه تسميه ي گردنه ي «بژم موشا»
ظهيرالدين مرعشي در كتاب« تاريخ گيلان و ديلمستان» از گردنه فعلي امامزاده هاشم در جايي كه به ذكر حوادث سالهاي 860 و 861 هجري كه درباره مالك كاوس بن كيومرث از حاكمان رستمداد و رويان و نور و كجور بود، بنام گردنه ي « بژم موشا» ياد كرده است.
« بژم» در زبان تاي به معني « بشم» يعني بروم موشا است.
علت اين نامگذاري اين بوده كه راه اين گردنه به روستاي مشاء كه راهي مالرو بوده مي رسيده و چون نقطه ي ورود و مشرف به مشاء بوده توسط كساني كه ازاين مسير رفت و آمد مي كردند به نام « بژم موشا» ، « بروم موشا» نامگذاري و معروف شد.
نام ديگر براي اين گردنه « كله ي موشا» است.در نسخه خطي كه كپي آن در اختيار نگارنده است، در جايي كه درباره ي شجره ي امامزاده هاي دماوند است آمده كه « هاشم» جراحت و زخم زيادي ديده بود.وقتي كه به « كله ي موشا» رسيد، شهيد شد و همانجا ايشان را دفن كردند.همانطور كه ظاهر اسم پيداست واژه ي « كله» به معني « سر» و به معناي مجازي همان « نقطه ي بلند» است.پس ” كله ي موشا” به معني بلندترين نقطه ي موشا مي باشد. بدين ترتيب مي توان گفت كه اين نام را روستائيان مشاء يا كساني كه از اين مسير رفت و آمد مي كردند، به اين گردنه اطلاق كردند.
نام ديگربراي اين گردنه « گردنه ي امامزاده هاشم» است.زمان اطلاق اين نام دقيقا مشخص است كه در دوره صفويه ، پس از آنكه شاه عباس اول صفوي بناي بقعه را بر روي مقبره امامزاده هاشم (ع) ساخت، رفته رفته به نام امامزاده معروف شد.
بقعه ي امامزاده هاشم (ع)
بقعه زيارتي امامزاده هاشم (ع) با مصالح سنگ و ملاط، گچ و آهك بصورت ساده و بدون تزئينات ساخته و پرداخته شده است.
گنبد بيروني بقعه بصورت رك هشت ترك و گنبد داخلي آن بصورت مدور بوده كه با سنگ ساخته شده است. بناي اصلي امامزاده در دوره صفويان در زمان شاه عباس اول با دو رباط سنگي متصل به هم ساخته شده و در دوره هاي بعدي تعمير و بازسازي شده است و در دوره هاي اخير مجموعه بناهايي جهت استفاده زوار و مسافرين به بناي اصلي افزوده شد.
مقبره امامزاده درست در زير گنبد بنا واقع شده و داراي صندوق چوبي و كتيبه است كه تاريخ 1089 هجري رادارد.
اين بقعه تاريخي در سازمان ميراث فرهنگي استان تهران به شماره 617 جزو آثار تاريخي شهرستان دماوند به ثبت تاريخي رسيده است.
مقبره ي امامزاده هاشم (ع)
بقعه ي تاريخي و زيارتي گردنه ي امامزاده هاشم ، مقبره اي دارد كه بنام امامزاده هاشم (ع) معروف است.اين مقبره را متعلق به هاشم (ع) از احفاد امام حسن مجتبي (ع) مي دانند كه در راه رسيدن به مرو و به مقصد پيوستن به حضرت علي بن موسي الرضا (ع) در جايي كه اكنون مقبره ايشان است به شهادت رسيدندو در همانجا مدفون شدند.
اما در منابع آمده است كه امام حسن (ع) چهار فرزند داشتند بنامهاي قاسم، عبداله ، زيد و حسن. امام حسن (ع) نام خود را بر آخرين فرزند خود نهاده بودند.
آخرين فرزند امام كه حسن بن امام حسن (ع) نام داشتند، چهارده فرزند بنامهاي محمد، احمد، محمود، يعقوب، يونس، يوني، حارث، هاشم، طيب، هادي، جمشيد، مرتضي ، مصطفي و ابوتراب داشتند.اين فرزندان در زمان عبدالملك بن مروان از بغداد رو به سوي ايران نهادند.بعضي از ايشان به سوي ورامين مو بعضي به كوهپايه هاي دماوند رفتند. سه تن از ايشان بنامهاي حارث، هادي و هاشم (ع) از دماوند گذشتند و به روستاي موشا رسيدند. توسط دشمنان شهيد شدند و در همانجا دفن شدندو اكنون نيز بقعه ي زيارتي بنام “دو برار”در روستاي موشا بيانگر اين موضوع است. اما هاشم (ع) كه جراحت و زخم زيادي ديده بود، از دست دشمنان فرار كرده وقتي كه به كله ي موشا رسيد از شدت جراحت شهيد شد و در همانجا ايشان را دفن كردند. اكنون مقبره امام زاده هاشم (ع) كه فرزند حسن بن امام حسن (ع) مي باشند زيارتگاه بسياري از مشتاقان آن حضرت است.
پيشينيه ي تاريخي گردنه ي «بژم موشا»
گردنه ي « بژم موشا» يا « كله ي موشا» كه امروزه به نام گردنه ي امامزاده هاشم (ع) معروف شده ، از گذشته هاي بسيار دور به احتمال زياد از زماني كه روستاش موشا بوجود آمده بود با نام موشا شناخته مي شده و چون بلندترين نقطه ي اين منطقه و مشرف به روستاي موشا بوده و از اين نقطه به سوي دشت كه روستاي موشا آنجا قرار دارد سرازير مي شدند، بنام « بژم موشا» ( بشم موشا) و « كله ي موشا» معروف شد.
راه مالروي قديمي اين گردنه از روستاي موشا مي گذشت. ظهيرالدين مرعشي دركتاب « تاريخ گيلان و ديلمستان” ( ص 284) در جايي كه به ذكر حوادث سال 61 – 860 هجري مي پردازد به نام اين گردنه اشاره كرد و نوشته است :« ملك كاوس بن كيومرث از نور به عزم قلعه ي لواسان بگريخت ، سيد ظهيرالدين مولف كتاب به دنبال ملك كاوس رفت.خبر آوردند كه ملك كاوس در پاي قلعه گلخندان دردهكده اره اقامت دارد.سيد ظهيرالدين سيصد نفر را انتخاب نمود. روز چهارشنبه نوزدهم رجب در تاريخ مذكور بعد از نماز عصر زيديه از ترتيه روستاق به تعجيل دوانيده آمد، چنانكه چون نماز شام بود به ولايت نمارستاق اتفاق افتاد.چون اسبان جو بخوردند، چنان قدغن رفت كه چون صبح صادق طلوع كرد، به پاي قلعه ي لوتدر به باغي پنهان شده اسبان را علف داده، چندان توقف رفت كه نماز شام شد به سبب آنكه لشگر را روز مردم لارجان نبينند و به ملك كاوس خبر نرسانند. چون شب درآمد و هوا به غايت خنك بود و اواسط قوس شده بود و آنجا قله هاي رفيعه است، مثل « بژم موشا» كه خنكي آن موضع مشهور است .از آن باغ لوندر سوار شده به قريه پلور ب خانقاهي كه آنجاست زماني مكث رفت، چندانكه دست و پاي مردم كه خنك شده بود، در خانقاه به آتش گرم كردند و ازآنجا روان گشته از راه « بژم موشا» دوانيده آمد. چون صبح برآمد از آن موضع مخوف پر برف بعون ا… به سلامت گذشته شد و بر ملك كاوس دوانيده آمد.»
بدين ترتيب بايد اذعان داشت كه گردنه ي ” بژم موشا” با ” كله ي موشا” به نام امروزي اش « امامزاده هاشم (ع) » متعلق به روستاي مشاء دماوند بوده و بدون شك از دوره صفويه به بعد كه با نام امامزاده هاشم معروف شد، بازهم جزو روستاي موشا دماوند بوده است.
اعتماد السلطنه در جلد سوم كتاب مراة البلدان ( ص 1610) دره ي جيرنگ و گردنه ي امامزاده هاشم را جزو قلمرو حاكم دماوند ياد كرده است. هينرش بروگش كه در سال 1861 ميلادي، 139 سال پيش به دماوند سفر كرده بود، گردنه ي امامزاده هاشم را كه بلندترين نقطه ي منطقه بوده و از آنجا روستاي مشاء و شهر دماوند ديده مي شد.آن را ابتداي ورود به اين منطقه و جزو خاك دماوند دانسته نوشته است:« پس از طي راه سربالا و با شيب زياد و گذشتن از يك گردنه به امامزاده هاشم كه مرتفع ترين نقاط اين منطقه به شمار مي رود، رسيديم. از ارتفاعات به طرف دشت پايين آمديم. پس از چند ساعتي راه پيمايي و گذشتن از چند ارتفاع ديگر بالاخره شهر دماوند را كه درميان انبوه درختان سرسبز محصور شده بود، مقابل خود يافتيم.»
ه.ل رابينو كه در سالهاي 1288 و 1289 شمسي ، 90 سال پيش براي تحقيق به مازندران سفر كرده بود؛ پس از جمع آوري اطلاعات و استفاده از كتابهاي مرجع، كتابي به نام ” مازندران و استرآباد” تاليف نموده است. در اين كتاب در بخش مربوط به آمل و روستاهاي آن از لاريجان و تمامي دهات آن را ذكر مي كند، اما نامي از مكان امامزاده هاشم نمي برد. علت اين امر بوده كه امامزاده هاشم جزو مشاء دماوند بوده پس از ذكر آن خودداري كرده است.
كلود آنه فرانسوي كه در سال 1269 شمسي، 84 سال پيش به دماوند سفر كرده بود در كاب خود بنام ” اوراق ايراني” در وصف گردنه ي امامزاده هاشم از آن به عنوان مكاني ياد مي كند كه منطقه ي دماوند در آنجا در زير پا قرار دارد. در واقع اين گردنه را محدوده ي منطقه دماوند و ابتداي ورود به اين خاك دانسته و نوشته است: « در قله كوه نمازخانه ي كوچكي است يعني امامزاده ي ديده مي شود كه خود نشانه ي مرتفع ترين نقطه ي گردنه است و نزديك به سه هزار متر ارتفاع دارد. آهسته و به زحمت از سينه ي تپه بالا مي رويم… شهر دماوند را مي بينيم كه زيرپايمان در اعماق دره خود راجمع و جور كرده است. با مساجد فيروزه فامش با دار و درختش… شهر دماوند را كه خانه هايش ميان درختان پنهانند و گرداگردش دره ها و مزارعي كه به رنگ خاكستري لطيف است ، به تماشا مي نشينيم.»
گذشته از سفرنامه ها دردايرة المعارف هاي فارسي به عنوان نمونه در دايرة المعارف غلامحسين مصاحب كه در سال 1345 شمسي چاپ شده در معرفي شهرستان دماوند گردنه ي امامزاده هاشم جزو دماوند معرفي شده است.
در سازمان اسناد ملي ايران، نقشه اي بدون تاريخ در آرشيو نقشه وجود دارد.در اين نقشه گردنه ي امامزاده هاشم در محدوده ي دماوند ثبت شده است.
سازمان ميراث فرهنگي در آرشيو مركز اسناد، بناي تاريخي امامزاده هاشم با شماره 617 جزو آثار تاريخي شهرستان دماوند از استان تهران به ثبت تاريخي رسيده است.
البته در كتاب « فهرست بناهاي تاريخي» نوشته ي نصرت اله مشكوتي كه در سال 1349 شمسي چاپ شده است.بقعه ي زيارتي امامزاده هاشم جزو آثار تاريخي شهرستان دماوند معرفي شده است.
در سازمان ايرانگردي و جهانگردي استان تهران، گردنه و بقعه ي امامزاده هاشم از نقاط زيارتي و ديدني شهرستان دماوند از استان تهران بوده و در كتاب مجموعه راهنماي سازمان ايرانگردي بعنوان مكان زيارتي و ديدني دماوند معرفي شده است.
در دفتر اسناد و مدارك سازمان حج واوقاف و امور خيريه، بقعه ي زيارتي امامزاده هاشم از زمان تاسيس اين سازمان تا به امروز، همه ي امور اين بقعه بر عهده ي سازمان اوقاف استان تهران كه شعبه ي آن در دماوند نيز هست بوده است.
و نيز در دايرة المعارف هاي جغرافيايي كه از سوي سازمان جغرافيايي ايران چاپ و منتشر شده، گردنه ي امامزاده هاشم جزو دماوند معرفي شده است.به عنوان نمونه در كتاب « دايرة المعارف جغرافيايي ايران» گيتاشناسي جلد سوم چاپ سال 1379 آمده است:« گردنه امامزاده هاشم ، گردنه اي است به بلندي 2750 متر در شهرستان دماوند، استان تهران، سه راه تهران به آمل و در 7 كيلومتري شمال غربي دماوند. اين گردنه استانهاي تهران و مازندران را از هم جدا مي كند.»
در كتابهاي جغرافيايي ايران نيز گردنه ي امامزاده هاشم جزو محدوده ي دماوندو شمال تهران معرفي شده است. به عنوان نمونه در كتاب جغرافيايي مفصل ايران، اين گردنه را جزو محدوده ي خاك دماوند در شمال تهران دانسته شده است.
در سازمان جهاد كشاورزي، بخش مهندسي جهاد كشاورزي استان تهران، مهندسين مشاور منابع طبيعي كه درباره ي مناطق اطراف تهران به تحقيق و مطالعه مشغول هستند در نقشه هاي خود امامزاده هاشم را جزو محدوده ي دماوند ثبت كرده اند.
در فرهنگ هاي جغرافيايي كه از سوي سازمان جغرافيايي چاپ شده، گردنه ي امامزاده هاشم جزو شهرستان دماوند معرفي شده است.به عنوان نمونه در ” فرهنگ جغرافيايي” (آباديها) جلد اول استان مركزي كه در سال 1335 شمسي از سوي سازمان جغرافيايي كشور چاپ شده، اين گردنه درمحدوده ي شهرستان دماوند آمده است.
در فرهنگ جغرافيايي (آباديها) جلد 38 مربوط به تحقيقات سال 1364 شمسي كه از سوي سازمان جغرافيايي كشور منتشر گرديده، گردنه امامزاده هاشم جزو آبعلي شهرستان دماوند معرفي شده است كه گردنه ي امامزاده هاشم هميشه جزو محدوده ي ماوند بوده و مرز بين استان تهران و مازندران محسوب شده و اين نكته حتي از نظر كارشناسان سازمان جغرافيايي و سازمان برنامه و بودجه و وزارت راه وترابري دور نمانده و در كتابهاي تاليفي خود از آن به عنوان محدوده ي دماوند از استان تهران ياد كرده اند.به عنوان نمونه در كتاب ” اطلس ملي ايران، حمل و نقل” گردنه ي امامزاده هاشم را جزو محور تهران شناخته و معرفي كرده اند.
اين نكته حتي در هنگام تاليف كتابي با عنوان ” مسافات راههاي كشور ” كه از سوي وزارت راه وترابري منتشر گرديده، مورد توجه بوده واين گردنه به عنوان محور تهران ثبت شده است.
سرانجام سخن اين است كه اگرچه در نقشه فقط سازمان امار طي سالهاي 48 و 55 و 64 و 72 گردنه ي امامزاده هاشم جزو دهستان بالا لاريجان آمل ثبت شده اما نمي تواند دليلي بر اين باشد كه اين گردنه جزو دهستان بالا لاريجان آمل است، چرا كه:
1- همانطور كه گفته شد نام گردنه ي امامزاده هاشم فعلي در گذشته براساس منابع ذكر شده به نام « بژم موشا» و « كله ي موشا» معرفو بوده. براساس اين نام اين گردنه جزو روستاي مشاء از روستاهاي توابع دماوند بوده و حتي پس از اطلاق نام بقعه به اين گردنه هيچگونه تاثيري در موقعيت جغرافيايي آن نداشته و همواره جزو دماوند بوده است.
2- گردنه ي امامزاده هاشم، مرز بين استان تهران و مازندران بوده ، به همين دليل در هنگام گرفتن آمار دچار اشتباه شده اند و اين اشتباه فقط و فقط در سازمان آمار اتفاق افتاده و اين اشتباه در نقشه سازمان آمار هم تكرار شده است.كارشناسان سازمان آمار گاهي در تعيين مرز آمار محدوده هاي مناطق دچار اشتباه مي شوندو ثبت اين گردنه در طي سالهاي ذكر شده به نام لاريجان آمل جزو همين اشتباهات مي باشد چرا كه اگر اين گردنه جزو لاريجان آمل بود مي بايست در پيشينه تاريخي و نيز در منابع جغرافيايي و … مي بايست جزو لاريجان آمل ذكر مي شد كه مي دانيم چنين نيست. حضور صندوقهاي انتخابيه راي از سوي فرمانداري دماوند طي همه سالها درگردنه امامزاده هاشم، بيانگر اين مدعاست.
3- نمونه اي از اشتباه سازمان آمار ايران مربوط است به نقشه سال 1364 مركز آمار ايران كه مكان امامزاه هاشم در آن جزو دهستان بالا لاريجان آمل آمده است، درحالي كه در تحقيقات جغرافيايي همين سال 1364 كه از سوي سازمان جغرافيايي كشور انجام گرفته و در جلد 38 فرهنگ جغرافيايي ( آباديها) كه در سال 1370 منتشر شده، در معرفي شهرستان دماوند، بقعه امامزاده هاشم از جمله مهمترين آثار برجاي مانده از دوره صفويه معرفي شده است.
4- نمونه اي ديگر از اين اشتباه سازمان آمار ايران را در نقشه دهستاني سال 1366 شمسي مي توان ديد كه گردنه ي امامزاده هاشم علاوه بر ثبت در نقشه محدوده دماوند، اشتباها در نقشه لاريجان آمل هم آمده است.يعني در اين سال گردنه امامزاده هاشم در هر دو نقشه آمده است كه ناشي از اشتباه در تعيين محدوده ي مرزي اين دو منطقه است.
5- گردنه و بقعه امامزاده هاشم به عنوان محدوده ي شهرستان دماوند در سازمان هاي اوقافي، ميراث فرهنگي، سازمان جغرافيايي، وزارت راه و ترابري ، سازمان اسناد ملي، سازمان جهاد كشاورزي، سازمان ايرانگردي و جهانگردي و … استان تهران ثبت شده است. در حالي كه نام گردنه و بقعه را در هيچ يك از سازمان هاي فوق مازندران يا آمل نيامده است.
6- نام گردنه و بقعه امامزاده هاشم به عنوان محدوده ي لاريجان آمل فقط و فقط در نقشه هاي سازمان آمار ايران مي توان ديد در حالي كه به عنوان محدوده دماوند از استان تهران علاوه بر نقشه هاي سازمان هاي مختلف در منابع جغرافي و تاريخي و سفرنامه و دايرة المعارف ها و … آمده است.
7- نظر به اينكه مهمترين اصل در تقسيمات كشوري، وحدت جغرافيايي است و از آنجايي كه گردنه امامزاده هاشم مشرف به روستاي مشاء و بلندترين نقطه بين منطقه است و در واقع ما بين اين گردنه و مشاء نوعي وحدت جغرافيايي وجود دارد، بنابراين از اين نظر همانطور كه در گذشته تا به امروز جزو دماوند بوده، اين گردنه را بايد جزو محدوده دماوند به حساب آورد.
8- با توجه به اينكه لاريجان، پلور، رينه و لار قبل از اسلام و پس از اسلام به اساس پيمان نامه سال 22 هجري كه ميان مس مغان پادشاه دماوند و نعيم بن مقرن سردار سپاه اسلامي بسته شد، اين مناطق جزو دماوند بوده اند.
بنابراين شايسته نيست كه گردنه امامزاده هاشم با توجه به پيشينه تاريخي اش هميشه، از گذشته دور تا به امروز جزو خاك دماوند بوده واز لحاظ جغرافيايي تاريخي و فرهنگي به روستاي مشاء دماوند به عنوان يك منطقه با فرهنگ ، آداب و رسوم بسيار غني پيوند مي خورد، آن را به منطقه ديگر يعني لاريجان آمل وابسته بدانيم.
منابع و ماخذ:
1- آنه، كلود ، 1365 ، اوراق ايراني، ترجمعه ايرج پروشاني
2- اعتماد السلطنه، محمد حسن خان، 1368 . مراة البلدان ، به كوشش عبدالحسين نوايي مير هاشم محدث، ج 2 و 3 تهران، دانشگاه تهران.
3- ابن اثير، الكامل، 1365. اخبار ايران، ترجمعه محمد ابراهيم باستاني پاريزي، ج 2، تهران ، دنياي كتاب.
4- ابن فقيه، 1349 ، مختصر البدان ( بخش مربوط به ايران) ، ترجمه ح مسعود، تهران، بنياد فرهنگ ايران.
5- بديعي، ربيعي . جغرافياي مفصل ايران ، جو تهران.
6- بروگش، هيزش. 1367. سفري به دربار سلطان جعفربن ، ترجمه كردبچه، تهران، اطلس.
7- طبري، محمد بن جرير طبري، 1352. تاريخ طبري ( تاريخ الرسل و الملوك، ترجمه ابوالقاسم) ، پاينده، تهران، بنياد فرهنگ ايران.
8- فرهنگ جغرافيايي ( آباديها)، ج 1، 1335.
9- فرهنگ جغرافيايي ، آباديهاي كشور جمهوري اسلامي ايران، تهران، 1370، ج 38.
10- سعيديان، عبدالحسين. 1372، دايرة المعارف سرزمين و مردم ايران.
11- حموي ، ياقوت. 1388 ه / 1968. معجم البلدان ، ج 1 و2.
12- حليمي ، محمد علي. 1370 ، اطلس ملي ايران، حمل و نقل. ج 6، تهران ، انتشارات جنابي.
13- جعفري، عباس. 1379، گيتا شناسي ايران، دايرة المعارف جغرافيايي ايران، ج 3 ، تهران، گيتا شناسي.
14- زنده دل، حسن و دستياران. 1376، مجموعه راهنماي جامع گردشگري استان تهران، تهران، نشر ايرانگردان.
15- رابينو، ه.ل. 1365، مازندران و استرآباد، ترجمه غلامعلي ، تهران، علمي و فرهنگي.
16- مسافات راههاي كشور وزارت راه و ترابري جمهوري اسلامي ايران، تهران، بغداد.
17- مصاحب، غلامحسين. 1345، دايرة المعارف فارسي، ج 1، تهران، فرانگلين.
18- مشكوتي، نصرت، ال. 1349، فهرست بناهاي تاريخي، تهران، باستاني
19- دايرة المعارف بناهاي تاريخي ايران در دوره اسلامي، بناهاي آرامگاهي. 1378، تهران، حوزه هنري.
20- مرعشي، ظهيرالدين. 1364، تاريخ گيلان و ديلمستان و تصميم دكتر منوچهر ستوده، ج 2، تهران، اطلاعات.







