امروز جنگ بر سر اولویت هاست

ایمیلهایی این روزها به دستم میرسد مبنی بر اینکه مردم عراق مظلومتر از فلسطین هستند، شیعیان پاراچنار به خاک و خون کشیده میشوند، سوریه همچنان در خطر است، دفاع از حرم اهل بیت(ع) واجبتر از دفاع از غزه است و…

برایم سوال پیش آمد که واقعا چرا حتی برخی دوستان انقلابی خودمان هم در اولویتبندی حوادث منطقه و فرعی یا اصلی بودن دشمنان اشتباه میکنند و فریب بازیهای رسانهای را میخورند؟
لذا تصمیم به نوشتن این یادداشت گرفتم، شاید که چراغی را در این اوضاع آشفته منطقه پیشپایمان روشن کند و مسیر را بیابیم.
* خاطرهای از جنگ 22 روزه غزه
یادم میآید در اوج جنگ 22 روزه غزه(سال 87) با فعالان دانشجویی به دنبال برگزاری تحصنی در فرودگاه مهرآباد بودیم. ظهر که آمدم مسجد دانشگاه، دیدم تابلوی مسجد پر شده است از تصاویر فجیع دست و پای قطع شده و سرهای بریده شده شیعیان پاراچنار پاکستان و زیرش هم جملههایی منتسب به برخی مراجع نوشته شده بود که «شیعیان پاراچنار امروز مظلومتر از همه جا هستند و باید به فریاد این شیعیان رسید و…»
اولش خیلی ناراحت شدم از این حادثه و اینکه چرا من حواسم نبوده و در حال حاضر وظیفه دینی و انسانیام چیه؟ کمک به مردم غزه یا پارچنار؟!
همان شب رفتم به دنبال منبع خبر و از چند نفر دوستان مطلع به اوضاع پاکستان درباره پاراچنار و کشتار شیعیان تحقیق کردم، بعد از کمی جستجو نهایتا منبع اصلی خبرها را یافتم؛ سایتهایی منتسب به شیعیان ضدوحدت، نزدیک به حجتیه و وابسته به برخی علمای شیعه که هر سال در ایام محرم دغدغه آنها ترویج قمهزنی و در ایام ربیع مروج مجالس وحدتشکن هستند.
خلاصه، دوستان پاکستانیام گفتند که مساله پاراچنار مربوط به الآن نیست و چندین سال است که در آن منطقه بین شیعیان و تکفیریها و سلفیهای تندرو درگیری خونین است و دستگاه اطلاعاتی دولت پاکستان هم پشت ماجراست و فتنهانگیزی زیادی میکند.
جالب اینجا بود که دوستانم گفتند تابهحال هیچکدام از آن آقایان قدمی برای شیعیان پاراچنار برنداشتهاند و حتی کمک مالی هم به ما نکردهاند! میدانید چرا؟! چون اساسا بسیاری از شیعیان پاراچنار دلبسته امام خمینی(ره) و عاشق انقلاب اسلامی هستند و جزء پیروان و طرفداران آنها نیستند!
آقایان خبر ندارند که ما هر سال در روز قدس برای حمایت از فلسطین و ضداسرائیل تظاهرات میکنیم و شهید هم دادهایم، زیرا اعتقاد ما این است که اسرائیل دشمن اول جهان اسلام است و باید از بین برود!
من دیگر مانده بودم که چه بگویم و متعجب بودم از این همه عشق به امام خمینی(ره) و مساله فلسطین آن هم در جایی دورافتاده و مظلوم مثل پاراچنار واقع در مرز پاکستان.
* پاراچنار ، مظلومتر از غزه!
این ماجرا گذشت تا اینکه حوادث انقلابهای منطقه و ظهور تکفیریها، صحنه درگیریها را کاملا به هم زد؛ حالا این روزها ایمیلها و پیامهای موبایلی زیادی دریافت میکنم به این مضمون که «عراق مظلومتر از غزه است» و «سوریه خط اول مقاومت ماست نه فلسطین!» حتی یکی از رفقا برایم ایمیلی تکراری! از مظلومیت پاراچنار فرستاده بود و نوشته بود: «پارچنار، همچنان مظلومتر از غزه!»
من متعجب مانده بودم که چرا این رفقا هر 6 سال یکبار و دقیقا موقع جنگ غزه و مبارزه با اسرائیل یاد پاراچنار و ملتهای مستضعف میفتن؟! مثلا چرا هیچگاه اینها نمیگویند «شیعیان عراق، مظلومتر از سوریه» یا «شیعیان پاراچنار مظلوم تر از عراق» ؟
از نظر این دوستان همه ملتهای جهان، از فلسطینیها مظلومتر هستند!
* ما فقط از شیعیان دفاع میکنیم!
با دیدن این اخبار، ناخودآگاه یاد جنگ قبلی غزه و تکرار همان حرفها افتادم. انگار جریان مشکوکی در داخل ایران و بین شیعیان، همیشه قصد دارد تا افکار عمومی را از مساله فلسطین و مبارزه با اسرائیل منحرف کند و ما را به درگیریهای مذهبی و فرقهای مشغول کند تا دلمان خوش باشد که ما فقط مدافع شیعیان و اهل بیت(ع) هستیم و به تکلیفمان درست عمل میکنیم.
انگار یادشان رفته است که امام اول شیعیان امیرالمومنین علی(ع) وقتی میشنود فردی از سپاهیان دشمن در شهر انبار رفته و خلخال و دستبند و گوشواره از زنی یهودی ربوده است، میفرماید:
جا دارد که مسلمان از این غصه بمیرد و من او را ملامت نمی کنم… (نهج البلاغه، خطبه 27)
و همچنین مولای ما شیعیان در آخرین وصیتش به حسنین (ع) فرمود:
همیشه دشمن ظالم و یاور مظلوم باشید (نهج البلاغه، نامه 47)
نکته جالب این ماجرا جایی است که به ما میگویند فلسطین را رها کنید و بهجایش از عراق و پاکستان و سوریه دفاع کنید، بدون اینکه خبر داشته باشند مردم پاکستان هر ساله روز قدس در شهرهای کویته و کراچی بزرگترین تظاهرات را برپا میکنند و شهید و مجروح میدهند. مردم عراق هم که در حال مبارزه چند ساله با تروریسم هستند، چند سالی است که در شهرهای بغداد، نجف و کربلا روز قدس را بدون ترس از بمبهای انتحاری و بعثیها برگزار میکنند…
و از همه مهمتر اینکه چی کسی است که نداند حکومت سکولار سوریه، هر هزینه و کشتهای که میدهد فقط بهخاطر دفاع از محور مقاومت و مساله فلسطین است وگرنه آمریکاییها نیز مانند حکومتهای دیکتاتوری مصر و اردن و عربستان و… از بشار اسد حمایت میکردند.
حالا بیشتر خندهام میگیرد که دوستان دلسوز مدعی تشیع، دائما به ما میگویند به فکر عراق و پاکستان و سوریه باشید و فلسطین را رها کنید، غافل از اینکه همه آنها نگران فلسطین هستند و در این راه هزینه دادهاند!
* چرا فلسطین و قدس نباید محور وحدت باشد؟!
برایم سوال بود که چرا این جریان تفرقهافکن اصرار دارد که فلسطین اولویت ما نباشد؟! جوابش را مردم انگلیس به من گفتند!
چند شب پیش داشتم شبکه پرستیوی را میدیدم که به طور زنده تظاهرات مردم لندن مقابل ساختمان شبکه بیبیسی را پوشش میداد. با دیدن یک صحنه عجیب، یکدفعه از جایم بلند شدم و رفتم جلوی تلویزیون؛ در دست تظاهرکنندگان که متشکل از مسیحیان آزادیخواه و مسلمانان شیعه و سنی بودند، پرچمهای دولت سوریه، حزبالله لبنان، عراق، فلسطین و حتی پرچم مخالفین سوریه! کنار هم قرار داشت و همه باهم شعار می دادند: فلسطین باید آزاد شود! بیبیسی شرمت باد!
این صحنه مرا یاد جمله زیبای سیدحسن نصرالله در روز قدس سال قبل انداخت که:
«القدس یجمعنا و فلسطین هی محور للوحدة الامة.»(قدس، همه ما را کنار هم جمع می کند و فلسطین محور وحدت امت است)
بله! درست است؛ زیرا تنها جایی که میتواند همه گروههای مذهبی را به وحدت برساند و جنبشهای مقاومت شیعه و سنی را دور هم جمع کند و تمام آزادیخواهان دنیا را بیدار کند، مساله ظلم اسرائیل و آزادی فلسطین است ولاغیر.
در همان روز قدس بود که سیدحسن نصرالله برای اولین بار در تاریخ سخنرانیهایش گفت میخواهم از زبان شیعیان و خطاب به تکفیریها سخن بگویم و این جملات را با صدای بلند فریاد زد:
«هرچه میخواهید به ما بگویید و هرچقدر که میتوانید از ما بکشید، ما شیعیان علی بن ابیطالب(ع) هرگز از ملت فلسطین و مساله اشغال فلسطین دست بر نمیداریم و از مقدسات اسلامی در سرزمین فلسطین تا پای جان دفاع میکنیم…»
اینجاست که جمله زیبای مقام معظم رهبری مفهومش واضحتر میشود:
«امروز همه دنیای اسلام باید قضیهی فلسطین را قضیه خود بداند؛ این، کلید رمزآلودی است که درهای فرج را به روی امت اسلامی میگشاید.» 25/1/85
* دشمن اصلی کیست؟
حث اولویتهای مسائل منطقه و مبارزه با دشمنان، بسیار مهم و حساس است به طوری که اگر در جایی با تحلیلی اشتباه اقدام یا سکوت کنیم، قطعا خساراتی بزرگ را به پیکره انقلاب اسلامی وارد خواهیم کرد که شاید تا سالها قابل جبران نباشد!
هنوز بیش از دو ماه از سخنرانی مهم رهبر عزیزمان در حرم امام خمینی(ره) نگذشته است که درباره عدم اولویت مبارزه با تکفیریها و دشمن اصلی ما فرمودند:
«اگر در شناخت دشمنمان اشتباه کنیم؛ در شناخت دوستمان اشتباه کنیم؛ جبهه دشمن و دوست را با هم مخلوط کنیم، نفهمیم دشمن کیست؛ دوست کیست؛ یا در شناخت دشمن اصلى و فرعى اشتباه بکنیم، این هم خطر است.
امروز یک عدهاى در بخشهاى مختلف دنیاى اسلام بهنام گروههاى تکفیرى و وهابى و سَلَفى، علیه ایران، علیه شیعه، علیه تشیع، دارند تلاش میکنند، کارهاى بدى میکنند، کارهاى زشتى میکنند؛ اما اینها دشمنهاى اصلى نیستند؛ این را همه بدانند. دشمنى میکنند، حماقت میکنند اما دشمن اصلى، آن کسى است که اینها را تحریک میکند، آن کسى است که پول در اختیارشان میگذارد، آن کسى است که وقتى انگیزه آنها اندکى ضعیف شد، با وسایل گوناگون آنها را انگیزهدار میکند؛ دشمن اصلى، آن کسى است که تخم شکاف و اختلاف را بین آن گروه نادان و جاهل، و ملت مظلوم ایران مىافشاند؛ اینها آن دست پنهانِ سرویسهاى امنیتى و اطلاعاتى است.
لذا ما مکرر گفتهایم این گروههاى بىعقلى را که به نام سَلَفىگرى، به نام تکفیر، به نام اسلام با نظام جمهورى اسلامى مقابله میکنند، دشمن اصلى نمیدانیم؛ ما شما را فریبخورده میدانیم؛ به اینها گفتهایم: لَئِن بَسَطتَ اِلَىَّ یَدَکَ لِتَقتُلَنى ما اَنا بِباسِطٍ یَدِىَ اِلَیکَ لِاَقتُلَکَ اِنّى اَخافُ اللهَ رَبَّ العَلَمین؛ (8) تو اگر خطا میکنى، اشتباه میکنى، کمر به قتل برادر مسلمان خودت میبندى، ما تو [آدمِ] نادان و جاهل را کسى نمیدانیم که بایستى کمر به قتل او ببندیم؛ البته از خودمان دفاع میکنیم، هر کسى به ما حمله بکند، با مشت محکم ما مواجه خواهد شد، این طبیعى است؛ اما معتقدیم اینها دشمنان اصلى نیستند، فریبخورده هستند. دشمن اصلى آن دشمن پشت پرده است، آن دست نهچندان پنهانى است که از آستین سرویسهاى امنیتى بیرون مىآید و گریبان مسلمانان را میگیرد و آنها را به جان هم مىاندازد.»(بیانات در مراسم بیست و پنجمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی 14/03/ 93)
طبق شاخص های رهبر انقلاب، ملاک اصلی و قطبنمای ما در تحلیل و بررسی همه حوادث منطقه، باید مساله فلسطین و دشمنی با اسرائیل و آمریکا به عنوان شیطان بزرگ باشد وگرنه بدون اینکه خودمان هم بدانیم در پازل دشمن بازی کرده و به خیال خودمان کارمان هم درست و مورد رضایت خداوند است!
دقیقا ملاکی که قرآن کریم هم به آن اشاره کرده است:
…فَقَاتِلُواْ أَئِمَّةَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لاَ أَیْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنتَهُونَ
پس با سران و پیشوایان کفر بجنگید [چرا که] آنها پاىبند سوگندها و پیمان ها نیستند، باشد که [از شرک و ظلم] باز ایستند. (سوره توبه، آیه 12)
منبع: فارس