گری سیک: اوباما برای مخالفت کامل با اسراییل آماده بود

و همچنین گزینه نظامی و حمله پیشگیرانه را منتفی دانسته و تاکید می کند: «این ایده دیگر به هیچ وجه یک گزینه محسوب نمی‌شود… اوباما مشخصا اعلام کرده که در سه سال باقیمانده از ریاست جمهوری اش دو هدف اصلی‌ را در خاورمیانه دنبال خواهد کرد، یکی‌ توافق با ایران بر سر مسئله هسته‌ای این کشور و دوم بحث مناقشه عرب‌ ـ اسراییلی. و این اساس سیاست خارجی‌ آمریکا است.»

گری سیک: اوباما برای مخالفت کامل با اسراییل آماده بود

به گزارش تارود به نقل از افکارنیوز؛ این افسر سابق نیروی دریایی آمریکا، مدرک دکترای خود را در رشته علوم سیاسی از دانشگاه کلمبیا اخذ کرده و اکنون به عنوان استاد وابسته مشغول به کار است. او در حال حاضر مدیریت پروژه خلیج ۲۰۰۰ را بر عهده دارد. تجربه او در زمینه سیاست گذاری، حضور او در محیط آکادمیک و همچنین مشاهده تغییر روابط ایران و آمریکا از حالت متحدی نزدیک به دشمنی سرسخت، به او دیدگاهی خاص و رویکردی ویژه در مورد روابط میان این دو کشور داده است.

الشرق الاوسط در گفتگو با او، هم زمان با پیشرفت مذاکرات میان ایران و گروه ۵+۱ ، نظر او را درباره مسئله هسته ای ایران و آینده روابط ایران و ایالات متحده جویا شده است.

او در قسمتی از این مصاحبه می گوید: « آمریکایی‌ها می‌گویند ایرانی‌‌ها در این توافق چیزی از دست نداده اند، زیرا آن ها بر اساس ان پی‌ تی‌ واقعا از حق غنی سازی برخوردارند، بنابراین ما (آمریکایی ها) به توافق خوبی رسیده ایم، اما از طرف دیگر ایرانی‌‌ها می‌گویند ما تقریبا همه‌چیز را در ازای هیچ از دست داده ایم. اگرچه مذاکرات اصلی‌ میان گروه ۵+۱، به ویژه آمریکا و ایران است، اما هر یک از طرف های درگیر در مذاکرات، سطح دیگری از مذاکرات را در حوزه ملی‌ و بومی خود انجام می دهد. بنابراین وقتی‌ توافق اولیه عملی‌ به نتیجه رسید، گروه آمریکایی باید برگردد و با کنگره که از امتیازات به دست آمده ناراضی‌ ا‌ست مواجه شود.»

وی با اشاره به اینکه « ایران معتقد است که گفتگوها را بسیار با ظرافت و توانمندانه به پیش می برد» می افزاید « آمریکا نیز در حال گفتگو با ایران و نیز هم پیمانانش در گروه ۵+۱ است. در عین حال، ایالات متحده با کنگره آمریکا، اسراییل و عربستان سعودی نیز در حال چانه زنی ا‌ست. بنابراین، ایالات متحده مذاکرات را در چهار سطح مختلف به طور همزمان به پیش می برد. این بسیار پیچیده است و هر از گاه منجر به ناخشنودی‌هایی‌ می شود. ایجاد چنین ناخشنودی هایی تقریبا اجتناب ناپذیر است و به نظر من دو طرف باید این را در نظر بگیرند. البته به عقیده من آنها این را در نظر گرفته اند. در نتیجه، به نظر من سخنان اوباما بیان وضع موجود و وضعیت فعلی مذاکرات بود.»

وی در زمینه تلاش های کنگره نیز تاکید می کند: «تلاش کنگره در واقع در این راستا است که دولت اوباما را وادار کند منافع کنگره را در مذاکرات مد نظر قرار دهد. منافع مورد نظر کنگره نابودی کامل توانایی هسته‌ای ایران است. آن ها معتقد هستند که ایران به هیچ وجه قابل اعتماد نیست و اگر ما توانمندی هسته‌ای ایران را به صفر نرسانیم، این کشور هر زمان اراده کرد می تواند به سلاح اتمی‌ دست پیدا کند. ازاینرو، اصل خواسته آنها این است که یا همه چیز یا هیچ چیز. دولت در این زمینه با کنگره مبارزه می‌کند و موضع گیری اوباما کاملا واضح است: اگر شما این لایحه را برای من بفرستید، آن را وتو خواهم کرد.»

به عقیده گری سیک، « کنگره نمی تواند اوباما را تحت فشار قرار دهد. از سوی دیگر، اوباما نمی‌خواهد آنها را از خود خشمگین کند، زیرا او در سایر مسائل به همراهی آنها نیاز دارد، از جمله در مورد اصلاح قانون مهاجرت، مسائل اقتصادی و غیره. بنابراین اوباما باید آنها را جدی بگیرد، اما در این مورد خیلی‌ واضح می گوید این لایحه خطرناک است و من آن را قبول نخواهم کرد.»

این افسر سابق آمریکایی معتقد است: «عامل اصلی‌ در پانزده سال اول سیاست گذاری آمریکا در مواجهه با ایران اسراییل نبود. در واقع، وقوع انقلاب اسلامی و مسئله گروگانگیری در سفارت آمریکا هیچ ربطی‌ به اسراییل نداشت، اما بعد ها، اسراییل موفق شد به فاکتور اصلی‌ تبدیل شود. درست است که در ده سال گذشته موزه اسراییل حائز اهمیت بوده است، اما به نظر من نباید در مورد اهمیت کلی‌ آن در دراز مدت اغراق کرد.»

او در زمینه سیاست های اوباما در قبال عربستان این را هم می گوید: « اوباما حاضر بود با نظر اسراییل به طور کلی‌ مخالفت کند، زیرا سناتورهایی که این طرح را مطرح کردند، در واقع منعکس کننده موضع گیری دولت اسراییل بودند، اما اوباما اعلام کرد که این طرح را در صورت تصویب نخواهد پذیرفت. در مورد نقش اعراب در این معادله باید بگویم که به نظر من، وجود این عامل تغییر چندانی در آن ایجاد نمی کند. می توان آن را به عنوان فاکتوری جانبی تلقی‌ کرد اما نه فاکتوری مهم. همان توضیحی که اوباما به اسراییل ارائه می‌کند تا آنها را توجیه کند که چرا پیشبرد مذاکرات با ایران به نفع امنیت اسراییل است، برای اعراب نیز کاربرد خواهد داشت.»

وی در قسمتی از مصاحبه خود تصریح می کند: «می‌ خواهم بگویم که پیش از این، همه نگران توانمندی ایران در زمینه فناوری هسته‌ای و خطر دستیابی آن به سلاح اتمی‌ بودند. حال که اوباما می گوید ما می‌‌خواهیم با ایران به توافقی برسیم که بر اساس آن ایران برنامه هسته‌ای خود را تحت کنترل (جامعه بین المللی) در آورده و به سلاح هسته‌ای دست پیدا نکند، آنها که نگران این مسئله بودند می‌گویند «این افتضاح است، تو تسلیم ایران شدی و دیگر آنطور که باید با آنها سختگیرانه برخورد نمی‌‌کنی‌.» چنین برخوردی حاکی از آن است که بحث سلاح هسته‌ای هیچگاه آنقدر‌ها هم مهم نبوده است.

آنچه اعراب و اسراییل نگران آن هستند افزایش نفوذ سیاسی ایران در منطقه است. به محض اینکه اوباما شروع به حل مسئله می‌کند به او می‌گویند تو قادر به حل مسئله هسته‌ای ایران نخواهی بود مگر اینکه بتوانی‌ در مورد حقوق بشر و سایر چیزها کاری انجام دهی‌، اما اوباما صریحا اعلام کرده که به دنبال حل بحث هسته‌ای ایران است و سیاست او در این راستا بسیار شفاف و تردید ناپذیر است.»

گری سیک در پاسخ به این پرسش که « آیا فکر نمی‌کنید این عادی سازی روابط که طبیعتا افزایش نفوذ ایران در منطقه را در پی‌ خواهد داشت، به ضرر کشورهای عربی‌ باشد؟ چطور ممکن است امنیت منطقه را با اجرای این سناریو تضمین کرد؟» اینگونه توضیح داده است: « حضور نظامی گسترده آمریکا در منطقه پدیده ای واقعا جدید است. اینکه ما فکر می‌کنیم ایران و کشورهای عرب همسایه نمی توانند وجود یکدیگر را تحمل کنند، تصوری کاملا غلط است. آنها در گذشته توانسته‌اند و پس از این هم از پس این کار برخواهند آمد. ممکن است از یکدیگر خوششان نیاید، اما این چیز تازه‌ای نیست. درست مثل قضیه توافق هسته‌ای ‌است. لازم نیست عاشق هم باشید یا به هم اعتماد داشته باشید. تنها کاری که می‌کنید این است که به توافق برسید و بعد خود را ملزم به رعایت مفاد آن توافق بدانید و همین مشکل را حل می‌کند.

به عقیده من، ایرانی ها و اعراب قادر هستند راهی‌ برای همزیستی مسالمت آمیز با یکدیگر پیدا کنند، راهی‌ که بدون حضور چشمگیر آمریکایی ها در منطقه به مراتب بهتر و رضایت بخش تر خواهد بود.»

او همچنین گزینه نظامی و حمله پیشگیرانه را منتفی دانسته و تاکید می کند: «این ایده دیگر به هیچ وجه یک گزینه محسوب نمی‌شود… اوباما مشخصا اعلام کرده که در سه سال باقیمانده از ریاست جمهوری اش دو هدف اصلی‌ را در خاورمیانه دنبال خواهد کرد، یکی‌ توافق با ایران بر سر مسئله هسته‌ای این کشور و دوم بحث مناقشه عرب‌ ـ اسراییلی. و این اساس سیاست خارجی‌ آمریکا است.»

این کارشناس آمریکایی در مورد بهانه جویی های غرب از موشک های بالستیک و اینکه این موضوع بعد از برنامه هسته ای مورد مسئله غرب واقع خواهد شد تاکید می کند: « افرادی پیدا خواهند شد که بخواهند این کار را بکنند، اما موشک های بالستیک و به ویژه موشک های دوربرد بالستیک بدون کلاهک هسته‌ای بی مصرف هستند. در واقع، این موشک ها کار خاصی‌ انجام نمی‌دهند مگر اینکه به سلاح اتمی مجهز شوند. بنابراین در صورتی‌ که ایران این موشک ها را بسازد اما کلاهک هسته‌ای برای نصب بر روی آن نداشته باشد، در واقع کاری از پیش نمی برد. مردم اغلب فراموش می کنند که عربستان سعودی تعداد زیادی از همین موشک‌های دوربرد را در اختیار دارد، دوربرد‌ترین موشک های بالستیک در خاورمیانه که از چین خریداری و در میان صحرا در محلی سری پنهان شده اند.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا