گفتگو با آزاده دماوندي كه در 20 سالگي اسير شد/ وقتي در پادگان نگهداري اسرا، ١٠٠ نفر شهيد مي‌شوند

گفتگوی خواندنی با «حمیدرضا نجاری» آزاده هشت سال دوران دفاع مقدس از شهرستان دماوند  كه در 20 سالگي اسير شد.

به گزارش پایگاه خبری تارود دماوند، در حالی که ۲۶ مرداد ماه سال جاری هم گذشت، بازهم دلمان حال و هوای روزهای خوش آزادی آزادگان از زندان‌های بعثی عراق را در سر دارد، روزهایی که مردم با شور و شوق فراوان به دور از مادی‌نگری به دنبال در آغوش کشیدن عزیزانشان پس ازسال‌ها دوری بودند.

روزهایی که خانه‌ها مملو از حضور بازدیدکننده‌ها و مشتاقان دیدار با آزادگان می‌شد تا لحظه‌ای پای خاطرات این عزیزان بنشینند تا بتوانند ارزش‌ حضور آنها در حصر را نشر دهند.

در این روزها به سراغ یکی از آزدگان رفتیم و او در گفتگو با خبرنگار ما اظهار کرد: اسم من «حمیدرضا نجاری» است و ۴۹ سال سن دارم. متاهل و دارای دو فرزند، یک پسر و یک دختر هستم.

وی از زمان اسارت سخن گفت و افزود: من در زمان اسارت ۲۰ سال داشتم و در پاتک عراقی‌ها اسیر شدم. یک بار در سال ۶۳ به عنوان نیروی پشتیبانی به منطقه جنگی اعزام شدم و پس از چند ماه به دلیل تحصیل در مدرسه از منطقه برگشتم، اما در سال ۶۵ مجددا به منطقه اعزام شدم.

آزاده دماوندی هشت سال دوران دفاع مقدس ادامه داد: من در آن زمان ۱۴ سال بیشتر نداشتم اما سعی کردم با حضور در جبهه دین خود را نسبت به امام و انقلاب ادا کنم، به این ترتیب در ۳۱ تیر ماه سال ۶۷ به دست نیروهای دشمن اسیر شدم و در نهایت پس از ۲۶ ماه اسارت به ایران باز گشتم.

نجاری خاطرنشان کرد: با توجه به اینکه کشور عراق هیچ‌گونه آمار و اطلاعاتی از ما به صلیب سرخ جهانی نداده بود، خانواده‌های ما از اسارت و زنده بودن ما تا زمان بازگشت بی‌اطلاع بودند و این بازگشت برای آنها حکم یک معجزه را داشت.

وی در خصوص ارتباط با هم‌سلولی‌های دوران اسارتش بیان کرد: پس از آزادی تعدادی از هم‌بندهای زمان اسارت را پیدا کردم و با آنها در ارتباط هستم، در سه روز اول اسارت در پادگانی در بصره بودیم و در محوطه باز در زیر آفتاب گرم مرداد ماه شاهد حضور تعداد زیادی از برادران اسیر و مجروح بودیم اما دولت عراق علاوه بر اینکه هیچگونه مداوایی برای آنها انجام نمی‌داد، حتی از دادن آب و غذا نیز امتناع می‌کرد به‌طوری که پس از سه روز که قرار بود ما را به بغداد منتقل کنند حدود صد نفر از این برادران شهید شده بودند.

این آزاده دماوندی هشت سال دوران دفاع مقدس گفت: خواسته همه ایثارگران از مردم و مسئولان حرکت در مسیر ولایت و رهبری و پاسداری از آرمان‌های شهدا است.

در این لحظه اشک در چشمانم حلقه زد و به این موضوع فکر می‌کردم که ما چقدر توانسته‌ایم ارزش‌های اسلامی را در جامعه‌ای که به نام حکومت اسلامی است حفظ کنیم؟ آیا برپایی یادواره‌ها و سرکشی از خانواده‌های شهدا و جانمایی عکس شهدا در اتاق مدیران بیانگر ادای رسالت ما در برابر خون شهداست؟

و آیا توانسته‌ایم این خواسته یک آزاده را برآورده کنیم؟

اما نمی‌دانم که آیا در این جامعه قلم من بر روی کاغذ سیاه خاکستری شد؟

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا