خاطرات مستر همفر، جاسوس انگلیسی به ممالک اسلامی/ وهابیت چگونه بهوجود آمد

مستر همفر، جاسوس انگلیسی در کتاب خاطراتش مینویسد: امّا من گمشدهاي را که در جستجويش بودم در شخص محمد بن عبدالوهاب
يافتم. بلندپروازي، آزاد انديشي، ناخشنودي از عالمان زمان و نيز استقلال رأي، مهمترين نقطه ضعفهاي او بود کهممكن بود از آنها استفاده نمايم و او را بدين وسيله در اختيار داشته باشم.
به گزارش پایگاه خبری تارود دماوند، اگر میخواهید بدانید وهابیت، بهاییت و فرقهها و اخلافات بین شیعه و سنی از کجا آب میخورد وتفکراتی از این دست ریشه در کجا و چند سال پیش دارد، کتاب خاطرات مستر همفر، جاسوسانگلیسی به ممالک اسلامی را مطالعه نمایید.
اين کتاب مجموعه خاطرات جاسوس انگليس مستر همفر در کشورهای اسلامي است. او با سالها تلاش و کوشش، مأموريت پنهاني خود را با موفقيّت به انجام رسانيد.اين ماموریت مربوط به زماني است که قدرت و شوکت امپراطوري عثماني رو به ضعف و سستي نهاده بود و دشمنان اسلام در پي آن بودند که با ويران کردن پايههاي اعتقادی مسلمانان، ضربهاي اساسي بر جوامع اسلامي وارد سازند. آنان میکوشیدند تا باورهايي که مسلمانان را بيدار و آگاه ميساخت و ميان آنها همدلي و اتحاد ايجاد میکند و باورهايي آن فرقههاي گوناگون اسلامي بر آن پاي ميفشردند و سلامت فكري، رواني و اجتماعي آنان راتأمين مينمود از ميان بردارند.
در مقدّمه ترجمه انگليسي اين کتاب کهدر بمبئي چاپ شده آمده است: در خلال جنگ جهاني دوم، آلمانيها خاطرات مستر همفر را به صورت يك مجموعه دنبالهدار در مجلّه اشپيگل منتشرکردندو در اين مجموعه که با عنوان اعترافات همفر چاپ ميشد از چهره امپرياليسم انگليس پرده برداشتند.
در بخشی از این کتاب آمده است: در آن مغازه با جواني آشنا شدم. او در آنجا رفت وآمد میکرد؛ سه زبان ترکی، فارسي و عربي را ميدانست و لباس طلبه علوم ديني را بر تن داشت، نامش « محمد بن عبدالوهاب » بود. او جواني بسيار بلندپرواز و تندخو بود و از حكومت عثماني انتقاد ميآرد ولي بهحكومت ايران کارینداشت.
شايد دليل دوستيش با صاحب مغازه عبدالرضا اين بود که هر دو از خليفه عثماني ناراضي بودند. نميدانم اين جوان سُنّي مذهب از آجا زبان فارسي راآموخته بود و چگونه با عبدالرّضاي شيعه آشنا شده بود. گر چه اين مسايل شگفتآور نبود زيرا در بصره شيعه و سنّي با همديگر مانند برادر برخورد میکنند؛ بسياري از مردم بصرهبه فارسي و عربي سخن ميگويند و بسياري ترکینيز ميدانند.
محمد بن عبدالوهاب جوان آزادانديشي بود، تعصّب ضدّشيعي نداشت، در صورتي که بيشتر اهلتسنّن تعصّب ضدّ شيعه دارند؛ حتّي برخي از عالمان بزرگ اهل تسنّن، شيعيان را کافرميشمرند و آنها را مسلمان نميدانند. همچنين او براي مذاهب چهارگانه اهلتسنّن جايگاهي نميشناخت و ميگفت: خدا دستوري در اين مورد نداده است.
اين جوان بلند پرواز محمد براي فهم قرآن و سنّت از اجتهاد خود استفاده ميآرد و نظرات بزرگان را، نه تنها بزرگان زمان خود و مذاهب چهارگانه، بلكه نظرات ابوبكر و عمر را بهنقد میکشیدو اگر نظرش با نظرات آنها متفاوت بود، گفتههاي آنان را اهميّت نميداد.
امّا من گمشدهاي را که در جستجويش بودم در شخص محمد بن عبدالوهاب يافتم. بلندپروازي، آزاد انديشي، ناخشنودي از عالمان زمان و نيز استقلال رأي، مهمترين نقطه ضعفهاي او بود کهممكن بود از آنها استفاده نمايم و او را بدين وسيله در اختيار داشته باشم.
دانلود با حجم کمتر از 0.5 مگابایت
انتهای پیام/