پژوهشکده مطالعات آمریکا منتشر کرد: نقدی بر کم‌حافظه‌گی تاریخی صادق زیبا کلام

صادق زیباکلام در یادداشتی که روز پنچشنبه هفدهم مردادماه در روزنامه بهار با عنوان «اختلاف ما با آمریکا بر سر چیست؟» منتشر شد؛ مطالبی را در مورد روابط ایران وآمریکا بیان کرد که بسیار تعجب برانگیز بود. این نوشتار کوتاه به نقد این یادداشت اختصاص دارد.

نقدی بر کم‌حافظه‌گی تاریخی صادق زیبا کلام

یادداشت آقای زیباکلام حاوی سه موضوع و ادعا است. نخست اینکه به دلیل وجود شرایط داخلی در ایران کسی جرات رفتن پای میز مذاکره با آمریکا را نخواهد داشت. این حرف با حقایق جاری در چند سال گذشته در سیاست خارجی ایران تطابق ندارد. جمهوری اسلامی در سطح کلان در چند سال اخیر مذاکراتی با ایالات متحده داشته است و این مذاکرات در موضوعات امنیت عراق، پرونده هسته‌ای و مسائل منطقه انجام شده است. چنانکه مقام معظم رهبری نیز در بیاناتی به این امر اشاره فرمودند. بنابراین مذاکره با آمریکا، امری خارق العاده و نوظهور نیست؛ چه آنکه جمهوری اسلامی، دولت آمریکا را به رسمیت می شناسد و منطق سیاست در زمان هایی گفتگو و مذاکره را برای رسیدن به هدف تجویز می نماید. بنابراین نخستین ادعای آقای زیباکلام غیر واقع بینانه است.

دومین سخن آقای زیباکلام این است که هر مذاکره ای از سوی مردم ایران به تسلیم و خیانت تعبیر می‌شود. این سخن نیز درست نیست. در همه مذاکرات رسمی صورت گرفته که در بالا به آنها اشاره شد، چه کسی در ایران سخن از تسلیم و خیانت به زبان رانده است. متهم شدن به تسلیم و خیانت کاملاً به سیر مذاکرات و فرد مذاکره کننده بستگی دارد. البته این مسئله صحیح است که اگر فردی که سابقه روشنی در دفاع از منافع ملت ایران ندارد و اعتماد کافی نیز به آن وجود ندارد متولی مذاکره با آمریکا شود، در این صورت ملت ایران با دیده شک به فعالیت او خواهد نگریست.

اما سومین نکته، در یادداشت آقای زیباکلام که در حقیقت ترجیع بند همه نوشتار اوست- که در واقع علت اصلی نگارش این نقد نیز هست- عبارتست از اینکه «علت دشمنی ما با آمریکا بر سر چیست؟» آقای زیباکلام بیان داشته که ما باید در داخل راجع به این مسئله به تفاهم برسیم و سپس به سراغ آمریکا برویم. راجع به این سخن تعجب برانگیز نکات ذیل وجود دارد:

نخستاینکه این سوال برعکس پرسیده شده است. در سی و چند سال گذشته تاریخ جمهوری اسلامی و حتی در بیست و پنج سال قبل از آن که سابقه دخالت آمریکا در مسائل ایران وجود داشته است، آیا  این ایرانی‌ها بوده اند که نسبت به آمریکا دشمنی ورزیده اند و اقدامات خصمانه انجام داده اند یا آمریکایی ها این کارها را انجام داده اند؟!  هر فرد آگاهی کافی است فقط به فهرست اقداماتی که آمریکا در قبال ملت ایران انجام داده است نگاه کند و بعد در این خصوص قضاوت کند. اگر از کودتای 28 مرداد و دخالت در همه شئون ملت ایران و حمایت از دیکتاتورترین حاکم منطقه بگذریم و فقط به مسائل پس از وقوع انقلاب اسلامی و استقرار جمهوری اسلامی، حمایت از صدام در جنگ تحمیلی هشت ساله، طراحی کودتا و براندازی و… توجه کنیم، فهرست اقدامات آمریکا در دشمنی با ملت ایران به سادگی قابل احصا است. آخرین این اقدامات، تحریم‌های غیرانسانی است که به روشنی زندگی روزمره و نیازهای اساسی مردم ایران را هدف قرار داده است. دارو، غذا و حتی مسائل ساده ای مانند گوشت و غذای طیور که دیگر ارتباطی با مسئله هسته ای ایران ندارد که ادعا شود اینها برای جلوگیری از دستیابی ایران به بمب اتم است!

نکته جالب آنکه تحریمهایی در چند هفته گذشته گذشته و پس از انتخاب آقای دکتر روحانی – که مورد حمایت آقای زیباکلام نیز بوده‌اند- در کنگره آمریکا علیه ایران وضع شده است که در صورت اجرا به لحاظ آسیب به ملت ایران بی‌سابقه خواهد بود و ملت را از فروش نفت و کالاهای معدنی طی یکسال محروم خواهد ساخت. آقای زیباکلام این موارد را مصداق اقدام خصمانه نمی‌داند؟! مشخص نیست  فهرست طولانی تحریمهای یکجانبه آمریکا علیه ملت ایران در سالهای اخیر چگونه از ذهن آقای دکتر پاک شده است که از علت دشمنی سوال می‌کنند. بنابراین با توجه به این همه اقدامات خصمانه که هنوز هم با تمام توان ادامه دارد، باید از نویسنده پرسید که آمریکا دیگر چه کاری باید انجام دهد که شما باور کنید او دشمن شماست!! دلیل پرداختن به این مسئله، این نکته است که در حوزه روابط بین الملل، در اکثر موارد سابقه فعالیت کشورهاست که اقدامات آتی آنها را رقم خواهد زد و استثنائات در این خصوص بسیار اندک‌اند.

ممکن است نویسنده محترم یا همفکرانشان ادعا کنند که جمهوری اسلامی در قبال آمریکا دشمنی ورزیده و اقدامات آمریکا پاسخی به فعالیت های جمهوری اسلامی است. خوب است همه کسانی که چنین تفکری دارند از خود بپرسند به راستی جمهوری اسلامی چه کار ناصوابی انجام داده است. تلاش برای استقلال، رسیدن به منافع ملی که همه به وجود آن اذعان دارند و داشتن حکومتی مبتنی بر اعتقادات مردم این سرزمین، واقعاً مستوجب این همه دشمنی از سوی آمریکاست؟

اما در خصوص مذاکره با آمریکا که موضوع نوشتار آقای زیباکلام است باید گفت که مذاکره در ادبیات سیاسی فی نفسه ارزش ذاتی ندارد و نه خوب است و نه بد. آنچه به مذاکره ارزش و اهمیت می دهد دلیل انجام آن و منافعی است که از قِبَل آن به دست می آید. در مسئله ایران و آمریکا هم باید از مدعیان مذاکره پرسید دقیقاً در چه موضوعی می خواهند مذاکره کنند و آیا در انجام این کار کوچکترین احتمالی برای رسیدن به موفقیت وجود دارد یا خیر. همه آنهایی که تاکنون از سوی جمهوری اسلامی با آمریکا مذاکره کرده اند اذعان دارند که رفتار طرف آمریکایی در مذاکرات ارائه فهرستی است که شما باید بپذیرید و در مقابل آنها اگر صلاح دانستند امتیازات اندکی به شما بدهند. این منش و روش برخورد است که سبب شده همه مذاکره کنندگان با آمریکاییها و از جمله رئیس جمهور جدید، بیان کنند که بدون تغییر شیوه برخورد طرف آمریکایی امکان رسیدن به نتیجه وجود ندارد.

حسایت مسئله مذاکره با آمریکا در ایران قبل از هر چیز  به دلیل سابقه بسیار منفی آمریکا و اقدامات خصمانه و متناقض در قبال ملت ایران است. همچین نباید نحوه برخورد دولتهای آمریکا با کشورهای دیگری که نسبت به این کشور موضعی مشابه ایران داشته‌اند را از نظر دور داشت. مجموعه این شرایط بدبینی نسبت به آمریکا را مضاعف ‌می‌سازد.

در انتها باید بیان داشت مطالعه یادداشت آقای زیباکلام این احساس را در خواننده ایجاد می کند که به ایشان سفارش داده‌اند مطلبی در پاسخ به سخنان و مواضع اصولی رئیس جمهور محترم در قبال مسائل سیاست خارجی بنویسد و برای این کار نیز فرصت کافی در اختیار او نبوده است چرا که متن بسیار ضعیف تهیه شده است. اگر این احتمال صحیح باشد باید توجه داشت که آقای دکتر روحانی دیپلماتی با سابقه است و فضای روابط بین الملل را به خوبی می شناسد و به همین جهت است که در سخنانش بیان داشت حرف ها و بیانیه های کاخ سفید برای ما اهمیت ندارد و ما به رفتار آمریکا توجه می کنیم و پاسخ هایمان را با عملکرد آمریکا هماهنگ خواهیم کرد. به نظر می‌رسد آقای زیباکلام و برخی دیگر از تندروهای جناحشان با سراسیمگی به دنبال توجیه مواضع اصولی آقای رئیس جمهور در کنفرانس مطبوعاتی اخیرشان هستند اقدامی که حسب ظاهر یادداشت ایشان برخی بدیهیات تاریخی کشور در رابطه با آمریکا را از ذهن نویسنده محو ساخته است. در انتها آقای دکتر زیباکلام را به مطالعه تاریخ روابط دو کشور دعوت می‌کنیم و ایشان و همفکرانشان را از افراط و تندروی برحذر می‌داریم که این اقدامات برخلاف مشی ریاست جمهور محترم و مطمئناً بر خلاف منافع ملی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا