ویــــــــــــژه/ حمایت کردهای سوریه از بشار اسد و چگونگی تبدیل آن به نقطه قوت دو طرف
با توجه به اصلاحات اخیر بشار اسد در نحوه اداره مناطق کرد نشین سوریه کرد های سوریه تاکنون ترجیح داده اند به جای حمایت از شورشیان به حکومت قانونی سوریه اعتماد کنند.
در پی جنگ جهانی اول و تجزیهٔ امپراتوری عثمانی، کردهای تحت تسلط این امپراطوری در بین سه کشور ترکیه، عراق و سوریه تقسیم شدند و سوریه تحت تسلط فرانسه قرار گرفت.
در فرجام جنگ، اختلاف موجود میان ترکیه و دولت فرانسه که در جریان مناقشه موصل به وجود آمده بود، از میان رفت و در سال ۱۹۲۹ در آنکارا، این دو کشور قرارداد ترکیه- فرانسه را به امضا رساندند که به موجب آن منطقهای در مرز سه کشور ترکیه، عراق و سوریه به کردها اختصاص یافت و این منطقه به سه استان حسکه (جزیر)، رقه و حلب تقسیم شد.
کردستان سوریه:
کردستان سوریه به قسمت های شمالی و شمال غربی این کشور اتلاق می شود که بخش هایی از استان های حسکه،حلب و رقه را در بر می گیرد .
وجه تشابه کردهای سوریه با کردهای عراق این است که اکثراً کردی بادینانی سخن می گویند و دلیل آن، مرز مشترک 850 کیلومتری این دو منطقه است.
کردهای سوریه 18 درصد از جمعیت حدود 23 میلیون نفری این کشور که فقط 19.7% آنها غیر عرب هستند را تشکیل می دهند – بقیه جمعیت غیر عرب کردستان را ارامنه این کشور تشکیل می دهند- کرد های سوریه نیز مانند ترکیه بزرگترین گروه اقلیت نژادی کشور به شمار می آیند ولی علی رغم این موضوع از گذشته تاکنون تبعیض زیادی در حق آنها روا داشته شده است.
احزاب سیاسی کردستان سوریه:
حزب اتحاد دموکراتیک سوریه، به رهبری صالح مسلم (نزدیک به پ. ک. ک)
جبهه مردم غرب کردستان سوریه، به رهبری عبدالاسلام احد (نزدیک به پ.ک.ک)
حزب دموکرات کردستان سوریه(نزدیک به بارزانی)
حزب آزادی به رهبری مصطفی جمعه
شورای میهنی کرد های سوریه به ریاست فصل یوسف
حز باتحاد کرد ها در سوریه به دبیر کلی ابراهیم برو
هیئت عالی کرد های سوریه
جریان اعتراضات قوم کرد در سوریه
از ابتدای تشکیل کردستان سوریه، همواره کردها به عنوان اقلیت محروم جامعه شناخته شده و از برخی حقوق اجتماعی محروم بودند. این ها دلیلی بر این شد که کردها در جهت تأمین خواسته های خود قدم بردارند.
اولین تحرک اساسی کردهای سوریه در سال ۱۹۲۸ خود را نشان داد که مطالبات خود را تسلیم پارلمان سوریه کردند و خواستار احقاق حقوق خود شدند. این مطالبات عبارت بودند از:
1.زبان کردی در مدارس مناطق کردنشین تدریس شود و در ادارات به رسمی شناخته شود.
2. کرد ها خود ادارهٔ امور خود را بدست گیرند
که این خواسته ها با مخالفت فرانسویها که روبهرو شد.
خوش بینی کردها نسبت به تأمین حقوق ملی در سوریه، که از همکاری آنها با اعراب در جهت آزادی سوریه ناشی می شد، مسبب انجام چنین جنبشی بود.
با وجود تمام همکاری های کردها و اعراب در آزادی سوریه، پس از پایان تسلط فرانسه بر سوریه و استقلال این کشور، عرب ها تمام تعهدات خود را زیر پا گذاشتند و کردها نهتنها به حقوق خود نرسیدند بلکه وضعشان از قبل هم بدتر شد.
سرانجام اوضاع سیاسی در سوریه به گونه ای شد که قدرت به دست ناسیونالیستهای عرب رسید و این موضوع اصلاً به نفع کردهای سوریه نبود و در نتیجه ی آن زبان کردی ممنوع شد.
همگام با تأسیس حزب بعث و قدرت گرفتنش در سوریه و تأکید بر ناسیونالیزم عرب، در سال ۱۹۶۳ در پاسخ به این اعمال فشار از سوی حزب بعث، کردها نیز به مخالفت با دولت سوریه برخاستند و خواستار استقلال و کسب حقوق اجتماعی شدند.
یک ژنرال سوری در گزارش خود در سال ۱۹۶۰ میگوید: مشکلات ناشی از وجود کردها پوستهای کاذب در سرزمین اعراب است که باید این پوسته کنده شده و دور انداخته شود.
نقش کردهای سوریه در آشوب های اخیر این کشور
از ماه ژانویه 2011، صدها هزار معترض در شهرهای مختلف سوریه علیه دولت بشار اسد دست به اعتراض و تظاهرات زدند و خواهان کنارهگیری او از قدرت شدند. خواسته اصلی معترضان برقراری اصلاحات دموکراتیک و کنار رفتن اسد بوده است.
دولت سوریه در آغاز بحران به یکی از مطالبات ملی و تاریخی کردها پاسخ داد و به 300 هزار شهروند کرد تابعیت سوری داد. این رفتار سیاسی دمشق تا حدود زیادی در بیطرف کردن کردهای سوریه در بحران دمشق موثر بوده است( هرچند معارضان سوری تلاش زیادی کردند تا کردها را به جنبشهای اعتراضآمیز وادار کنند.)
البته این امر به اعطای حقوق شهروندی خاتمه نیافت بلکه آهسته آهسته شاهد تخلیه نیروهای امنیتی و ارتش از شهرهای کردنشین و واگذاری اداره و کنترل آن به خود کردها بودیم. به تعبیری استراتژی اسد در این واقعیت نهفته بود که با واگذاری اداره برخی امور مانند امنیت، از یکسو نیروهای ارتش را به نواحی دیگر که حالت جنگ تمام عیار به خود گرفته بود گسیل بدارد و از سوی دیگر نوعی رضایت نسبی در بین کردها ایجاد کند و همچنین آنان را تبدیل به عاملی بازدارنده در برابر سیاست های مداخله جویانه ترکیه در مرزهای شمالی کشور کند.
از سوی دیگر شورای ملی معارضین حاضر به دادن امتیاز به کردهای سوریه نبود. آنها با بیان این امر که اینک موقع تقسیم غنایم نیست، تاکنون از تامین نظرات و خواسته های کردها سوریه سر باز زده اند. لذا می توان گفت که عدم تامین خواسته های کردهای سوریه و در خور توجه بودن امتیازات کسب شده از دولت مرکزی سبب شده که کردها تا کنون به مساله پیوستن و افزوده شدن به معارضین تمایلی از خود نشان ندهند.
کرد های سوریه و ارتباط آنها با کرد های ترکیه و عراق:
با گسترش ناآرامی ها در سوریه و خروج نیروهای دولتی این کشور از مناطق شمالی کردنشین، شرایط برای ظهور دوباره منطقه خودمختار کرد در آنسوی مرزهای ترکیه، پس از عراق این بار در سوریه فراهم شده است. این موضوع با توجه به تأثیر بر وضعیت و تقاضاهای کردها در داخل مرزهای ترکیه به چالشی جدی برای این کشور تبدیل شده است.
با ظهور اقلیم کردستان در شمال عراق در نتیجه تحمیل منطقه پرواز ممنوع بر فراز شمال عراق و جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ ترکیه از برقراری ارتباط مستقیم با مقامات کرد در شمال عراق، به سبب نگرانی از تاثیر بر افزایش تمایلات کردهای ترکیه برای خودمختاری و استقلال، خودداری کرد. این روند تا چند سال بس از سقوط صدام حسین در سال ۲۰۰۳ ادامه داشت.