وجود 15 هزار معتاد متجاهر در پایتخت/مردم برای کمک به جمعآوری معتادان دست به کارشوند

یک استاد دانشگاه گفت: همه مردم و دستگاههای متولی در حل معضل جمعآوری کارتنخوابها و معتادان، باید به کارگرفته شوند. وقتی نیاز جامعه به این کمک و ناتوانی دولت برای مردم تشریح شود، همه وارد صحنه میشوند.
به گزارش پایگاه خبری تارود دماوند، حیف است عمر گرانمایه، جوانی و سالهای خوب زندگی و سرمایه عظیم و نایاب سلامتی، زیر سقف کاذب حباب و دود وافیون، خماری و نئشگی و توهم که در نهایت به مرگ ختم میشود از دست برود! حیف است که بچههای قد و نیم قد در حسرت داشتن یک مادر و پدر سالم و سرزنده در کوچه پست کوچههای شهر در گرما و سرما برای سیرکردن شکمشان دست گدایی پیش هر کس و ناکسی دراز کنند. حیف است که همسران دلسوز که فقط میخواهند که سایه شوهر بالای سرشان باشد، کودکان و نوزادان خردسال خود را در آغوش بفشارند و لابه لای دود و ترافیک خودروهای شاستی بلند، گردن کج کنند و در ازای فروختن یک دسته گل که شاید حتی یک بار هم خودشان از بوی خوش آنها سرمست نشده باشند، روز و شبشان را با حسرت و آه سپری کنند! حیف است که وقتی میشود سقفی با ایزوگام عشق و محبت برای زن و بچه ساخت و دل همه اهل خانه پدر و مادر، خواهر و برادر را تنها با ترک اعتیاد شاد کرد، و زندگی پاک و تمیزی داشت که آسمان خانهاش همه آبی باشد و صاف، همه شادی و هیاهوی بچهها باشد، زیر سقف چادرهای پلاستیکی، غرق در منجلاب اعتیاد با نایلونهای سوراخ شده و غبارگرفته سپری کرد. به چه بهایی یک شب راحت خوابیدن در کنار خانواده را به یک چرت زدن در لا به لای شمشادهای پارکها و نیمکتهای سرد و یخ زده و چمنهای خیس پارک از بیکسی و تنهایی و خماری ترجیح داد!

بخش تصاویر تکاندهنده حضور معتادان در محله هرندی از رسانه ملی، باردیگر مسئولان و به خصوص رسانههای مکتوب و دیجیتال از جمله ما را بر آن داشت تا برای چندمین بار طی ماههای گذشته به بحث جمع آوری معتادان و کارتون خوابها از سطح کلان شهرها و پایتخت بپردازیم و البته یک روز به این محله رفتیم و در کنار آنها بودیم، همان طور که در دو شماره قبلی گزارش شرح وقایع دادیم، سوژه ای که شاید هر از چند وقت یک بار به آن پرداخته میشود و دوباره تب آن بینتیجه و بدون درمان قطعی فروکش میکند.
حتما میپرسید چرا بینتیجه؟
از زمان شروع پیگیری سوژه تماسهای متعددی با ستاد مبارزه با مواد مخدر، پلیس مبارزه با مواد مخدر و معاونتهای آموزشی برقرار کردیم تا حداقل از یکی از آقایان مسئول پای کار بیاید و توضیحی در مورد اقدامات انجام شده و راهکارهای رفع این آسیب اجتماعی ارائه دهند که متآسفانه جز پاسکاری از این قسمت به قسمت دیگر چیزی نصیب ما نشد و در این میان فقط کارشناسان حوزههای اجتماعی حاضر به مصاحبه شدند.
ولی آنچه در این بین ما را مصمم به ادامه کار و پیگیری درباره حل این آسیب اجتماعی یعنی جمع آوری معتادان و کارتون خوابها از سطح شهرها نمود، دغدغه همیشگی است که با دیدن معتادان سر در یقه فرو رفته و خمار در گوشه و کنار شهر ما را آزار میدهد و علاوه بر آنکه چهره شهر را زشت و نازیبا میکند آسیب بزرگتری که به خانوادهها و جوانان جامعه ای میزند، جبران ناپذیر است.
|
60 درصد کارتنخواب ها شهرستانی هستند |
گزافه نیست اگر بگوییم قبح کشیدن مواد مخدر صنعتی در گوشه و کنار پارکها و در جلوی چشم انظار عمومی ریخته شده است، وقتی پارکهای جنوب شهر به محل امنی برای معتادان و کارتون خوابها بدل میشود، میطلبد که مسئولان نیروی انتظامی، وزارت کشور ، قوه قضاییه، بهزیستی و پلیس مبارزه با مواد مخدر جدی تر و مصمم تر از قبل وارد میدان شوند و به یاری این قشر آسیب دیده روند. آسیب دیدگانی که اکثرا از شهر و روستاهای متجاهر هستند و از مناطق زیر 100 هزار نفر به بهانه واهی کارکردن، راهی پایتخت و کلان شهرها میشوند.
ضرورت رسیدگی به این وضعیت اسفبار را باید در آنجا جُست که چطور ساناز 21 ساله، مریم 25 ساله، زهره 35 ساله و …بیپروا، بیترس و بدون پرده، کنار مردان جوان و پیرمردان زیر یک سقف پلاستیکی هم خواب میشوند!! یا وقتی آذر و مرتضی گوشه ای از پارک، ورودی چمنهای خیس و سرد، نشئگی و خماریشان را با هم تقسیم میکنند و میگویند ما نامرد هستیم!! ابایی ندارند که کسی آنها در چه وضعی میبیند! ترسی ندارد که بالای سرشان برویم و به آنها بگوییم دست از این دوا و مواد بردارید، آنها فقط در اینجا یک لوله پایپ و قدری مواد و دوا میخواهند که روز را به شب و شب را به روز برسانند.!
اکرم بیپروا میگوید: « چاره ای جز این کار ندارد.! آذر میگوید: ما اینجا خیلی راحتیم، مردهای اینجا، مردتر از شوهرانمان هستند! … »

امنیت اجتماعی بیشتری میخواهیم
فاطمه نیکوکار مادر دو فرزند 7 و 5 ساله است که مجبور است هر روز برای بردن بچههایش به مدرسه و مهد کودک از یک بلوار که فضای بسیار خوبی برای پیاده روی هم دارد، تردد کند.
وقتی نظرش را در مورد سوژه گزارش میپرسم، کیف کولی صورتی رنگ دخترش را از این دست به آن دست میکند و با ناراحتی بسیاری که در لحن صدایش موج می زند میگوید: این کاناپه پاره و پایه شکسته را ببینید، هر روز صبح ساعت 6:30 با بچههایم برای رفتن به مدرسه مجبوریم از این مسیر عبور کنیم، باید با یک معتادی که لحافی کهنه و پاره رویش انداخته مواجه شویم.
دیدن این صحنه نه تنها وحشت در دل بچهها و حتی خود من ایجاد میکند، بلکه شایسته نیست این افراد با این وضعیت نامناسب اینجا و در یک مکان عمومی بخوابند، در سرما و گرمای هوا همیشه این کاناپه اینجا هست، فرقی ندارد که باران ببارد یا آفتاب …باید همیشه یک نفر روی آن لم داده باشد، چرت بزند یا خمار باشد یا نشئه؛ هر چند او هم یک انسان مثل من و شماست اما از نظر انسانی دیدن این وضعیت روح و روان انسان را بهم میریزد و خیلی تأسف آور است.
این مادر بدون اینکه منتظر سوال دیگرم باشد، در ادامه صحبتهایش از مسئولان میخواهد فکری به حال جمع آوری معتادان از سطح شهرها و اماکن عمومی بکند، وی در تکمیل حرفهایش میگوید: این بلوار وسایل ورزشی خیلی خوبی دارد و خیلی دلم میخواهد در روزهای آفتابی برای ورزش کردن و پیاده روی به اینجا بیایم، ولی همین که این افراد بیمار را اینجا میبینم، احساس خوبی ندارم، چون برای دختر و پسر خردسالم نگران میشوم.
تازه همین که مجبوریم هر روز صبح از این مسیر تردد کنیم خیلی نگران ام ولی چارهای نداریم.
به راستی به نظر شما، برای رفع این آسیب اجتماعی چه باید کرد؟
چرا جمع آوری معتادان و کارتون خوابها از سطح شهر رفته رفته به یک مشکل لاینحل تبدیل میشود؟
تا فرصت هست باید چه راهکاری اندیشید تا این آسیب حل شود؟
|
دکتر محمدرضا کرمی استاد دانشگاه: همه مردم و دستگاههای متولی در حل معضل جمع آوری کارتنخوابها و معتادان، باید به کارگرفته شوند. وقتی نیاز جامعه به این کمک و ناتوانی دولت برای مردم شریح شود، همه وارد صحنه شوند. |
دکتر محمدرضا کرمی، استاد دانشگاه و پژوهشگر مسائل اجتماعی در گفت وگو با گزارشگر ما در توضیحات ارزشمندی در پاسخ به این سوالات در ابتدا قاطعانه میگوید: ساختار مبارزه با پدیده آسیبهای اجتماعی بیمار است و این بیماری نه تنها در مورد اعتیاد که در مورد دیگر آسیبهای اجتماعی هم وجود دارد و میتوان گفت در مورد هیچ یک از آسیبهای اجتماعی برنامه و متولی جدی پاسخگو وجود ندارد.
دلیل این قاطعیت را از وی میپرسم، میگوید: چون آسیبهای اجتماعی را با توجه به بعد فرهنگی که در جامعه حاکم است در فضاهای عمومی جامعه خود احساس میکنیم؛ مردم متأسفانه آسیبها را نمیشناسند و آمار درستی هم از این آسیبها وجود ندارد، لذا میبینیم که پیگیری جدی برای برخورد با این آسیبها نیست و دولت هم به تنهایی نمیتواند با آنها برخورد کند و این مسئله متولیان زیادی دارد که هر یک به نوعی در برخورد با این آسیبها درگیر هستند و این مسئله هم به گستردگی آسیبها بر میگردد و لذا نیاز به یک مشارکت جدیتر دارد.
از دکتر کرمی در مورد راهکار اصلی این مسئله و برخورد با آسیبهای اجتماعی، سوال میکند، میگوید: باز نگری در قانون و دستگاهها و برنامههای عمومی از جمله این راهکارها است.
وی در تکمیل صحبتهایش خاطر نشان میکند: همه مردم برای مشارکت در حل این موضوع باید به کار گرفته شوند، افرادی مانند خیرین سلامت و خیرین مدرسه ساز که در فعالیتهای اجتماعی حضور دارند، میتوانند در این زمینه وارد عمل شوند، وقتی نیاز جامعه به عمق فاجعه و ناتوانی دولت برای مردم تشریح شود و مردم بدانند چقدر این مسائل برای سلامتی عمومی جامعه مهم است، بیتردید خود آنها وارد صحنه میشوند.

این استاد دانشگاه میگوید: اگر امروز مکانیزی طراحی شود که خود مردم به عنوان آسیب دیده درجه دو –ی آسیب اجتماعی معرفی شوند، بیشک برای حل موضوع خود وارد اجتماعی میشوند و معضل حل میگردد.
دکتر کرمی در ادامه تصریح میکند: امروز کمتر کسی است که به عنوان خانواده سالم بداند که آسیب اجتماعی چه تأثیری بر خانواده دارد و چون احساس میکند این آسیب، آسیب خودش نیست، انگیزه ای برای دخالت ندارد و لذا باید از طریق رسانهها و مطبوعات عمق تأثیر اجتماعی بر افراد و خانوادهها شرح داده شود و مردم سالم را درگیر پدیده آسیب اجتماعی کنیم و بدون شک مردم هم مشارکت میکنند.
وی به نقش صدا و سیما و تأثیرگذاری آن در کاهش این آسیبها اشاره کرد و منتقدانه میگوید: صدا و سیما و البته مطبوعات مهم در این زمینه کم کاری میکنند، کمتر خانواده ای است که شناخت درستی از پیامدهای حضور یک فرد معتاد در محله و اطراف خود داشته باشد، آمار سرقت و خشونت به طور شفاف و بیپرده باید برای مردم تشریح شود تا وقتی کسی با یک فرد متهاجر، معتاد رو به رو شد به عنوان یک آسیب به آن نگاه کند و سپس در جهت حل مشکل او گام بردارد.
دکتر کرمی با اشاره به اینکه بهزیستی، پلیس مبارزه با مواد مخدر و دیگر دستگاههای متولی به تنهایی نمیتوانند کاری از پیش ببرند، گفت: مشارکت عمومی رمز این پیروزی در این زمینه است.
از وی میخواهم به طور شفافتر در مورد نقش مردم در زمینه کمک به یک فرد آسیب دیده توضیح دهد و این استاد دانشگاه در تکمیل صحبتهایش با ذکر مثالی میگوید: مثلا فرد خیری یا خیرینی، تأمین بخشی از نیازها و حمایت از خانوادههایی را که در معرض آسیب هستند را بر عهده بگیرند تا فرد معتاد بتواند در مراحل اولیه اعتیادش را ترک کند و این مداخله سطح یک میشود، اما مداخله سطح دوم هم به حمایت دستگاههای دولتی از این افراد بر میگردد که مراکز و اماکنی را وقف درمان معتادان کنند که البته خود مردم هم در این خصوص میتوانند پیش قدم بشوند، مثلا نذری یا هدیه ای را وقف کمک به معتادان نمایند که این کار نیاز به فرهنگسازی دارد.
وی تأکید میکند: اگر جامعه احساس خطر و وظیفه کند این مشکل حل میشود باید جلوی طبیعی شدن این جریان در سطح اجتماع گرفته شود، نباید به دهه 50 برگردیم، نباید حضور معتادان به صورت یک پدیده عادی در جامعه تلقی شود.
|
هوشیار مدیرعامل سازمان رفاه و خدمات و مشارکتهای اجتماعی شهرداری: 20 مددسرا و گرمخانه در تهران در نظر گفتیم که هر شب میزبان 3 تا 6 هزار نفر کارتنخواب است که یک وعده غذای گرم و لباس به آنها میدهد. |
15 هزار معتاد متجاهر در پایتخت
بیش از 15 هزار معتاد متجاهر و کارتنخواب در تهران وجود دارد که متأسفانه این آمار هر روز رو به افزایش است و شهر به محلی برای وجود معتادان متجاهر تبدیل شده است که جمع آوری آنها نیازمند مقررات قانونی و حقوقی است.
این نقطه نظر فرزاد هوشیار، مدیر عامل سازمان رفاه، خدمات و مشارکتهای اجتماعی شهرداری تهران است که در گفت وگو با گزارش گر ما مطرح میکند و در توضیحات بیشتری در مورد جمع آوری و سامان دهی معتادان از سطح شهر، خاطرنشان میکند: شهرداری تهران هیچ مسئولیت قانونی در این حوزه ندارد، این کار بر عهده سازمانهای متولی موضوع در دولت است ولی به دلیل آنکه مدیریت شهر بر عهده شهرداری است و زینت شهر از رویکردهای اصلی شهرداری تهران است و بخشی از این کارتون خوابها شهروندان شهر هستند و حوزه سازمان دهی، بازتوانی و بازگشت به زندگی این عزیزان در دستور کار رفاه، خدمات و مشارکتهای اجتماعی شهرداری تهران قرار دارد، ما وارد کار شدیم.

هوشیار به اقدامات انجام شده در شهرداری در این راستا اشاره کرده و میگوید: 20 مددسرا و گرمخانه در تهران در نظر گرفته ایم که هر شب میزبان 2 تا 6 هزار نفر کارتون خواب است و به زودی مرکزی هم برای خانمها افتتاح میشود.
همچنین برای 20 هزار نفر یک وعده غذای گرم و حمام هم تدارک دیدهایم که توسط “ان جی او “ها و مشارکتهای مردمی راهبردی میشود.
مدیر عامل سازمان رفاه، خدمات و مشارکت های اجتماعی شهرداری تهران در ادامه به آمار دیگری اشاره کرد و میگوید: 60 درصد کارتون خوابها، شهرستانی هستند، شهرهایی که زیر 100 هزار نفر جمعیت دارند و البته مددکاران پزشکی ما وقتی به مددسراها میروند سعی میکنند آنها را به زندگی برگردانند.
هوشیاری میافزاید: ظرفیت 2 هزار و 500 نفره برای مراکز ماده 16( مراکز ترک اعتیاد اجباری ) تدارک دیده ایم که در اختیار ستاد مبارزه با مواد مخدر است، ولی هنوز راه اندازی نشده است.
دلیل این مسئله را از او سوال میکنم، میگوید: این موضوع به ستاد مبارزه با مواد مخدر مربوط است و پلیس با توجه به آنکه تمام تجهیزات را در اختیار دارد اما هنوز این مرکز راه اندازی نشده است.
منبع: راه دانا
انتهای پیام/