هر آنچه که در یمن اتفاق می افتد/رهبر شهید انقلاب یمن، اویسِ خمینی(ره)

4322342ما در یمن می گوییم شمال یمن، وسط یمن و جنوب یمن که شمال و وسط یمن الان در اختیار انصار الله است و بیشتر از 60 درصد جمعیت یمن را تشکیل می دهد. همه آنها طرفدار انصار الله هستند. یعنی اکثریت کشور یمن طرفدار انصار الله هستند.
به گزارش پایگاه خبری تارود دماوند، یحیی الموید و احمد الکهلانی دانشجویان یمنی رشته های مهندسی شیمی و مهندسی برق دانشگاه فردوسی مشهد هستند. یحیی و احمد دو سال است که به تعبیر خودشان، به کشور عزیز ایران آمده اند تا پس از تحصیل در دانشگاه های ایران، برای بازسازی یمن به این کشور بازگردند. آنچه می خوانید، شرح مصاحبه با این دو دانشجوی غیرایرانی است.

ابتدا برای آشنایی بیشتر، از ساختار کشورتان به لحاظ جغرافیایی و مذهبی توضیح مختصری بدهید؟

یمن با دو مرز زمینی از شمال با عربستان و از غرب با عمان هم جوار است. جنوب یمن با دریای عرب و شرق یمن با دریایی سرخ هم جوار است. به لحاظ جغرافیایی چهار فصل در یمن دیده می شود و به لحاظ طایفه ای به دو دسته عمده تقسیم می شوند؛ کسانی را که شیعه هستند زیدیه و کسانی که سنی هستند، شافعی می گویند؛ البته سلفی و حنفی هم وجود دارد، ولی عده شان به نسبت این دو طایفه دیگر خیلی کم است. از نظر پراکندگی جغرافیایی اقوام، شمال یمن منطقه زیدی ها و جنوب یمن منطقه شافعی ها محسوب می شود.

آشنایی اغلب ما با یمن به حرکت های انقلابی در یمن در زمان رئیس جمهور اسبق یمن یعنی علی عبد الله صالح باز می گردد. از فضای سیاسی و اجتماعی آن زمان که باعث به وجود آمدن آن حرکت ها شد، بگویید؟

یمنی ها از سال 2004 با عبدالله صالح مبارزه می کردند. او بر علیه یمن با آمریکا متحد شد و بیشتر مخالف طایفه زیدیه بود. بعد از آن که حادثه 11 سپتامبر اتفاق افتاد و جرج بوش اعلام کرد هر کسی که با ما نباشد، بر علیه ماست. سید حسین الحوثی خطر را درک کرده وگفت: آمریکا می خواهد اسلام را نابود کند و مسلمانان نابود شوند و بعد از این بود که شعار الله اکبر، مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، لعنت بر یهود و پیروزی برای اسلام را سر داد. الحوثی گفت مردم این شعار را بدهند، چون که ما مسلمانیم و با آمریکا نیستیم. در آن شرایط آمریکا احساس خطر کرد و به رئیس جمهور علی عبدالله صالح گفت باید این شعار حدف شود -این موضوع مربوط به 15 سال پیش است-. در سال 2004 سفیر آمریکا با عبدالله صالح دیدار کرد و در این دیدار اعلان جنگ کردند و گفتند اگر سید حسین تسلیم نشود، مکانی که ایشان در آنجا بودند، یعنی روستای مران در استان صعده را نابود می کنیم. این جنگ دشمنی با زیدیه ها بود. در آن دوران یمن موقعیت و شرایط خوبی نداشت.

سید حسین می گفت که ما با رئیس جمورمان در حال جنگ نیستیم، بلکه ما با آمریکا در جنگیم، چرا که رئیس جمهور دوره اش تمام می شود و آمریکایی ها بر علیه او می شوند؛ آمریکایی ها یهودی هستند و نمی توان به آنها اعتماد کرد. در آن زمان، اکثر کسانی را که شعار سر می دادند. شهید و یا زندانی می کردند.

درباره تاثیر امام خمینی بر اندیشه سید حسین بدرالدین چه می دانید؟

سید حسین می گفت امام خمینی خیلی بزرگ هستند؛ ایشان توانستند بر علیه ظلم قیام کنند و حکومتی اسلامی را تشکیل بدهند. از این روی بود که می گفت اسلام همیشه پیروز می شود. اما به لحاظ مذهبی تفاوت داشتند، سید حسین زیدیه بود ولی امام خمینی دوارده امامی بودند. با این وجود نیز همواره به تحسین و تعظیم امام خمینی می پرداخت.

چه چیزی باعث به وجود آمدن شعار مرگ بر آمریکا در ایشان شد؟

سید حسین آمریکا را ظالم بزرگ می دانست و به همین دلیل مبارزه با آمریکا را در اوجب واجبات قرار داد؛ که البته این اندیشه را از قرآن فرا گرفته بود. او می گفت دستور جنگ از آمریکا صادر می شود و خود عبدالله کاره ای نیست. او فقط یک دست نشانده است.

اگر ممکن است درباره نحوه شهادت سید حسین توضیح بدهید؟

ایشان در روستای شان به شهادت رسیدند. مکرراً ایشان اعلام می کردند که جنگ ما جنگ با آمریکا است. به واسطه همین اندیشه، سال های 2001 تا 2004 در صنعا و چندین استان دیگر دستور داده بود تا در نماز جمعه ها شعار مرگ بر آمریکا را سر بدهند و عملیات فرهنگی را به صورت جدی شروع کردند. در این دوران هر جمعه در نماز جمعه این شعار را می فرستاند. بعد از آن بود که خیلی ها را دستگیر کردند و بین دولت و انصارالله جنگ شروع شد. در سال 2004 جنگ اول – که 3 الی4 ماه طول کشید- شروع شد. آخر های این جنگ سید حسین شهید شد و چندین نفر دیگر به همراه ایشان شهید شدند. روستایی که ایشان چندین ماه مقاومت کردند بسیار کوچک بود. مقاومت عجیبی را از خود به نمایش گذاشتند؛ از همه طرف شهر محاصره شده و مورد اصابت گلوله و توپ قرار گرفته بود.

nf00425734-2

بعد از شهادت ایشان چگونه این مقاومت ادامه پیدا کرد؟

ایشان می دانست که شهید می شود. اوضاعی که ایشان داشتند بسیار سخت بود و به زبان خودمان در کربلای مران قرار داشتند. در آن زمان سید عبدالمالک -برادر ایشان- در جبهه ای دیگر مشغول به رشادت بودند. نامه ای از سمت سید حسین به ایشان رسید و در آن دستوراتی به ایشان داده بود. یاران سید حسین خیلی کم بود. تقریبا800 نفر در سال های 2001 تا 2004 که سید حسین برای سر دادن شعار مرگ بر آمریکا به نماز جمعه های شهر ها فرستاده بود، دستگیر شده بودند. در جنگ حدود 400 نفر شهید شدند. بعد حدود 18 نفر از کل حرکت انصار الله سالم باقی ماندند. در آن زمان سید مالک برای اینکه دولت او را پیدا نکند و دستگیر نشود، در کوه های منطقه دیگر رفته بود. بعد از آن، کسانی که سید حسین و پدر سید عبدالمالک را دوست داشتند به کوه هایی که سید عبدالمالک آنجا بود، رفتند.

6 ماه بین جنگ اول و دوم طول کشید و با توجه به اینکه تعداد آنها خیلی کم بود اما گفتند باید خون خواهی کنیم و نگذاریم خون سید حسین فراموش شود. جنگ دوم شروع شد و بعد از آن جنگ سوم، جنگ جهارم، جنگ پنجم، جنگ ششم و …

استان و مناطقی که جنگ اول در آن انجام شده و سید حسین شهید شده بود، به طور کامل دست دولت و ارتش بود و کسی از دوستان و بستگان سید حسین نمی توانست آنجا بماند و همه آنجا را ترک کردند. جنگ دوم هم مثل جنگ اول در منطقه محدودی انجام شد. جنگ سوم که شروع شد در مناطق گسترده تری از جنگ اول و دوم، در چندین روستا شکل گرفت.

با توجه به اینکه پدر سید حسین-سید بدرالدین- روحانی و عالم بزرگ شناخته شده بود و طرفدارانی داشت، آنها دور سید عبدالمالک جمع شدند. همچنین سایر مردم که مظلومیت و شهادت سید حسین را دیدند و این ماجرا را به کربلای دوم تعبیر کردند، نمی خواستند راه و حرف و اندیشه سید حسین از بین برود، از استان ها و مناطق دیگر از جمله حجه و صنعا به سید عبدالمالک پیوستند و در کنار او در تظاهرات شرکت کردند.

جنگ چهارم بسیار جنگ بزرگی شد تا اینکه حکومت یمن تحت فشار قرار گرفت و درصدد مذاکره با انصارالله و سید عبدالمالک برآمد تا جنگ ها تمام شود؛ از طرفی تعداد انصارالله در این چهار سال بسیار زیاد شده بود، چون اندیشه ی جهادی و شهادت داشتند و می گفتند یا پیروز می شویم و یا شهید؛ و در هر دو صورت برنده ایم، باعث شد با روحیه بهتر به پیروزی های بیشتری برسند. پس از پایان جنگ چهارم سید عبدالمالک گفت که برای توقف جنگ باید 800 نفر اسیر ما نزد دولت، آزاد شوند. در نهایت در سال 2006 بخشی از افراد آزاد شدند. این افراد در زندان و در کنار یاران نزدیک سید حسین بیشتر با اندیشه سید حسین و تعالیم اسلام آشنا شده بودند و برخی در این دوران حافظ قران شده بودند و پس از آزادی از زندان با همت و توان و اطلاعات بیش از پیش به تبلیغ و نشر تفکرات سید حسین پرداختند اما در این مدت دولت مانع تبلیغ و نشر می شد و با آنها برخورد می کرد درحالی که انصارالله مخالف جنگ بود و تنها خواستار روشنگری و نشر عقاید خود بود، اما برای دفاع از خود مجبور به جنگ شده و پس از مدتی جنگ پنجم شروع شد؛ در جنگ پنجم انصارالله بخش اعظم استان صعده را گرفت و دولت دوباره خواستار پایان جنگ شد.

جنگ ششم -سال 2009- بزرگترین جنگ بود. عربستان هم وارد آن شد. آنها در جنگ ششم به صورت مستقیم آمدند. همچنین کشته هایی از 20 کشور دیگر در بین کشته ها وجود داشت. بعد از اینکه جنگ ششم با پیروزی انصار ا… تمام شد، این پیروزی آن ها باعث شد که در کل یمن مردم بفهمند که این گروه توانست عربستان قدرتمند را شکست بدهد. همین باعث اقبال مردم به گروه انصار ا… شد. انصار ا… از این فرصت برای تبلیغ فرهنگ خود استفاده کرد و مردم از این فرهنگ خیلی خوششان آمد، جنگ ششم اواسط 2009 شروع شد و 2010 تمام شد و شش ماه ادامه داشت. بعد از آن تظاهرات بزرگی در استان صنعا شد. مانند حرکتی که در ابتدا در مصر بود.

خواسته های مردم در این تظاهرات چه بود؟

اول اینکه رئیس جمهور، علی عبد ا… صالح کنار برود، چون خیانت کرده است، تنها انصار ا… خواستار این موضوع نبود، بلکه بیشتر مردم یمن طرفدار این موضوع بودند حتی جنوب یمن نیز خواستار این موضوع بودند. بعد در سال 2011 جنگ در پایتخت یمن، صنعا شروع شد.

علی عبد ا… صالح چه سالی برکنار شد؟

سال 2012، بعد از آن که زخمی شد، برای درمان به عربستان رفت. در آنجا احزاب یمن با عربستان و خود علی عبد ا… صالح مذاکره کردند. احزاب یمنی به عبد ا… صالح گفتند اگر از ریاست جمهوری کنار برود، محاکمه نمی شود.

کدام احزاب؟

حزب اصلاح، حزب المشترک، حزب الحق اینها جزو طوایف خلیج بودند.

انصار ا…؟

نه؛ انصار ا… در این مذاکرات نبود. انصار ا… موافق مذاکرات نبود، آنها می گفتند: ما با عربستان دشمن هستیم، ما انقلاب کردیم که از ظالم حمایت نکنیم و ظالم باید محاکمه شود، این نظر انصار ا… بود و به همین دلیل در مذاکرات شرکت نکردند. بعد از علی عبد ا… صالح، منصور هادی آمد چون او معاون رئیس جمهور بود و در مذاکرات همه توافق کردند او رئیس جمهور شود. بعد از آن یمن دو سال آرام شد.

منصور هادی بدون هیچ انتخاباتی رئیس جمهور شد؟

بله، بعد گفتند برای اینکه رسمی بشود، انتخابات باید برگزار شود، اما تنها بود و رقیبی نداشت. او از قبل به عنوان رئیس انتخاب شده بود و انتخابات نمایشی بود. انصار ا… در این انتخابات شرکت نکرد، نه در مذاکرات و نه انتخابات و آن ها امتناع خود را اعلام کردند.

فرق منصور هادی و علی عبد ا… صالح چه بود که او را جایگزین کردند؟ اگر فکرهای شان یکی بود، چه فرقی داشت که عوض شوند؟ چه چیز باعث شد علی عبد ا… صالح عوض شود و کسی هم فکر خود او جایگزین شود؟

عربستان در آن مذاکرات تاکید کرده بود که معاون رئیس جمهور باید رئیس جمهور بعدی باشد، چون منصور هادی با عربستان همدست بود و از سمت دیگر حزب اصلاح که بزرگترین حزب یمن در آن زمان بود با عربستان همدست بود و عربستان آنها را راضی کرده بود. به این صورت که رئیس جمهور منصور هادی شود و نخست وزیر از حزب اصلاح باشد. بعد از آن منصور هادی رئیس جمهور شد.

سال 2015 که بحران هایی بوجود آمد، در آن موقع انصار ا… ساکت نماند و تظاهرات کردند. در این مدت تعدادشان خیلی زیاد شده بود. یکی از بحران ها این بود که قیمت های همه اجناس به خصوص نفت به طور ناگهانی افزایش یافت. انصار ا… خواسته شان این بود که نتایج مذاکراتی که قبلا -سال 2014- با حضور انصار ا… انجام شده بود اجرا شود اما عبد ربه منصور موافقت نکرد.

بعد از آن، تظاهرات انصار ا… خیلی زیاد شد. اطراف صنعا را گرفتند و صنعا را محاصره کردند. سه شرط برای رفع محاصره گذاشتند: 1- دولت باید عوض شود، 2- قیمت هایی که گران شده باید به حالت قبل برگردد، 3- نتایج مذاکراتی که قبلا -سال 2014- با حضور انصار ا… انجام شده بود اجرا شود.

نتایج مذاکرات چی بود؟

نتایج ملموس مذاکرات در حوزه های مختلف اقتصادی، سیاسی و معیشتی بود. دولت با این سه خواسته موافقت نکرد.

مردم صنعا موافق محاصره شهر توسط انصار ا… بودند؟

بله مردم آنها را حمایت کردند و در تظاهرات ها شرکت کردند و حتی از شهرها و روستاهای اطراف برای حمایت انصار ا… به صنعا می آمدند. جنگ صنعا شروع شد معاون هادی، علی محسن احمد که ارتباطی با داعش داشت با تظاهرات کنندگان برخورد کرد و سه روز طول کشید که انصار ا… کل صنعا را بگیرد. بعد از آن کل گروه های یمن آمدند برای آینده کشور مذاکره کنند و مذاکره کردند و به نتیجه هم رسیدند. در مذاکرات همه بودند و دولت جدید شکل گرفت. اواخر 2015 بود که دولت منصور هادی استعفا داد. بعد از استعفا انصار ا… ساختمان های ریاست جمهوری و وزارت خانه های موجود در شهر صنعا را گرفت.

منصور هادی خودش استعفا داد؟

بله، بعد از استعفای او کل دولت استعفا دادند و نزدیک بود کل کشور سقوط کند و اوضاع بحرانی شود. بنابراین انصار ا… آمد و اداره همه یمن را بر عهده گرفت. بعد از این قضیه بود که آمریکا و عربستان خیلی ترسیدند و عربستان گفت: باید یمن را از دست انصار ا… خارج کنیم. در آن زمان داعش در جنوب یمن حضور داشت، عربستان که می خواست هر طور شده اداره کشور را از آنها بگیرد، داعش جنوب یمن را حمایت کرد. بعد از این چندین ماشین در شهر صنعا بمب گذاری شد، برای اینکه مردم را بترساند تا از انصار ا… دست بکشند، در یک روز دو ماشین منفجر شد که 150 نفر شهید و 200 نفر زخمی شدند. بعد از آن بود که انصار ا… گفت داعش باید در جنوب یمن نابود شود. عربستان دید که تقویت داعش کفایت نمی کند، گفت: که باید خودمان مستقیم وارد شویم. در این رابطه با آمریکا مذاکره داشت و در همان مذاکرات وزیر خارجه آمریکا گفت: ما حمایت می کنیم و باید جنگ شروع شود و از همان آمریکا دستور شروع جنگ را صادر کردند.

به چه بهانه ای به کشور دیگری حمله کردند؟

گفتند چون رئیس جمهور یمن از ما کمک خواسته ما حمایت می کنیم.

مگر استعفا نداده بود؟

بله، استعفا داده بود. او در صنعا تحت نظر بود که فرار کرد به عدن و از آنجا بوسیله ماشین های سازمان ملل به عربستان رفت. او گفت که استعفایم را پس گرفتم.

در حال حاضر وضعیت داعش در یمن چگونه است؟ مردم و طوایف جنوب یمن چه نظری درباره داعش دارند؟

در ابتدا که انصار ا… اداره امور را بدست گرفت جمعیت داعش کم بود ولی بعد از ائتلاف قطر، امارات و عربستان آنها تقویت شدند.

مردم یمن با داعش مخالفتی نکردند، آنها مشکلی با اشغال جنوب یمن توسط داعش نداشتند.

هدف داعش چه بود؟ آیا آنها هم بدنبال بازگرداندن رئیس جمهور سابق هستند؟

داعش علاقه ای به بازگشت رئیس جمهور مخلوع یمن و یا علی عبدالله صالح ندارد. آنها تنها درصددند همان حکومتی که در عراق و سوریه می خواستند ایجاد کنند، در یمن هم داشته باشند.

چند روز پیش بود که یک سال از آغار جنگ یمن گذشت. از اوضاع کشور و اینکه تا به الان چه تعداد از مردم یمن کشته شده اند، بگویید؟

22000 نفر در این یک سال فقط در شهرها کشته و زخمی شده اند که تقریبا 10000 نفر آنها کشته شده ها هستند. یعنی مردمی که تنها بوسیله بمباران ها شهید شده اند.

جمعیت یمن چند نفر است؟

تقریبا بیست و شش میلیون، بیشتر جمعیت در شمال یمن هستند و جمعیت جنوب یمن بدلیل بیابانی بودن کم است، ما در یمن می گوییم شمال یمن، وسط یمن و جنوب یمن که شمال و وسط یمن الان در اختیار انصار ا… است و بیشتر از 60 درصد جمعیت یمن را تشکیل می دهد. همه آنها طرفدار انصار ا… هستند. یعنی اکثریت کشور یمن طرفدار انصار ا… هستند.

در حال حاضر وضعیت مردم یمن چگونه است؟ شما که الان خانواده هایتان آنجا هستند چه خبری از آنها دارید؟ در خبرها می شنویم که در آنجا با کمبود غذا و دارو مواجه هستند در این رابطه بگویید.

بله اخباری که می گویند درست است و تازه بسیاری از خبرها را نمی گویند. با اینکه این کمبودها وجود دارد ولی خدا به ما برکت داده است، یعنی باران آمده و کشاورزان محصولات شان نسبت به قبل بیشتر شده است. من که با خانواده ام تماس می گیرم آنها می گویند خدا را شکر می شود زندگی را ادامه داد و خلاصه خدا هست، با وجودی که تمام یمن را محاصره کرده اند ولی نمی توانند برکت خدا را بگیرند.

در حال حاضر مذاکرات یمن به کجا رسیده است؟ صحبت هایی که اخیرا در مذاکرات می شود چه نتیجه ای داشته است؟

مذاکرات به هیچ نتیجه ای نرسیده است و هنوز جنگ است، شدت اش هم بیشتر شده ولی یمنی ها می گویند حاضر نیستیم تسلیم بشویم و تا آخرین قطره خون مان مقاومت می کنیم.

خیلی ممنون از وقتی که دادید، درآخر اگر حرفی مانده بفرمایید.

تشکر می کنم از شما که این فرصت را دادید که بیاییم با هم از وضعیت کشور یمن صحبت کنیم و مخاطبان شما با کشور یمن آشنا شوند. با توجه به اینکه زبان فارسی ما هنوز زیاد روان نشده آن چیزی که گفتیم واقعا کامل نیست و اگر به زبان عربی بود تا دو روز می توانستم درباره وضعیت یمن صحبت کنیم یعنی آنقدر حرف زیاد است که دو روز هم کفایت نمی کند.

منبع: راه دانا

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا