فرهنگ در منطقه دماوند؛ وضعیت موجود، آینده ی مطلوب

اشاره

در سه شماره قبل – به مناسبت سال اقتصاد و فرهنگ- وعده دادیم درباره «فرهنگ» و بایدها و نبایدهای آن در منطقه ی دماوند بحث و بررسی داشته باشیم. از این شماره به تناوب سعی خواهیم کرد پیش نیازهای یک الگوی راهبردی را در ارتقاء فرهنگ شهرستان در قالب نکات کلیدی و اصلی مطرح کنیم و در جمع بندی به یک الگوی مشخص و مدون برسیم. طبیعی است نظرات صاحب نظران و منتقدان موجب رشد و ارتقاء این بحث خواهد شد.

فرهنگ در دماوند

ویژگی مهم منطقه ی ما

شاید آب و هوای خوب و معتدل و طبیعت زیبای دیار ما و نیز رونق محصولات کشاورزی و باغی باعث شود در اولین نظر شهرستان دماوند را یک منطقه کشاورزی بدانیم. دیگران هم به دلایلی «قطب گردشگری»، «قطب صنعتی»،«قطب دانشگاهی» را مطرح کرده و می کنند و هر کدام هم انگیزه و دلیلی برای ادعای خود دارند. حق مطلب هم این است که تا این گزاره روشن نشود و به عنوان یک رویکرد اصلی مد نظر مسئولان و مردم قرار نگیرند، منطقه ی ما روی پیشرفت و رشد را کمتر خواهد دید و همین می شود که شاهد آن هستیم. یک تابلوی کاریکاتوری از پیشرفت و رشد منطقه که در بسیاری از اوقات موجب تعجب و تاسف می شود! نگاه کنید به شهرها و روستاهای ما! و آن را مقایسه کنید با شهرهایی مثل قمصر، مانند کاشان، مثل همین پاکدشت؛ همسایه ی خودمان. تکلیف خودشان را می دانند و در گذر زمان سلیقه ی این فرماندار و آن نماینده، این دولت و آن دولت، مشکلات آنها را افزون نمی کند. نگارنده بر این باور است که شهرستان دماوند علیرغم بسیاری ازمولفه های پیشرفت و سازندگی، مولفه های اصلی و موثر آن «فرهنگی» بودن است آن هم فرهنگ دینی.

بسط و گسترش این موضوع به طول می انجامد اما کندوکاو دقیق و موشکافانه در گذشته ی ما، ما را به این مهم واقف می سازد. مروری بر تاریخ حداقل 500-400 سال گذشته منطقه ما را بیشتر روشن می سازد. خوب است مسئولان و مردم، بویژه نسل امروز در این باره بیشتر بیندیشند و بحث و گفتگو کنند. گذشته طولانی این دیار از سابق نشان می دهد مردم ساکن این منطقه، مردمی مذهبی، فرهنگی، میهمانپذیر و نجیب بوده اند و البته نقاط ضعف مهمی هم داشته و دارند – موضوعی که در آینده به آن خواهیم پرداخت – کافی است همین چند کتابی که درباره تاریخ دماوند، پژوهشگر سخت کوش آقای نصرتی نوشته اند مراجعه کنیم.

وجه اول این منطقه نه اقتصادی است به معنای خدمات و ارائه خدمات، نه کشاورزی است و نه صنعتي. دماوند به حسب موقعیت سرزمین و قرار گرفتن بر سر راه سه ولایت مهم طبرستان (مازندران)، قومس (سمنان) و ری (تهران) همواره مورد توجه بوده و فراز و نشیب های زیادی را دیده است. در طول همه ی این سالیان طولانی به درازای چند قرن وجهه ی فرهنگی و در مواردی سیاسی، اجتماعی آن چربیده است. چرا راه دور برویم؛ یک مثال بزنیم، در همین یک قرن گذشته عالمان، دانشمندان، بزرگان و رجال دینی و علمی به این سامان آمده اند و رفته اند. این در حالی است که در حوالی تهران مناطق خوش آب و هوا زیاد بوده، از لواسانات و شمیرانات و …. اما بزرگانی مانند شیخ فضل اله نوری و قبل از او محدث نوری تا علامه امینی، علامه طباطبایی و … به این جا آمده اند؛ از کیلان و سربندان و آبسرد و جابان و دماوند و بالابلوک تا جیلارد و مراء و … . این توجه به دماوند فقط مختص عالمان دینی نبوده، بسیاری از دانشمندان دیگر مثل پرفسور حسابی و … نیز به این منطقه آمد و شد داشته اند.

اگر دقت بیشتری کنیم، در کدام شهرستان مثل دماوند – در مقایسه با شهرهایی به اندازه او- می توانید ببینید در دهه ی چهل و پنجاه، شبکه ی مساجد و کتابخانه ها داشته ایم؟ همین وضعیت را در دهه ی پنجاه با شهرهای اطراف تهران مانند ورامین، گرمسار و … مقایسه کنید. به اذعان همه صاحبنظران، این شبکه ی فعال فرهنگی – دینی کم نظیر بوده است.

در بعد سیاسی اجتماعی نیز از نهضت ملی شدن نقت – و حتی قبل از آن، مشروطه- دماوند جزء شهرستان های فعال بوده است. انجمن کاوشهای دینی علمی نمونه بارز آن است که باز هم در مناطق دیگر کمتر نظیر دارد.

یک سوال مهم

ممکن است این سوال به وجود آید که با آن سابقه ی خوب و درخشان چرا امروز چنین وضعیتی تداریم؟! پاسخ این است که چون از همان صبغه ی اصلی و رویکرد اصلی خود دور افتاده ایم، نمایندگان و فرمانداران بومی مان هم که آمده اند، اکثراً دنبال توسعه شهرکهای صنعتی و … بوده اند – که در جای خود خوب است- نهایتاً فرهنگ را در تاسیس یک دانشگاه دیده اند و بس.  و احیاناً سری هم به موضوع گردشگری زده اند.

اما اگر سوال شود در حوزه ی فرهنگ عمومی چه کرده اید و چه کرده ایم؟ کمتر کسی پاسخ قانع کننده و گزارش کار مطلوب دارد. نویسنده این سطور خود امام جمعه بوده است و سالیانی چند در حوزه های فرهنگی شهرستان کم و بیش فعالیت داشته است و البته تا حد زیادی مثل همه ی مسئولان مقصر است و باید پاسخگوی مسئولیت خود و کوتاهی های آن باشد! اما گهگاهی که مثلاً خواسته است با گروهی دیگر برای فرهنگ دماوند، کتابی منتشر کند. کمتر حمایت و همراهی شده است! شهرداری ها و شوراهای شهرمان برای یک برنامه جشن دهه فجر و روز جوان چندین میلیون هزینه می کنند، گاهی یک مجری یا هنرپیشه یا خواننده در یک قلم پنج میلیون تومان ناقابل می گیرند، هزینه تبلیغ و بنر و پلاکارد و پذیرایی و الباقی مخارج در یک جلسه می شود پانزده میلیون تومان، یعنی هزینه ی انتشار یک جلد کتاب تاریخ دماوند یا کیلان یا آبسرد. صدها میلیون هزینه ساخت حسینیه ها و اطعام حسینی می شود که بسیار مطلوب است اما اگر بگوییم لطفاً مقداری هزینه کنید در حد ده میلیون – هزینه شام یک شب – که از این آداب و رسوم زیبا یک فیلمساز محلی مستندی تهیه کند که آیندگان بدانند،‌پاسخ سکوت است و سکوت است و…!

حقیقت این است ما از هویت اصلی شهرستان خود دور شده ایم، بهترین طرحهای ما شده یک شهرک صنعتی؛ یک واگذاری سخاوتمندانه دهها هکتار زمین برای این شهرک و آن شهرک.

چند دانش آموز المپیادی داشته ایم؟

چند رتبه اول کنکور داشته ایم؟

چند قاری و حافظ برجسته ی قرآن داشته ایم؟

چند ورزشکار نمونه و برتر کشوری داشته ایم؟

چند هزینه تعهد کشوری داشته ایم؟

چند مجتهد فرهیخته و فیلسوف و فقیه داریم؟

چند شاعر برجسته کشوری داشته و داریم؟

چرا رشد نمی کنیم؟ چرا رشد و بالندگی ما سقف دارد؟ به راستی ما چگونه مردمی هستیم؟

سخن آینده ما درباره همین موضوع است؛ بی پیرایه، ساده و صمیمی و صریح. گام اول در رشد و ارتقاء فرهنگی شناخت قوتها و ضعفها و فرصتها و تهدیدهاست که انشاءالله به آن خواهیم پرداخت.

منبع: هفته نامه فرهنگی اجتماعی ره آورد

انتهای پیام/ش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا