شریعتمداری در دماوند: کلیات و جزئیات کردن توافق، کلاهی بود که در ژنو بر سر مذاکره کنندگان رفت/ برخی خیال میکردند باید با آمریکا گپ بزنند/ انقلاب فرزندان ناخلف را تصفیه میکند

حسین شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان و از بچههای محله درویش دماوند که در بین دماوند به نام حسین شریعت مشهور است، امشب مهمان مردم زادگاه خویش بود تا در نشستی صمیمی به تبیین خاطراتی از دوست قدیمی و همشهری خویش، حاج حبیب الله عسگر اولادی بپردازد و تحلیلهای سیاسی و تاریخی جالبی را برای مردم شهرستان دماوند بازگو کند. مهمترین بخشهای حرفهای وی در ذیل آمده است:
* با توجه به دشمنی استراتژیک با جمهوری اسلامی ایران این درگیری تنها در دو حالت تمام می شود: 1- یا ما از حاکمیت اسلام دست بکشیم که در آن صورت همچون گروه سیدصادق شیرازیها خود آمریکا 17 شبکه در اختیار ما خواهد گذاشت و دیگر شبکه ای همچون سحر یا پرس تی وی را که جنبه بین المللی دارد و با ماهواره ها قرارداد پخش دارد از روی ماهواره ها قطع نمی کند و یا 2- آمریکا دست از خوی استکباری خویش بردارد که به فرموده حضرت امام خمینی(ره)، “آمریکا از خر شیطان پایین بیاید”.
*اینهایی که نسخه کنار آمدن با آمریکا را می پیچند یا باید دلایلی ارائه دهند که این خوی استکباری تغییر پیدا کرده باشد که آنچه قابل مشاهده است این خوی استکباری روز بروز بیشتر شده است یا باید پیشنهاد دهند که دست از اسلام در حاکمیت برداریم. افرادی که اینچنین هستند یا به اسلام در حاکمیت اعتقاد ندارند و یا به آگاهی کافی نسبت به نسخه پایانی ندارند. اما چه از روی عمد و چه از روی سهو، نتیجه و پایان کار یکسان است.
*یک آقایی از آمریکاییها که بعدها هم گفت مصاحبه شتاب زذه انجام داده بود گفته بود: مردم ایران آنقدر نماز بخوانند و تسبیح بر گردن بیاندازند(تصور این چنینی داشت که تسبیح بر گردن انداختن یکی از اصول دین ماست) که پیشانیشان پینه ببندد، اما این دیدگاه را وارد حکومت نکنند.
*یکی از تفاوت های بنیادین که با دیگر انقلابها دارد این است که انقلاب اسلامی فرزندان خود را نمی خورد. برای اینکه در انقلاب اسلامی بر خلاف سایر انقلابها معروف جهان، مکتب انقلاب از قبل از قبل بوده است و انقلاب بر اساس آن شکل گرفته است. مکتب انقلاب اسلامی ایران، همراه انقلاب نیامد.
* در انقلاب اکتبر 17 روسیه، نسخه انقلاب را کسی از پیش نداشت و نسخه تنها در دستان خواص بود و انقلابیون نسخه ای از انقلاب نداشتند. بعد از آن هم هر کسی یک نسخه ای از مارکسیست ارائه داد. در انقلاب پاریس نیز دقیقا همین بود. اما در انقلاب اسلامی ایران، تسخه انقلاب از پیش از انقلاب بود و زمانی که امام خمینی(ره) می فرمودند که خدا شهدای شما را با شهدای بدر و احد و کربلا محشور کند، مردم می دانستند و می شناختند و برای این شهیدان اشک ریخته بودند.
* یکی از ویژگیهای انقلاب اسلامی ایران این است که انقلاب ما بر خلاف سایر انقلاب ها فرزندان خود را نمی خورد، بلکه تنها فرزندان خود را تصفیه می کند. این جمله امام(ره) هم که میزان حال فعلی افراد است دقیقا نشانگر همین موضوع است. برخی سعی دارند که این جمله را به اینکه مثلا فردی سوابق بدی دارد و حال تغییرات نموده است ربط دهند؛ البته اما در آن خصوص هم رهنمودهایی دارد، اما این جمله اتفاقا مربوط به افرادی است که سابقه خوبی دارند و به مرور با انقلاب زاویه گرفته اند.
* عدهای گفتند که مگر شعار امام شما جنگ، جنگ تا رفع فتنه در جهان نبود؛ پس چرا امروز جنگ را رها کرده اید، باید گفت که آن ها این فرمول را نمی دانند که جنگ تمام نشده است و تنها میدان آن عوض شده است.
* 40 هزار مستشار آمریکایی در ایران حضور داشت. یک گروهبان آمریکایی پایش را بر روی میز یک سرتیپ ایرانی می گذاشت و دستور می داد. هواپیماها و خلبانان و سربازان ایرانی در اختیار اسرائیلی ها بود تا به وسیله آن با یمنی ها بجنگند و می گفتند که نباید جان سربازان اسرائیلی به خطر بیفتد و لذا ایرانیان را به این جنگ می فرستادند و این توسط شاخه ایران موساد(زیتون) منتشر شده است.
* هیچ نماینده و وزیر و نخست وزیر بدون اجازه آن ها تعیین نمی شد. روزی 6 میلیون بشکه صادرات نفت داشتیم و این در حالی است که امروز با وجود تحریم ها حدود یک میلیون بشکه صادرات داریم و در واقع این پول ها برای آمریکا و اسرائیل از جیب ملت هزینه می شد و باید بدانیم که امروز دشمن کانون اصلی قدرت ما یعنی اسلام را نشانه گیری نموده است.
* آدم ها همانگونه که فکر می کنند و بر اساس آنچه می اندیشند عمل می کنند. بنابراین هرگاه کسانی بتوانند افکار عمومی را مدیریت کنند در حقیقت رفتار عمومی را مدیریت نموده اند و این دقیقا یعنی جنگ نرم. در جنگ سخت حریف سعی می کند که با زور اسلحه نظر خود را تحمیل نماید، اما در جنگ نرم افراد را با خود هم نظر می کند. اما با جرئت می توان گفت که در این حوزه هم ذست بالاتر از برای ماست.
* آن ها این سوال را از خودشان می کنند که در عراق چه بدست آوردیم. می گویند که در درعراق 4 تا 7 هزار میلیارد(بنابر گزارشات مختلف ارقام متفاوت است) هزینه کردیم و 5 هزار و 600 تن از سربازان و نظامیانمان را از دست دادیم که نهایتا دوستان ایران در عراق را بر سر کار بیاوریم. آیا این عجیب نیست که مسئولان عراق مقلد حضرت آقا هستند؟ صعود الفیصل، وزیر خارجه عربستان در مصاحبه ای با حالت عصبانی می گوید که شما در عرق هزینه کردید تا دوستان ایران را بر سر کار بیاورید و عراق را در سینی طلا تقدیم ایران کرید.
* در جنگ 33 روزه و 22 روزه ایران پشتیبان حماس و حزب الله بود و حضرت آقا این را در تریبون عمومی نیز اعلام فرمودند. در همان زمان ها بود که اوباما مدام جمله گزینه نظامی روی میز است را تکرار می کرد. حضرت آقا در جواب این حرف فرمودند که اگر تهدید کنید به ضررتان است و اگر حماقت کنید 10 برابر به ضررتان است. زیرا قبلا اینکار را کرده بودند و بعد آقای اوباما گفتند که ما نگفتیم گزینه نظامی روی میز است. CNN در تماسی با اعلام این به ما گفت که اوباما چنین گفته است و ما جواب دادیم که بگویید بگردد، شاید زیر میز افتاده است.
* یمن پاشنه آشیل عربستان بوده است. امروز بر این کشور پادشاهی 79 ساله حکومت می کند که آخرین فرزند عبدالعزیز است که آلزایمر دارد و به قول یک نشریه آمریکایی، پادشاهی که اسم خود را هم فراموش میکند. عربستان تهدید کرده بود که مأرب خط قرمز ماست و نسبت به تسلط حوثیها که با امام خمینی و سپس با رهبر انقلاب بیعت کردند، به این منطقه هشدار داده بود. اما بعدا حرف خود را پس گرفتند که هیچ جای یمن خط قرمز ما نیست.
* خبرنگار آمریکایی گفته بود که الان که همه می گویند به توافق می رسیم، چرا باز شما قائل بر رسیدن به توافق نیستید. به وی پاسخ دادیم که شما پای میز مذاکره تنها نگاهتان به میز مذاکره است و در اصل حواستان به عراق، سوریه، یمن و آمریکای لاتین است. حال فرض کنیم در مسائل هسته ای به توافق برسیم، آیا تحریمها برداشته میشود؟ مگر علت تحریمها مسئله هستهای بود. خود آنها تغییر رفتار رژیم ایران و تغییر ساختار حکومت در ایران را به عنوان اهداف تحریم میدانند.
* کلاهی که در ژنو بر سر تیم مذاکره کننده ما گذاشتند و اعلام کردند که بر سر کلیات به توافق رسیدیم. این در حالی است که کلیات داشتن انرژی هستهای، داشتن رآکتور غنی سازی، غنی سازی سوخت و … بود، این در حالی است که درصد غنی سازی، میزان غنی سازی، میزان دپوی اورانیوم غنی شده جزء جزئیات محسوب شده است و قابل بحث است.
* عبدالله هیکل می گفت که دوبار ایرانیان وارد مدیترانه شدند، یکبار در زمان هخامنشیان به زور اسلحه و دیگری امروز با نفوذ در قلبها. تمام دکترینها با گذر زمان کمرنگ شدهاند جز دکترین ولایت فقیه امام خمینی(ره).
* اما امروز اولین راهکار این است که بدانیم چه داریم( هر که ارزان خرد، ارزان فروشد) و باید بدانیم که کجا ایستادیم. امروز باید جایگاه انقلابمان را بدانیم و اگر ندانیم از ما میگیرند. دشمن اصرار دارد که بگوید در گذر این ایام تضعیف شدهایم. رهبری در پاسخ به این مسئله می فرمایند که اگر تضعبف شده ایم پس چرا با گذر رمان کینه توزیتان بیشتر شده است.

* امروز باید مراقب بود و نگاه به مبانی اولیه داشت. دشمن سعی دارد که فضا را وارونه جلوه دهد. در حقیقت دشمن به دنبال اجراء جنگ روانی مارپیچ سقوط در ایران است. مارپیچ سقوط یک دالان است که دیواره آن را رسانهها تشکیل میدهند. منبرها و حتی شایعات هم جزء رسانههای این دالان هستند. وظیفه این مارپیچ سقوط این است که نظر دشمن را به عنوان نگاه توده مردم معرفی نماید که این دیدگاه پایه جامعشناسی الیزابت نیومن آلانی میباشد.
* هر دیدگاه متفاوت با آن را تخطئه میکنند، هر چند که این تخطئه به کمک تمسخر انجام پذیرد. در نتیجه آن اگر انسان احساس کند که اکثریت جامعه نظری متفاوت دارند، سعی میکند که نظر خود را بیان نکند. اگر دشمن بتواند در این عرصه موفق شود همواره تابلوی دشمن در فضاهای مختلف روشن است. یک مثال عینی در این خصوص می آورم که یک روز راننده اتوبوس در سفری برای نماز صبح توقف نکرده بود. جوانی به وی تذکر داد که برای نماز توقف کند. راننده میگوید چشم و باز هم توقف نمیکند. جوان میگوید ما پیاده میشویم و شکایتی هم نداریم. راننده توقف میکند برای نماز و 23 نفر نماز میخوانند. وقتی به پیرمردی گفتیم چرا شما اعتراض نکردی، گفت دیدم شاید باقی موافق نیستند و قضایش را میخوانم. امروز همین فضا را مارپیچ انجام میدهند و حریف نیز با تجربه شده است و مانند بیانیه اول انقلابشان نمیگویند طبق فرموده حضرت رسول.

* راهکار گرفتار نشدن در این مارپیچ سقوط این است که: 1- پرچم همواره بالا باشد، وقتی پرچم بالاست میبینیم که خیلی زیادیم. 2- مراقب باشیم گزارههای اصیل انقلاب را از دورن تخریب نکنند. برای اینکار باید ضرب کرد. همانطور که امام در آخرین روزهای حیات خویش تاکید داشتند که شاید بعدها به نقل از من حرفهای مختلفی زده شود که اعتنا نکنید. اینکه بگوییم امام حسین(ع) مذاکره نمودند، معنای مذاکره در سیاست را نفهمیدیم. مذاکره در سیاست یعنی یک بده و بستان؛ آیا امام حسین(ع) با عمر سعد بده و یستانی انجام داد؟
* گذر زمان برخی از خطها را تصحیح میکند. برخی خیال میکردند که باید با آمریکا گپ بزنند. حضرت آقا فرمودند بروید و مذاکره کنید، اما من خوشبین نیستم. اگر این راه را باز نمیذاشتند عدهای همواره در شک اعتماد به آمریکا باقی میماندند.
* تهدیدهای آنها تنها یک قمپز است. همان قمپزهایی که در زمان جنگ ایران و عثمانی برای ترساندن یک سری توپهایی که تنها صدا داشت در میکردند و به قمپز شهرت یافت.
انتهای پیام/ش




