آقای روحانی! هر کس برای دولت به به و چه چه بگوید باسواد به حساب می آید؟
اینکه معیار روحانی برای بی سواد خواندن منتقدان رسانه ای خود چه بوده جای این پرسش را دارد که آیا از نظر رئیس جمهور منتخب ایران، خود نفسِ منتقد بودن از دولت واجد بی سوادی برای نقد کننده را به همراه می آورد و و در نقطه مقابل هر کس برای دولت به به و چه چه به راه اندازد باسواد و علامه دهر به حساب می آید شاخص چنین قضاوتی بوده یا آنکه نویسندگانی که مسلما از تحصیلکردگان و به قول خود روحانی دانشگاهیان کشور به حساب می آیندو در خدمت رسانه های درجه یک کشور هستند و قواعد نقد و بررسی یک توافق بین المللی را تا آن حد خوب آموخته اند که او را به وادار به واکنش از نوع شاخ و شانه کشیدن می نمایند بی سواد به حساب می آیند؟

این یک رسم قدیمی در کشور است که وقتی خر مسئولین از پل می گذرد آرام آرام آن چهره های گشاده که تا پیش از انتخابات از هیچ انتقاد، شکایت و اعتراضی خم به ابرو نمی آورند،جای خود را به خط و نشان کشیدن،کری خواندن و التیماتوم دادن به گروه های منتقد و جناح های مخالف می دهد.
حسن روحانی هم دیروز در سخنرانی خود به مسیر همان دست مسئولین رفت تا خیال همه را از بابت احتمال سنت شکنی در روحیه مسئولان و دولتمردان کشور و جانشین شدن فرهنگ تحمل و احترام به مخالف راحت کند و نشان دهد که اینوری یا آنوری بدون هیچ ربطی به نوع اخلاق و ادبیات مواجهه با منتقدان جامعه ندارد.توضیح و تفسیر منظور رئیس جمهور مملکت از آنچه بی سواد بودن منتقدان داخلی به توافق ژنو عنوان کرد، هر چه که بوده با خودشان است اما اشاره به چند نکته پیرامون سخنرانی حماسی روحانی می تواند ایشان را در روشن ساختن فرق بین یک منتقد و پوپولیست یاری دهد.
1- اول اینکه توافق ژنو خارج از موضوعاتی که در حاشیه جامعه بدان مربوط می شود که از آن بعنوان سودهای حاشیه ای و جنبی توافق یاد می گردد،محتوایش آنقدر دقیق و روشن است که حتی افراد عادی هم می توانند با خواندن متن آن از چند و چون این توافق آگاه شوند و حتی بی سوادها هم (تعبیر روحانی از منتقدان خود) کار دشواری در درک و فهم آنچه روی کاغذ داده ایم با آنچه گرفته ایم ندارند.
2- نکته بعد این که طی 10 سال گذشته آنقدر در داخل کشور به موضوع هسته ای ایران پرداخته شده و چنان تیتر اول تمام مسائل سیاسی جهان و رسانه ها بوده ایم و همینطور دولتمردان ایرانی برای نشان دادن مردمی بودن آن شعار نام آشنای «انرژی هسته ای حق مسلم ماست» را تا آنجا که توانسته اند در هر سوراخ سمبه ای و حتی ورزشگاه ها وارد ساختند که بی اغراق می توان 10 سال گذشته تاریخ کشور را یک دانشگاه در سطح ملی در رابطه با موضوع هسته ای ( بخصوص در بخش سیاسی و عام آن) برای دانست، که هر فرد با سواد و بی سوادی آن مقدار که لازم بوده از انرژی هسته ای ایران آموخته و به جرات می توان گفت که در ایران در خصوص موضوع هسته ای از حیث جوانب سیاسی آن تقریبا بی سوادی وجود ندارد.
3- از سوی دیگر انتقاد از توافق ژنو موضوعی است که بیشتر در سطح رسانه ها دنبال می شود و تا کنون هیچ مسئول رده بالایی به طور صریح و مستقیم به نقد آن نپرداخته و اجماع سیاسیون در سطح کلان نظام برای سکوت در برابر آن یک امر مشهود است که هر کدام دلایل و ملاحظات خاص خود را دارند و این نشانگر این است که موضوع تنها از جهت تئوریک در حال نقد شدن است و همانطور که رسانه های حامی دولت به اشکال مختلف به دفاع از آن می پردازند و آن را تا حد یک حماسه بالا می برند و کسی از گروه های منتقد نیز از لفظ «بی سواد» برای آنها استفاده نمی کند دیگر گروه ها نیز حق دارند که به جنبه های دیگر توافق نامه نگاه کنند و فقط به نشان دادن نیمه پر لیوان به مردم اکتفا ننمایند. با این حال هر دو طیف موافق و مخالف خوب می دانند که در حال تبیین دو روی یک سکه هستند و هر یک از نگاه خود به موضوع می پردازد تا تصویر درستی را از آن انعکاس دهند.
4- اینکه معیار روحانی برای بی سواد خواندن منتقدان رسانه ای خود چه بوده جای این پرسش را دارد که آیا از نظر رئیس جمهور منتخب ایران، خود نفسِ منتقد بودن از دولت واجد بی سوادی برای نقد کننده را به همراه می آورد و و در نقطه مقابل هر کس برای دولت به به و چه چه به راه اندازد باسواد و علامه دهر به حساب می آید شاخص چنین قضاوتی بوده یا آنکه نویسندگانی که مسلما از تحصیلکردگان و به قول خود روحانی دانشگاهیان کشور به حساب می آیند و در خدمت رسانه های درجه یک کشور هستند و قواعد نقد و بررسی یک توافق بین المللی را تا آن حد خوب آموخته اند که او را به وادار به واکنش از نوع شاخ و شانه کشیدن می نمایند بی سواد به حساب می آیند؟
5- هر چند بکار بردن عبارت «شما چه کاره اید که متولی مردم شده اید؟» از سوی جایگاه ریاست جمهور این کشور چندان مودبانه به نظر نمی رسد و خاطرات واکنش های رئیس جمهور سابق به مخالفان را در یادها زنده می کند اما لازم است به آقای روحانی یاد آور شد که کار منتقدان و رسانه ها بطور کامل مشخص است و اگر ایشان پیش از سخنرانی های خود وقت نگاه کردن به قانون اساسی کشور که خود مسئول اجرایش هستند را ندارند، بهتر است از مشاورانشان در این زمینه کمک بگیرند تا بندها و اصل های متنوع آنرا که به خوبی نقش رسانه ها و منتقدان را تشریح کرده به ایشان یادآوری کنند تا بدانند منتقدان و رسانه ها «چه کاره ی مملکت هستند».مطابق قانون اساسی، پیش و بیش از قوه مجریه، وظیفه آگاه سازی و رشد سیاسی مردم و جامعه به عهده رسانه هایی است که نویسندگان منتقد ابزار اصلی آن هستند و از این رهگذره مشخص می شود که چه کاره ی مردم اند.
6- با توجه به اینکه روحانی در سخنان خود مسبب تمام نقدهای بی سوادان را عده ای معدود ذکر کرده بد نیست در اینجا اشاره ای به سنت سیاسی دائمی دولتمردان ایرانی نماییم که سال های سال است در مواجهه با نقد،اعتراض و مخالفان خود فورا پای دست های پشت پرده،افراد معدود،لیدرها،اختاپوس ها،دانه درشت ها،آقازاده ها و… را به میان می کشند و همیشه هم وعده افشاگری و گفتن ناگفته ها را به زمانی نزدیک به قیامت واگذار می کنند و شیوع کاربرد وجود افراد دسیسه چین در ادبیات مدیریتی کشور تا آنجا است که اگر امروز در ایران از بقال محل هم انتقاد شود فورا به هزار ایما و اشاره و سخنرانی سعی می کند همه را قانع کند که تمام انتقادهای سازمان یافته و از سوی معدودی از افراد مجهول الهویه است که به زودی مشتشان برای ملت باز خواهد شد و در این میان آنچه حسرتش بر دل هر ایرانی ماند این بود که بداند بالاخره این عده معدودی که تمام بدبختی ها زیر سر آنها است و همواره مشغول دسیسه چینی هستند چه کسانی هستند؟
7-و آخرین نکته این است که وقتی تعداد منتقدین شما اندک ، معدود و از قشر بی سواد جامعه می باشد چه مشکل اساسی و مهمی برای رییس جمهور محترم میتواند ایجاد کند که جناب آقای روحانی اینگونه احساس خطر کرده و در به در به دنبال جذب نیرو و حامی در دانشگاه ها و … می باشد که بتواند در مقابل این معدود افراد بی سواد منتقد بیاستند و از ریس جمهور حمایت کنند. یعنی به عبارتی رییس جمهور محترم می خواهد به این نکته مهم اشاره کند که به اندازه این قلیل افراد منتقد بی سواد ، حامی و یار باسواد ندارد !؟
درست است که توافق نامه ژنو دارای مصالح و منافع سیاسی ارزنده ای برای کشورمان است ، اما بدیهی است که نقد در هر موضوعی که به منافع مردم و کشور مربوط شود همواره وجود داشته است و این توافق نامه نیز از بقیه مسائل مستثنی نیست بعلاوه اینکه ردپای ضعف ها و کاستی هایی در آن وجود دارد که حتی برخی از آنها به چالشی میان خود دولتی ها و آمریکایی بدل شده و از این حیث نمی توان آن را یک دست آورد صد در صدی و افتخار حماسی بحساب آورد و از آن بدتر بایکوت کردن و حمله کردن به فضای نقد در رابطه با آن است که ممکن است به ضعف منطق دولت در خصوص آن نیز تعبیر شود.
منبع:مطالبه