دماوند در گذر تاریخ(1)؛ امامزاده ميرگته مير آبسرد

موقعيت جغرافيايي آبسرد

آبسرد يكي از شهرهاي توابع شهرستان دماوند است.در 17 كيلومتري  جنوب شرقي شهردماوندو در 6 كيلومتري جنوب راه شوسه  تهران به فيروزكوه ( مازندران) و در طول جغرافيايي 9  59 و عرض 37  35  در دشتي خشك و سرد واقع شده است.

مردم آن شيعه مذهب بوده و فارسي و تاتي تكلم مي كنند.محصولات آن سيب زميني ، خيار، قيسي، سيب، گندم، جو و تره بار و لوبيا سبز است.كارو پيشه مردم كشاورزي و دامداري و خدمات است.

تنها بناي تاريخي شهر كه بسيار حائز اهميت است امامزاده “ميرگته مير” است كه در اينجا به معرفي آن مي پردازيم.

موقعيت امامزاده مير گته مير

بقعه زيارتگاهي آبسرد دماوند ، مشهور به « امامزاده مير گته مير» روي نقطه اي تقريبا مرتفع و درمحوطه اي باز واقع شده است.اطراف بقعه قبرستاني مربوط به دوره اخير ، به جهت احترام وتقدسي كه امامزاده داشته بوجود آمده است.اين بقعه از جهت شمال و غرب به خيابان و از جنوب به خانه هاي مسكوني و و از شرق به زمينهاي مزروعي محدود مي گردد.

gote mir

 

gote mir2

امامزاده مير گته مير در سفرنامه ها

اين بقعه به جهت اينكه در روستايي دور از جاده و شهرواقع شده بود و دسترسي به آن ميسر نبوده مگر آنكه  از روستا عبور مي كردند، در سفرنامه ها از آن ياد نشده است.فقط اعتماد السلطنه در هنگام همراهي با ناصرالدين شاه در سفر به مشهد مقدس ، به هنگام عبور از جاده ي نزديك به روستاي آبسرد ، ازدور روستا را ديده و اشاره كوتاهي به آن كرده است كه : آبسرد قريه ملكي سادات ومدفن گته مير جد آنهاست.

شرحي درباره مرقد بقعه زبارتگاهي مير گته مير و مرعشيان دماوند

در صفه جنوبي داخل بقعه ضريحي ديده مي شود.داخل ضريح مرقدي با كاشيهاي بسيار زيبا قراردارد.متاسفانه اين مرقد مطهر و زيبا توسط سودجويان عتيقه به جهت رسيدن به گنجي واهي، آسيب زيادي ديده است.اين مرقد متعلق به « سيد مطهر مير گته مير» است.سيد مطهر از مرعشيان دماوند است كه با ده واسطه به سيد قوام الدين سرسلسله ي مرعشيان مازندران مي رسد.سيد قوام الدين كه با 9 واسطه به امام زين العابدين (ع) پيوند مي خورد به مير بزرگ معروف است در ايامي كه سربداران در خراسان بودند وارد خراسان شد و نزد سيد عزالدين سوغندي ( از مريدان شيخ حسن جوردي) رفت و مريد او شد.

پس از چهل روز عبادت و تزكيه نفس به مازندران رفت.پس از مدتي تصميم گرفت به نزد استاد خود بازگردد كه به قصد زيارت مشهد مقدس به خدمت سيد عزالدين سوغندي رسيدو چهل روز ديگر به عبادت و رياضت نفس پرداخت تا اينكه به دريافت خرقه درويشي نايل گشت.پس از دريافت خرقه درويشي بار ديگر به مازندران برگشت و در نواحي آمل سكني گزيد و به تبليغ انديشه هاي ديني و مذهبي پرداخت و بدين ترتيب مريدان بسياري به گرد اوجمع شدند.پس از كشته شدن كيا افراسياب چلايي آمل به تصرف سيد قوام الدين درآمد.بدين ترتيب حكومت مرعشيان در سال 760 هجري در آمل تاسيس شد.

سيد قوام الدين به جهت تقوي، اخلاق و رفتار مناسبي كه داشت مردم را به سوي خود جلب نمود و آنان را به سوي اخلاق و زهد و پارسايي دعوت مي نمود و هر كس به راه توبه نزدش مي رفت پذيرا مي شد.تقوا را از شعائر خود قرار داده بود و دين اسلام را ترويج مي نمود. او به مبارزه با ظلم و فساد به تبعيت از سربداران خراسان در طبرستان مردم را به مبارزه با ظلم و فساد دعوت مي كرد و توانست با حمايت مردم آمل را فتح و حكومت مرعشيان را تاسيس كند.او با نفوذي كه از راه معنوي درميان مردم بدست آورده بود نه تنها آمل بلكه ساير مناطق را هم تحت تسلط و قلمرو حكومت مرعشيان درآورد.سيد قوام الدين شعائر تقوا، زهد و پرهيزگاري ورعايت به عدل و انصاب رادر سرلوحه كار خود قرار داده بود و همين باعث گرايش مردم به سوي آنان شد.او اگرچه حكومت مرعشيان را در مازندران تاسيس كرد ولي هيچگاه علاقه اي به اداره ي حكومت نداشت.بنابراين اداره حكومت مرعشيان را به پسران خود واگذار نمود.اگرچه در برخي از نبردها به پسران خود ياري مي داد.

مرعشيان با روي كار آمدن حكومت صفويه از بين رفتند اما سلسله ي مرعشيان ازدو  جهت در دربار صفوي نفوذداشتند.يكي از لحاظ فكري و ديني و دوم از جهت خويشاوندي كه پيدا كرده بودند.

ازدواج سلطان خدابنده با مهد عليا دختر ميرعبداله باعث وابستگي و نفوذ سلسله ي مرعشيان در دربار صفوي شد.البته حكومتي بنام مرعشيان ديگر وجود نداشت چون صفويه تحمل حكومتهاي مستقل محلي را نداشت.شاهان صفوي به جهت قرابتي كه با مرعشيان پيداكرده بودند، مرعشيان را به حكومت بعضي از نواحي منصوب كردند.

فرماني با مهر شاه عباس صفوي در موزه ملك تهران وجود دارد كه نشان مي دهد مير خليل الله اولني كسي بوده كه از طرف حكومت صفويه دماوند رفته و حكومت آنجا را به او سپردند.

مير قوام الدين ( مير بزرگ) – سيد كمال الدين – علي – مرتضي – محمد خان – عبدالكريم – عبدالله – عبدالكريم دوم – سلطان محمود عبدالله ( عبدالكريم، خير النساء ، مير عزيز و مير گته مير)

پس از « مير خليل الله» حكومت دماوند را به سيدمطهر مير گته مير فرزند عبدالله سپردند. سيد مطهر مير گته مير بزرگ خاندان مرعشيان دماوند است .سيد مطهر مردي روحاني و دانشمند و مورد عزت و احترام مردم دماوند بود.اين سيد بزرگوار و عالم رباني نزد مردم داراي مقام و مرتبه اي بود كه پس از فوتش مقبره اش را با كاشي هاي بسيار زيبا و بنايي قابل توجه ساختند تازيارتگاهي باشدو نيازهاي مادي و معنوي شان را از اوطلب كنند.پس از سيد مطهر، فرزندش « مير ميران» حاكم دماوند شد.

نامه اي از شاه عباس موجود است به تاريخ 995 هجري كه از ميرميران خواسته است تا با قشونش به كمك او بشتابند. ( به جهت اينكه در اين مقاله فرصت پرداختن به مرعشيان دماوند نيست در مقاله اي ديگر از مرعشيان دماوند صحبت خواهيم كرد.)

سيد مطهر ميرگته مير – مير ميران – امير شاهميرخان – مير محمد اشرف – ميرزا محمد هاشم – اشرف خان – عبدالله

پس از ميرميران سلسله مرعشيان دماوند شكل گرفتند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا