خاطره اردوی جهادی 93 وبلاگنویس دماوندی

وبلاگ عاشق ولایت نوشت:
سلام
برخی دوستان در کامنت ها تقاضای خاطرات و عکس های اردوی جهادی رو داشتند ، سرم یه کم شلوغه وقت ندارم پی در پی این کارو انجام بدم ولی سعی میکنم هر چند روز یکبار یه خاطره و یه سری از عکس ها رو اینجا قرار بدم ، امیدوارم خوشتون بیاد و سال های بعد توی این فضیلت شرکت کنید …
بریم سراغ اولین خاطره :
منطقه اسفراین عشایری داشت که خدا رو شکر دام زیاد داشتند ولی متاسفانه یه کم ساده بودند ، یه سری از مشهد و جاهای دیگه از سادگی این ها سو استفاده میکردن و میگفتن ما سیدیم و باید خمستون رو به ما بدین و اینها هم تمام و کمال خمس رو میدادند ، آقای مداحی میگفت بعضی وقت ها میبینی یه نفر داره 30 تا گوسفند با خودش میبره! نه گوسفند هایی که خود صاحب دام بده ، گوسفندهایی که خودشون میخواستن رو از بین گله جدا می کردند …
خلاصه منو حاج آقا نادری و آقای مداحی و آقای روشنی رفتیم باهاشون صحبت کنیم تا دست از این کارشون بردارند …
ازشون پرسیدیم چرا خمستون رو به اینا میدین؟
میگفتن چرا ندیم ، اینا سیدن!
حاج آقا نادری گفت بخشی از خمس به سید میرسه نه همه اش ، نباید اینکارو بکنید و خمس رو به اینا بدین!
یکی از عشایر با خنده گفت مگه میشه ندیم ، بست میشین اینجا تا بگیرن و اگه بهشون ندیم میگن ما شما رو به حق اجدادمون نفرین میکنیم ، دام هاتون از بین بره و … مجبور میکنن خمس رو بدیم …
حاج آقا نادری زحمت کشید و کل احکام خمس رو براشون توضیح داد! بعد از صحبت های حاج آقا منم فتوا دادم اگه این دفعه اومدن اینجا و نرفتند بگید ما تا چند فرسخی اینجا امامزاده نداریم و الآن نیاز داریم ، بکشیدش و همونجا دفنش کنید، حاج آقا نادری هم تایید کرد و اون ها هم کلی خندیدن و قول دادند که خمس رو از این به بعد به کمک بسیج عشایر جمع کنند و به دفتر مرجعشون – امام خامنه ای(حفظه الله) – بسپرند …
پ.ن :
- هول هولکی نوشتم ، انشاالله بعدی ها رو با حوصله بیشتری مینویسم!
- یکی از بزرگترین کارهای فرهنگی که میشد اونجا انجام داد همین بود …
- انشاالله که به قولشون وفا میکنند …
- آقای مداحی رو یادم رفت معرفی کنم ، ایشون مسئول بسیج سازندگی سپاه اسفراین بودند ، خدا خیرشون بده خیلی زحمت کشیدند …
و من الله توفیق
انتهای پیام/ش

