×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  شنبه - ۱ اردیبهشت - ۱۳۹۷  
false
true
خاطرات یک زن صیغه‌ای

او در کنار خوبی های متعه، از آسیب‌ ها و سختی هایش برای زنان می گوید. خانمی ۲۹ ساله،با یک بار سابقه ی ازدواج و طلاق و ۳ بار تجربه ی عقد موقت…

به گزارش پایگاه خبری تارود، هرگاه سخن از متعه و عقد موقت می شود، مانند وارد شدن به حیاط خلوت شرم و حیا است که بایستی با احتیاط و قدم به قدم گام گذاشت. هنوز این حلال خدا در عرف جامعه حرام است و با دیده ای تلخ به آن می نگرند.

تکلیف ۱ میلیون ۲۰۰ هزار بیوه را چه می شود، کسی پاسخگو نیست. فقط امان از روزی که دانسته شود کسی صیغه شده یا صیغه کرده .. فورا اخلاق ناپسند مان سر برافراشته و بگو و مگوها آغازیدن گرفته و پرده دری از آبروی مومن رخ می دهد.

به دین و مذهب، رویکردی عرفی داریم و نه رویکردی ایمانی به عرف. تفاوت این دو در آن است که اگر نگاهی عرفی به دین و مذهب داشته باشیم، نتیجه اش سکولاریسم و عبور از تابوت دین می شود که جایی برای حضور خدا و احکام دین وجود نخواهد داشت. انگاره های آسمانی را با محک عرف و پسند مردم می سنجند و قوانین شریعت به کناری گزارده می شوند.

اما اگر نگاه به عرف و رفتارهای اجتماعی از دریچه شرع مقدس باشد و کردارها و پندارها را با آن تنظیم کنیم، ثمره اش حیات طیبه و زندگی ایمانی است که خوشبختی دنیا و عاقبت بخیری است.

برخی از حلال های خداوند در جامعه ایرانی به محاق فراموشی سپرده شده و یا تضعیف شده اند، از قبیل: متعه یا عقد موقت. مکروه ترین حلال خداوند، طلاق و جدایی از همسر است که شوربختانه با رشدی ۱۶ درصدی در حال افزایش است، اما جامعه عرفی ما هم آن را پذیرفته است و به طالق و مطلق نگاه نامتعارفی نمی کند.

ولی چه شده که اگر کسی مخصوصا خانم بیوه، به دلیل فاصله گرفتن از خبائث و حفظ حقوقش، به حلال خداوند عمل کند و به عقد شرعی مردی در بیاید، اولین اشخاصی که به وی با چشم متهم و مجرم می نگرند، خانواده و اطرافیان و آشنایان اش هستند؟

چرا در تحمل رفتارهای دیگران، تا به این اندازه خودخواه و چشم بسته برخورد می کنیم و حتی به «غیبت» کردن رو می آوریم؟ گناهی که قبح اش از «زنا» بیشتر است!!! و به راحتی آبروی برادر و خواهر ایمانی مان را می ریزیم و حقوق اش را پایمال می سازیم؟

حتی برای یک بار هم که شده، به این مسئله بی تعصب بنگریم و ذهنیت های غلط را به گوشه ای بنهیم و از زاویه یک خانم «محروم شده از حق اش» توجه کنیم و دلائل و درد دل شان را گوش کنیم. شاید حقّی داشته باشند و بیش از این قربانی را سرزنش نکنیم ..

***
او در کنار خوبی های متعه،از آسیب‌ ها و سختی هایش برای زنان می گوید. خانمی ۲۹ ساله، با یک بار سابقه ی ازدواج و طلاق و ۳ بار تجربه ی عقد موقت…

ـ چطور با متعه آشنا شدید؟

خانمی از بستگان که از همسرش جدا شده بود، با آقای دکتری آشنا شده بود که من در جریانش بودم. در منزل که صحبتش می‌شد، یادم هست اوایل که مادرم راضی نبودند. ولی بعد کم کم که سر موضوع صحبت می کردیم، دلایل قانع کننده می آوردیم و یکی از کسانی که سعی می کرد با استدلال راضی شان کند، من بودم.

ـ آن موقع متأهل بودید؟

در دوران نامزدی بودیم.

ـ یعنی آن زمان نگاه خود شما مثبت بود به قضیه؟

بله.من می دانستم که با آن فرد رابطه خوبی دارد. از این طرف هم نگاه می کردم، می دیدم نیازهایی دارد. متعه یقیناً بهتر هست تا به سمت گناه برود. من بحث شرعی قضیه را نگاه می کردم.

ـ چی شد که خود شما متعه را تجربه کردید؟

بعد از جدایی، اولین بار من جایی کار می کردم و آقایی به من پیشنهاد داد. من قبول نکردم.

ـ چرا قبول نکردید؟

ترسی بود

ـ چه ترسی؟

من تازه جدا شده بودم و می‌ترسیدم که باز در رابطه ای بیفتم که رابطه مریضی باشد و از نظر روحی درگیرم کند. یکی هم نگاه خانواده.

ـ به این فکر نکردید که می شود به خانواده نگفت؟

چرا خب؛ ولی این احساس بد که می خواهم کاری را بی اطلاع خانواده انجام دهم، همیشه بود و مرا درگیر می کرد. بعدتر هم پیش آمد که این پنهان‌کاری بود؛ ولی فقط تا مدتی بود و بعدش ترجیح دادم با مادرم در میان بگذارم.

ـ وقتی به آن آقا نه گفتید، سعی نکرد شما را توجیه کند؟

آن آقا اول پیشنهاد یک رابطه دوستانه را داد. بعد پیشنهاد عقد موقت را داد. بعد خیلی جدی این پیشنهاد که به صورت دائم، همسر دومش بشوم.

ـ تفاوت سنی شما چقدر بود؟

۸-۷سال و بچه هم داشت.

ـ چرا چنین احساس نیازی بود؟ یعنی کاستی هایی از طرف همسرش داشت یا به خاطر اینکه کسی را دیده که خیلی دوست دارد با او باشد و

هر دو با هم بود؛ یعنی اولی باعث شده بود که دومی به وجود بیاید و علاقه ای را بیرون از فضای خانواده جست‌وجو کند. همین را هم دقیقاً به من گفت. بعد هم ماجرا به جایی رسید که من همه ی این ها را به همسرش گفتم. من و همسرش با هم دوست بودیم. با اینکه من حق می دهم که ظرفیت نداشته باشد و سخت باشد برایش قبول این قضیه؛ رابطه ما به هم خورد.

ـ فکر نکردید که گفتن این قضیه و شرح دلایلش رابطه آن ها را خراب کند؟

سعی کردم طوری بگویم که این اتفاق نیفتد. ابتدا هم خودش چون حدس زده بود و به من زنگ زد. اولش وقتی ماجرای ابراز علاقه همسرش را به من فهمید، خیلی ناراحت شد. مدام می گفت چرا باید اینطور شود! من دلایلش را گفتم. اول همه تقصیرات را گردن همسرش انداخت؛ اما بعد قبول کرد که کاستی هایی داشته؛ ولی باز نمی توانست بپذیرد که این دلیلی شود که همسرش سراغ زن دیگری برود. آن موقع خیلی خوب و دوستانه با من برخورد کرد، ولی بعد به تحریک اطرافیانش رفتار خیلی بدی با من داشت. در حالی که من خودم اصلاً نمی‌خواستم در آن فضا بمانم، سعی کرد من را بیرون بیندازد!

علی رغم میل باطنی من رابطه ما قبل از این اتفاقات، خانوادگی شده بود و چند بار هم منزل ما آمده بودند.همسرش پیگیر برخی کارهای من بود. من ناخواسته وارد این ماجرا شدم و این آقا خودش را وارد زندگی من کرده بود و سعی می کرد به هر نحوی شده من را در این رابطه نگه دارد.

ـ حالا از اولین باری بگویید که متعه را قبول کردید.

اولین بار، ۸-۷ ماه بعد این قضیه بود. همان احساس نیاز به بودن یک نفر که با خواهرم و یکی از دوستانم در موردش صحبت کردیم و هر دو در این فکر بودند که اگر مورد خوبی بود، ما را با هم آشنا کنند. یکی دو مورد حتی خواهرم معرفی کرد که صحبت کردیم و من به دلایلی نپذیرفتم. مثلاً یکی شان اصلاً از نظر اعتقادی به من نمی خورد؛ حتی اگر می‌گفتیم که الان بی محرمیت با هم رابطه داشته باشیم، برای این فرد مهم نبود!

ـ شما گفته بودید که کسانی معرفی شوند؟

بله؛ من به خواهرم گفته بودم که نیاز دارم، هم به لحاظ روحی و هم به لحاظ جسمی که کسی کنارم باشد. بعدتر دوستم هم کسی را معرفی کرد. بعد از مدتی که از آشنایی ما گذشت، من خودم پیشنهاد دادم که محرم بشویم. آدم بسیار با اخلاقی بود؛ تمایل و موقعیت این رابطه را هم داشت. این اولین بار بود.

ـ یعنی موقعیت این فرد چطور بود؟

نزدیک سی سال داشت و تا آن زمان همیشه تنها بود. نیاز متقابل به این ارتباط را داشت.

ـ چطور شد از مخالفت بار اول به این موافقت رسیدید که خود شما پیشنهاد دهنده بودید؟

شاید آن نگاه ترس‌آلود، دلیل چندم باشد و من دلایل دیگری داشتم که گفتم نه. آن زمان من تازه جدا شده بودم و اصلاً نمی‌ خواستم وارد یک رابطه جدید عاطفی بشوم. آن رابطه هم دقیقاً داشت عاطفی شروع می‌شد. آن آقا قبل از هر چیز به من ابراز علاقه می کرد.

ـ از سختی جدایی در صورت شروع عاطفی قضیه می ترسیدید؟

بله.در چنین حالتی معمولاً دلایل شروع یک رابطه منطقی نیست؛ احساس نیاز واقعی نیست. همه چیز درگیر احساسات لحظه ای هست که می آید و می‌رود و زود هم تمام می شود. تعهدی بر پایبندی نیست؛ چون دوست داشتن تعهدی نمی آورد برای فرد؛ اینکه می گوید من تو را دوست دارم، تعهد نمی آورد! و تنها زن را وابسته به یک محبت غیر واقعی می کند.

ـ طرف مقابل چرا داشت به این رابطه موقت تن می داد؟ مجرد بود یا متأهل؟

مجرد بود. نسبت به اطرافیان و دوستانش، خیلی کم درگیر رابطه با جنس مخالف شده بود. همین باعث شده بود که محجوب باشد. یک نگاه اخلاقی به موضوع داشت؛ می‌گفت من عذاب وجدان می‌گیرم که با دختری ارتباط داشته باشم و نخواهم که با او ازدواج کنم. ولی چنین مشکلی را با شرایط من نداشت و می‌گفت تو شرایط محرمیت موقت را داری و من و تو می‌توانیم محرم شویم.

ـ این آقا شرایط ازدواج دائم را نداشت؟

خودش این طور می‌گفت که ندارد.

ـ نگران قضاوت بقیه نبودید؟

اوایل به خانواده نگفتم؛ ولی بعد از مدتی گفتم. برخوردها بد بود. هنوز هم این موضوع حل نشده.مادرم بعد از مدتی که موضوع را گفتم، خیلی راحت و منطقی به من حق داد و کنار من بود. ولی اعضای دیگر خانواده این طور نبودند.

ـ بار اول زمان محرمیت چه مدتی بود؟

حدود یک سال و نیم با هم بودیم. حالا قطع می شد و مدتی فاصله می افتاد و باز صیغه می خواندیم. بعد از آن یک سال و نیم هم این طور نبود که مرا رها کند؛ هنوز هم خبر می‌گیرد و گاهی مشکلی داشتم، می آید کمک من.

ـ چرا قطع شد؟

وابستگی ایجاد شده بود و ترس از اتفاقاتی که این وابستگی ایجاد می‌کرد. مادر آن شخص متوجه ارتباط پسرش با یک زن مطلقه شده بود و ترس و نگرانی خود را دائما به ما منتقل می‌کرد.بیشتر من به خاطر حرفی که مادرش زده بود خودم را کنار کشیدم. گفته بود از زن های بیوه باید بترسی و این نگاه خیلی آزاردهنده بود.

ـ در این مدت یک سال و نیم، خواستگار نداشتید برای ازدواج دائم؟

داشتم.

ـ احساس عذاب وجدان نمی کردید؟

چرا خب؛ خواستگاری داشتم که جدی هم شد. در مراحل اولیه که داشتیم آشنا می شدیم، من در دوران عده ی محرمیت موقتم بودم. یعنی خواستگار که آمد و قرار شد من فکر کنم، صیغه را باطل کردیم. من در این دوران که از طرفی دوره عده عقد موقتم با آن آقا بود و از طرفی با این خواستگارم به طور جدی حرف می زدم، دائماً با خودم درگیر بودم.

ـ به خواستگار قضیه ی این محرمیت موقت را نگفته بودید؟

نه؛ ظرفیت پذیرش این موضوع نیست. زمانی رسید که من مجبور شدم قضیه را بیان کنم. رفت و آمد خانوادگی بود و همه گفتند که با هم محرم شوید و از طرفی من شرعاً نمی توانستم! من مجبور شدم که قضیه را با خواستگارم مطرح کنم و همین امر، آغازی بود بر اینکه یک بی اعتمادی و بی محبتی پیش بیاید. از محبت آن آقا به من کاسته شد. این موضوع به هم خورد و یکی از دلایل اصلی اش هم همین قضیه بود.

وقتی من موضوع را گفتم، مثالی زد که هر وقت من به آن فکر می‌کنم، برایم خیلی تلخ است. روایتی از پیامبر نقل کرد با این مضمون که اگر مرد مسلمانی با یک زن فاحشه ازدواج کند و باعث اصلاح او شود… این مثال را درباره من زد! وحشتناک بود. این باعث شد که اولین برخورد منفی بین ما پیش بیاید. من گفتم اگر شما دارید یک شرایط کاملاً حلال را با همچین شرایطی قیاس می کنید، سکوت می کنم و شما را به همان دین و پیامبری که از آن حرف می زنید، وا می گذارم. سعی کرد توجیه کند؛ ولی این توجیه ها هیچ ‌وقت فایده نداشت. هنوز هم سعی می کنم به آن مثال که به شدت آزار دهنده بود فکر نکنم.

این یکی از آسیب های بزرگ عقد موقت هست. ممکن هست گاهی از یک دختر باکره پرسیده شود که تا به حال کسی را دوست داشتی؛ ولی وقتی خانم مطلقه یا بیوه ای قرار هست ازدواج کند و از او می پرسند آیا با کسی بودی یا نه، منظورشان این هست که آیا تا به حال محرم موقت کسی بودی! این طور وقت ها دروغ گفتن خیلی سخت است و گفتن حقیقت سخت تر از آن! چون شما وقتی حقیقت را می گویی باید یک عمر برای خودت نگاه ها و حرف های تلخ و آزار دهنده را بخری در حالی که کار اشتباهی انجام نداده ای!

فقط همین بیوه یا مطلقه بودن یک سری سختی ها دارد؛ چه رسد به اینکه بگویی من در این مدت با کسی دیگر بودم!حتی اگر این رابطه حلال باشد. همان خواستگاری که گفتم، نگاهش یک نگاه کاملاً منفی بود. با اینکه فرد کاملا مذهبی ای هم بود.

ـ این نگاه، نگاه شرعی نیست؛ نگاه عرفی ست

نگاه عرفی هست؛ ولی این آقا و کسان دیگر آن را با شرع مخلوط می کنند. خیلی وقت ها می گویند تقوا داشته باشید و تنهایی و عواقبش را تحمل کنید؛ متعه برای شرایط خیلی خاص است. من این را قبول دارم که برای شرایط خیلی خاص است، مثلاً دختر باکره تا وقتی از سن ازدواج نگذشته، شرایطش با مطلقه یا بیوه متفاوت است. اما اینکه بگوییم تقوا داشته باشید و این هم یک جور امتحان است و تحمل کنید، درست نیست. گاهی پیامدهای این تنها ماندن برای یک زن جبران ناپذیر است. اما متاسفانه این نگاه های بسته که با استدلال های اخلاقی توجیه اش می کنند وجود دارد.

ـ فرد مطلقه یا بیوه این امکان را ندارد که گزینه هایی مثل خود را بیابد و با واسطه پیشنهاد ازدواج دائم بدهد که نخواهد سراغ متعه و آسیب هایش برود؟

این هم می شود، ولی باز ریسک هست. به خاطر نگاهی که در جامعه ما نسبت به بحث خواستگاری خانم از آقا وجود دارد. وقتی خانم پیشنهاد می دهد، آقا پایش را عقب می کشد. خانم هایی که شرایط خاص دارند، حتی گاهی یک ابراز علاقه ی ساده هم نمی توانند بکنند. برای دخترها هم سخت هست، اما برای خانم بیوه یا مطلقه قضیه ناممکن هست تقریباً؛ انگار محکوم هستند به یک سری چیزها. نگاه عرفی جامعه محکوم شان کرده، اصلاً نگاه شرعی این‌گونه نیست.

ـ آسیب هایی که مدّ نظرتان هست، چیست؟

یکی از آسیب های متعه، این هست که چون دائم نیست و تحت شرایطی اتفاق می افتد، بعد از یک مدتی گاهی کوتاه، گاهی طولانی آن آقا می رود؛ و هیچ تضمینی وجود ندارد که آن خانم بعد از آن رابطه ازدواج دائم کند و چون یک مدت رابطه ای را تجربه کرده، تحمل این تنهایی دوباره خیلی سخت تر است. بعد برای جبرانش مجدداً با کسی دیگر وارد یک رابطه ای می شوند، بعد آن تمام می‌شود و یکی دیگر و … عملاً این قضیه تبدیل می‌شود به یک خودکشی تدریجی. در حالی که این موضوع برای مرد اینگونه نیست؛ مرد می تواند در آن ِ واحد با چند نفر باشد و حتی در تمام طول زندگی اش اینگونه باشد. مردها کمتر خسارت روحی به شان وارد می‌شود. بعد هم آقایی که تجربه متعه دارد، اگر هنگام ازدواج دائم آن را مطرح کند، چندان منفی تلقی نمی شود؛ حتی برخی نگاه مثبت دارند که چه جوان خوبی بوده که نیازش را از راه شرعی بر طرف کرده و سراغ گناه نرفته است. اما یک خانم نمی تواند اینگونه باشد؛ خانم در چنین روابطی محکوم است و در جامعه ی ما عرف نیست که خانم ها از این نیازشان حرف بزنند. عرف نیست که بماند؛ اصلاً نگاه منفی هست.

ـ این آسیب ها برای زمانی هست که فرد موضوع را به خواستگارش بگوید؛ اگر نگوید، چطور؟

وقتی سؤال می شود، چاره ای جز گفتن نیست. از طرفی وقتی گفته نمی شود، یک ترسی همیشه با آدم هست که اگر رابطه یا رابطه هایی را که من در آن بودم، یکی اش را این آقا متوجه شود، چه می شود!

ـ راست گفتن هم باعث از دست دادن یک زندگی می شود که!

از دست دادن یک زندگی خیلی بهتر است از اینکه وارد یک زندگی بشوی که همیشه به تو یک نگاه تحقیرآمیز می شود. بیشتر هم مذهبی ها چنین نگاهی دارند؛ چون اساساً این حرفی که ما می زنیم در مورد افراد مذهبی هست دیگر؛ غیرمذهبی ها که برای شان فرقی نمی کند! مذهبی ها انگار بیشتر این نگاه را دارند که خانم یک مدت تنهایی و پیامدهایش را تحمل کند، بالاخره یک مورد مناسب برای ازدواج دائم پیش می آید!

نگاه به خانمی که چنین تجربه هایی دارد، نگاه به عنوان یک زن هرزه است! (سخت بود گفتن این لفظ، ولی دقیقاً این عین نگاهی است که به چنین زنی دارند، در حالی که اصلاً گناهی نکرده است) توقع دارند زن در هر شرایطی که هست، با سختی تحمل کند و منتظر بماند تا کسی با اسب سپید بیاید! این توقع بی‌جایی است و نگاه شرعی هم نیست. چرا زن باید از راهی که خدا برای او گذاشته، استفاده نکند؟! یکی دیگر از آسیب های متعه، همین نوع نگاه است؛ نکته ای که مورد غفلت قرار گرفته است.

آیا می شود شرط کرد که طرف مقابل تا زمان فراهم شدن شرایط ازدواج دائم، بماند؟

طبیعتاً نمی شود. از طرفی گاهی هم خانم می خواهد عقد باطل شود که آقا این کار را نمی کند. از مواردی هم که باید مراقب بود، پیشگیری از بچه دار شدن است.

ـ این ها که گفتید، همگی تابعی از نگاه بیرون است، اما نگاه خودت چطور؟ در درون خودت چه احساسی داری؟

من همیشه نه اینکه رضایت کامل داشته باشم و بگویم که از این شرایط راضی هستم، ولی چون شرایطی هست که خدا برای من خواسته، رضایت می دهم. منظورم از شرایطی که خدا خواسته، روابطم نیست؛ مطلقه بودن است و اینکه شرایط و گزینه مناسب برای ازدواج دائم برای من تاکنون پیش نیامده، و از طرفی نیازهایی که وجود دارد و من به خاطرش وارد یک رابطه می شوم. وقتی سختی ها و قضاوت کردن های دیگران و نوع نگاه شان هست، در این موضع قرار می گیرم که به خودم حق می دهم. همیشه یک جور خودم را قربانی نگاه های جامعه احساس کردم.

ـ تا حالا با چند نفر چنین ارتباطی داشتید؟

۳نفر .

ـ چرا هیچ کدام از این ۳ نفر اینگونه نبود که اگر هم موقت هست، ثابت باشد؟

همیشه این موضوع را خودم مطرح می کردم. در ابتدای همان رابطه. من همیشه وقتی می خواهم وارد رابطه ای بشوم، دوست دارم طرف مقابل صادق باشد و من بدانم چرا وارد این رابطه می شود؛ فقط نیاز جسمی‌ ست یا روحی یا قرار است چقدر وقت بگذارد و …؛ یعنی آگاهانه وارد رابطه بشوم. خیلی وقت ها ولی این صداقت وجود ندارد؛ با یک اسم دیگری شروع می کنند؛ عاقلانه جلو نمی آیند و صادق نیستند. من یک چیزی را راحت بگویم، خیلی از آقایانی که سراغ این رابطه می آیند، قسمتی از روحشان می لنگد؛ مریض هستند! خیلی وقت ها خودشان نپذیرفته اند تنها نیاز جسمی، آن ها را به یک رابطه کشانده. و همین گول زدن خودشان باعث می‌شود با طرف مقابل هم صادق نباشند و در نهایت در طول رابطه به آن خانم صدمات زیادی وارد می شود.

ـ حتی اگر مجرد باشند؟

نه؛ در مجردها خیلی کم هست.من بهترین رابطه ای که داشتم، با همان آقا بود که مجرد بود. باقی هم مجرد بودند، اما تجربه ازدواج و طلاق داشتند. او که اصلاً ازدواج نکرده بود، خیلی بهتر از دو نفر دیگر بود.

ـ حالا هر کدام این‌ها در ذهن تو یک خاطره ی تلخ هستند؟

نه؛ اولی این طور نیست. باقی اما تلخ هستند. چون هر کدام قسمتی از وجود مرا با خود بردند در قبال چیزی که به دست نیاوردم. یک زن وقتی وارد رابطه ای با یک مرد می شود، فقط جسمش را در اختیار آن مرد قرار نمی دهد، روحش را هم می گذارد. در صورتی که مردها این طور نیستند. بعد وقتی آدم در ازای دادن روحش چیزی به دست نیاورده است، دقیقاً مثل این هست که قسمتی از خودش را داده و رفته! برای چه چیزی؟ هیچ وقت جواب این سوال را پیدا نمی کنید.

اگر به شکل خوبی تمام شده باشد، این حس نیست. مثلاً در مورد اول برای من این طور نشد. حتی بعد آن هم به من زنگ می زد و جویای احوالم بود. حتی اگر مشکلی داشتم، برایم حل می کرد. این یعنی من تنها جسمم را با این فرد به اشتراک نگذاشته بودم؛ همانطور که خودش. یعنی آن شخص این نگاه را نداشت. در کنار داشتن جسم من به روح من هم اهمیت می داد.

ـ چرا جدا شدید؟

داشت وابستگی عاطفی پیش می آمد؛ بیش تر هم از طرف من

ـ شما به خاطر این مسئله یک موقعیت ازدواج را از دست دادید؛ ناراحت نیستید؟

به خاطر او نبود؛ فقط یکی از دلایلش او بود. نه؛ من از او ناراحت نیستم. از نگاه ها و برخوردهای دیگران ناراحت هستم. خود این قضیه یک امر شرعی است؛ اما به این قضیه شرعی خیلی بد نگاه می‌شود. نگاه این هست که من باید منتظر می ماندم و با همه سختی های تنهایی می ساختم تا یک نفر با اتومبیل لوکس بیاید دنبال من! وقتی خدا یک راه میانبر برای من قرار داده است، چرا استفاده نکنم؟

ـ تا به حال شده که این قضیه را به کسی پیشنهاد کنید؟

نه، مستقیم به کسی پیشنهاد ندادم

ـ فکر می کنید به چه کسانی می شود پیشنهاد داد که از متعه استفاده کنند؟

خود پیشنهاد، پیشنهاد بدی نیست؛ خصوصاً به کسی که نیاز روحی و جسمی دارد و یا احتیاج به یک حمایتی دارد. ولی مهم است که با چه کسی! این «با چه کسی» خیلی سخت هست برای زنان که خودشان نمی توانند پیشنهاد دهنده باشند. باید منتظر باشد که برایش پیش بیاید.

ـ فرد چه شرایطی باید داشته باشد که سراغ متعه رفتن برای او مجاز باشد؟

(سکوت طولانی) دارم فکر می‌کنم؛ خیلی سخت هست به کلمه گفتن. تمام احساس نیازی که تنهایی برای یک آدم می آورد؛ هم روحی، هم جسمی. گاهی شرایط اجباری زندگی اجتماعی و اقتصادی هم موجب می شود یک زن نیاز به یک حامی داشته باشد و همیشه شرایط ازدواج دائم فراهم نمی شود. وقتی هم شرایط ازدواج دائم فراهم نباشد، متعه راه حل خوبی است.

ـ بین مرد و زن تفاوت هست در این شرایط؟

به نظر من مردهایی که می خواهند ازدواج موقت داشته باشند و همسر هم دارند، بهتر هست که همسر دوم (دائم) بگیرند یا حداقل مدت عقد موقت شان خیلی طولانی باشد، شبیه یک ازدواج دائم.

ـ چرا؟

چون این طور بیش تر از خودشان به زن دوم توجه می کنند. زمان و تعهد بیشتری نسبت به او دارند. ولی مرد متأهلی که فقط به خاطر خودش دنبال عقد موقت می رود، نرود بهتر است! چون زن ها حتی در یک رابطه ی موقت خیلی خوب هم احساس رضایت کامل ندارند، چون موقت است. همین موقت بودن خیلی آزار دهنده است. حتی وقتی با کسی که مجرد است، ارتباط برقرار می شود، این واقعیت که این آدم یک روز تمام می شود و من هم برای او تمام می شوم و و اینکه شاید تو تنها بمانی ولی آن شخص یک ازدواج دائم داشته باشد. اینها خیلی آزارد هنده است.

شاید در مورد مردی که متأهل است، این احساس کمتر باشد و خانم دوم حتی یک احساس پیروزی هم داشته باشد. این یک واقعیت زنانه است. اگر آن آقا برای خانم دوم وقت بگذارد؛ محبت کند، آن خانم این تعلق و تعهد را به عینه می بیند.

ـ در دوره عقد موقت وظایف همسری چگونه ایفا می شود؟

بیشتر آقایان تصورشان این هست که دلیل متعه نیاز جسمی ست. برایشان مسئولیت نمی آورد که بخواهند وظیفه ای برای خودشان قائل شوند. هر کاری هم انجام دهند به نظر خودشان لطف است! مگر اینکه قبلش شرط شده باشد؛ حالا چه به لحاظ مالی و چه زمانی که باید بگذرانند و … البته این در همه موارد صدق نمی کند.

ـ مهریه چه در نظر می گرفتید؟

از یک شاخه گل تا یک مبلغی پول.

ـ با تمام شدن زمان متعه، احساس خلاء عاطفی پیش نمی آید؟

طبیعتاً پیش می آید. در همان دوران هم با فکر کردن به اینکه «یک روزی تمام می شود»، این احساس پیش می آید. این حس موقت بودن، آزار دهنده است؛ خصوصاً اگر رابطه خوبی باشد.

اینکه آدم همسر موقت مردی شود که همسر دارد، اصلاً جالب نیست؛ مگر اینکه آن آقا واقعاً دلیل قانع کننده ای داشته باشد یا اینکه شرایط مالی اش را داشته باشد و شرایط دیگر را؛ طوری که وقت گذراندن با همسر دوم به زندگی اول آسیبی وارد نکند. در غیر این صورت جالب نیست کسی که همسر دارد، سراغ متعه برود.

ـ شاید بعد مدتی همسر دوم هم مثل همسر اول، دلش را زد و رفت سراغ بعدی!

اگر بنا بر دل زدن باشد که باید حق بدهیم به نگاه منفی‌ای که وجود دارد! چنین آدمی یقیناً بیمار هست. الان جالب است که خیلی از کسانی که واقعاَ شرایط متعه را دارند، ساکت هستند و خودشان را سانسور می کنند. نیازشان را نمی گویند؛ حتی فکر کردن به چنین نیازی را موجب شرمندگی پیش خودشان می دانند. کسانی خیلی به خودشان جسارت این کار را می دهند که چندان نیاز و دلیلی هم نداشته است. تنوع طلبی چیز خوبی نیست؛ خیلی از اساتید اخلاق این تنوع طلبی را سرزنش می کنند. گاهی ایراد از کم گذاشتن همسر اول هست که این طور مواقع مرد حق دارد.

ـ برخی هم متعه را خلاف حقوق زن می دانند که فقط منفعت مرد را تأمین می کند

واقعاً این طور نیست؛ چون نیاز دو طرفه هست. مگر زن نیاز جنسی یا روحی و عاطفی ندارد؟! تنهایی هم برای آقایان و هم برای خانم ها آزار دهنده است. خدا در قرآن می گوید ما زن و مرد را برای آرامش همدیگر قرار دادیم؛ نمی گوید زن برای آرامش مرد!

ـ الان منتظر ازدواج دائم هستید؟

بله.

ـ و اگر موردی برای موقت پیش بیاید

قبول نمی کنم.مواردی هم بوده اخیراً که رد کردم. خسته شدم. به نظرم آن زندگی یک جور خودکشی تدریجی بود. الان ترجیح می دهم سختی ها را بیشتر تحمل کنم. موقت بودن، خیلی سخت است. حتی اگر خودت با این موضوع کنار آمده باشی، نگاه های جامعه و اطرافیان همیشه بخشی از ذهنت را درگیر می کند و مثل خوره روحت را می خورد.

ـ نظر شما در ترویج و تبلیغ متعه چیست؟

ترویجش را مشکلی ندارم؛ چه متعه، چه تعدد زوجات. چون واقعاً آقایانی هستند که توانایی داشتن همسر دوم را دارند و خانم هایی هم هستند که به یک همسر دائم نیاز دارند و از طرفی شرایط ازدواج را ندارند.

ـ همسر اول چه می شود؟

نگاهی که الان در جامعه نسبت به همسر دوم وجود دارد، چیزی هست که به جامعه ی ما تزریق شده است و تا یک زمانی اصلاً در ایران نبوده است. خیلی از آقایان دو همسر داشتند و حتی در یک خانه زندگی می کردند. همین الان هم من سراغ دارم، دو خانمی را که همسر یک آقا هستند و در آپارتمان کنار هم زندگی می کنند. مردی که توانایی روحی و عاطفی و مادی برای تأمین دو زن را داشته باشد، چرا چنین کاری نکند؟!یقیناً جلوی خیلی از فسادها گرفته می شود.

ـ همسر اول چی؟ او که از نظر روحی این قضیه را نمی پذیرد.

باید این مورد برای زن اول جا بیفتد. باید اول دنبال این بگردیم که چرا تا یک زمانی هیچ مشکلی نبوده و بعد مشکل‌دار شده! این تفکر از کجا آمده؟! این تفکر در همین ایران ۵۰ یا ۶۰ سال پیش نبوده یا خیلی کم بوده است.

ـ شما اگر همسر مردی باشد و او قصد ازدواج مجدد داشته باشد، مشکلی ندارید؟

اگر توان اداره ی دو همسر را داشته باشد، مشکلی ندارم. من خیلی به این قضیه فکر کردم و واقعاً با آن مشکلی ندارم. من نمی گویم حالا برود با کسی که خیلی زندگی مناسب و نرمالی دارد، ازدواج کند؛ یک زنی را تحت حمایت خودش بگیرد که نیاز به یک مرد دارد و موقعیت ازدواج برایش پیش نیامده و اگر آن زن (همسر اول) واقعاً یک زن مؤمن خود ساخته ای باشد، این قضیه را قبول می کند. چون یک زن از بسیاری احساسات آزار دهنده مثل تنهایی، عدم امنیت و نیاز نجات پیدا می کند. زن هایی که تن به متعه می دهند، خیلی وقت ها دنبال یک پناهگاه هستند؛ بیشتر دنبال یک حامی و یک سرپناه امن هستند. چرا یک زنی که خدا را می شناسد، فقط خودش را ببیند و با این قضیه مخالفت کند؟

ـ فکر نمی کنید شما حسب شرایط خودتان دارید این را می گویید؟

بله؛ من چون این شرایط را دارم، این حرف ها را می زنم؛ اما خیلی خوب است که آدم ها بتوانند خودشان را جای کسی بگذارند که شرایط این چنینی دارد. پس تکلیف این زن ها و تکلیف فسادی که در جامعه ایجاد می شود، چه می شود؟! فکر می کنید همه ی زن های مطلقه یا بیوه سراغ متعه می روند؟ نه؛ بسیاری هم به حرام می افتند. گرچه اعتقادات خودشان را هم دارند. ولی مجبور می شوند؛ نیاز مالی، بچه دار بودن، حالا هر چی! اینها همه زنجیروار به هم ربط دارد.

ـ با همه ی آسیب هایی که گفتید و اذیت هایی که شدید، باز در آخر می گویید درست است؟

کار مثبتی است؛ ولی در شرایط خودش. دو طرف باید شرایطش را داشته باشند. نوع نگاه جامعه هم به متعه باید تغییر کند. اصل همین نوع نگاه است که می شود از طریق سینما و صدا و سیما و داستان نویسی و رسانه ها و آوردن مثال های خوب و موفق در کنار دلایل منطقی و بررسی شده این نگاه اشتباه را تغییر داد.

ـ نگران نیستید این مصاحبه که کار شد، به شما در کامنت ها بد و بیراه گفته شود ؟

احساسم این هست که احتمالاً خیلی ها علیه من موضع خواهند گرفت؛ آقایان به دلیلی و خانم ها به دلیلی دیگر! خانم های متأهل بیشتر البته!

اخبار مرتبط:

 خاطراتی جالب مردی ۳۰ ساله از صیغه

انتهای پیام/

http://tarood.ir/?p=69078
false
false
false
false
  1. مرد ازاده

    این خانم نمونه نه تنها یک مسلمان راستین بلکه انسان عالم و آگاهست اگر احکام نورانی اسلام پیاده شود و قوانین من دراجای آن را نگیرد اغلب مشکلات حل میشود ولی احکام اسلام را تعطیل کرده اند وفساد و تباهی گسترش داده اند. خدای همه مارا به راه راست هدایت فرما

    • علیرضا

      از طرز فکرت خوشم اومد کاش همه مثل تو فکر می کردن

  2. سعید

    جالبه

  3. طیبه

    من به عنوان یک زن با این خانم موافقم.

  4. بماند

    سلام امثال این خانم محترم در جامعه ی کنونی زیادند ، واقعا باید یه فکری به حال اینها کرد ، اینها هم جز پیکره ی این جامعه اند ، اساسا یکی از مشکلات موجود کنونی جامعه همین نظرات بدون کارشناسانه ی بعضی از کاربران محترم هست ، متعه بخشی از نیازهای جامعه را در قلمرو خودش مرتفع میکند، حال دختران مجردی داریم که خودشان را آلوده ی هوسهای گذرا کرده اند ، رابطه های مخفیانه و مشابه این موارد برمیگردد به نگاه ناسالم بعضی ها ، و حال خیلی از دختران ما پاکند اما دچار غفلت و تنش های ناموزون متن جامعه میشوند ، بنده برای خانم های اینچنینیکه واقعا آسیب پذیرترند باید شرایط روحی و روانی ایده آل را با توجه به موج منفی و غلط غرب که در جامعه رشد کرده ایجاد کرد ، از خداوند عاجزانه درخواست که نسل جوان ما را به یک آرامش قابل توجهی برساند و جایگاه متعه را بیش از پیش به یک فرهنگ قابل قبولی تبدیل کند و ریشه فکری غلط غربیها و غرب زده ها را بخشکاند و جامعه ما را از این مریضی واگیردارکه محصول غرب هست برهاند ، به امید آن روز

  5. سمیرا

    باهاش موافق نیستم.جنس زن و دختر لطیفه حساسه .امروز بایکی فردا با یکی دیگه.ادم داغون میشه.اون ….چرا پیشنهاد ازدواج دایم ندادن بهش؟

    • حمید

      ایشون گفتن که از ادامه دادن چنین روابطی خیلی راضی نیستن چون حس بدی به آدم دست میشه و هر بار مشکل از طرف شخص مقابل بوده
      ( خوانواده ی خودشون هم نگاه بدی داشتن )

  6. دختر

    سلام
    به نظر من کار این خانم و ترویج همچین کارایی نادرست هست، ما اینهمه دخترای مجرد بالای سی داریم، همه سرکوفت میشنون، زخم زبون میشنون ، خیال نکنین زندگی راحتی دارن ایا باید تن به این کارا بدن؟ بالاخره خدایی هم هست همین خانم سنی نداره برلی بطوه ی۲۹ ساله کلی پیشنهاد ازدواج دائم میشه، بنابرین ادم بهتره خودداری کنه تا خدا براش یه راه گشایشی قرار بده، خود من مجردم اما اگه یه روز پسری منو بخواد بفهمم رابطه داشته هرگز قبولش نمی کنم، چون تضمینی نیست در اینده بازم اینکارو نکنه،

  7. رز

    مراقب باشیم که افراد رو سرزنش نکنیم. چیزی که حلال هست رو حرام نکنیم. هرکسی شرایط خودش رو داره. یکی می تونه تنهایی رو تحمل کنه ولی یکی نمی تونه.

  8. ناشناس

    افرین برتو خانم فهمیده درود خدا برتو

  9. محمد

    درنظر داشته باشیم بعضی چیزها برای مرد و یکخانم مجرد اسون تره تا بری زنی که قبلا متاهل بوده . مرد در هر زمان میتونه نیازشو با نظر و پیشناد خودش با ازدواج موقت یا دائم برطرف کنه..یک دختر هم تا زمانی که ازدواج نکرده نمیتونه معنی نیاز رو واقعا درک کنه.. اما زن نیاز داره کسی بیاد سراغش..و حق انتخاب نداره اونقدری که یکمرد یا دختر داره..پس باید به این خانم کمی حق داد..ضمنا با توجه به زیاد بودن خانم ها نسبت به مردها نیاز تو جامعه که برخی مردها که واقعا نیاز دارن همسر دوم اختیار کنن

  10. نازنین

    سلام به شما بانوی
    من همسر اول هستم و همسر بنده بدون اجازه رفته زن دوم گرفته یک مدت با اون خانم صیغه و سپس عقد دایم کرد کارمون به درگیری کشید و بنده دو فرزند دارم اون خانم هم مطلقه بوده
    وفتی حرف های شما رو شنیدم تصمیم گرفتم برم و اون خانم بیارم و باهم زندگی کنیم میدونم برام خیلی سخته ولی با این حرفها فهمیدم اشتباه میکردم.اون هم حق داره
    خدایا منو ببخش

  11. mahtab

    سلام.موضوع جالب ومهمیه من خودم توسن خیلی کم مطلقه شدم آسیب روحی خیلی زیاده
    حس تنهایی،نیازبه دوست داشته شدن ودرکل داشتن یه حامی چه ازلحاظ روحی وبیشتراقتصادی
    به آدم فشارزیادی واردمیکنه امابه نظرمن صیغه بایدبه عنوان آشنایی برای ازدواج دائم باشه که شرایط دو
    طرف بهم بیادواگرم بهم نیومدشرایطشون حداقل حلال بوده وگرنه ازدواج دائم باموقت چه فرقی داره مثلاکسی مثل من فقط شناسنامم یه مهرازدواج خورده دیگه
    یعنی یه مدت صیغه به مدت۱سال بااین تفاوت که همه بفهمندوبه چشم بدمطلقه نگات کنندتوجامعه،بایدطرزفکرجامعه اصلاح بشه من اینهمه وقت ازطلاقم تاالان باکسی درارتباط نبودم بازپشت سرم هزارتاحرفه ،به نظرمنهرکس بسته به شرایطش یاعقدموقت کنه یادائم
    یاتنهایی سرکنه بهترازاینه که هرروزبایکی باشه بی خطبه عقدحداقل به قول استادمامیگفت اینجوری اگه بچه ای هم وسط باشه حلاله چون زن خودشو
    مجبورمیکنه تاوقتی صیغه یاعقده باهمون آقارابطه داشته باشه ولی تودوستی خیابونی که توجامعه زیاده اینجورچیزی رعایت نمیشه ونتیجه میشه یه جامعه مفسد

    • بنیامین زاهد

      سلام دیدگاه شما عالیه

  12. رضا

    خدا ان شاء الله خودش یاری کنه و خیر بده این بانوی مؤمن رو و تمام کسانی رو که با تمام دید غلط جامعه و عرف اشتباه و نکوهش همجنسانشان حق رو میگن و انجام میدن و حلال خدا رو به حرام برتری و ارجحیت میدن.
    احسنت
    و من الله التوفیق

  13. سام

    من با نظر این خانم موافقم.و اگر موردی پیش بیاید این کاررو میکنم فقط ارتباط برقرار کردن وپیدا کردن طرف مقابل خیلی سختو حتی غیرممکن است

  14. خداداد

    با سلام به همه کسانی اعتقاد به خدا و اخرت دارن عزیزان بنده یک همسر دارم و خیلی هم ازش راضیم ،البته کم کاسی هایی هم است از طرف هردوی ما ولی قابل درک است ونه نیاز به همسر دوم دارم و نه توان رعایت حقوق معنوی و مادی دو همسر را فعلا ،اما عزیزان معتقدم از جان ودل هم معتقدم هدف از همه این دنیا جلب رضایت خدای بزرگ است ،و معتقدم همه احکام الهی در مسیر نیل دادن بشریت به سوی کمال حقیقی و زندگی واقعی و ابدی انسانهاست پس نگاهمان را به زندگی چند روز دنیا کوتاه نکنیم که این نوع نگاه محدود به دنیا نگاهی جاهلانه است واز همه شما وما بعید است فلذا اکثر فرمایشات خواهر بزرگوارمان را قبول دارم . این منطق من است که از اسلام و قران اموخته ام امیدوارم که در عمل هم موفق باشم، التماس دعا

  15. پیروز

    شرم بر ما که فکر میکنیم از خدا بیشتر میدونیم و حلال خدارو حرام میکنیم به بنده خدا درود بر شما بانو که جلو خدا و رسول سر بلندی و ننگ بر این جامعه احمق . ..بزرگ ترین خیانت رو به ازدواج موقت کرده

  16. عباس

    خواهر عزیزم یقین که جهاد می کنی و بر طبق نص صریح روایت از شیر مادر حلال تر به شماست من و امثال من کی باشیم بخواهیم روی روایات دینی اظهار نظر کنیم. وقتی خدا می بخشه کدخدا چه کاره ست؟!!!
    هر چند باید متعه بر طبق استحبابات باشه خوردن گوشت گوسفند یا مرغ و شتر حلال است اما چه احادیثی که در باب پرخوری در اسلام آمده. حلال بودن گوشت گوشت گوسفند دلیل بر خوردن تا سر حد مرگ نیست. متعه هم به این صورت است. جایز بلکه مستحب نیز هست. اگر با فرهنگ اسلامی ممزوج شود و شان و منزلت زوجه در این رابطه در اجتماع نگه داشته شود و در شرایط و موقعیت مناسبش استفاده شود خیلی هم خوب است
    الان متعه جایی در فرهنگ و عرف ما ندارد جامعه ی پاکی داریم؟!!! آمار فساد و… که اگر بخواهم نام ببرم به طوماری بدل خواهد شد در جامعه کم است؟!!! چه بسا دختران و پسران بی گناهی که با این نگاه منفی و از شرم قضاوت بی رحمانه و ظالمانه ی مردم دهن بین به دام فساد افتادند. آیا آن دسته انسان هایی که از روی جهالت یا خیانت با استحبابات دینی مقابله می کنند از شریک شدن در این گناه به خاطر اظهار نظرات غاصبانه ی شان در سر پل صراط ترس ندارند؟!!! البته که باید در تمامی موارد اسلام را پیاده کنیم نه فقط در متعه. اگر شنیده شود خدای ناکرده رابطه ی نا مشروعی بین دو نفر وجود دارد به جه بسا ساده تر(اگر نگوییم به آسانی) از کنار آن می گذریم تا اینکه دو نفر به خاطر حلال خداوند از فعل حرامی چشم می پوشند و خیر عقبی را به شر دنیا ترجیح می دهند. برای اشاعه ی فساد لازم نیست کار خاصی صورت بگیرد همین که جلوی حلال خدا را بگیرید فساد خود به خود در جامعه نشر پیدا می کند. جلوگیری از حلال = انتشار حرام

  17. نكيسا

    سلام و ادب به همگی
    جالبه که گناه و ثواب با خواندن یک جمله عربی از هم جدا می شوند
    خودمان را گول نزنیم
    اگر دو نفر واقعا یکبار و برای همیشه فقط به هم دل می دادند و نه به یک جمله عربی دیگر نه گناهی وجود داشت نه شکستن دلی و دنیای کثیفی پر از نیاز جنسی تنها
    نه چشم زنی دنبال مردی به غیر از مرد خودش بود و نه چشم مردی به زنی غیر از فرشته خودش هرچند هم مشکل داشته لاشند باهم حلش می کنند و این کاستی بهانه ای برای به تمسهر گرفتن واژه هایی مانند عشق و علاقه نمی شد

  18. قاسم

    سلام بر خواهر گرامی که نور ایمان در روح او تجلی یافته است خواهرم اگر قرارباشد تضادبین عرف به ناحق فعلی با شرع ازبین برود باید جهاد فرهنگی صورت پذیرد که همه ما شیعیان مسئول هستیم ایا وقتی دشمنی به کشور ما تهاجم کند مگر نه اینکه دفاع شرعا واجب میشود پس چگونه است که وقتی به دختران وبانوان مملکت ما به گونه ای که شاهد هستیم در خیابانهای شهرمان تعرض میشود باید ساکت باشیم فقط به خاطر عرف غلط -از دیدگاه جامعه شناسی دلیل بیشتر تعرضات نیازهای جنسی وعاطفی هر دو جنس است که به دلیل شرایط بد اقتصادی امکان اجابت ان به صورت دائم وجود نداردپس بهتر نیست به حرف خدایی که شرعا دفاع از میهن راواجب کرده کوش دهیمو از متعه که راهکاری انسانی است استفاده کنیم .

  19. ناشناس

    سلام
    با خواندن متن فوق و نظرات دوستان
    چقدر جالب که ۹۹ درصد موفق زن دوم شدن و زن دوم اختیار کردن بودن…. مایه ی تاسف و خاک بر سری و خفت و خواری است… تنها و تنها به این فکر و کنید که آیا دوستانی که به نام اسلام و خدا و به کام خویش و هوس و هوی، موافق اختیار زن دوم هستند آیا اگه روزی دختر خودشون هم بخواد زن دوم بشه این موضوع رو تحسین خواهند کرد، آیا شما مومنان واقعی ولیکن نه حقیقی، اگر در ایران مرد بیشتر از زن بود حاضر بودین زنتون همزمان دو همسر داشته باشد؟؟؟ اسلام فقاهتی را با دین حقیقی خداوند که ترویج مهر و محبت و وفاداری است اشتباه نگیرید… و شما بانوان محترم و دلواپس، باید برای شما متاسف بود که حاضر به خیانت به جنس خودتان هستین و این نشانه ی مریضی های لاعلاج روحی و روانی شماست…
    التماس تفکر…

    • شاهین

      سلام خانم خودخواه!!!!
      باید بدانید فسادی که در جامعه به وجود آمده در نتیجه مدل فکری شماست!!!
      این را هم بدانید که بسیاری از مردان در بازه های زمانی خاصی همسر دوم اختیار می کنند ولی شما از آن بی خبر هستید. به عنوان مثال مردانی را دیده ام که در دوران بارداری همسرشان سراغ همسر دوم می روند ولی همسر اولشان از آن خبر ندارند. شما یا مسلمان هستید و یا نیستید؟ اگر دین شما اسلام است در مسلمان بودنتان شک کنید و اگر هم مسلمان نیستید باید بدانید که متعه به اسلام مربوط می شود و ارتباطی به دین شما ندارد!!! این مدل فکری کار دست جامعه می دهد. نمیدانم که چرا یک عده فکر می کنند بیشتر از خدا و ائمه می فهمند؟!! خیلی از خانمها هستند که اگه شوهرشان به فقرا کمک کند خوشحال می شوند و به خودشان میبالند که چنین همسری دارند ولی باید بدانند که نیاز همه مالی نیست و افرادی هستند که نیاز به یک سرپناه دارند و به شخصی نیاز دارند که نیازهای دیگری را هم بتواند تامین کند.
      به عنوان شالوده ای از این بحث به بیان کلامی از امیرالمومنین علی(ع) بسنده می کنم که فرمودند: “غیرت زن کفر است، و غیرت مرد ایمان”

  20. شاهین

    با سلام خدمت همگی عزیزان،
    به نظرم اگر در متعه همه چیز به نحو احسن انجام شود بسیار خوب است. متاسفانه بسیاری از خانم ها نمی توانند خودشان را جای شخص دیگری قرار دهند و این اخلاق می تواند به فساد و مشکلات اخلاقی در جامعه دامن بزند. بسیاری از خانم های مطلقه و بیوه به خاطر مسائل مالی و روانی تن به کارهایی می دهند که در شان جامعه اسلامی نیست. گاهی اوقات یک زن بی سرپناه دارای فرزند هست و خانمهایی که شوهر دارند می توانند با یک پیشنهاد خداپسندانه کاری کنند که سایرین هم سرپناه داشته باشند و کاری کنند که یک بچه بخاطر آواره شدن در کوچه و خیابان در یک خانواده و یک سرپناه رشد کنند. در فامیل ما زنی بود که در یک اقدام خداپسندانه خودش برای شوهرش یکی را خاستگاری کرد و آن مرد هم زن دومی اختیار کرد و الان هم زندگی خوبی دارند و در آرامش کامل زندگی می کنند. اشکالی که می توان به جامعه فعلی گرفت این است که حتی بسیاری از زنان مسلمان هم به صورت کامل تسلیم دین خدا نیستند و قسمتی از دین را میپذیرند و قسمت دیگری را خیر. قبول دارم که مردها نیز از نظر اخلاقی و سطح شعور متفاوتند ولی ذاتاً یک مرد می تواند چندین زن را دوست داشته باشد و به آنها عشق بورزد ولی زن اینگونه نیست و درک این موضوع هم برای اکثر خانم ها بسیار سخت و در بیشتر موارد غیر ممکن است.

  21. رضوان

    سلام خدمت دوستان
    همه شاهدیم سن ازدواج جوانان چه پسر و چه دختر بالا رفته و مسئله متعه میتونه عاملی برای به آرامش رسیدنشون باشه؛ و من بعنوان دختر رشیده حق دارم از این نعمت الی استفاده کنم اما آیا با برخوردای ناخوشایند خانواده و اجتماع میتونم متعه کسی بشم

  22. ابراهیم

    با سلام
    بنده حقیر در ابتدا برای افرادی که این خانم مومن و بر حق رو مورد سرزنش قرار میدن متاسفم بخاطر طرز فکرشون

    اما در مورد شما خواهر گرامی اینو بگم که شما و طرز دیدگاه تون جای تحسین و حتی تقدیر و تشکر داره ایکاش افراد مثلا مذهبی که ادعا می‌کنند مذهبی هستند اما شرع و حلال خداوند متعال رو حرام جلوه میدند طرز فکر و دیدگاه شون رو اصلاح بکنند وگرنه بمانند خوارجی که ۲۴ ساعته در مسجد عبادت میکردند اما منکر ولایت علی ع بودند و حتی آن حضرت را کافر خطاب میکردند بمانند خوارج آن زمان در گمراهی و جهالت دنیا را وداع خواهند کرد

  23. نسرين

    امثال این خانم باعث ترویج فساد و نابودى زندگى هستند کسانیکه به راحتى روى کارهاى غیر اخلاقى و غیر انسانى خودشون کلاه شرعى میذارن.نابود کردن زندگى دیگران و دزدیدن احساسات یک مرد متاهل قطعا جزایى داره و حتى اگر این افراد موفق به ازدواج دائم بشن روزى روزگارى شخصى مشابه خودشون زندگیشونو تهدید خواهد کرد.وقتى زن ها به هم رحم نمیکنند واقعا چه باید کرد…؟
    امیدوارم روزى از دریچه انسانیت و اخلاق به دنیا نگاه کنید.

  24. ناشناس

    کارش احمقانه اس..
    باخواندن دو تا آیه عربی، ماهیت کارت رو از …به صیغه تبدیل می کنند
    خودش هم گفته که دیگه صیغه نمیشه، چون میدانه احمقانه اس
    شاید چون این خانم با مرد متاهل ارتباطی نداشته و زندگی زن و بچه ای دیگر را نابود نکرده، اینطور صحبت می کنه
    خدا کجا بود
    پیامبر کجا بود
    محرمیت و نامحرمیت کجا بود
    آدم باید آااادم باشه و به اسم خدا و پیغمبر ، باعث نابودی زندگی خودش و زن و بچه دیگه نشه

  25. ناشناس

    با نیازهای روحی خانم موافق اما با ترویج تعدد زوجه سرسخت مخالفم…خیلی از اقایون هم خانم رو تامین اسم دین و شریعت خانم بره با اقای دیگه؟

  26. مرتضی

    من یک مرد هستم. الان هر چی بگم ممکنه بگین از دید جنسیت خودت میگی
    اما ازدواج موقت حلال خدایی است که ما حرامش کردیم حالا آمار فساد و خیانت را ببینید از مراجع رسمی هم نه از کوچه بازار
    اسلام گفته میشه تعدد زوجه داشت به شرط برقراری عدالت باز ما گفتیم بده حالا هرکی را می بینیم بجای تعدد زوجه، تعدد دوست دختر داره.
    بهایئت به زنها حق تعدد زوج داده ببینید اونها کجا هستند( قابل توجه کسانیکه …..)
    والله خدا از ما بهتر می فهمیده چی بده چی خوبه
    خدا حکم داده با یک جمله عربی خونده بشه (قابل توجه دوستان به فارسی هم میشه) و دو تا نامحرم بهم محرم بشن حالا موقت و دائم… ظاهرا بعضی ها از خدا بیشتر می فهمند که میگن این یکی دو جمله الکی هستند
    آقا سه راه وجود داره ۱ تقوا و بیخیالی.۲ ازدواج حالا دائم یا موقت ۳ راه گناه که گفتنش هم گناه است
    این سه راه فقط مسائل جنسی نیست در سطح مسائل روانی و عاطفی هم قابل تعمیم است

  27. تقی

    سلام به همه دوستان
    من با حوصله تمام نظرات رو خوندم
    به نظر من باید به تمام جوانب نگاه کرد و نظر داد
    ۱-موقیعیت
    ۲-تحصیلات
    ۳-فرهنگ
    ۴-امکانات
    ۵-خانواده
    ۶-سن
    ۷-و…
    تمام دوستانی که نظر دادن چه موافق چه مخالف باید دقت داشته باشن که طرف مقابل در چه موقعیتی قرار داده چی جور زندگی میکنه و ما چه کمکی کردیم به حل مشکل این افراد بیایید به جای فحش وتهمت وناسزا به اینا اگاهی بدیم کمک مالی بکنیم چون هیچ خانمی به هیچ عنوان دوست نداره همسر دوم بشه چه دایم وچه موقت و هیچی آقایی نمی خواد دردسر زن دوم رو به جون بخره به جز آقایون هوسران که اینا موقت نباشه غیر قانونی وغیر شرعی و با هر راهی هم شده این کار رو می کنن و براشون هیچ چیز مهم نیست
    باید بدونیم اینا چی می کشن یه حرف ساده است که بگیم محبت کن درست میشه به عنوان مثال یکی از آشنایان بعد از ۲۲ سال زندگی بچه دار نمیشه و مشکل از خانمه چی کار کنه طلاقش بده یا حسرت فرزند به دلش بمونه شاید بگین بره بچه بیاره درسته اما اون نمیخواد بچه دیگری رو بزرگ کنه و یکی دیگه که خانمش از همون اول بیماری داره و نمی تونه حتی یه چای درست کنه و اگر هم شوهرش طلاق بده نه امکانات مالی داره و نه کس و کاری که مواظبش باشه به نظر شما شوهر ش چی کار کنه و یا خانمی که شوهرش فوت کرده و تنها یه دختر داره که اون هم نمی تونه از اون نگهداری کنه این خانم با ۴۰ سال سن کجا بره تنهایی چی کار کنه ایا حق زندگی نداره
    من نه موافقم ونه مخالف اما تمام خانمها و آقایون که نظر میدن هم ادب گفتار رو رعایت کنن و هم درکی از موضوع داشته باشن نظر بدن و نظر همه محترمه حتی بر خلاف میل دیگری باشه اما با ادب واهکار مناسب
    ودر آخر وقتی در هر موضوع و صحنه یا گفته ای نظر میدیم یاد این جمله باشیم که آتش نگرفتی تا بدانی من چی کشیدم

  28. رهگذر

    من هم به عنوان خانومی که مطلقه هستم خطابم به خانمایی مثل خودم هست:
    خواهرعزیز درسته که صیغه دراسلام حلاله اما محض رضای خدا وارد زندگی خانومای متاهل نشید.قطعا خودت هیچوقت دوست نداشتی کسی اواربشه رو زندگیت زندگی کسی رو به هم نریزید نرید تو زندگی مردای متاهل اکثرا فقط رو هوس پیشنهاد میدن رو تنوع طلبی محاله کسی مطلقه باشه پیشنهاد بهش نداده باشن اما شما قبول نکنید یک زندگی ممکنه نابود بشه بچه ها اواره بشن بخاطر رضای خدا نکنید اگرهم هستید تیشه به ریشه زندگیشون نزنید. کم نیستن مردان متارکه کرده بهترین گزینه همونا هستن و بحث دیگه نه مرد مجرد نه مرد متاهل واقعا مشکلات خودشونو دارن مردای مجرد هم یک جور مشکل درست میشه، برای ازدواج دائم شما رو اگر نخوان بعد ازنظر عاطفی کم صدمه نمیبینید.اما مردای متارکه کرده شرایطشون مثل خودتونه دنبال اول ازدواج دائم باشید برای جسم وروحتون انقدرارزش قائل باشین که گذری اونو دراختیارکسی قرارندین اولین گزینتون ازدواج دائم باشه با کسی مشابه خودتون. ازدواج موقت موقته سن که بالاتر بره ممکنه رها بشید درصورتی که جذابیتها وزیباییهاتون افت کرده و موقعیتهای قبل هم ممکنه دیگه براتون ایجاد نشه پس خواهشا دنبال صیغه تا میتونید نرید.

  29. رهگذر

    من کم صدمه ندیدم به خاطر نه گفتن به مردای متاهلی که ازروی هوس پیشنهاد دادن و یکیشونم ناتو دربیاد برای یک عمرازاردادن شما بسه . انتقام جویی شدید فقط بخاطر تن ندادن به خواسته های بیشرمانه گاهی عقوبت این نه گفتناست تا جایی که حتی امکان ازدواج دائم با خواستگارای دیگه هم نداری. اما بدونید بالاخره خدایی هست خدایی که بالاخره یه جایی تو زندگی دستتو میگیره کمکت میکنه خدایی که قضاوتت میکنه مهم نیست بقیه چی میگن مهم اینه که پیش خدای خودت روسفید باشی.بهش اعتمادکن جایی جوری نجاتت میده ودرکنار دیگری قرارت خواهد داد که بزرگی وعظمتشو با تمام وجود باورکنی و نکته دیگه خدمت برادران بزرگوار اگر خانمی به شما نه میگه برای نه گفتنش تخریبش نکنید ازارش ندین بیچارش نکنین.زن مطلقه گوشت قربونی نیست که هرکسی ازکنارش رد شه میخواد یک تیکه ازکنارش بکنه انسانه حرمت داره ارزش داره براش به اندازه انسان بودنش ارزش وحرمت قائل شید.

  30. محسن

    ازدیدگاه متعالی خواهرم متشکرم
    اگربه شریعت اسلام عمل شود جامعه آرامش خواهدداشت

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true